فتوبلاگ

کاش همه درها روی آب بود …

مسیر درکه به پلنگ چال

ظهر 5  تیر

1389

فتوبلاگ

فتوبلاگ جایی است که عکس‌هایی را که می‌گیرم، با شما به اشتراک می‌گذارم؛ نه فقط برای نمایش تصویر، بلکه برای روایت لحظه‌ها.

نوشته های مشابه

8 دیدگاه

  1. درها ” روی” آب اند، این است که این چنین در تلاطم اند
    اما ایکاش
    دل ها ” رو به ” آب بودند
    آن وقت بود که تلالو دل ات را در زلالی آب جاری زندگی میدیدی

  2. 1-خانه مادربزرگ در پیوه ژن … از وسط حیات رود آبی رد می شد یعنی کل حیاط روی آب بود و در قسمتی از آن هم حوضچه ای بود که صبحگاهان صورتمانرا در آن می شستیم… روی بهارخواب که می آمدی روی حوضی بزرگتر بودی که به آن تلخ آب می گویند… آب ..آب…آب.. خانه مادربزگ همیشه زنده بود و زندگی…
    2-تلالو نداشتن دلتان من را هم غمگین کرد… البته فهمیدنش سخت نبود… سالهاست که از ژرفای وجود می فهمم و لمس می کنم آنکه زندگی را می فهمد… پرشور نغمه سرایی می کند .. آ»که همه او را شاد می بینند و می دانند .. دلی دارد پر از…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا