ستون گرمایش زمین در روزنامه جام جم


چند هفتهای است که به پیشنهاد دبیر بخش محیط زیست روزنامه جام جم، جناب پوریا ناظمی، ستونی در صفحهی 12 روزهای چهارشنبه جام جم دایر شده و میکوشم با زبانی ساده، توجه مخاطبین عام و سیاستمداران و برنامهریزان کشوری را به اهمیت خطر «جهان گرمایی» جلب کنم.
جهانگرمایی، رخدادی است که بیش از 95 درصد دانشمندان IPCC بر آن مهر تأیید زده و مهمترین عامل بروز آن را، انسان معرفی کردهاند. به قول ناصر کرمی عزیز (در همایش نقد و بررسی فیلم یک حقیقت ناخوشایند): «باید تابع خرد جمعی بود و به آن احترام گذاشت.» کاری که وی نیز در روزنامهی تحت سرپرستیاش انجام میدهد و حجم عمدهای از مطالب بخش محیط زیست آن را به آگاهیبخشی در مورد خطر جهانگرمایی اختصاص داده و میدهد، هر چند خودش هنوز در تغییر اقلیم تردید دارد.»
به هر حال این واقعیت که انسان متهم شمارهی یک در بروز جهانگرمایی است، میتواند یک خبر خوش هم باشد! چرا که اگر آدمی توانسته چنین بحرانی و با چنین گسترهی فراخی بیافریند، آنقدر قدرت و دانایی هم خواهد داشت که به مقابله با آن برخواسته و در مهارش همت گمارد. به شرط آنکه از ارادهی لازم هم برخوردار شده و زمان را از دست ندهد.
درست از چنین منظری است که کوشیدهام به دولتمردان و زنان تصمیمگیر و تصمیمساز کشور نشان دهم: جهانگرمایی، میتواند فرصتی برای جهانگرایی و صلح و همکاری فراهم آورد؛ چرا که برای نخستین بار، بشریت را در برابر دشمنی واحد قرار داده است.
اینک ضمن جلب توجه شما به آخرین یادداشت این ستون با عنوان: «کشفی که کسی را خوشحال نکرد!»، لینک قسمتهای گذشته را نیز در انتها میآورم.
در ماه میلادی گذشته، گروهی از دانشمندان شاغل در مرکز پژوهشی معتبر خاور بریتانیا، یعنی دانشگاه ایست انگلیا، موفق شدند بعد از یک دهه تحقیق و بررسی دقیق، به راز مخوف اقیانوس اطلس شمالی پی ببرند؛ دانستگی تلخی که از «حقیقتی ناخوشایند» خبر میداد و طنین ناقوس مرگبارش را پایدارتر میساخت. آنها دریافتند که از اواسط دههی 90 تا سال 2005 میلادی، از میزان جذب دیاکسید کربن در این اقیانوس به طرز محسوسی کاسته شده و اینک مقدار آن به نصف رسیده است. مفهوم سادهی این کشف بزرگ، امّا تلخ آن است که ممکن است ضریب جذب دی اکسید کربن توسط اقیانوسها، به دلیل اشباع شدن این چالابهای بزرگ و حیاتی کرهی زمین، با کاهشی محسوس روبرو شود و در آن صورت، دیگر حتا نمیتوان به سهم کنونی این محیطهای آبی ارزشمند در جذب CO2 و کاهش روند شتابناک جهانگرمایی (Global Warming) دل خوش داشت! حقیقت نگرانکنندهای که منجر به آمادگی برای پذیرش خطری بزرگتر میشود؛ آن خطر این است که روند انتشار گازهای گلخانهای در نیوار و گرمشدن کرهی زمین ممکن است شتابناکتر و سریعتر از آن چیزی باشد که حتا بدبینترین متخصصان اقلیمشناس، اکولوژیست و طرفداران محیط زیست برآورد کرده بودند. یادمان باشد که اقیانوسها مسئول جذب سالانه حدود 3 میلیاردتن دی اکسید کربن هستند و هماینک حدود 38 هزار میلیارد تن کربن را در خود ذخیره کردهاند. در بزرگی این رقم همان بس که بدانیم، مجموع کربن ذخیره شده در زیستتودهی گیاهی جهان حتا به یکهزار میلیارد تن هم نمیرسد. به کلامی شفافتر، اقیانوسها، بزرگترین بانک ذخیره و حبس کربن در جهان هستند، به نحوی که از مجموع حدود 50 هزار میلیارد تن کربنی که هماکنون در بخشهای گوناگون کرهی زمین (از جمله سوختهای فسیلی، خاک و گیاهان) ذخیره شده است، حدود 78 درصد آن به تنهایی در اقیانوسها موجود است(Lambert و Turner، 2000). بنابراین آشکار است که اگر قرار باشد این تلههای پرقدرت طبیعی و این شکارچیان ماهر کربن، نتوانند به وظایف خود عمل کنند، تا چه اندازه حیات با مخاطراتی جدیتر بر روی این یگانه کره قابل زیست مواجه خواهد شد. فقط کافی است توجه داشته باشیم که به باور بسیاری از اقلیمشناسان، چنانچه غلظت CO2 موجود در نیوار دو برابر شود، متوسط دمای هوا نیز تا حدود 5 درجه سانتیگراد افزایش خواهد یافت. این در حالی است که افزایش تنها نیم درجه سانتیگراد بر دمای متوسط کرهی زمین، برابر است با تحمیل زیانی دو هزار میلیارد دلاری بر اقتصاد جهانی و پسرفتی محسوس در ارزشهای غیرقابل تبادل منابع طبیعی و تنوع زیستی جهان.
اینک از شما میپرسم: آیا دانشمندان مرکز پژوهشی ایست انگلیا حق ندارند از جدیدترین یافتههای علمی خویش ناخشنود باشند؟!
عناوین شمارههای گذشته:
– جهان گرمایی ، فرصتی برای جهانگرایی
– افسانه ای ترین مسیرهای دریایی
– جهان گرمایی و نرمش جمهوریخواهان
– گزارش بدبینانهای که امروز بیش از حد خوشبینانه به نظر میرسد!




درود بر شما و نیات انسانی و حیاتی اتان . دو نکته به زعم این حقیر ؛ اول برای آدمی در طول حیات اش همواره تخریب بسیار آسانتر از ساخت و تولید بوده است و بقول شما امید آنکه بموقع بتواند در این مورد عمل کند. دوم ؛ گرمایش زمین رانباید دشمن فرض کرد ، این می تواند یک واکنش و هشدار مادر طبیعت باشد به تمام تخریب و تضییع حیات و ستم هایی که در این چند دهه بر او روا شده است. این عکس العمل یک سیستم زنده است در مقابل تجاوز به حیات او.
پایدار و شاد باشید.
کار بسیار ارزشمندی است. موفق باشید.
شما تصور می کنید در این مملکت کسی هم به این چیزها وقعی بگذارد؟