نقدی بر کتاب «راهبرد تأمین پایدار مواد لینگوسلولزی ایران»

در تاریخ سوم دی ماه 1386، طی یادداشتی به معرفی آخرین اثر پژوهشی گروهی از همکاران عزیزم در مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور پرداختم. نام آن اثر پژوهشی: «راهبرد تأمین پایدار مواد لینگوسلولزی ایران» بود و اشاره کردم که این راهکار میتواند به عنوان راهی برای نجات جنگلهای ارزشمند ایران مورد توجه صاحبنظران و کلاننگران کشور قرار گیرد.
اینک نقدی از جناب مهندس شاهرخ جباری، از کارشناسان سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری در مورد محتوای ارایه شده در این کتاب به دستم رسیده است که نهتنها نگارنده که صاحبان کتاب را نیز بسیار خوشحال کرد. به ویژه در دورانی که کمتر پیش میآید برای چنین مواردی شاهد صرف وقت باشیم!
از این رو ضمن سپاس مجدد از ایشان، در اینجا نخست نقد آقای جباری و سپس پاسخ آقای دکتر عادل جلیلی، نویسنده اصلی کتاب را آورده و اظهار نظر و تفاسیر احتمالی را به خوانندگان عزیز مهار بیابانزایی واگذار میکنم.
نخست: نقد شاهرخ جباری بر کتاب عادل جلیلی و همکاران
1- مقدمه
یکی از کمبودهای جدی مدیریت منابع طبیعی ایران به طور اعم، روشن نبودن دقیق اهداف و به دنبال آن عدم وجود راهبردها و سناریوهای مختلف است. کتاب «راهبرد تأمین پایدار مواد لیگنوسلولزی ایران» همان طوری که از نام آن پیداست، کوششی است در زمینه یکی از اهداف مرتبط با منابع طبیعی و بحث پیرامون راهبردهای آن . از این نظرکوشش نویسنده و همکاران او شایسته تقدیر است و مطالعه کتاب برای دست اندرکاران و علاقمندان لازم و قابل توصیه.
اما نگاه دقیق تر به کتاب و توجه به این نکات که این متن نتیجه یک کار تحقیقاتی است و توسط محقق محترم و یازده نفر از همکارانش طی سال های متمادی پژوهش شده، پرسش هایی را بر می انگیزد که در این مقوله به تعدادی از آن ها اشاره می شود.
بدیهی است که نه کتاب یا تحقیق حاضر، لزوماً پاسخگوی همه پرسش ها تواند بود و نه نقد آن به مفهوم فراموشی ارزش کار انجام شده است ؛ با این توضیح از دو جنبه شکلی و محتوایی به بررسی اثر ارائه شده می پردازیم.
2- بررسی شکلی
الف : در مقدمه کتاب آمده که اطلاعات و تحلیل های ارائه شده، نتیجه اجرای «طرح ملی تحقیقات ویژه توسعه کشور» (توتک) تحت عنوان «خودکفایی مواد سلولزی» است که به شماره 2117-24/12/78 در شورایعالی پژوهش های علمی کشور (کمیسیون کشاورزی) ثبت شده است.
این توضیح مختصر، پرسش هایی را برای خواننده به وجود می آورد که اولاً اصل پژوهش چه سرنوشتی پیدا کرده و ثانیاً متن حاضر با آن چه نسبتی دارد ؟ به ویژه آن که کتاب فاقد چارچوب های مرسوم متون تحقیقاتی به ویژه نقل قول های مستقیم است، زیرا نقل قول های غیرمستقیم به درستی مشخص نمی کند تا کجای مطلب مربوط به منبع مورد استفاده است و کجا حاصل خامه و نظر نویسندگان ؟ (به عنوان نمونه در صفحات 63 و 64 به بند 26 سطری سابقه جنگلکاری در شمال کشور مراجعه شود.)
ب : کتاب شامل یک مقدمه، 3 بخش و منابع مورد استفاده است که سهم هریک از 165 صفحه کتاب به شرح زیر است :
– مقدمه، 2 صفحه (یک درصد)
– بخش یک، 31 صفحه (19 درصد)
– بخش دو، 41 صفحه (25 درصد)
– بخش سه، 79 صفحه (48 درصد)
– منابع مورد استفاده، 12 صفحه (7 درصد)
شایان ذکر است که بخش یک با عنوان «مواد سلولزی و وضعیت جهانی ؛ محدودیت ها، پتانسیل ها و راهبردها» حاوی اطلاعات ارزشمندی درباره موضوع کتاب در مقیاس جهانی است، گر چه آمارها بعضاً نه مربوط به یک دوره آماری، بلکه مربوط به سال های مختلف است و توضیح نویسندگان در مقدمه مبنی بر این که «این داده ها مجدداً در یک بانک اطلاعاتی جدید ساماندهی و آنالیز گردیدند و براساس این آنالیز جدول ها و نمودارهای مربوطه ترسیم شدند.» کافی نبوده ، به ابهامات خواننده می افزاید . بهتراست درباره ایجاد این بانک اطلاعاتی و تجزیه و تحلیل داده ها توضیح بیشتری ارائه شود .
بخش دو با عنوان «مواد سلولزی و وضعیت ایران ؛ محدودیت ها، پتانسیل و راهبردها» به تشریح وضعیت ایران می پردازد. درمورد وضعیت ایران در مقدمه به ایجاد بانک اطلاعاتی جدید اشاره نشده و در بحث اصلی هم از کمبود داده های قابل اطمینان گلایه شده که در بررسی محتوایی به آن اشاره می شود.
بخش 3 با عنوان «ضمائم : فن آوری در راستای افزایش بهره وری در تولید و مصرف مواد سلولزی» در واقع نیمی از صفحات کتاب (48 درصد ) را در بر می گیرد و در آن از حشرات و موریانه ها تا طول قلمه مناسب صنوبر و معرفی ماشین آلات جدید برداشت چوب صحبت به میان آمده است ؛ این مطالب- گرچه در جایگاه خود مهم و قابل بحث و بررسی است- اما در مباحث راهبردی جایگاه چندانی نداشته و اشاراتی به سرفصل ها کفایت می کرد.
و بالاخره در منابع مورد استفاده در 12 صفحه به 88 منبع داخلی و 31 منبع خارجی مورد استفاده اشاره شده که نشانه پژوهش گسترده مولفان می باشد، لکن این تعداد منابع، با تعداد صفحات کتاب هم خوانی ندارد. شاید این منابع در پژوهش اصلی مورد استفاده قرار گرفته و کتاب حاضر خلاصه و نتیجه آن برای مخاطبان گسترده تر است.
3- بررسی محتوایی
الف : مولفان از نفس گیر بودن دسترسی به آمار و اطلاعات دقیق در ایران و تناقض ها و بی اعتمادی در کیفیت داده ها، گله مند بودند (صفحه 35) اما این امر، مجوزی برای مقایسه و نتیجه گیری نامناسب نخواهد بود. به این سه گزاره توجه فرمایید :
(1) میزان مصرف چوب صنعتی و سوخت جهان براساس آمار سال 2002 میلادی فائو حدود 39/3 میلیارد مترمکعب می باشد که 53 درصد آن چوب سوخت و 47 درصد آن چوب گرد صنعتی است (صفحه 4)
(2) میزان چوب مورد نیاز کشور در سال 1385 شمسی، برابر آمار سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور (دفتر صنایع چوب و بهره برداری) 89/6 میلیون مترمکعب بوده است. در این آمار اشاره ای به میزان مصرف چوب سوخت نشده است. (صفحه 36)
(3) با در نظر گرفتن حدود 89/6 میلیون مترمکعب چوب مورد نیاز در سال 1385 و با توجه به جمعیت 70 میلیونی در این سال، مصرف سرانه چوب ایران حدود 1/0 مترمکعب می باشد که در مقایسه با مصرف جهانی- که حدود 53/0 مترمکعب می باشد- رقم پائینی است. (صفحه 36)
ملاحظه کنید که در بندهای فوق مصرف سرانه چوب صنعتی ایران با مصرف سرانه جهانی (اعم از صنعتی و سوخت) با هم مقایسه شده و نتیجه گیری شده که «در مقایسه با مصرف جهانی رقم پائینی است» در حالی که :
– اولاً دسترسی به میزان مصرف چوب سوخت در ایران، از منابع داخلی هم امکان پذیر است.
– ثانیاً مولفان محترم می توانستند با قبول درصدی از خطا، برآورد کارشناسی از میزان مصرف چوب سوخت در ایران ارائه دهند.
– ثالثاً حداقل مصرف سرانه صنعتی ایران و جهان را با هم مقایسه می کردند که در این صورت رقم 1/0 در برابر 25/0 مترمکعب به دست می آمد که رقم معتدل تری بود.
(توجه داشته باشید که مقایسه با میانگین جهانی است، نه مقایسه با کشورهای صنعتی)
از این گذشته، چرا فقط یک سال (1385) مبنای محاسبه قرار گرفته است ؟ آیا نمی شد در این مورد هم بانک اطلاعاتی جدید ایجاد کرد و علاوه بر آن آمار منابع و سال های مختلف را جمع آوری و تجزیه و تحلیل نموده، برای یک دوره آماری رقم به دست آورد ؟
ب : در این کتاب، عمدتاً براساس وضع موجود اعلام نظر شده و به وضع مطلوب یا هدف و حتی وضع مورد انتظار اشاره نشده است.
علاوه بر آن در راهبردها هم، اظهار نظرها کلی است، مثلاً در مورد راهبرد بهره برداری از جنگل های شمال ایران، اظهار نظر صریح نشده است، که آیا بهره برداری از این جنگل ها به کلی ممنوع گردد یا تا سقف معینی امکان برداشت معتدل و قابل تحمل اکوسیستم جنگلی فراهم است ؟
ج : در این پژوهش، زراعت چوب تنها به گونه صنوبر منحصر شده و بخش زیادی از کتاب هم به این گونه و تحقیقات انجام شده درباره آن اختصاص یافته، حال آنکه مولفین محترم خود به مضرات تک کشتی و محدود بودن مصرف چوب صنوبر اذعان داشته اند.
د : انتظار این بوده و نیز این است که در پروژه های تحقیقاتی راهبردی، پاسخ های زیر مطرح شده و به آنها پاسخ داده شود :
– وضع موجود چگونه است و در کوتاه مدت چگونه می توان کمبودهای آن را تأمین کرد ؟ (به این پرسش تا حدود زیادی در کتاب پاسخ داده شده است.)
– نیازهای مطلوب چقدر است و در میان مدت و بلند مدت، چگونه می توان نسبت به تأمین آن ها اقدام کرد ؟ (با عدد و رقم و یا در صد و نه توصیه )
– شرایط مطلوب چه شرایطی است ؟ و در شرایط مطلوب سهم بخش های مختلف در تأمین منابع چقدر است ؟ این بخش ها به شرح زیر است : جنگل های طبیعی، جنگل های دست کاشت، زراعت چوب، مواد سلولزی غیرچوبی، بازیافت و بالاخره واردات
با آرزوی موفقیت های بیشتر برای پژوهشگران منابع طبیعی کشور و در انتظار پاسخ به پرسش ها.
شاهرخ جباری ارفعی – کارشناس جنگل ؛ تهران – بهمن 1386
دوم: پاسخ عادل جلیلی به نقد شاهرخ جباری
اهمیت نقد کتاب کمتر از تألیف کتاب نیست که متآًسفانه در ایران این پدیده ارزشمند فرهنگی، آن گونه که سزاوار است، مورد توجه و عنایت شایسته قرار نمیگیرد. لذا اقدام آقای شاهرخ جباری ارفع در نقد کتاب «راهبرد تأمین پایدار مواد لیگنوسلولزی ایران» تألیف عادل جلیلی و همکاران یک اقدام میمون و ارزشمند است. به پاس دقت و توجه ایشان به مطالب کتاب سعی میشود به صورت فشرده در ارتباط با موضوعات مطرح شده از طرف ایشان روشنگری شود.
– همانطور که در مقدمه کتاب ذکر شده است، اطلاعات تدوین شده در این کتاب ماحصل یک طرح تحقیقاتی است که دادهها و تحلیلهای آن در قالب ساختار این کتاب تدوین شده است.
– بخش ایرانی کتاب نیز همانند بخش جهانی آن دارای بانک اطلاعاتی خاص خود بود و وجود نمودارها وجداول مختلف و متعدد مؤید این موضوع است.
– متأسفانه اطلاعات موثق و قابل اعتماد در ارتباط با مصرف چوب سوخت در ایران وجود ندارد.
– اشاره به مصرف چوب در سال 1385 صرفاً در راستای دسترسی به مصرف سرانه چوب در سال انتهای اجرای پروژه بوده است، در حالی که عمده جداول و نمودارها مربوط به بهرهبرداری از جنگل، تولیدات مواد چوبی، واردات، صادرات وغیره بصورت یک دوره
ده ساله محاسبه و تحلیل شده است.
– با اینکه هدف غایی از عملیاتی کردن این راهبردها علاوه بر تأمین مواد سلولزی مورد نیاز کشور نهایتاً کاهش فشار بر جنگلهای طبیعی ایران است، ولی مأموریت آن به طور مستقیم ارایه راهکار مدیریتی جنگلهای طبیعی کشور نیست. از طرفی بخشهای مختلف این کتاب مرتبط به هم بود و دیدگاههای ارایه شده در زیر بخش” توجه به اهمیت جهانی خدمات اکوسیستم های جنگلی” در بخش جهانی این کتاب نگاه مؤلفین در ارتباط با نحوه مدیریت جنگلهای طبیعی کشور هم هست.
– در بخش سوم کتاب نیز نگاه ما به مباحث فنآوری از زاویه راهبردی میباشد و سعی شده است با برجسته کردن این موضوعات در بحث فنآوری نیز جهتگیریهای راهبردی به بخش اجرا و تحقیق ارائه شود.
– اشاره شده است که در این کتاب شرایط مطلوب و اهداف مورد توجه قرار نگرفتهاند. همانطور که مستحضرید در مدیریت یک سیستم دو نوع رویکرد برنامهریزی وجود دارد اولین رویکرد برنامهریزی مبتنی بر اهداف از پیش تعیین شده و دومین رویکرد برنامه ریزی راهبردی میباشد. طرفداران برنامه ریزی مبتنی بر اهداف از پیش تعیین شده یک نگاه ایستا و ثابت بر جامعه داشته و سعی میکنند آن را به سمت اهداف ثابت هدایت کنند در حالیکه در نگاه طرفداران برنامهریزی راهبردی، جامعه یک سیستم زنده وپویا و دارای تغییرات و تحولات مستمر و در عین حال غیر قابل پیشبینی میباشد. در این رویکرد بجای تکیه بر اهداف از پیش تعریف شده، سعی می کنند با تدوین راهبرد مناسب، جامعه را در یک مسیر مناسب و پایدار توسعه قرار دهند. بنابراین نگاه مؤلفین در این کتاب مبتنی بر رویکرد برنامهریزی راهبردی بوده است. از طرفی به ظرفیت و پتانسیل کمی و کیفی تک تک راهبردهای پیشنهاد شده به نحوی جدی اشاره شده است که خود نوعی هدفگذاری نیز محسوب میشود.
– منتقد محترم اشاره به مضرات زراعت تک کشتی چوب داشتهاند. در این کتاب تفاوت ماهوی زراعت چوب و جنگلکاری بصورت شفاف به بحث گذاشته شده است. از دید ما زراعت چوب همچون سایر زراعتها یک عملیات متمرکز زراعی است و دسترسی به بهرهوری بالا در استفاده از این منابع بطور جد مورد توجه است. سعی می شود بنحوی در کمترین سطح بالاترین برداشت چوب اتفاق بیفتد. در حالیکه در جنگلکاری همراه با پیگیری هدف کمی بهره برداری چوب اهداف زیست محیطی نیز نقش کلیدیتر بازی می کند و در این نوع از مدیریت است که دوری ازعملیات تک کشتی وغیره مد نظر میباشد.
– تعداد منابع مورد استفاده ارتباطی به تعداد صفحات کتاب ندارد، چه بسا ممکن است در یک مقاله چند صفحهای، تعداد صفحات اختصاصیافته به منابع بیشتر از تعداد صفحات اصلی مقاله باشد. اگر به جدول 5 در صفحه 68 در ارتباط با معرفی گونههای چوبده برای کاشت در مناطق مختلف کشور دقت شود، برای معرفی این گونهها به دهها منبع منتشر شده استناد شده است. به خاطر اینکه برای اجرای طرح ملی سازگاری گونههای چوبده در کشور در طول 30 سال گذشته دهها زیرطرح و به طبع آن دهها محقق پژوهشگر درگیر بودهاند.
عادل جلیلی
مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور – اسفند 1386
مؤخره:
– با سپاس مجدد از این دو بزرگوار، بسیار امیدوارم که این شیوه و طرح مستدل مباحث مرتبط با آن در حوزهی موضوعات مرتبط با منابع طبیعی و محیط زیست کشور بیش از پیش رونق گیرد.




جناب مهندس درویش با سلام و تشکر از اقدام خوبتان.
احتمالا در سال مورد نظر اشتباهی پیش آمده است چون در نامه آقای جباری 1385 نوشته شده و در پلسخنامه آقای دکتر جلیلی 1358 نوشته شده است و فکر می کنم این اشکال از شما باشد.
موفق باشید
ممنون دکتر جان. اصلاح شد.
سلام. مرتبا برایم پیام کوتاه می آید، پیام الکترونیکی زده می شود و یا حتی تلفن زده می شود که در گردهمایی فردا مقابل سازمان محیط زیست برای اعتراض به برکناری و استعفای استاد گرانقدر و ارزشمند حیات وحش هوشنگ ضیایی از مدیریت پروژه یوز آسیایی شرکت کنم. من حتما در این تجمع شرکت نخواهم کرد…شما چطور؟