اروند درویشچیستانخاطرات روزانهزنگ تفريح!عكس ها و یاهامناسبت‌ها

وقتی که اروند با خودش در آینده عکس یادگاری می‌گیرد!

این عکس را نگاه کنید و برایم بگویید که ماجرا چیست؟!

اروند در کنار خودش در آینده!

در ضمن در راستای یادداشت قبلی، برایتان بگویم که اروند به هدف خود رسید و به مناسبت پایان دوازدهمین سال زندگیش – 10 مهر 1392 – یک فروند تبلت هدیه گرفت!

اروند درویش

دقیقاً ۲۰ دقیقه از ساعت ۱۱ صبح روز ۱۰ مهر سال ۱۳۷۹ گذشته بود که در زایشگاه اقبال تهران به دنیا آمدم و فکر می‌کنم از همان لحظه – یا شاید هم قبل از آن! – به سلطان بلامنازع سرزمینی تبدیل شدم که هرچند بزرگی‌اش از یک‌صدم هکتار بیشتر نبود و تعداد ساکنینش هم فقط دو نفر بودند! اما به هر حال تقریباً مطمئنم که قلب آن سرزمین کوچولو و آدم‌های اندک اما مهربانش، با پوم‌تاک قلب من هماهنگ است و فکر می‌کنم هیچ‌چیز در دنیا ارزشمندتر از این نیست که آدم‌هایی باشند که تو را فقط و فقط به خاطر خودت و بدون هیچ منت و چشمداشتی دوست داشته باشند. و تو با حضور آن‌ها و لمس لرزش دلشان، احساس کنی... عمیقاً احساس کنی که «زندگی، ضرب زمین در ضربان دل ماست ...»

نوشته های مشابه

‫5 دیدگاه ها

  1. تـــــبـــــریــــک میگم.با شناختی که از اروند عزیز پیدا کردم میدونم که استفاده از این تبلت هم در راستای آموزش بیشتر خواهد بود.پس چقدر تاثیر مثبت براش خواهد داشت… .
    ضمنا آقای مهندس درویش عزیز مدتی هست در سر خرید یک تبلت یا گوشی “سبز” به مشکل برخوردم!از طرفی هم نمیخوام سودی به جیب مردم کشور هایی که درصد افراد حیوان آزارشون خیلی زیاد هست یا حیوان آزاری در اونجا یک روال هست(مثل چین یا کره)بریزم!
    شما پیشنهادی دارید؟انتخاب شما چه بود؟

  2. سلام – دمتون گرم \ هم باباي محترم اروند و هم خود اروند جون – راستش اروند رو انقدر تو عكسا ديديم كه دوست داريم به صورت ويدئو هم ببينيمش … اگه امكانش هست فيلم اروند جون رو هم بذارين – سپاس

  3. اروندجان سلام،من درهمایش زیست محیطی استان ایلام با بابات آشنا شدم وبراش عکس فرستادم،خوشحال شدم که دوستی مثل ایشون پیدا کردم،انشاالله بامهندس تشریف بیارین دره شهرتا جاهای دیدنی رونشونتون بدم،دوستت دارم پسرم…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا