مهار بیابان‌زایی

دو میلیون هکتار واگذاری جدید! آیا فریادرسی نیست؟

در بیست و سومین روز از تیرماه 1391، خبرگزاری کشاورزی ایران، به نقل از رییس اتحادیه ملی محصولات کشاورزی کشور – مختار مهدی زاده – خبر داد که 35 درصد میوه ها در طول زمان حمل ونقل از بین می روند. خبری که البته حتی به اندازه یک میلیونیوم خبر افزایش قیمت مرغ و تخم مرغ برای کسی جذابیت نداشت و سوخت.

اما به راستی این خبر دارد چه واقعیت زنهاردهنده ای را هشدار می دهد و چرا آنهایی که باید، پیام هشداردهنده نهفته در آن را درک نمی کنند؟ مگر جز این است که آمارهای رسمی، راندمان آبیاری در بخش کشاورزی را در بهترین حالت، افزون از 35 درصد نمی داند؟ و مگر جز این است که نمایندگان مجلس شورای اسلامی، دولت را موظف کرده‌اند این رقم را تا پایان برنامه پنج ساله پنجم به 5/42 درصد برساند که در آن صورت هم دست کم 20 درصد کمتر از میانگین های جهانی آن است. به دیگر سخن، 65 درصد از آبی که با این هزینه گزاف در اختیار بخش کشاورزی قرار می گیرد، پیش از تولید به هدر می رود و از آنچه که به مصرف تولید می رسد هم، عملا35 درصد دیگر به دست مصرف کننده واقعی نمی رسد!

اگر فرض کنیم که در هیچ جای دیگری از سازوکار پیچیده و درهم تنیده بخش کشاورزی، دیگر هیچ لکنتی وجود ندارد – که دارد – باز هم، تامل در همین دو عدد، اوج هدررفت سرمایه را در ایران نشان می دهد! نمی دهد؟ فقط کافی است به بودجه هنگفت بخش سدسازی و هزینه های گزاف حفر چاه و نصب موتورپمپ های برقی برای تامین آب مورد نیاز در بخش کشاورزی دقت کنیم و آنگاه با خود این پرسش را تکرار کنیم: آیا به جای اولویت قراردادن تامین آب در بخش کشاورزی، نباید تجهیز نرم افزاری و افزایش دانش کاربران آن در اولویت قرار می گرفت؟ چگونه است که برای ساخت یک سد مثل گتوند علیا حاضریم 3000 میلیارد تومان هزینه کنیم، اما به گفته سید رحیم سجادی (معاون آب و خاک و صنایع وزارت جهاد کشاورزی)، با اعتبارات موجود حتی نمیتوان به اهداف مندرج در برنامه پنجم، یعنی همان راندمان 42.5 درصد در بخش آبیاری رسید، چراکه برای این مهم، نیازی به 2300 میلیارد تومان اعتبار است که موجود نیست! هست؟

بنابراین، همچنان ما سد می سازیم و 90 درصد از آب تنظیم شده به وسیله سدها را هم در اختیار بخش فقیری به نام کشاورزی قرار می دهیم تا آن بخش هم تقریبا همه آن را به هدر دهد. به راستی نام این روند حیرت انگیز را چه می توان نهاد؟ آیا محمد درویش دارد از یک معادله سخت چندمجهولی با شما سخن می گوید که برای حلش باید به سراغ چند ابررایانه و دانشمند نابغه رفت؟! اگر این طور نیست که نیست، پس چرا هیچ اقدام جدی برای وارونه کردن تخصیص اعتبارها در سطح ملی در حوزه موصوف نمی بینیم؟ شگفت آورتر و خطرناک تر آنکه اینک از قول رییس جمهور در دیدار با مردم سبزوار در 24 اردیبهشت سال جاری می شنویم: قرار است دو میلیون هکتار دیگر به مجموع اراضی کشاورزی کشور اضافه شود! یعنی قرار است، کاربری اراضی دو میلیون هکتار از منابع طبیعی کشور به کشاورزی تغییر کند!

نگارنده در طول چند ماه نخست سال جاری با هر صاحب نظر و متخصصی که در حوزه کشاورزی، آب، منابع طبیعی و محیط زیست گفت وگو کرده است؛ جملگی نسبت به تبعات اجرای این دستور جدید رییس جمهور ابراز نگرانی شدید کرده اند؛ حتی عالی ترین مدیران وزارت نیرو، آشکارا و نهان ناخشنودی خود را از اجرای چنین تصمیمی ابراز داشته اند، چراکه ورود دو میلیون هکتار اراضی کشاورزی جدید به چرخه تولید، یعنی تخصیص 10 تا 20 میلیارد متر مکعب آب جدید؛ آن هم در شرایطی که کشور با بی سابقه ترین بحران کم آبی مواجه است. اغلب دشت ها ممنوعه اعلام شده، سطح سفره آب زیرزمینی به شدت افت کرده، بسیاری از تالاب ها و دریاچه ها خشک شده و حتی در خان میرزای لردگان و دامنه های سهند و سبلان هم فرونشست زمین گزارش شده است.

به راستی چرا همه سکوت کرده ایم؟ چرا کسی اعتراض خود را علنا به چنین تصمیم غیرکارشناسی اعلام نمی دارد؟ و چرا چشم خود را روی ویرانی دومیلیون هکتار دیگر از منابع ارزشمند طبیعی خود در بخش مرتع و جنگل به بهانه رونق کشاورزی بسته ایم؟ به خدا ما در برابر آیندگان مسوولیم ای کارشناسان، ای مدیران و ای نخبگان حوزه آب و منابع طبیعی و محیط زیست! تا کی می خواهیم در نقش روشنفکران هیزم کش، الواربیارِ آتش نادانی باشیم؟ چرا کسی نمی پرسد: مگر از آن 17 میلیون هکتار اراضی کشاورزی موجود، داریم به خوبی استفاده می کنیم که در صدد گسترش سطح آن برآمده ایم؟ چرا نمی پرسیم: آیا تلاش برای افزایش تولید در واحد سطح، تلاش برای کاهش ضایعات کشاورزی و تلاش برای ارتقای راندمان آبیاری، نباید بر تلاش بر گسترش افقی اراضی کشاورزی اولویت داشته باشد؟

آیا من دارم سوال های سخت می پرسم؟!

ای مدیران که در ساحل، خرم نشسته اید، یک نفر دارد می دهد جان؛ یک نفر که نامش «منابع طبیعی» است! آیا فریادرسی نیست؟

 

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

2 دیدگاه

  1. استاد گرامی درویش عزیز:
    چه خوب بود مطالب خود را معطوف به کنفرانس دوحه و نتایج غمانگیز آن اختصاص میدادید.باسپاس فراوان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا