شادیها را به فردا نینداز!

هفته گذشته در ایستگاه انجدان، واقع در منطقهی حفاظت شده هفتاد قله در استان مرکزی بودم. ارتفاع منطقه از سطح دریا، 2100 متر ، واقع در غرب منطقه لته در (35 کیلومتری جنوب شرقی شهرستان اراک) است. درمنه، استیپا و آستراگالوس نیز، تیپ غالب گیاهی مراتع منطقه را تشکیل میدهد.
در آنجا «او» را دیدم که در کمترین فضای ممکن، آرام گرفته بود … وقتی محو تماشایش بودم، به یاد جملهی بزرگی افتادم که میگفت: « درست است که باید به افکار بزرگ اندیشید، امّا این دلیل نمیشود که از شادیهای کوچک لذت نبریم.»
به نظر میرسید که زمین ناپایداری را برای ماندن انتخاب کرده است … اما یادم رفته بود که او پرنده است! و پرنده حتا میتواند بر پرتگاه آشیان بسازد.
آمده بودم تا در معیت گروه ارزشیابی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور(آقایان دکتر طبایی عقدایی، دکتر حسین سردابی و دکتر قادر کریمی)، از نزدیک در جریان میزان پیشرفت طرحهای تحقیقاتی مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی استان مرکزی قرار بگیریم. اما به دلیل سرمای شدید سال گذشته، خشکسالی امسال، عدم تخصیص اعتبار لازم و نیز نبود همکاری جوامع محلی منطقه و تجاوز به منطقهی محصور شده طرح، پیشرفت محسوسی مشاهده نشد.
خوشبختانه مشاهدهی او و صبوریهایش، درد پژوهش را – در این زمان – برایم تحملپذیر کرد … هم اویی که یادم انداخت، شادی لحظهها را در «لحظهها» درک کنم و به فردا نیاندازم.
طبیعت درسهای بزرگی برای ما دارد، به شرط آن که مجال شنیدن و دیدنش را به خود بدهیم.









سلام دوست گرامی
از این جمله: “درست است که باید به افکار بزرگ اندیشید، امّا این دلیل نمیشود که از شادیهای کوچک لذت نبریم.” یاد یه عبارتی افتادم که خیلی دوستش دارم: در میان جویهایی که به دریا میریختند، جوی کوچکی بود که هیچ میل به سرازیر شدن نداشت، وقتی از او علت را پرسیدند گفت: من گمنامی گم نشده را بیشتر ازشهرت گمشده دوست دارم.
فکر میکنم این شادیهای کوچک و لذت بردن از آن همون گمنامی گم نشده است من طبع کمال طلب بشر رو نفی نمیکنم ولی بعضی وقتا شادیهای کوچک خیلی خوشحالم میکنه مثل همین پرندهی کوچولو و نازنین شما. ببخشید از مطلب پرت افتادم. واقعن نوشتارتان را میپسندم.
… نه تنها درویشها بلکه تمام انسانها جور دیگری میبینند و همینه که نوع بشر و کنش و واکنشهایش رو جذاب میکنه.
موفق باشید
kheily ziba minevisid
سلام و درود
خوشحال میشم از دیدگاه زیبا و ارزشمند شما استفاده کنم. فرصت کردید سری بزنید.
درود
کسی که این قدر با طبیعت مانوس است باید هم این قدر زیبا نیما و سهراب را روایت کند.
پاینده باشید
طبیعت همیشه بزرگترین آموزگار است.
سلام و درود
همین یکی دو روز اخیر مطلبی از شما خواندم در خصوص میزان تحقق سند چشم انداز امروز آمدم که دوباره بخوانم دیدم آن را برداشته اید. می خواستم به لینک هایی هم که گذاشته بودید سری بزنم
سلام
امید که دوران استعلاجی سر آمده و با نیروی جوانتر به سر کار بازگشته اید !
سلام آقای درویش.چند روزی بود که به یادتون می افتادم.گفتم بیام و عرض ادبی کنم .عکسها فوق العاده است روزم رو ساختین.ممنونم.
اروند نازنین رو ببوسین و سلام برسونین.
سلام استاد
ممنونم به وبلاگ گریوان تشریف آوردید. این کمترین امکانی است که من دارم برای دوستی باطبیعت. ازراهنمائیهای شما استفاده خواهم کرد.
سرور گرامی جناب درویش
سلام،
عرض ادب و احترام دارم. من کاری نمیکنم و نکردم جز انجام وظیفه و تشکر وظیفه ماست در قبال زحمات سرکار.
برقرار باشید و شاد.
شهرام
درود
خوشحالم که مثل شما به کشورمون علاقه دارم
و مثل شما برای سرسبزیش هر کاری از دستم بر می یاد انجام می دهم
فکر می کنم
اون پرنده و گونه هایی زیادی هستن که با وجود کم محلی های ما هنوز شکیبا منتظرند و از حال لذت می برند و به آینده امیدوارند
طبیعت همیشه درس هایی به ما می میده که شاید یادآوری باشه ولی همیشه برامون لازمه
از اظهار لطفتونم بسیار سپاس گزارم
پیروز باشید
بدرود
در روزی که خودم نیز در دامان طبیعت ناب آذرماه بودم، دیدن و لمس این چند عکس و آن توضیحات بر روی عکس ها خیلی چسبید… شاید برای نزدیک شدن بیشترم با طبیعت و حظ بردن از آن بیش از سه سال است که شاگردی می کنم و همچنان لذت قلم استاد را می برم.
آن دردانه را ببوسید [گل]