مهار بیابانزایی
نه! این ماسههای روان، بیابان نیست؛ کارون است، پرآبترین رود ایران!

چه کسی با مشاهدهی این عکس باور میکند که این ماسهزارهای تفتیده، تا همین ماه گذشته، بستر پرآبترین و طولانیترین رودخانهی دایمی کشور – کارون – بوده است؟ یگانه رودخانهای که بخشی از آن قابلیت کشتیرانی هم دارد (بخوانید: داشت)! امّا آن رودخانهی خاطرهانگیز و خروشان، امروز نهتنها پذیرای هیچ کشتیای نیست، بلکه بلمهای مردمان خونگرم جنوب را نیز به دشواری میپذیرد!
مهدی قنواتی، عکاس خبرگزاری فارس، تصاویری باورنکردنی از روند خشکشدن پرآبترین رودخانهی ایران بر روی درگاه این بنگاه خبررسانی قرار داده است که اینجا میتوانید همهی آنها را ببینید.









چه باید کرد؟…
پاسخ:
شاید بهتر باشد بگوییم: چه نباید کرد؟!
– نباید بدون لحاظ توانمندی بوم شناختی سرزمین، در اندیشه چیدمان توسعه در منطقه بود؛
– نباید بدون تامین حق آبه کارون، در اندیشه انتقال آب به حوزه های دیگر بود؛
– نباید صنایع پرمصرف را در جایی مستقر کرد که آبی وجود ندارد؛
– نباید به بهانه امنیت، همه ملاحظات توسعه پایدار را فراموش کرد؛
– نباید ابتدا سد ساخت و آنگاه ارزیابی کرد! کاری که در کارون 3 و 4 انجام دادیم؛
– نباید پیش از تثبیت بالادست و تجهیز پایین دست به شبکه های آبیاری، سد را به بهره برداری رساند؛
– نباید استحصال از انرژی های نو در خوزستان را فراموش کرد.
کجاست شاعری که سرود :
بلم آرام چون قوئی سبکبال …
به نرمی بر سر کارون همی رفت ….
باور کردنی نیست .. بغض کردم ….
وحشتناکه! من نمیتونم باور کنم
کارون بهترین خاطرات دوران زندگیم کنار این رود بوده با اون غروب زیبایش
افسوس… افسوس…
با اجازه در بلاگ نیوز لینک شد
جناب درویش عزیز و محترم
عکسها را دیدم. ایکاش نمیدیدم. بهتر بگویم ایکاش زودتر میدیدیمشان. بدون آب کار بشر تمام است. نمیدانم چه بگویم در برابر این “مرگ آهسته و حتمی”.
با احترام
محمد
در بلاگ نیوز لینک داده شد .
باتلاقها مردابها دریاچه رضاییه راینده رود وحال کارون
قردا نوبت کدام است با نکه کارون را ندیده اماما کارونی هایی دوستانم بودند وصفش را زیاد میگفتند و به آن فخر میفروختند برای آنها برای کارون برای . .متاسفم.
دلم نمیخواهد باورش کنم.
پاسخ:
مرگ کارون مثل مرگ ایران می ماند …
کاش هیچگاه رخ ندهد …
زنده باشی عمو جان
با سلام بر شما درویش عزیز
فاجعه کارون به همین جا ختم نمیشود اگر از تزدیک دوستان کارون را مشاهده کنند چیزی بجز فاضل آب جاری نمی بینند کارونی که روزی از ترس کوسه هایش کمتر کسی جرات شنا کردن در آن را داشت وحالا به لطف ….. از بوی کندش جرات شنا کردن در آن را نداری
بر قار وپایدار باشی
ای کاش کار طبیعت بود و دیگر نگرانی کمتر ای کاش کار بیگانه بود و نه زخم خنجر برادر
با سلام…بله واقعا دردناکه دیگر پل کارون نقشی ندارد مثل سی وسه پل و…… بله خیلی غم انگیزه دیگر آبی در جریان نیست آب آب آب کم کم باید این واژه را به فراموشی سپرد….
درود بر علیرضای عزیز و ممنون از همراهی ات با گرایه های مهار بیابان زایی …
به امید روزی که همه ما قدر کارون را بیشتر بدانیم.