آقای رییس جمهور! محیط زیست عبارت است از برقراری ارتباط – 3

در نخستین سالها از آغاز دههی 90 میلادی، یکی از عجیبترین فرضیههای زمان ما شکل گرفت؛ پندارینهای موسوم به «نظریه وحدت طلبانهی ارتباط به مثابه بومشناسی» یا “Unitary theory of communication as ecology”؛ فرضیهای که جنجالهای فراوان و پردامنهای در محافل محیط زیستی برپا کرد. بر بنیاد این نظریه، مجموعه پیوندهایی ارگانیک و منطقی بین انسان و دیگر ابعاد زندگی او در حوزهی اقتصاد، اجتماع ، سیاست و فناوری با محیطزیست وجود دارد که اگر درست کشف و تبیین شود، میتوان به پایداری محیط زیستی که آن انسان در آن میزید، امیدوار بود. در حقیقت طرفداران این پندارینه بر این باورند که شاخص یک جامعهی فرا صنعتی (Post- industrial) را باید با عیار میزان هارمونی انسان و طبیعت محک زد.
از همین رو، امروزه در بیشترِ کشورهای شمال با تکیه بر این پندارینه، بحث بر سر دستیابی به نوع پیشرفتهای از اقتصاد زیستمحیطی، موسوم به اقتصاد بومشناختی است؛ اقتصادی که شاید بتوان پایههای شکلگیری و پیدایش آن را تا اواسط سدهی هفدهم میلادی، یعنی زمان آغاز نخستین جدالها و مناقشات کلامی نخبگانی همچون ولتر، روسو (ژان ژاک روسو، جامعه¬شناس مشهور فرانسوی، سردمدارِ نهضت بازگشت به طبیعت در قرون 17 و 18 میلادی بود)، اولباک، اسپینوزا و اِوِلین (J. Evelyn) بر سر نشانزدهای زیان-آورِ فعالیتهای اقتصادی بر محیطزیست، به عقب برد. مباحثی که فرزانگانِ دیگری چون رابرت هوک، چارلز داروین، ژان باتیست دولامارک، آلفرد راسل والاس و سرانجام ارنست هینریش هگل بنیانگذار دانش بومشناسی در سدههای بعدی آن را دنبال کرده و قوام بخشیدند تا اینکه در اوایل دههی 1920 آرتور پیگو، اقتصاددان شهیر انگلیسی، پیشنهاد استفاده از «مالیات سبز» را مطرح کرد؛ مالیاتى که از نظریهی «توجّه به آلودگی به مثابه یک هزینهی خارجی» – هزینهای که توسط فرد یا افرادی بر گروهی دیگر بدون پرداختن تاوان و خسارت تحمیل شود – ریشه گرفته و اندازهی آن برابرِ تفاوت میان منفعت نهایى خصوصى آلودهکننده و منفعت نهایى اجتماعى بود. در حقیقت اصلیترین توصیهی راهبردی پیگو هنوز هم معتبر است: یک نرخ مالیات زیستمحیطى مؤثر، باید به طور مستقیم بر انتشار وضع شود و نرخ مالیات باید در هر واحد نشر یکسان باشد. وجود چنین مالیات زیستمحیطى یکسانی، بدین معناست که صاحبان صنایع آلودهکننده باید تا جایى نشر آلودگی را کاهش دهند که هزینهی نهایى کاهش یک واحد آلودگى اضافه، با نرخ مالیات برابر باشد.
اینها را گفتم تا به یاد داوطلبین ورود به ساختمان پاستور بیاندازم که ما تا چه اندازه در این حوزه کمکار بوده و حتا نتوانستیم به تعهدات پیشبینیشدهی خود در برنامه 5 سالهی چهارم (ماده ۶۰) پایبند بمانیم.
امید که رییس جمهور آینده از آن گروه اقتصاددانانی در کابینهی خود استفاده کند که به عینه از ضرورتهای اعمال مبانی اقتصاد بومشناختی و حسابداری سبز آگاه بوده و باور داشته باشند.
در همین باره:
– بیاییم مطالبات خود را از رییس جمهور آینده به اشتراک نهیم
– مطالبات محیط زیستی از رییس جمهور آینده – ۲




سلام
مهم اینست که در ابتدا فهم زیست محیطی داشته باشیم.
وقتی که نمی دانیم که محیط زیست یعنی جایی که زندگی می کنیم و زندگی می کنند – دیگر مابقی موارد را نخواهن شنید.
وقتی که معاونت محیط زیست کشور از درک موقعیت منطقه ای عاجز است و یا اینکه یکی از پارک های ملی را فاقد شرایط برای پارک شدن و … می داند – دیگر چگونه می خواهیم که …./////؟!!
بدرود.
درود بر ابوحنانه عزیز
همواره گفته ام که اگر ضریب حساسیت مردمی نسبت به ملاحظات محیط زیستی افزایش یافته و دچار تحول شود، آنگاه می توان به پایداری محیط زیستی وطن امیدوارتر بود. واکنشهایی اینچنین که البته از سر درد است، می تواند نوید بخش آن روز باشد. چرا که همواره زیباترین عکسها از دل سیاه ترین اتاق ها به در می آیند.
زنده باشی هموطن عزیز بوشهری من.