مهار بیابان‌زایی

دعوتی عام به بهانه‌ی چهارسالگی تارنمای مهار بیابان‌زایی!

هر که بر لوح جهان نقشی نیافزاید ز خویش
بی‌گمان چون نقش پا محو است در موج فنا

دیروز نخستین روز از پنجمین سال فعالیت تارنمای مهار بیابان‌زایی است. 4 سال و دو روز پیش، تصمیم گرفتم تا برای خود بر روی شبکه‌ی اینترنت، خانه‌ای مجازی بسازم و به استقبال مهمانانی روم که ممکن بود در غیر از این حالت، هیچگاه آنها را به جا نیاورم … در این خانه بود که به تدریج یاد گرفتم چگونه می‌شود به نشر اندیشه‌ها و تعاملی دوسویه با اهالی پرشمار و گسترده‌ی این دنیای اسرارآمیز و جذاب مجازی اقدام کرد و در این رفت و آمدهای فرهنگی به صیقل پندارینه‌هایم در حوزه محیط زیست، منابع طبیعی و بیابان نایل آمد.
اعتراف می‌کنم که روزهای بسیار سختی را در طول این 4 سال سپری کرده‌ام – واقعیتی که نزدیکترین دوستانم می دانند که از چه سخن می گویم – امّا شیرینی حضور در بین سبزاندیشان وطن و لمس عینی بازخوردهایی ملموس و ناهمتا از یادداشت‌ها و یادبرگ‌های مجازی «مهاربیابان‌زایی» چنان چشمگیر و درخشان بود که کمتر لذتی می‌تواند با آن برابری کند.

خوب یادم هست در همان آغازین روزهای حضورم در وبلاگستان فارسی، هموطنی با دلسوزی برایم نوشت: حیف است که وقت خود را با وبلاگی به نام «مهار بیابان‌زایی» به هدر دهی! اگر می‌خواهی مطالبت خوانده شوند، نام دیگری برای وبلاگت انتخاب کن و صرفاً از بیابان و محیط زیست ننویس … چرا که خواننده‌ی چندانی نخواهد داشت!
برای همین امروز بسیار خوشحالم … چرا که می‌توانم به حضور یک جامعه‌ی مجازی سبزاندیش در گرین‌بلاگ و سه خبرگزاری سبز فارسی‌زبان مفتخر باشم. افزون بر آن، می‌شود خط پررنگ محیط زیست را در بسیاری از وبلاگ‌های غیر محیط زیستی هم آشکارا دید و تعقیب کرد.

و برای همین امروز به تولد چهارسالگی مهاربیابان‌زایی می‌بالم؛ وبلاگی که به محیط زیست وطن می‌پردازد، اما توانسته آنقدر جایگاه و اعتبار در بین مخاطبین فارسی‌زبان بیابد که بیش از یک میلیون بار دیده شود و در رده‌بندی موتور جستجوگر گوگل، صاحب رتبه 5 باشد؛ رتبه‌ای که بسیاری از وبلاگ‌ها با موضوعاتی پرمخاطب‌تر نتوانسته‌اند به آن دست یابند.

رتبه مهار بیابان زایی در گوگل

از این رو، موفقیت مهار بیابان‌زایی را، بیش از همه نشان‌دهنده‌ی تغییری مثبت و امیدبخش در رویکرد جامعه‌ی کاربران اینترنت در دنیای وبلاگستان فارسی می‌دانم؛ شاخصی که نشان می‌دهد به رغم ادعای منفی‌بافان و مخالفان گسترش اینترنت و تمامی اتهاماتی که به عموم کاربران فارسی‌زبان وبلاگستان وارد می‌شود، می‌توان در وبلاگستان فارسی تولید محتوا کرد و امیدوار بود که مخاطب خود را بیابد و منشأ اثر هم باشد. فقط کافی است به آنچه که می‌نویسی باور داشته باشی و باورهایت را ارزان مفروشی … آنگاه خواهی دید که معجزه رخ خواهد داد …

دل نوشته های محمد درویش

با این وجود، نیک می‌دانم که هنوز در آغاز راهم و هنوز این طفل نوپا راهی بس طولانی برای رسیدن به سرمنزل مقصود – که همانا پایداری زیست‌محیطی ایران عزیز است  – باید طی شود.
چنین است که از یکان یکان شما مخاطبان گرامی این تارنما صمیمانه خواهش می‌کنم نظرتان را در باره این وبلاگ بیان دارید و به خصوص بدون هیچ ملاحظه‌ای از نقاط ضعف آن برایم سخن بگویید.
این می‌تواند بهترین هدیه و دست مریزاد به فردی باشد که بیش از 3 هزار صفحه از اندیشه‌هایش را در قالب 109۴ یادداشت در طول 4 سال گذشته با مخاطبین فارسی‌زبانش به اشتراک نهاده است.
تصمیم دارم تا در سلسله یادداشت‌هایی این نظرات را گردآوری کرده و منتشر سازم.
باز هم ممنون که خواهشم را اجابت خواهید کرد … محمد درویش «مهار بیابان‌زایی» را در چهل‌سالگی آغاز کرد و اینک در «جفت 4 زندگی‌ا‌ش» می‌خواهد بداند این فرزند مجازی‌اش را چگونه تربیت کرده‌ و در کجا‌ها راه را به خطا رفته‌ است. امید که دستش را بگیرید و به گرمی بفشارید … باشد که بدین سان کمتر پرواز لحظه‌ها را – پرواز آن مرغ بی بازگشت خیال را – افسوس بخورد …

پرواز آفتاب و نسیم و پرنده را
می‌دانم و صفای دلاویز دشت را
امّا من این میان
پرواز لحظه‌ها را افسوس می‌خورم
پرواز این پرنده بی‌بازگشت را …

روانشاد فریدون مشیری

در همین باره:
آغاز چهارمین سال حضور «مهار بیابان‌زایی» در وبلاگستان فارسی

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

34 دیدگاه

  1. سلام دوست عزیز.تولد چهار سالگی وبلاگتان مبارک؛امیدوارم چهار دهه دیگر ازحفظ محیط زیست و نجات کشور عزیزمان ایران بنویسید.دست مریزاد و پاینده باشید.من به عنوان یک خواننده غیر تخصصی که رشته کاری و تحصیلی ام فرسنگها با آنچه می نویسید و به آن معتقدید فاصله دارد_البته فقط رشته ام که عقیده و تلاشم همان است _همیشه با نوشته هایتان ارتباط برقرار کرده ام و برایم سنگین و ثقیل نبوده است ؛نوشته ها همیشه مستند بوده و با ارائه لینک های مربوطه پیگیری موضوع را برای خواننده تسهیل کرده است.از تلاشتان تقدیر می کنم و برایتان روزهای روشن و شیرین آرزومندم.

    پاسخ:
    سپاسگزارم و بسیار خوشحال که مهار بیابان زایی چنین خوانندگانی دارد. کوشیده ام تا همواره با مدرک سخن بگویم. همراهی و همدلی تان را قدر می دانم.

  2. با سلام
    به تازگی با وبلاگتون از طریق لینک های پی سی دانلود آشنا شدم. من دانشجوی شهرسازی هستم و مطلبی که در مورد سیل قم نوشتید درس عبرت خوبی هستش برای افرادی که در حرفه ی ما فعالیت می کنند. با اجازتون مطلبتون رو در وبلاگ خودم گذاشتم به همراه ذکر ماخذ!

    پاسخ:
    با سلام و سپاس از توجه شما. بی شک متخصصان شهرسازی بیش از هر حوزه دیگری می توانند متوجه گاف بزرگ مدیریت شهری قم باشند و آن را به نقد کشند. پایدار باشید.

  3. درود بر جناب درویش عزیز….

    به میمنت زادروز این تارنمای ارزشمند امیدوارم سال های سال همچنان برایمان بنویسید و از حضورتان استفاده کنیم…

    تارنمای شما تارنمای خیلی خوبی است….ورود بخش زیادی از جامعه به چنین مباحثی و علاقه مند کردن مردم از فواید تارنمای شما و دیگر دوستان است…
    نقطه ی ضعفی در کارتان نمی بینم ولی اگر به مسائل مربوط به خاک ایران زمین نیز هم بیشتر بپردازید بهتر خواهد بود…مطمئنم با زبان شیرینتان می توانید اهمیت خاک را بیش از پیش به همگان نشان خواهید داد….

    پیروز باشید

    پاسخ:
    ممنون مرد خاکی عزیز. می دانم که تو یکی از وفادارترین خوانندگان مهار بیابان زایی بوده ای. امیدوارم بتوانم خواسته ات را بیشتر اجابت کنم و از خاک بیشتر بنویسم! درود بر شما.

  4. محمد عزیز
    واقعا نمی دانم چگونه می توانم احساسات چند بعدی و عمیقی را که درباره تو و آنچه مربوط به تو در وجودم موج می زند بیان کنم.
    هر چند خواسته ای از وبلاگ مهار بیابان زایی گفته شوداما نمی توانم پیش از آن از خودت و آنچه تو را به عنوان خالق نوشته هایت باید باز شناخت چیزی بیان نکنم.
    قلم تو زیبا نیست
    آنچه از زیبایی که چشم ، اندیشه و دل خوانندگان نوشته هایت را و پیش از آن جان و دل آنها که در برهه(ها)یی هم راه و هم کلامت بوده یا هستند را به خود جذب می کند زیباییها و فضیلتهای گمشده‌ای است که مانند یک بوستان پر از گل همه را یکجا در درون خودت پروریده ای و سپس با یکی از همان نیکوییها که صداقت نام دارد الماس شفاف و درخشانی تراش داده‌ای که سایر زیباییهای درونت را به بیرون می تاباند.
    در دریاچه شفاف دلت که مانند دریاچه گَهَر از دور دست کف آن پیداست، گوهر های رخشانی چون صمیمیت، راستی و راستگویی، امید، انسان دوستی، هنرِ دوست بودن و دوست داشتن، خدا را در این نزدیکی دیدن و …. همچون رنگین کمان ، افق در افق زیبایی می‌آفریند.
    و هنر اندیشه‌ات در این است که این بازتاب ملکوتی را در قالب واژه‌ها درآورده و رسا و تأثیر گذار به خوانندگان عرضه می‌کند.
    اما از وبلاگ بگویم. اتفاقاً من هم از جمله کسانی بودم که نمی توانستم چنین نامی را برای وبلاگ محمد درویش هضم کنم. فکر می‌کردم شاید به دلیل حس و حال محیط کار در بخش تحقیقات بیابان یک نوع جوگیر شدن در کار باشد و موجی است که گذرا خواهد بود.
    اما بازدیدهای گاه و بیگاهم از نوشته ها و بازخوردها مرا به تدریج با آن چیزی که برانگیزاننده‌ی محمد ما بود نزدیک کرد. گفتن از محیط زیست در قالب مهار بیابان زایی چیزی شبیه پرداختن به مهارت نجات غریق است در یک ساحل به ظاهر آرام توسط آن کسی که موجهای طوفانی دور دست در افق دیدش هستند اما همراهان (بخوانید هموطنان) اگر صدایی هم بشنوند ناشنیده می‌گیرند.
    اکنون اما اگر خود او به برپایی چنین فرازنایی برای باز کردن دیدگان هموطنان به آن‌چه در راه است و نشان دادن آن‌چه باید کرد، ببالد جای تعجبی نیست چرا که حتا دوستان او از اینکه وبلاگ او را به کسی معرفی کنند چنان باز خوردی می‌گیرند که به این معرفی کردن مباهات می‌کنند و می‌توانند ببالند که ماییم که دوستی چون «محمد درویش» داریم.
    هرچند به دلیل مشتری دایمی نبودن حق قضاوت برای خودم قایل نیستم اما نقاط اوجی که من توفیق درک‌شان را داشته‌ام را نمی‌توانم بیان نکنم.
    -خاطره نویسی‌هایی که از بازدیدهای مناظر طبیعی ایران داشته‌ای بی استثنا عالی‌اند؛
    -توجه دادن خوانندگان به چیزهایی که در ظاهر عادی‌ و کوچک‌ شمرده می‌شوند اما اگر «یک جور دیگه» به آنها نگاه شود زیبایی و بزرگی‌شان آشکار می‌شود؛
    -تأثیرگذاریهای خاص و ماندگار بر وقایعی چون پیگیری رسمیت شهادت بوم‌بانان پس از زنده یاد شاه کوه محلی و نیز به بار نشستن خیزش مقابله با قطع درختان دیرزیست به بهانه خرافه پرستی و …؛
    -معرفی و فراگیر کردن تلاشهای ال گور در پدیده گرمایش زمین؛
    -داشتن نگاهی جهانی اما تلاشی محلی و بومی،
    -پرهیز از روشنفکر مآبی و جایگزین کردن دغدغه‌های مخالف‌خانی و سیاه نمایی با مسوولیت شناسی و اقدام مثبت؛
    -تیز بینی و حساسیت نسبت به وقایع و اقدامات مخرب و یا هماهنگ با محیط زیست؛
    -استفاده‌های به جا و گاه سحرآفرین از تاریخ ادبیات شعر و سخن پارسی؛
    -استفاده از نگاره‌های گاه کمیاب و مؤثر درست در کنار مضمون که بر تأثیرگذاری آن به شدت افزوده است.
    و بسیاری دیگر که ذهن ناپویای مرا اکنون بدانها راه نیست.

    و نیز پاره‌ای کاستی‌ها:
    -انسجام نوشته‌ها به دلیل انبوهی آنها گاهی تزلزل یافته است. می‌خواهم بگویم که «کم گوی و گزیده گوی» نه همیشه اما برخی اوقات توصیه به جایی است؛
    -در پاسخ به برخی اظهار نظرهای ناموافق گاه عنان از کف رفته است؛
    -گاهی هر چند به ندرت کارکرد وبلاگ با محل توزیع جزوات درسی محیط زیست اشتباه شده است.

    کلام پایانی آنکه
    دست پرورد چهار سال و یک روزه‌ات را پاس می‌داریم و امید آن داریم که اروندهای 8 ساله و امین‌های 11 ساله روزهایی را ببینند که پدرانی فرهیخته چون تو با امید نوشتند و خوانندگانی دلسوخته خواندند و برای داشتن آن تلاش کردند. روزهایی که مردم سرزمین ما قدر موهبت بی‌همتای الهی یعنی خاک و آب ایران عزیز را بدانند و آنطور که شایسته فرهنگ دیرپای ماست به راستی گراییم و درست عمل کنیم.

    قربانت
    مجتبی
    2:17 بامداد-15/1/1388
    گنت بلژیک

    پاسخ:
    مجتبی جان شرمنده کردی مطابق معمول. بسیار سپاسگزارم بابت انتقادها. نوشته ات نشان می دهد که اتفاقاً با دقت محتوای مهار بیابان زایی را دنبال کرده ای. داشتن مجتبی پاکپرور برای من به عنوان یک دوست، بی شک در شمار مهمترین بختیاری های زندگی ام بوده است. درود مرا از راهی دور پذیرا باش .

  5. سلام جناب درویش عزیز.با عرض تبریک برای چهار سال تلاش بی وقفه ی وبلاگ مهار بیابان زایی…یک سال و اندی است که با دنیای وبلاگ نویسان محیط زیستی آشنا شده ام و مهار ببابان زایی جزء آن دسته وبلاگهایی بود که همواره مرا به آینده ی این راه امیدوارتر می کرد و شاید یکی از دلایل آنکه با تمام ناملایمات موجود هنوز خود را دوستدار محیط زیست می دانم،اندیشه های متعالی است که از ورای متون مهار بیابان زایی به وضوح قابل رویتند و این را مدیون زحمات نویسنده ی مهار بیابان زایی،محمد درویش می دانم…
    و امیدوارم همچنان سال های سال شاهد جوشش و خروش مهار بیابان زایی باشم تا بدانم کسی هست که همیشه با نوشته هایش به یادم می آورد،نباید نا امید شد!
    شاد و بهروز باشید…

    پاسخ:
    من هم برای شما پیام عزیز سالی فرخنده را آرزو دارم و بسیار ممنون از توجه و لطفتان. خوشحالم که یادداشتهای مهار بیابان زایی توانسته شما را به آینده این راه امیدوارتر کند.

  6. درود و سپاس بر شما آقای درویش عزیز
    امیدوارم که جشن 50 مین سالگرد وبلاگتان را جشن بگیریم
    درباره مدیریت ملی به نظر من تا زمانی که افراد درباره اقدامات و حوزه تحت تسلطشان پاسخگو و موظف نباشند اوضاع همینه از زمانی که خسارتی بر اثر تصمیم غلط آنها ایجاد شد از خودشان زینه اش اخذ شود اون وقته که کار گروهی و مدیریت علمی حاکم می شود
    امیدوارم که سال کم بلایی داشته باشیم. البته با اطلاعاتی که من دارم و در عمق ساختارهای مدیریت بحران هستم و می بینم تا امروز در این 4 سال متاسفانه برنامه ریزی در حد صفر بوده و خدا فقط رحم کرده. البته یک اقای وطن فدا در وزارت اب هست و من خیلی دوستش دارم ادم درستی است. شاید تو موضوع سیل بشود تنها به او امید بست
    شادباشید و پیروز و به امید دیدار

    پاسخ:
    حسام عزیز چنانچه آرزویت تحقق یابد و من بتوانم جشن پنجاهمین سالگرد تولد وبلاگم را جشن بگیرم … علی القاعده باید در آن روز کودکی 90 ساله بیش نباشم! می دانی چرا می گویم: کودک؟

  7. آقا جون کارت ساخته س! مطلب سیل قم رو در سایت ایرانیان انگلستان منتشر کردن، همه ی خواننده ها هم کامنت گذتشتن و فحش رو کشیدن به آخوندا و امام زمان! همین امروز و فرداس که بیان سراغت…

    پاسخ:
    علیرضا جان! یادداشت کوتاه و زنهاردهنده شما مرا یاد تکه کلام مشهور مرد دو هزار چهره نازنین (مهران مدیری عزیز) انداخت … آنجا که می گوید: مادر جان!

  8. خب واقعا وبلاگ خوبی دارین و من خواننده ش هستم هرچند خیلی کم نظر میگذارم و شما بازخوردی از حضور من نمیبینید.
    البته من بعضی وقتا به علت انباشته شدن مطالب زیاد در گوگل ریدر نمیتونم مطالبتون رو بخونم ولی وبلاگ شما در گوگل ریدر من در فولدر اولویت یک هاست.
    موفق باشید و سبز
    🙂
    پاسخ:
    خوشحالم که شما خواننده کتابخوان را در شمار خوانندگان مهار بیابان زایی می بینم. همراهی تان با دغدغه های حفظ طبیعت ارزشمند وطن همواره مستدام باد.

  9. چند سالی است که بهترین هستید.حقأ وبلاگ زنده و فعالی دارید که آیینه ای از روحیه شماست. امیدواریم سلامت باشید و این طراوت و پرمحصولی مطالب همچنان ادامه یابد.

    پاسخ:
    لطف دارید. تارنمای مصور شما نیز حقیقتاً دریچه ای فرح بخش است به زیبایی های طبیعت ایران. سالی کم حاشیه و پر ترانه برایتان آرزو دارم.

  10. آقای درویش عزیز سلام..ممنون از حضورتون…لطف کردین

    منم تولد 4سالگی مهار بیابان زایی رو تبریک میگم..

    امیدوارم سال های سال شاهد نوشته های خوبتان باشیم (:

    پاسخ:
    تلاش می کنم تا امیدتان را سزاوارانه پاس دارم. سپاسگزارم.

  11. درود
    با سپاس از مهر همیشگی شما
    آغاز پنجمین سال فعالیت این پایگاه پرخواننده و پربار را به شما دوست و هم اندیش گرامی شادباش می گویم
    به امید ایرانی آباد و شاد و آزاد

    پاسخ:
    سلام بر دکتر شاهین سپنتا عزیز … یکی از حافظان بی ادعای تاریخ و فرهنگ و ادب ایران. برای ایران نامه ارزشمندت سالی پراثر تر آرزو دارم.

  12. چهار سالگی این تارنمای ارزشمند را به شما تبریک می گویم
    سبز باشید و برقرار

    پاسخ:
    ممنون جواد عزیز … متقابلاً امیدوارم که گنبد مینایی ات در سال 88 پوست انداخته و همچنان پیش برنده باشد.

  13. درود و هزاران درود بر شما همکار پرکار و پرتلاش درویش عزیز
    دو موضوع را هیچگاه از یاد نمی برم –اولین نوشته ای که سالها پیش از تو خواندم مقاله ای بود که در فصلنامه پژوهش و سازندگی در مورد بیابان به چاپ رسیده بود آنوقت ها خیلی شما را نمی شناختم و شاید اولین سالی بود که از سازمان جنگلها به موسسه آمده بودم فکر می کنم سالهای 75-74 بود. مقاله مذکور آنقدر زیبا و شیوا نوشته شده بود که احساس می کردم همراه با سطور نوشتاری در فضای بیابان همراه با کاروان و ساربانان و طنین آهنگ زنگ کاروان قرار گرفته ام مخصوصا برای منی که کاملا با بیابان مانوس بودم و اما موضوع دوم مربوط به زمانی است که وبلاگ مهار بیابانزایی را راه اندازی کردید. یادم هست وقتی که یکی از نوشته هایت را خواندم آنقدر روان و شیوا نوشته بودی که در بخش نظرات نوشتم خوب بود شما خبرنگار می شدید. دست برقضا شخص دیگری که شاید خبرنگار بود یانه(نمی دانم) نوشته مرا دیده بود و کلی پرت و پلا برایم گفته بود که مگر خبرنگار ها چه مشکلی دارند که این چنین نوشته ای. در حالیکه منظور من قلم شیوای شما بود.
    بگذریم، بدون تعارف باید گفت که وبلاگ شما در بین وبلاگهای زیست محیطی بسیار موفق بوده است و شاید هم موفق ترین. توانایی شما در پردازش مسایل ریست محیطی ، شیوایی کلام و قلم و صاف و صادق بودن در بیان نظرات و تعصب روشنی (نه کور) که برای حفظ و حراست از محیط زیست دارید روز بروز طرفداران وبلاگ مهار بیابانزایی را بیشتر و بیشتر می کند. یقینا تعدادی از وبلاگ نویسان زیست محیطی از جمله خودم مدیون تشویق ها و همراهی های شما هستیم. گسترش دامنه خوانندگان و طرفداران مهار یبابانزایی اکنون در بیرون از مرزهای سیاسی هم رسیده است و خلاصه کار را بجایی رسانده اید که بسیاری از محافل علمی و کارشناسی مشتاق شنیدن نظرات و تحلیل های شما در مورد منابع طبیعی و محیط زیست هستند و این افتخاری است برای ما و همکاران.
    و اما این نکته هم یادتان باشد شما قبل از اینکه یک تحلیل گر مسایل منابع طبیعی باشید ، یک محقق هستید مسلما کارهای تحقیقاتی پشتوانه ای قوی و محکم برای بیان تحلیل ها بشمار می رود. به امید شکوفایی بیش از پیش شما در همه زمینه های کاری

    پاسخ:
    جناب دکتر خسروشاهی عزیز: سپاسگزار محبت شما هستم. آن مقاله ای که اشاره کردید را در نوروز 1374 نوشتم … یادم هست که در آن نوروز از خانه تکان نخوردم و تصمیم گرفتم تا کتاب آسمانی مسلمانان را یکبار از ابتدا تا انتها و این بار از منظر یک علاقه مند به طبیعت و بیابان بخوانم. حاصل آن مرور، تبدیل شد به مقاله ای با عنوان: “بیابان؛حقیقتی ناگزیر یا خطایی تصادفی؟!” که در شماره 28 فصلنامه پژوهش و سازندگی منتشر شد و در پیشانی آن مقاله – برگرفته از آیه 24 از سوره ابراهیم – آرزو کردم تا شاخه های این پیک به آسمان بیاویزد و ریشه هایش در زمینی مرصوص استحکام یابد (مگر ندیدی که خداوند گفتار پاکیزه را به درخت پاکیزه ای شبیه کرده است که ریشه آن ثابت و شاخه اش در آسمان است)
    و حالا یادآوری مجدد شما از آن مقاله بار دیگر یادم انداخت که خداوند آن یادداشت مرا پذیرفته است … چرا که به رغم گذشت بیش از 14 سال از نوشتنش، هنوز بیشترین بازخوردها را از آن دریافت کرده و می کنم.
    درود بر شما.

  14. tabrik besyar! in nozad az haman rooz haee nokhost neshan dad bakht e bolandi darad va besyar balegh ast/*

    پاسخ:
    با درود بر فرشید فاریابی عزیز:
    شاید نکته ای که شما با ظرافت و طنازی بر آن اشاره کرده اید، یکی از مزیتهای اندک بچه دار شدن پس از 40 سالگی باشد!

  15. درود برشما
    چهار سالگی مهار بیابان زایی را تبریک می گویم. راستش خودم را لایق نقد کردن این تارنمای زیبا نمی دانم چراکه تنها چند ماهی است که به مهمانی این کودک چهار ساله می آیم. امیدوارم روزی تارنمای چهل ساله شما را جشن بگیریم.
    تنها یک نکته مهم وجود دارد اینکه کیک چهار سالگی مهار بیابان زایی را نتوانستم پیدا کنم شاید هم من دیر رسیدم.

    پاسخ:
    مهرگان عزیز، درست می گویی! کیک را فراموش کرد. بگذار به حساب مشکلات جفت 4 زندگی! و داشتن یک کودک 4 ساله. ممنون از لطف و همراهی ات با دغدغه های مهار بیابان زایی.

  16. سلام آقای درویش
    فقط میتونم عرض تبریکی داشته باشم .
    مهار بیابان زایی 4 ساله شد اما این تولد ، تولدی است برای سرسبزیهای ایران زمین !
    باشد که فلمتان همچنان پایدار و اندیشه هایتان نیز همواره سبز باد .

    پاسخ:
    آن فقط برای من سخت ارزشمند است. موفق باشید و ممنون از آرزوهای خوبتان.

  17. درود بر مهندس درویش عزیز
    دوستان نکته بین در نظرات خویش چندان ویژگی های برجسته این وبلاگ پیشرو و نگارنده فرهیخته آنرا برشمردند که دیگر به سپاس و تمجید همچو منی نیاز نیست هرچند بسیار سزاوار آن هستید.
    با این حال مایلم یک ویژگی برجسته دیگر این وبلاگ را تحسین نمایم. شما و وبلاگ مهار بیابان زایی توانسته اید به نحو درخشانی تعداد کثیری از دوست داران و متخصصان طبیعت و محیط زیست را گردهم آورید. بدین سان مهاربیابان زایی به مانند پایانه ای شده است که آخرین اخبار و تحلیل ها را همچون شبکه ای از دیده بان ها گردآورده کرده و ارایه می دهد. این موجب اتحاد، هم افزایی و امید طبیعت دوستان است. اجازه دهید بگویم مهار بیابان زایی، وبلاگ بسیاری از محیط زیستی ها ست، گویی همه در آن سهمی داریم.
    نکته آنست که این چنین وضعیتی، در میان ما مردم، که ید طولایی در فردگرایی و تخریب جمعیت ها داریم، بسیار نوید بخش است. گویا جنبش ها، تحولات یا حتی تشکیل حزب ها نیز از چنین نقاطی آغاز می شوند.
    این موفقیت به سبب اعتمادی است که “سهام دارن” این وبلاگ به شما دارند چه همگی شما را امین، با اخلاق و متخصص می دانند. این پتانسیلی بزرگ است که بهره گیری از آن می تواند مسیر سال های آتی این وبلاگ را مشخص کند.
    با تیریک آغاز پنجمین سال فعالیت “مهار بیابان زایی”، صمیمانه ترین آرزوها را برای سلامتی و موفقیت های روز افزون پذیرا باشید.

    پاسخ:
    زنده باشی دکتر جان. درودم را از راهی دور به سرزمین مقدس حکیم جاودان توس پذیرا باش. امیدوارم لایق اعتماد سهامداران باشم. ممنون از این تعبیر متفاوت و زیبا. همچنان معتقدم اگر این افتخار را به جامعه وبلاگستان داده و اندیشه های سبزت را با مخاطبین دنیای مجازی به اشتراک نهی، در کمترین زمان ممکن سود سهامت از مهار بیابان زایی پیشی خواهد گرفت!

  18. محمد عزیز – خواسته ای که درباره چهارسالگی وبلاگت مطلبی بنویسیم … به همین بهانه چند جمله ناقابلی را تقدیمت میکنم.

    انگار همین دیروز بود که محمد درویش سراسیمه به اداره رسید و گفت: میدونی امکان داشتن یک فضای مجازی در قالب وبلاگ شخصی در اینترنت فراهم شده است!!! من که به شوخیهای زیرکانه گاه و بی گاه اون عادت داشتم گفتم : دوباره چی زیر سر داری؟ در جواب گفت جدی میگم هر کی میتونه یه وبلاگ شخصی راه اندازی کنه و در حالی که داشت کلمات زیر را داخل نوار گوگل می نوشت : ” مهار بیابانزایی” . این بود که برای اولین بار جمال وبلاگ “مهار بیابانزایی” بر ما هویدا شد. پرسیدم چطور اینکار کردی؟ گفت : باید کدهای اچ تی ام ال بلد باشی ، تو بلد نیستی 100 هزار تومان بده تا یکی بنام خودت راه اندازی کنم.
    هنوز هم اگه کسی از من بپرسه چطور وبلاگ شخصی راه اندازی میشه میگم باید کد اچ تی ام ال بلد باشی 100 هزار تومان بده تا یکی برات راه اندازی کنم. علاقه ای ندارم که بخواهم تمجیدهای بی محتوایی از مهار بیابانزایی بکنم ولی آنچه را شاهد بوده ام بعنوان نقاط ضعف و قوت میگویم:
    نقاط قوت :
    – باید گفت رابطه محمد با وبلاگش یک رابطه دوطرفه است هرچه میدهد از سوی خوانندگانش باز می گردد. همین بازخوردهای وبلاگی، توانی به محمد درویش بخشیده که سخت بدون آن به اینجا میرسید که هم اکنون بعنوان نقد کننده استراتژیهای کلان محیط زیست و منابع طبیعی کشور درآید. آمار قابل توجه مصاحبه های تلویزیونی و رادیویی او گواه این مورد است.
    – براستی باید وبلاگ مهار بیابانزایی را بواسطه ترویج فرهنگ محیط زیست و منابع طبیعی ستود. بی شک زبان نوشتاری این وبلاگ فوق العاده ست بطوریکه بارها شاهد تاثیرگذاری آن بر خوانندگانش بوده ام که همراه با ایجاد حس شور انگیزی در جهت حفظ محیط زیست بوده است.
    – تلاشهای زنهاردهنده برای جلوگیری از تخریب منابع طبیعی و محیط زیست که در بیشتر موارد نتایج خوبی به همراه داشته است مانند تلاش برای حفظ جنگل ابر شاهرود، حفظ درختان کهنسال و ….
    – بی شک این وبلاگ توانسته جایگاه مناسبی در بین وبلاگهای محیط زیستی بیابد و این تنها در پیگیری و تنوع موضوعات آن است و موارد بسیار دیگر……

    و اما نقاط ضعف:
    – کثرت گرایی در موضوعات همواره با بروز نقیصه هایی همراه است . فزونی مطالب باعث از بین رفتن برخی از اثرات سازنده میشود.
    – این را نمیدانم جزو نقاط قوت یا ضعف مهار بیابانزایی بدانم، گاهی اتفاق افتاده که موضوعی پیش پا افتاده کوچک را چنان بزرگ می کند و به آن آب و روغن می زند که گویی مریض دم مرگ است.

    بهرحال آرزوی موفقیت تو فکر ماست.

    حمید
    18/1/88

    پاسخ:
    نخست آن که خوب شد یادم انداختی! اون 100 هزارتومان رو اگه الان نمی خوای بدی، پس کی می دی؟!
    دوم این که من هم متوجه نشدم که آن مورد آخری تعریف بود یا تخریب؟!
    و سوم این که خیلی مخلصیم رفیق!

  19. برای من و کسانی مانند من که تو را از بیرون از تارنمایت هم می‌بینند، می‌شناسند و باهات دمخورند قضاوت در مورد تارنمایت شاید راحت‌تر باشد. چون تارنمات بی‌هیچ کم و کاستی انعکاسی از درونت است و هیچ تکلفی و هیچ پایین‌تر و بالاتری از اونی که هستی به تارنمات راه پیدا نمی‌کنه. همون شور، عشق، صداقت، پشتکار، تعصب و حتی گاهی مظلومیتی را که نسبت به موضوعات زیست‌محیطی، منابع طبیعی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و … و صاحبان اون نشان می‌دهی در تارنمات جاری میشه. اما تارنمات: بیشتر وقت‌ها آدمو به مهمونی‌ای دعوت می‌کنه که حتی اگه مناسبت اونو ندونی و آدمای مدعو رو هم نشناسی به سرعت و به خوبی باهاش ارتباط می‌گیری و همراه می‌شی، اما وقتی نوبت غذاش می‌رسه شوره‌، تنده و… (البته این به‌دلیل گستردگی کاستی‌ها و ضعف‌هاییه که گریبان منابع طبیعی‌مان رو گرفته). از همین دید من اصلا دوست ندارم تارنمات نمی‌دونم 10 ساله، 20 ساله، 40 ساله و… بشه! آرزو می‌کنم در سال‌های پیش رومون تحولی درخور و گران در فکر، سیاست و عملکرد مردم و گردانندگان کوچیک و بزرگ منابع طبیعی و محیط‌زیستمون اتفاق بیفته که یا تارنمات تعطیل بشه یا اینکه موضوعات مورد بحثت همگی از قوت‌ها باشه. هرچند که می‌دونم آرزوی خیلی بزرگیه.

    به هر حال حضور سبزت و تارنمای زرد بیابانیت رو همیشه ارج می‌نهم.

    محمد متینی‌زاده

    پاسخ:
    با سلام و درود بر دوست عزیزم دکتر محمد متینی زاده عزیز: صمیمانه از تو متشکرم و امیدوارم که همواره بتوانم به این شیوه زیستن ادامه دهم. همچنین آرزو دارم تا اغذیه ارایه شده در این تارنما بتواند هم کم چرب و هم بانمک تر شده و بیشتر به سلامتی روانی طرفداران محیط زیست بیافزاید!
    درود بر شما.

  20. سلام بر دوست عزیزم مهندس درویش
    چهار سالگی تارنمایت را به خودت و خانواده ات که از سهم آنها زده ای تا این تارنما را 4 ساله کرده ای تبریک میگویم.
    خوشحالم که از نزدیک با شما همکاری دارم و این همه شور، تلاش، پشتکار، امید، و…. را در تو می بینم و در این دوره سخت که محیط زیست را محیط ایست می نامند با قلمت و با قدمت در دفاع از این سرزمین در همه صحنه ها حاضری. بی شک تارنمای شما نقش اساسی در بیان مسائل و مشکلات و روشنگری بسیاری از مسائلی که گریبان محیط زیست را گرفته داشته و مهمتر از همه به ما می آموزد که ناامیدی و یاس چاره کار نیست و باید گفت و استقامت کرد. من هر وقت مسائلی و مشکلاتی و بلاهایی که بر سر این منابع طبیعی اعم از جنگل و مرتع وارد میشود را می بینم و از اقدامات قانونی ناامید می شوم به یاد شما و نوشته های شما می افتم و گاهی هم مطالبی را ارسال کرده ام که حداقل دوستان، مردم و مسئولین بدانند که چه بر سر این سرزمین آمده و می آید. تصور میکنم دنیای مجازی ما را به سمتی میبرد که دیگر نمیشود در مقابل تصمیمات نابخردانه و آزمون و خطاهایی که ما را به قهقرا برده سکوت کرد. شما در نوک پیکان این روشنگری قرار داشته و به خوبی توانسته اید این مهم را به انجام برسانید.
    مثل اینکه زیاد ازت تعریف کردم. موفق و موید باشی و همچنان پویا و سرحال.

    پاسخ:
    سلام و درود بر دوست و همکار عزیزم دکتر احمد رحمانی. توصیف های شما هم خستگی این سالها را به در می کند و هم احساس مسئولیتم را دو چندان می سازد. مباد روزی که سزاوار این بازنمودهای غرورآفرین و انرژی بخش نباشم. درود بر شما.

  21. به نام خدا
    جناب مهندس درویش عزیز
    آغاز پنجمین سال فعالیت تارنمای مهار بیابان زایی را صمیمانه خدمت جنابعالی و تمام اساتید و صاحبنظران ارجمندی که با مشارکت در بحث های علمی و فنی جنابعالی به غنای این تارنماافزوده و باعث ارتقاء سطح دانش خوانندگان آن شده اند تبریک و تهنیت عرض می نمایم. برای شماو همه دوستداران طبیعت توفیق روزافزون از خدای مهربان آرزومندم. به امید جشن چهل سالگی این تارنما.

    ارادتمند
    احسان زندی اصفهان
    بخش تحقیقات مرتع
    موسسه تحقیقات جنگلهاو مراتع کشور

    پاسخ:
    جناب زندی عزیز ممنون از تبریک و به ویژه حضور موثرتان برای ارتقا محتوای این تارنما که بی شک تعلق به همه علاقه مندان محیط زیست و منابع طبیعی کشور دارد.

  22. هنوز آن ذهن پر نقش و نگارٍ پر از رنگ ، رنگین کمان ذهنم است . از آن روزهائی که دنیای مجازی اینگونه بستری روان نیافته بود ، تا امروز که گستره زندگی در پهنه آن احساس نیاز عمیق میکند.
    آن روز ها رهسپار آموختن بودی و این روزها داشته ها یت را به ذهن های ” پویا” جاری می کنی .
    من به درازای سالروز های تولد کمتر اندیشیده ام ، ذهنم به سالروز های رشد انذیشه نشسته است .
    میدانی که سن شناسنامه ای من بسیار فراتر از سن شناسنامه ای توست اما سن عقلی تو فزون تر از سن عقلی من است این شناسه من است در خجسته گی سالروز ها.
    من سالروز شکوفائی و بروزداشته های تور را در دنیای مجازی که ملموس تر از دنیای …… است و در این فضا تو به بالندگی اندیشیدن رسیده ای عمیقن ارج مینهم.

    اما ” محمد درویش ” مبادا ” علم زدگی ، ” زیست بوم ” و ” ایران عزیز ” بیکران نگاه عمیق و صمیمی تو را به ” نیاز های انسانی ” درون هر یک از ما اندکی غافل کند .
    من زمینه نوشته هایت را زرد زرد میبینم .

    ” نام بعضی نفرات ،
    روشنم میدارد ،
    قوتم می بخشد ،
    جرئتم می بخشد .

    پاسخ:
    سلام و درود بر دوست قدیمی محسن عزیز و دوست داشتنی که می دانم این روزها ششمین دهه از زندگیت را تجربه می کنی … بارها گفته ام که تو را “آدم کوچیک” ترین “آدم بزرگی” می دانم که توانسته ام تاکنون به جا آورم. انسان پاکنهادی که زیبایی و پویایی زندگی را به رنگ زرد می بیند و مانند آن عمل می کند. تو کلیشه زرد را شکسته ای. یادبرگت را سخت ارزشمند می دانم و خوشحالم که قوتت می بخشم و روشنت می دارم … اما همچنان بر این باورم که کمتر کسی جرات تو را دارد. به غزل و فرزانه عزیز سلام گرم مرا برسان.

  23. امیدوارم در راهِ هدفِ ارزشمندتان پیروز و سربلند باشید.
    با اینکه به طبیعت و پاسداشتِ آن بسیار اهمیت می‌دهم، تنبلی بیش از اندازه‌ام نمی‌گذارد که در این راستا کاری کنم. کمی آسودگی از عذابِ وجدان هم بر می‌گردد به کارهای کسانی همچون شما که هم دانش و هم پشتکارِ انجام آن را دارید. همچنین جدا از فعالیت‌های سودمندی که برخی را پیش از این برشمرده‌اید؛ از دید من شاید مهمترین دستاوردِ شما، آنچه خودتان نوشته اید باشد: «موفقیت مهار بیابان‌زایی را، بیش از همه نشان‌دهنده‌ی تغییری مثبت و امیدبخش در رویکرد جامعه‌ی کاربران اینترنت در دنیای وبلاگستان فارسی می‌دانم»، که تا اندازه ای درخور در دنیای بیرون اثر دارد.
    (سه روز است که می‌خواهم این چند خط را بنویسم تا به پاسِ زحمت‌های شما پاسخی داده باشم.)

    پاسخ:
    درود بر شما و شرمنده که به دردسرتان انداختم.

  24. عزیزپرتلاش و پراحساس ، سلام .
    به پاس سپاس از این همه مهر و علاقه و انرژی ، به دعوت عام وارد شدم .
    همه تعریف ها از شما را من هم قبول دارم و تکرار نمی کنم .
    تبریک را اما تکرار می کنم و آرزوی پایداری دارم ، هم چون آرزوی پایداری جنگل های میهن .
    در مورد نقد باید عرض کنم ما- من و دوست قدیمی شما که همکار من است – پشت سر شما “نقد” می کنیم! که گاه با جدل هم همراه است مثل دعوایی که روی مقوله دانش و ژورنالیسم داشتیم !
    من قبل از وب در مجله دهاتی با نام شما آشنا شدم ، چقدر هم از منابع خارجی و اینترنت رفرنس می دادید .
    برای شما و خانواده محترم به ویژه فرزند 4 ساله آرزوی موفقیت های باز هم بیشتری دارم .
    در پایان می خواهم مطلبی را به خودم یادآوری کنم . من هنوز نتوانستم درک درست از روزگاری را که درآن به سر می بریم پیدا کنم . دیگر مفاهیم قبلی آموزش ، تحقیق ، استاد ، دانشجو ، کتابخانه ، کاغذ ، کتاب ، هم فکری ، اطلاع رسانی و ده ها مقوله دیگر به هم ریخته و دنیای جدیدی شکل گرفته . حتی مفاهیم انقلاب های کشاورزی ، صنعتی و ارتباطات هم پاسخگو نیست . زمانه دیگری شده و آینده ای غیر قابل تصور در پیش است .
    خوشا به حال شمایان که با این تحولات همراه هستید.

    پاسخ:
    سلام و درود بر شاهرخ عزیز و آن دوست قدیمی و گرامی مشترک – جناب مهندس ابراهیمی عزیز – سپاسگزار محبتهای شما هستم و بی شک به مدد این دلگرمی ها به راه خود با توانی بیشتر ادامه خواهم داد. به نکته جالبی اشاره کرده ای. تحولات جهان چنان شتابناک شده است که دیگر نمی توان با یک اصطلاح از آن نام برد. شاید زمانه حاضر را بتوان “دوران پویایی و تحرک آنی” نام نهاد که هر چه بر سرعت خود بیافزایی، مانند سایه ات، هیچگاه به آن نمی رسی! دست آخر آن که آن کودک 4 ساله – اروند – حالا از 8 سالگی هم شش ماه و 11 روز است که گذر کرده است! دیدی گفتم به گرد سرعت این زمانه هم نخواهیم رسید!
    درود و احترام دوباره مرا پذیرا باشید و امیدوارم هر چه زودتر مشکل وب سایت ارزشمندتان نیز حل شود.

  25. Happy anniversary to your blog

    پاسخ:
    سپاسگزارم دکتر جان. امید که روزگار غربت نشینی هر چه زودتر و با کامیابی به پایان رسد. مشتاق دیدار در تهران …

  26. با سلام من با وبلاگ شما از روزی که قرار بود به برنامه صبح شبکه دو بیایید و در ترافیک گیر کردید آشنا شدم البته من خانه دارم و تحصیلاتم هم در حد دیپلم ولی به محیط زیست علاقه دارم و تا جایی که بتوانم سعی می کنم بعضی کارها را که به محیط زیست کمک می کند انجام دهم .اولین بار که به وبلاگتان سرک کشیدم و یکی ازدل نوشته های شما را در مورد ایران بود که فریاد بعضی از منابع زیست محیطی را نوشته بودید (مثلا در مورد پلی که بر روی ارومیه کشیده اند یا درختانی که ایستاده اعدام می شوند) را خواندم اشک ریختم همین الان هم که دارم می نویسم اشک در چشمانم جمع شده است. از نوشته هایتان ممنون و تبریک می گویم بابت چهار سالگی وبلاگتان امیدوارم به سن جوانی که اوج فعالیت و خلاقیت هر موجودی است برسید و به سن پیری که زمان داشتن گنجینه های دانش و معرفت است همینطور . امیدوارم که از سرک کشیدن این مهمان ناخوانده به وبلاگتان ناراحت نشده باشید. با سپاس و خسته نباشید.

    پاسخ:
    نوشته شما گرم و صمیمانه بود و اتفاقاً از خواندن آن و آشنا شدن با خوانندگان جدیدی چون شما که برای طبیعت وطن اشک می ریزید، بسیار خوشحال شدم. درود بر شما.

  27. سلام جناب درویش!
    وبلاگ مهار بیابان زایی همیشه حاوی مطالب واخبار تکان دهنده در باره تخریب محیط زیست از یک سو و دیدگاههای جدید برای حفاظت از آن از سوی دیگر بوده است، تومارهای حمایت از محیط زیست و تنوع زیستی و سبک نگارشی متفاوت نیز از دیگر مشخصات آن است، تنوع مطالب واخبار ارایه شده در آن نیز حکایت از آگاهی و به روز بودن نگارنده اش دارد که همه ی اینها جای تبریک به شما و قدر دانی از زحماتتان را دارد، چهار سالگی وبلاگتان خجسته باد.

  28. مهندس درویش گزارشگر بدون مرز و فعال محیط زیست خواسته است تا به مناسبت چهارمین سال تولد وبلاگش چند سطری بنویسم. به زعم من او که از طریق فضای مجازی و با عنوان» مهار بیابان‌زایی« توانسته است جنبش محیط زیست در موسسه متبوعش را به جنبشی وطنی تبدیل کرده، روزی برد فراخوانش به دنیا سرخواهد کشید. اگر امروز با نگارش و تدوین برنامه مترقی‌ راهبردی در سازمان متبوع خود وزیر و مقامات وزارتخانه ای بزرگ را در کشور به تحیر و تمجید واداشته، درآینده ای نزدیک تدوینگر برنامه راهبردی محیط زیست کشور و پس ازآن جهان خواهد شد. او استعداد بالقوه جهانی شدن را که سالهاست در وجودش زبانه می کشد روزی شکوفا خواهد کرد. او نه تنها مرزهای کشور خودش را در می نوردد بلکه نگاه و توجه مردم جهان را متوجه قابلیتها ی خود خواهد نمود. همانگونه که در بیش از ده سال گذشته ابتدا نگاه و توجه همکاران بخش تحقیقات بیابان و سپس نگاه موسسه تحقیقات و امروزنگاه مردم کشور خویش را متوجه قابلیتها ی خود کرده است. شاید روزی او و پسرش جنبش کمر بند سبزرا نه تنها در ایران بلکه در جهان تاسیس کرده و توانایی و خلاقیت بسیاری از دلسوزان محیط زیست را پرورش دهند. وبلاگ او با هر نامی که برایش انتخابش کند فقط یکی از ابزارهای مدیریت اوست. باقی توانمندی و جوشش درونش است. نام او بی گمان نه فقط در زمره متفکرین و دلسوزان خواهان تغییر و تحول در اداره محیط زیست کشور بلکه در بین نامهای نجات دهندگان محیط زیست از تخریب و ویرانی جهان خوش خواهد درخشید. چرا که محدودیتها، نمی توانند ذره ای خلل در باور ونگرش او به وجود آورند بر عکس، او جدی تر از گذشته برای تحقق خواسته هایش فعالیت خواهد کرد.

    1. سپاسگزارم خانم مقدم عزیز. خوشحالم که از دید یک همکار صبور و پاکنهاد اینگونه به نظر می رسم. چقدر دوست دارم آرزوهای قشنگی که برای من و اروند کرده اید، روزی عینیت یابد … زنده و سرافراز باشید بانو.

  29. آقای مهندس درویش عزیز .. کمی دیر رسیدم برای عرض تبریک 4 سالگی وب لاگ پر بار شما بدلیل اینکه در طول هفته گذشته خیلی گرفتار بودم… وب لاگ های ما تقریبا” همسن و سال هستند ولی فکر کنم وب لاگ من کمی مسن تر از شما باشد!!!!
    امیدوارم همیشه در همه مراحل زندگی موفق باشید.
    باز هم یک دسته گل برای شما

  30. با عرض سلام و تبریک به مناسبت چهارسالگی وبلاگ شماو آرزوی توفیق بیشتر برای شما
    می خواستم بگویم که بیابانزدایی برای بیابان های طبیعی اشتباه است چرا که در عرض های 10 تا 25درجه شمالی و جنوبی ناچارا گرمی و خشکی هوا را داریم که باعث حضور بیابان ها می شوند پس بیایید انها را مدیریت کنیم و از ظرفیت ها و پتانسیل های آنها استفاده کنیم
    با تشکر از شما

  31. سلام آقای درویش
    من هم چهارسالگی وبلاگتون رو تبریک میگم.
    راسش هر وقت به نوشته های شما سر می زنم دلم خون میشه و تا مدتها بعدش فکرم در گیر اونهاست واسه همین هم مشتری هر روزه شما نیستم. اما خوب این حرفها رو همه ما باید بخونیم و بدونیم. ممنون از شما بابت انتشارشون و ممنون به خاطر تلاشی که می کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا