کودکان امروزلحظهها و نکتهها
این کدام نعمت است که باید به خاطرش سپاسگزار بود؟

این تصویر را ببینید …
بقیه را هم میتوانید در تارنمای ابوطالب ندری عزیز، عکاس سختکوش خبرگزاری مهر ببینید و آنگاه برایم بگویید:
این کدام نعمت است که به واسطه ی آن، دانشآموزان مدرسه خرد در چالقرب بخش داشلی برون گنبد کاووس باید خداوند را بابتش شکر کنند؟





بی تاب ِ این بچه ها و نگا ه های معصوم و پرسشگرشان شدم…
پاسخ:
و من بی تاب آن معلم …
سلام
واقعاً نمی دانم چه بگویم .تصاویر از جهاتی زیبا و از جهاتی دیگر دلگیر کننده است. حسرت می خورم که چرا هنوز …
بگذریم از این چراها بسیار زیادند.
بدرود.
پاسخ:
اما باید یک روز تکلیف خودمان را با این چراها روشن کنیم ابوحنانه جان!
شاید شکر گزاری به خاطر ِ این خنده های شیرین و بی محابای آدم کوچک ها که عدم وجود امکانات را مسخره می کنند .شاید!
پاسخ:
و شاید شکرگزاری برای این که نمی دانند این حق را داشتند که در کلاسهایی بهتر و با تجهیزاتی به روز تر هم درس بخوانند!
که با این شرایط هنوز بدتر از این نشدن !!!
پاسخ:
شک دارم به بدتر از این اصلن فکر کرده باشند مهتا جان!
چقدر نعمت اینجا به وفور است…
بله حتمن باید شکر گزار باشند… مگر کلاسهای متحرک را ندیدید؟ ما که تا حالا از این نعمت ها نداشتیم…
پاسخ:
راز شادزیستن در عین دانایی چیست؟
دلم گرفت .
با این حال که امکاناتی نیست ولی چه در عکس شادند .
تلنگری باشد برای همه ماها
که در اوضاع و احوالی بسیار بهتر از اینها هستیم و باز افسرده و نالانیم .
خدایا نگاهی هم به حال و روز اینها داشته باش
از دست بنده تو که انگار کاری ساخته نیست .
پاسخ:
چرا هر چه ابزارهای رفاه و دانایی بیشتر می شود، خنده ها از صورت ها گریزان تر می شود نیما جان؟!
درود استاد یه کلیپ فرستائم به جی میلتون ختما ببینید. اگه سایت آپلود فیلم و کلیپ سراغ دارید برام بگین . راستش نمی دونم اسم این کار رو چی بذارم
پاسخ:
ممنون رسول جان. حتمن می بینم. سایت آپلود هم راستش سراغ ندارم! انگار همه شون فیل تر شدند! نشدند؟
سلام. سال نو مبارک باشه با کلی تاخیر. داشتم وبلاگ نیک آهنگ رو میخوندم. دیدم هستند کسانی که مثل من تاخیر داشتن !!!
موفق باشید.
ممنون از لطفتان. تأخیر اشکالی نداره! آمدن و ندیدن اشکال داره! نداره؟
یه سال متفاوت با رویدادهایی که منتظرش هستی برایت آرزو دارم.
سلام به نظرتون چه کمکی میشه به اونها کرد جای ثابت که نمیشه برای اون ها ساخت میشه؟
اگه میشه من با مدیر عامل خییرین مدرسه ساز صحبت کنم؟
پاسخ:
می دونی محمد؟ دیدی یه موقع هایی بچه داره تو عالم خودش بازی می کنه و پستونک می مکه و بعد یه هویی یه آدم بزرگ وارد می شه تا مراتب ذوق و شوقش را نثار این کودک دوست داشتنی و معصوم کنه … و آنگاه صدای ونگ و وونگ بچه درمی آد که از شدت ترس نمی دونه چیکار کنه؟!
اونوقت همون آدم بزرگه بهش می گه: چیه عزیزم؟ کی تو رو اذیت کرده؟
غافل از این که خودش این کارو کرده!! نه؟
خلاصه این که در مواجهه با این بچه ها و مدرسه باید مواظب باشیم رفیق تا این خنده ها حروم نشه!
درود.
زندگی/شکرگذار زندگی/اینکه زندگی در اطوار مختلف “ادامه “داره و ما با مقایسه فقط حال خودمونو بد می کنیم
پاسخ:
من دوست دارم مانند اغلب مردم؛ حال شادی داشته باشم. گاه برای رسیدن به این حال شاد، خاموش می کنیم هر چه معبر و دالان اطلاع رسانی را که می شناسیم و دیگر حتا روزنامه ها را هم ورق نمی زنیم!
اما من دوست دارم حال شادم تؤام با دانایی باشد نه نادانی!
چه باید کرد رؤیای عزیز؟
شکرگزار
ما نیز حمایت خود را از وبلاگ مهار بیابان زایی شما در انتخاب برترین وبلاگ جهانی محیط زیستی به عمل می اوریم
از طرف مدیران سایت
پاسخ:
بسیار سپاسگزارم. شما نیک اندیشان آدم را بال و پر می دهید …
برای یک دانش آموز ، نعمتی بالاتر از داشتن معلمی عاشق هست ؟ گواه عشقش ، لبان خندان این کودکان و جست و خیزهای شادشان در آن دشت وسیع و زیر آسمان آبی
پاسخ:
و برای یک معلم چی؟ چه نعمتی می تواند روحبخش تر و جان بخش تر از هر نعمتی باشد آنای عزیز؟
یادش بخیر 🙁
خیل سخته من کاملا میفهمم چی میکشند . ولی همه اینها اگر معلمی دلسوز و سخت کوش داشته باشند قابل تحمل است 🙂
یادش بخیر زمانی که در روستا تحصیل میکردم 🙂 دلم تنگ شد :((
پاسخ:
می بینی رفیق!
هنوز هم که هنوز است دلت تنگ می شود برای سختی های روستا در آن زمانهای رفته …
چرا؟
مگر آنجا چه بود که اینجا نیست؟
درود
خواهشاً اگه جواب این چراها را پیدا کردین و تکلیف همه را با این چون و چراها مشخص کنین ؟!
بابا سال اضافه کاری هااااااااااااااااااااا 🙂
این جملات پر گوهر رو در تابلوهای وسط بزرگراهها هم نوشتند یعنی زمدرسه تا همه جا باید این جملات را بشنویم و ندانیم که چرا ؟
شادباشین
پاسخ:
اما من جوابش را می دانم! و می دانم که تو هم می دانی غزاله عزیز! نمی دانی؟
فهمیدم ،
دکتر حافظی رئیس خیرین مدرسه ساز آشنامونه و دایی بنده تا چند وقت پیش مدیر عامل اونجا بود، خواستم کاری براشون بکنیم،
راستش از کلاسی که نشون دادین خیلی ناراحت نشدم چون اون طبیعت کنارش همه چیزو جبران میکنه ولی تو هوای بد چطور میشه؟؟
پاسخ:
حتمن می شود برایشان کارهایی کرد. مثلن دستی به سر روی اتوبوس ها کشید … زباله ها را در محلی مناسب بازیافت کرد. وضعیت گرمایش و سرمایش را بهبود داد و برای شان یک شبکه مجازی وایرلس راه انداخت مانند بچه های مدرسه دیر در شاخاب پارس …
درود بر تو که چنین دایی فرزانه ای داری.
سلام محمد جان
1- فعلن در رتبه سوم با ده درصد هستی که دومی 29 واولی 32 است باید بیشتر تلاش نمود .اگه کمک مخصوص تبلیغاتی خواستی یه تماس عصر با همراهم بگیر.
2- البته خوشحالم که امجد کاظم را جا گذاشتی ولی نزدیک شماست
3- من امسال برای همه دوستان واشنایان فقط سلامتی را ارزو کردم چون بالاترین نعمت وبیشترین ثروت است.پس اگر از این دریچه بنگری برای همین یک مورد شبانه روز هم دعا کنیم وشکرگذار باشیم کم است.
4- درست است مشکلات زیاد داریم دختر من دیروز یه کاغذ کمک مردمی برای ساخت مدرسه وکمک به دانش اموزان خاش اورده بود منزل .من بهش گفتم انقدر مملکت ثروتمندی هستیم که نیازی به کمک های مردمی نباشد و…. که از درک سیاسی کودکانمان خارج است.
از این دیدگاه که شما خواستید شاید نگاه کودکانه آنها شکر گذار داشتن دیوار بجای کپر باشد.ویا طبیعتی که حال حاضر آن برای انها یک دنیا رویاست.
از دیدگاه من جای شکر بعد از سلامتی ایرانی بودن آنها است.پس میتوان هر یک با دید خود شکر گذار چیزی باشیم.
درود بر مهرداد عزیز …
ممنون بابت حمایت های صمیمانه و مجدانه ات از مهار بیابان زایی.
درسته ما صاحب یکی از 25 سرزمین زرخیز جهان هستیم که نامش ایران است. اما از رفاهی برخورداریم که کمتر از 105 کشور جهان است.
اما پرسشم در این تصویر آن است که آیا رفاه خوشبختی می آورد؟ و چرا؟
https://radiokoocheh.com/article/29164
پاسخ:
سپاس از دوستان فرزانه ام در رادیو کوچه …
ثروت از علم بالاتر است اما رفاه خوشبختی نمیاورد.همه مرفهین بی درد نیستند اگر چه رفاه دارند اما دل پر دردی به بزرگی ثروتشان دارند.رفاه نسبی حق مسلم همه شهروندان است .وقبول دارم که نه آن روستا نشین توی عکس نه ما که پایتخت نشین هستیم از رفاه نسبی برخوردار نیستیم .کافی است پاتو از این مملکت بیرون بذاری میفهمی چه خبر است اونایی که تا دیروز ماشینهای ما رو با سنگ میزدند دم از تمدن واروپائی بودن میزنند.یا باید مثل خیلیها رفت یا باید بود وساخت(نه سازش بلکه آباد کردن)
خب … پاسخ پرسشم را دادی؛ حالا برایم و برایمان بگو آن دخترکان و پسرکان هموطن من و ما از چه دارند شکر می کنند؟
اصلن چرا آنها آنقدر شاد هستند؟
آن یکی را دیدی که قهر کرده بود گوشه ی اتوبوس؟
دخترها را دیدی که چگونه طناب بازی می کردند؟
آن چمنزار و گوسفندان را … آن خنده های آموزگاران را …
و در عین حال آن بخاری را … آن اتوبوس فرسوده و پر از بی نظمی را…
من می گویم: زندگی آنجا
بدجور در جریان است مهرداد من!
تو چه می گویی؟
شکر اینکه:
خدایی هست که دوستش دارند و یقین می دانند دوستشان میدارد.
شکرانه ی دیوار گلی نداشتن
شکرانه ی سلامتی و شاد بودن
شکرانه ی از کودکی در کودکی غرق بودن
و شکرانه ی لبخندهایی که زیبائی زندگی شان را صد چندان میکند
“کاش می دانستیم زندگی لبخندی است کاش بر لب داریم”
و کاش باور بداریم ما با به ظاهر داشته هامان تلاش می کنیم زندگی کنیم نه از زندگی و زیبایی هایش لذت ببریم
زندگی یاس سر دیواری است که فقط می خندد
اگر یاس نیستیم لااقل دیوارش باشیم
زندگی یاس سر دیواری است که فقط می خندد
اگر یاس نیستیم لااقل دیوارش باشیم
محشر بود بانو …
محشر بود …
دوست عزیزم
من هم موافق نظر شما هستم کودکان دریچه نگاهشان از بزرگترها خیلی فراختر است.شاید چیزهایی که در کودکی برای ما دنیایی بود امروز به چشم ما نیاید من اگر یک هفته کیهان بچه ها نمیخواندم انگار روز وهفته سر نمیامد.بله آن کودک دایره دیدی در حد فهم خود دارد او مقایسه ای زندگی نمیکند او در قید چشم وهم چشمی نیست دنیای او از دنیای من وتو بزرگتر وزیباتر است حتی اگر نان خشک بخورد وتوی اتوبوس به مدرسه رود.خنده های انها واقعی تر ودوستی با انها پایدارتر است . زندگی زیباست ای زیبا پسند
پاسخ:
بر روی اروند امتحان کرده ام. کودکان اگر هر ده دقیقه یکبار نخندند، حوصله شان سر می رود. خوشا به حال آنان که در منزلشان یک معصوم دلنشین دارند.
کاش باور داشتیم:
برای زندگی کردن زنده نیستیم بلکه با زندگی کردن است که زنده ایم
زندگی آتش عشقی است برافروختنی
پاسخ:
پس تا می تونی این آتش را باد بزن و نترس!
کسی که عشق می ده ، عشق می گیره . پاداشی شیرین تر از این هست ؟
پاسخ:
نه … نیست! عشق، بهترین حادثه ی عالم است! نیست؟
به نظر می رسد ایجاد این فضای متحرک از ابتکارات آن دو معلم خلاق و خوش ذوق باشد. درود بر این جوانان وطن …
پاسخ:
آن دو معلم باید خیلی دوست داشتنی باشند …
سلام،
چه قد شاد و دوست داشتنی هستند!
شاد بودن، نه فقط نعمت که موهبت بزرگیه…
فقط یادتون باشه این پست تون حسابی بارونی بود ها!
پ. ن.: راسته که می گن بهمنی ها خیلی زود باهم دوست می شن ها. حتا از راه خیلی دور… 🙂
پاسخ:
ما اینیم دیگه … ما که می گم: یعنی من و مسعود!
” و شاید شکرگزاری برای این که نمی دانند این حق را داشتند که در کلاسهایی بهتر و با تجهیزاتی به روز تر هم درس بخوانند! ”
از میون این همه نوشته من با این جمله شما بیشتر موافقم .. این عکسها و عکسهای مشابه رو قبل از این دیده بودم .. می دونید آقای درویش .. از اینکه یه عده در رفاه و آسایش باشن و بعد بخوان قناعت و لذت بردن از قناعت رو برای آدم بزرگای محروم تعریف کنن و شادمانی بچه هایی که بی نصیب از اون هستن سر ذوقشون بیاره اذیتم می کنه !.. ذوق و شوق این بچه ها مثل قلپ قلپ ماهی های توی تنگ بلوره که دریا رو هرگز ندیدن و فکر می کنن در بهترین و بزرگترین و زیباترین خونه دنیا دارن زندگی می کنن .. اونها نمی دونن حقشونه که بهترین که چه عرض کنم حداقل امکانات آموزشی بهداشتی رو داشته باشن .. توی مملکتی که مشاور رئیس جمهورش همین طوری دلبخواهی عکسای بی کیفیت و آماتوریه یه هنرپیشه سینما رو میلیونی میخره ، حرف زدن از قناعت برای والدین این بچه ها و ذوق کردن از شادی کودکانه و بیخبری این بچه ها ابلهانه نیست ؟!.. کجا رفت اون عدالت اجتماعی که شعار انتخاباتی بعضیا بود ؟.. چرا ؟.. تا کِی ؟.. : ( .. آقایون و خانمهای عزیزی که دم از قناعت می زنن و از صفا و شادمانی بچه های محروم از امکانات اولیه آموزش بهداشتی که در مملکتی زندگی می کنن که اولین و مهمترین شعارش انرژی هسته ای حق مسلم ماست ، ذوق زده میشن ، بهتره به آینده تاریک این بچه هایی که در چنین محیط هایی بزرگ میشن هم فکر کنن .. این بچه ها وقتی که بزرگ میشن خواهی نخواهی به کلاه گشادی که سرشون رفته آگاه میشن .. اون موقع دیگه مجبورن که قناعت کنن .. مجبورن که با امکانات اندک بسازن و شاد باشن و به روی خودشون نیارن !.. و این آگاهی به مجبور بودن خطرناکه !.. مثل یه بغض کهنه گلوی آدما رو فشار میده .. خفه شون می کنه .. دقشون میده ..
کاش میشد به بچه ها یاد داد تا بیشتر و بهتر بخوان !.. حقشون رو بخوان !..
پاسخ:
ما هستیم که بچه ها را می سازیم. آیا ما یاد گرفته ایم که بلند فکر کنیم و نترسیم؟
آیا می توانیم مطالبات مان را فریاد بزنیم؟
آیا اصلن می دانیم که مطالبات مان چیست و برای چه باید هورا بکشیم و چه موقع باید بر سر بزنیم و اشک بریزیم؟
بله روشنک عزیز … از ماست که بر ماست.
بالاغیرتا صحبت از خیرین مدرسه ساز نفرمایید! می گویند راست یا دروغ به اسم مدرسه سهمیه تیرآهن و سیمان ووومی گیرند وووومی دانید که بیشترتیرآهنها چه می شود!(آخ حاج آقا نزن تورو بخودا من این حرفهارونگفتم آی آی…)
پاسخ:
خیرین مدرسه ساز در شمار شریف ترین انسان های روی زمین هستند. نباید حساب چند بزهکار را که در لباس خیرین فرو رفته اند، به همه تعمیم داد اشکار عزیز.
در مورد خیرین مدرسه ساز این واقعیت نداره چون اکثر کسانی که اونجا عضو هستند به سهمیه آهن نیاز ندارند و 100ها میلیون پول رو اهدا میکنن یا زمین میدن یا در نصف ساخت مدرسه مشارکت میکنند.
مطمئن باشید.
شرمنده اخلاق ورزشکاریتون ولی در شهرستانها دیده شده که مثلا فلان شخص با سابقه مشخص زمینی را برای احداث دانشگاه هدیه می کند پس از مدتی میبینیم که زمین های اطراف هم که ماتل همان طرف است قیمت نجومی پیدا می کند!
ایکاش من هم دزد بودم ویا حداقل جرات دزدی را داشتم
خیرن مدرسه ساز تو کار دانشگاه نیستند ، و ما که از نزدیک با اینا سرو کار داشتیم میدونیم آمار شما درست نیست اگه به مدرکی تو این زمینه بر خوردی خبرشو به ما برسون حتما پیگیری میشه.
نه جانم من خودم در محل کارم چند بار جلوی دزدی راگرفتم و گذارش دادم با من همه دوستان چپ افتادند نه عزیزم نه اصلا دزدی کار نجیبی است
درود بر شما
ضمن تبریک سال نو و ارزوی سلامتی و تندرستی برای شما و محیط زیست !
لطف دارید اقای درویش به من .
باید بگم که فکرش هم نمی کردیم که به این زودی زود یعنی کمتر از 24 ساعت کانکس حمل بشه و در جای اتوبوسها قرار بگیره !
بزای دیدن عکسهای جدید که کانکس و کامپیوتر و … رو اوردن و بچه ها در حال نشستن و درس خواندن در مدرسه و میز و نیمکت جدید هستند ببینید .
شاد باشید
لطفا ی تماسی با من داشت باشید در صورت امکان در وبلاگم میتونید بگیرید
یا حق
پاسخ:
همیشه خوش خبر باشی ابوطالب عزیز.
بی شک تو امروز پیامبر آن کودکان و البته محمد درویش بودی.
من دچار آن چشم های شاد و خنده های مستانه هستم
من دچار آن رنگ هام ، آن رنگ های شاد
من دچار آن جوراب های پاره ام که سرما را به خود ، دعوت می کند
من دچار آن سرهای تراشیده ام
من دچار آن همه شادمانی ام که پهن شده روی صورت های آفتاب خورده ی سوخته شان
من دچار آن سرخوشی ِ کودکانه ام
چرا شاد نباشند؟
آسمان ، سقف باشکوه بلندشان است
زمین ، فرش شگفت انگیز رنگارنگ زیر پایشان
معلمشان بلد است سوت بزند ، به جای زنگ گوش خراش مدرسه
حیاط مدرسه شان ، دامن سبز طبیعت است
اسباب بازی هاشان به سادگی خودشان است
و …
چشم هاشان را شسته اند …
جور دیگر می بینند …
بلدند ، جور دیگر ببینند…
بخاطر همین است که شادند ،
چون بلدند ، جور دیگر ببینند …
آآآآآآآآآآآآآآآآآآآخ که من دچار آن چشم های ی باران دیده هستم …
دلم لرزید ،
من معلمم ،
دلم لرزید ،
و … “خوش ” حالم که تلاش آقای ندری ، به نتیجه رسید
درود بر سروی عزیز و عشق پاکش که نشان می دهد یک معلم واقعی است …
خوشا به حال شاگردانی که تو آموزگارشان هستی دختر.
درود بر ندری عزیز که یکی از بانیان چنین اقدامی بوده است … سپاس محمدجان. هر دوی تان زنده و با طراوت باشید دوستان…
ممنون آقای درویش ،
زنده باشید و شاد … همیشه
راستش باید اعتراف کنم که منو “دچار” یادبرگ پرشورت کردی دختر.
درست مثل ابوطالب که مرا در پست بعدی دچار کرد!
اینقدر منو خجالت ندید ،
باورم کنید الان سرخ شدم از خجالت
هنوز مانده تا سرخ بشی سروی جان!
برات دارم دختر مهربون روزگار …
در این جور مواقع آدم میگه :
یا ابوالفضل!
نه!
در اینجور مواقع می گه:
وای حسین کشته شد!!
سروی خوبم با این “دچار گفتن هاش” آدم رو بدجوری “دچار می کنه” ها، آقای درویش…
در ضمن، این مهربونی های شماست که در دل و جون آدم ها می مونه. یادتون که نرفته، استاد!؟
بعععله، بهمنی هستین دیگه…
پاسخ:
چه کنیم دیگه!
ما بهمنی ها هر چقدر هم بخواهیم فروتن و ندار و خاکی و سر به زیر باشیم؛ نمی گذارند دوستان!
باید اعتراف کنیم که بهمنی جماعت:
آخرشه!
اونم در حد لالیگا!
من دچار ِ اون دچار شدنتم مونترا جان
بله ، بله ،
من که به شدت موافقم
منظورم اون “آخرش” بود … در حد لالیگا …
یعنی من مردم از دست این شکسته نفسی افراطی بهمنی ها!
بابا بسه دیگه … چقدر پرده پوشی؟ چقدر سکوت؟
حداقل یه بخشی از واقعیتها و پتانسیلها را بریزید بیرون!
درست مثل شکم قلمبه ی من!
یه آذری هم این جا واساده و با افتخار و البته شدیدن آگاهانه داره ازتون حمایت می کنه، بهمنی هاجان.
این صداقت آذری تون منو به نمایندگی از همه ی بهمنی های این سو و آن سوی آب! تحت تأثیر قرار داده …
آخ آخ ، من اخیرا یه چیزای شگفت انگیزی در مورد آذرماهی ها شنیدم
مونترا جان تو یه نمونه ی دوست داشتنی از آذری ها هستی ، شازده خانوم
حالا چی شنیدی؟! یه خورده شو می شه بگی؟ 🙂
شماها هم که سرآمد بهمنی های دنیا. دوستون دارم… 🙂
پاسخ:
در تعریف زیبایی می گویند:
زیبایی نگاره ای نیست که بتوان دیدش یا شنیدش؛
بلکه نگاره ای است که می توان دیدش، گر چه چشمانتان بسته باشد
و نوایی است که می توان شنیدش, گر چه گوش هاتان گرفته باشد!
خواستم بگویم: این جمله کوتاه شما هم “زیبا” بود.
همین.
خیرین مدرسه ساز در شمار شریف ترین انسان های روی زمین هستند. نباید حساب چند بزهکار را که در لباس خیرین فرو رفته اند، به همه تعمیم داد اشکار عزیز….
…. حداقل یک دونه گنده اش رو من خودم دیدم!!!
بگذریم چیزی که زیاده دزد
نه ، نمیشه ، برید از فاطمه بپرسید
پاسخ:
باشه شمارشو بده تا ازش بپرسم.
واااااااااااااااااااای مونترا جان ،
منم دوستت دارم ، شازده خانوم
منو به گریه انداختی ها. من هر3 سال یه بار گریه می کنم
پاسخ:
خوشحالم رفیق …
آدم هایی که با گریه تعارف ندارند؛ سبکبال تر هستند! امتحان کن و مترس!
درود …
شکر نعمت نعمتت افزون کند…:)
بله برخی از حرف ها و دعاهای ساده، حاوی ژرف ترین پیام ها بوده و هست.
درود بر محبوبه گرامی.
من هم معلم عشایر هستم اگه روزگارم بدتر از این همکارم نباشه قطعا بهتر نیست
خوشحال میشم به مدرسه ی من هم سر بزنید
این هم لینک تصویر ماهواره ای مدرسه توسط wikimapia
https://www.wikimapia.org/#lat=34.7381036&lon=57.4760056&z=16&l=16&m=b
جناب ناصری عزیز
اگر امکان دارد در باره مدرسه و روستای محل آن برایم بیشتر توضیح دهید.
همچنین چند عکس هم برایم بفرستید. حتمن گزارش خواهم کرد.
درود بر شما
جناب آقای درویش، سلام
شادی و سرزندگی بچه ها، وجود افرادی سخت کوش و قانع که در آنجا زندگی می کنند و مهمتر وجود افرادی مثل شما که دلتان برای طبیعت و حفظ زیباییهای آن میتپد و اینکه فرسنگها فاصله را طی کردین تا اینهمه زیبایی را برای بینندگان این وبلاگ به ارمغان بیارین و ما را به دنیای شاد کودکانه آیناز و آن پسرک ببری، همه و همه نعمتهایی هستند که نثار این سرزمین شده است.
امید است که در این راه موفق و پیروز باشید
ایلیاد از ترکمن صحرا
سلام و درود بر ایلیاد عزیز …
شما هم آنجا بودید؟