مهار بیابانزایی
و آن درخت آزاد در بی بی رقیه رشت که برای همیشه آزاد شد!

درست حدس زدید دوستان عزیز من! تصویری که در یادداشت پیشین نمایش دادم، بقایای درخت آزادی (نارون) بود که به نظر میرسد قطرش به یک متر میرسید و اینک شاید آزاد نباشد؛ امّا آزادگی را معنا میکند …
ممنون از همکار عزیزم، علی کریمی که هفتهی گذشته ضمن سفر به منطقه، این تصاویر را برایم ثبت کرد …
این درخت البته هنوز ماجراها دارد که شاید روزی آنها را انتشار دادم.
تا آن زمان، امیدوارم یادداشت روز 8 اردیبهشت 1389 روزنامه گیلان امروز را بخوانید …






سلام آقای درویش!
منتظر قهر طبیعتم که انتقامش را از این قاتلان بی معرفت کم خرد بگیرد.به قول اهالی همان منطقه بی بی رقیه مار نگهبان و به نظر من همان خشم طبیعت زهرش را نثار این بی خردانی می کند که در قالب قانون خودساخته و خودنوشته شان حق مردم را پایمال می کنند.
دادگاه طبیعت زمان و مکان ندارد و حکمش ممکن است هر زمانی صادر و اجرا شود.
دیشب کتابی را از خانم نظر آهاری باز خوانی می کردم ؛
((شب ِ امتحان و هزار جور دلمشغولی که پشت سر ِهم پیش کی آید!!))
این قطعه ای که از آن باز نویسی می کنم ؛
چیزی است که باید بدانیم و متاسفانه فراموش می کنیم :
کاش می دانستی که زنجیر بلندی است زندگی
که یک حلقه اش درخت است
و
یک حلقه اش پرنده ،
یک حلقه اش انسان
و
یک حلقه سنگ ریزه
حلقه ای ماه و حلقه ای خورشید
و هر حلقه در دل حلقه دیگراست .
هر حلقه پاره ای از زنجیر؛
و کیست که در این حلقه نباشد و
چیست که در این زنجیر نگنجد؟؟!؟
و
“وای اگر شاخه ای را بشکنی ,خورشید خواهد گریست.”
“وای اگر سنگ ریزه ای را ندیده بگیری ,
ماه تب خواهد کرد.”
“وای اگر پرنده ای را بیازاری ,انسانی خواهد مرد.”
زیرا هر حلقه ای را که بشکنی ؛
زنجیر خدا را گسسته ای…
اصلاحیه کامنت اولم:
پشت سر ِهم پیش “می” آید!!
من ادم بی اعتقادی نیستم اما اگه بقعه را برمیداشتند بجای درخت بیشتر ضد خرافه بود
استخوانهای پوسیده چند تا عرب متجاوز رو …، و رفتن در صحرا مثل خر دویدن و …! شدن خرافه نیست؟! به یک درخت که موجود زنده و مفیدی واسه همه موجودات دیگر است رو، به دیده ی تحسین و ستایش نگریستن خرافه محسوب میشه!؟
وقتی دیدند مردم نذورات خود را به داخل ضریح آن بقعه نمی اندازند و در عوض با بستن یک نوار سبز, از آن درخت حاجت میخواهند, تلافی اش را سر آن درخت بیچاره در آوردند تا بلکه با اخذ نذورات, درآمد بقعه بیشتر شود. غافل از اینکه مردم فهمیده اند که اگر بنا بر دادن حاجت باشد, یک موجود زنده بهتر میتواند این کار را انجام دهد.
چرا چشمهایتان را باز نمی کنید هنوز زود باوریم هر چه که گفتند بدون فکر قبول میکنید
مبازه با خرافات که از وظیفه های ائمه دینی است
درخت را چرا قطع می کنند
باید فرهنگ سازی کنند آموزش دهند و وظیفه روحانیون است
مبارزه با خرافات کار اداره اوقاف نیست!
درخت را به جرم نا کرده مجازات کردند درخت نه زبان دارد و نه نوشتن بلد است
زبان و دست آنکس که خرافات را رواج می دهند آیا می برند؟نه
مبارزه با خرافات بهانه چرندی بیش نبود برای بریدن درخت فردا هم خراب کردن بقعه و ساختمان سازی
دین مشکل ندارد دینداری مشکل دارد
حدیث و ایه برای این به ظاهر مسلمانها زیاد است
که نیازی به گفتن ندارد
تو هم آن تکه پارچه ی سبز را بر مزارش می بینی؟؟؟ نمی بینی ؟؟؟؟
آقای درویش عزیز, ببینم میتونی برای آقای علی کریمی هم یک “شر بی رضای خدا” درست کنی؟ آخه با چاپ این عکسا ممکنه به اون بیچاره هم گیر بدن که تو به چه حقی این عکسا رو گرفته ای؟
مگه جریان اون خبرنگاری که بعد از انتخابات, تو شیراز قایمکی از چار تا صندوق رای بعنوان “مدرک جرم” عکس گرفته بود, یادت رفته؟ اون بیچاره هنوز هم توی زندون داره آب “جوش”! میخوره.
🙁
سلام. ممنون از لینک مطلب و عکس ها! من هم یه سری عکس دارم اما با سرعت پایین این روزها باید کمی صبر کنم.
جناب درخت کش!خیال جنابعالی راحت شد؟ خرافات در گیلان ریشه کن شد؟
جناب درویش من چون اصالتا گیلانی هستم و بار ها درخت مذکور رو در بقعه بی بی رقیه دیدم وقتی پست شما و یادداشت اون روزنامه رو خوندم ، واقعا ناراحت شدم.
انصافا درخت با صفایی بود .
مطمعنم این دفعه که برم شمال جای خالیش رو حس میکنم .
درخت را میکنند تا باور کنند مردم ما خود خرافه پرست نیستند و خدا پرست هستند و این درخت یک گناه کار بزرگ بود و جزایش مرگ بود.
خدا کند با سرو کهنسال هرزبیل این کار را نکنند. یادمه پای اونم مردم پارچه سبز بسته بودند
سلام
جای تاسف دارد.
بدرود.
درخت افکن بود کم زندگانی
مرحوم نظامی گنجوی
البته شمااستادی امادلیل کندن درخت آزاذیاداغ ذاغان یاسروزالزالک پیداکردن گنج ودفینه س چون این درختان عمرطولانی دارن.ودرگذشته برای نشانه محل اختفای دفینه استفاده میشده ومتاسفانه مردم هردرختی روببینن میکنن مخصوصاکه نزدیک به محل های زیارتی هم باشه وسوسه بیشتری ایجادمیکنه برای جویندگان گنج که اکثراتوهمه
عشق