مهار بیابان‌زایی

این حق ما نیست!

بزرگترین پهنه دریافت انرژی خورشید در نزدیکی نوادا

     دیروز خبری را بر روی درگاه برخی رسانه‌های مجازی دیدم که سخت حیرت‌آور، بسیار تأسف‌بار و شدیداً ناامیدکننده بود! اینکه : چرا باید سازمان حفاظت محیط زیست، بر سر راه توسعه انرژی‏های نو در کشور مانع تراشی کند؟! 
     مگر نه این است که این سازمان، مطابق قانون باید ضامن و پاسدار اجرای درست اصل 50 قانون اساسی ایران باشد؟ مگر نه این است که ترویج و کاربست بیشتر انرژی‌های نو می‌تواند به کاهش آلودگی هوا، خاک و آب ناشی از مصرف بی رویه سوخت‌های فسیلی منجر شود؟ و مگر نه این است که یکی از اهرم‌های جدی کاهنده‌ی انتشار گازهای گلخانه‌ا‌‌ی، همانا کمک به تغییر الگوی مصرف انرژی و غلبه‌ی رویکرد استحصال و بهره‌وری از انرژی خورشیدی، بادی، زمین گرمایی و … به جای سوخت‌های نفتی و چوبی است؟!

 

سبزترین ساختمان جهان در نیوکاسل

     پس این همه کارشکنی و سنگ‌اندازی برای چیست؟ چرا نباید سازمان حفاظت محیط زیست، خود پیشگام سرمایه‌گذاری و تولید انرژی‌های سبز باشد؟ و چرا باید این سازمان به جای دادن مشوق‌های اقتصادی و تسهیل سرمایه‌گذاری در این حوزه، عملاً کارها را هم متوقف کرده و آن اندک سرمایه‌گذاران علاقه‌مند را نیز ناامید سازد. آن هم به بهانه‌ی شرم‌آور «عدم وجود قانون در این خصوص و نیز عدم آشنایی با مقوله‌ی انرژی‌های نو»!

باور کنید این حق ما نیست!

     این حق ما نیست که در کشوری زندگی کنیم که دارای چنین مواهب استثنایی در حوزه انرژی‌های نو باشد و آنگاه به جای تسهیل سرمایه‌گذاری در این حوزه، فرصت‌ها را به بدترین شیوه‌ی ممکن بسوزانیم و بر طبل حرکت‌های لاک‌پشتی بکوبیم.
    این حق ما نیست که داوطلبین سرمایه‌گذاری در این بخش را از خود رانده و آنها را به سوی حوزه‌هایی برانیم که به جز تقویت فرهنگ دلالی، سودی دربرنخواهد داشت.

     کافی است بدانیم:
     – توان قابل استحصال انرژی بادی در ایران – دست کم – 15 هزار مگاوات است؛ چرا باید فقط یک درصد از این توان مورد استحصال قرار گرفته باشد؟! این حق ما نیست!
     – وقتی فقط 3 دهم درصد از انرژی دریافتی صحرای آفریقا می‌تواند کل نیاز انرژی قاره اروپا را تأمین کند و از همین رو، اتحادیه اروپا با یک دورخیز 50 میلیارد یورویی کوشیده است تا این توان بالقوه را هر چه سریع‌تر بالفعل سازد؛ چرا ما از استحصال انرژی دریافتی کشور در حد یک درصد خاک ایران هم غفلت کرده‌ایم؟ مگر نه این است که ایران بعد از آفریقا و عربستان، دارای بالاترین مزیت در حوزه انرژی تابشی خورشید است؟ پس چرا باید همچنان کابوس خاموشی در تابستان و قطع گاز در زمستان، ایرانیان را بیازارد؟ این حق ما نیست!
     – به گزارش Financial Times  ، تنها در آمریکا، حجم سرمایه‌گذاری در بخش انرژی خورشیدی از 20 میلیارد دلار در سال 2007 به 90 میلیارد دلار تا سال 2010 افزایش خواهد یافت و میزان مصرف سیلیکون (ماده اولیه پانل‌های خورشیدی) از 40 هزار تن در سال 2007 به 120 هزار تن در سال 2010 و 400 هزار تن در سال 2015 می‌رسد. به نحوی که دست کم 69 درصد نیازهای برق آمریکا – با همین شرایط موجود و حتا عدم تصویب طرح ال گور- تا سال 2050 از انرژی خورشیدی تأمین خواهد شد. پس چگونه است که اغلب مدیران ما هنوز در خواب خرگوشی به سربرده و بر روند توسعه لاک‌پشتی انرژی نو، شوکی معنی‌دار وارد نساخته و تحرکی جدی نمی‌آفرینند؟ این حق ما نیست که کماکان در سوگ فرصت‌سوزی‌های پرشمار وطن ناله سردهیم!

این همه تفاوت در سرعت تجهیز به پانلهای خورشیدی در این سو و آن سوی آب برای چیست؟!

     این‌ها را گفتم تا هشدار دهم: اگر می‌خواهیم پیش از آنکه صحرای آریزونا یا سن خوزه کالیفرنیا، یا بیابان ساحل در شمال آفریقا یا رب الخالی در عربستان سعودی، جای خلیج فارس را به عنوان گرانیگاه تبادل انرژی جهان گرفته، اقدامی عاجل و مؤثر صورت داده و از بهای گران نفت، بیشترین سود ممکن را ببریم؛ باید قدر فرصت‌ها را بدانیم و بخشی قابل توجه از درآمدهای نفنی را به سوی سرمایه‌گذاری و پژوهش در بخش انرژی‌های سبز هدایت کنیم.
    این حق ماست که از درآمد سرانه‌ای بیش از 20 هزار دلار در سال برخوردار باشیم؛ وقتی در کشوری زندگی می‌کنیم که هر هکتار از خاکش، 22 برابر میانگین ارزش هر هکتار از خاک کره زمین، قیمت دارد؛ وقتی در سرزمینی زیست می‌کنیم که صاحب بیشترین مواهب و منابع انرژی در حوزه سوخت‌های فسیلی و سبز است و وقتی در مملکتی حضور داریم که از نظر نسبت جمعیت جوان و تحصیلکرده، در منطقه سرآمد است.

    مؤخره:
    هم‌اکنون در منطقه آزاد تجاری سیرجان به سر می برم و گفتگوی مفیدی با آقای مهندس محمّد آبیاری، مدیرعامل کارخانه روغن نباتی FRICO – در مورد استعداد بالای منطقه سیرجان در استحصال انرژی خورشیدی – داشتم و از او پرسیدم: چرا نمی‌کوشد تا دست‌کم بخشی از نیاز انرژی کارخانه معظم خویش را از طریق سلول‌های فتوولتائیک و نصب پانل‌های خورشیدی تأمین کند؟ بخصوص آنکه هم‌اکنون نیز بیش از 500 میلیون تومان در سال باید برای هزینه‌های برق کارخانه پرداخت کند (آن هم در شرایطی که قیمت برق با تخفیف در مناطق آزاد تجاری محاسبه می‌شود).
    این مدیر جوان و موفق، به شدت از این موضوع استقبال کرد و گفت: نهایت تلاشش را خواهد کرد تا از این مزیت ارزشمند در کارخانه متبوعش بهره‌مند شود. به ویژه آنکه ظاهراً کارخانه FRICO در شمار کارخانه‌های سبز کشور رده‌بندی می‌شود؛ کارخانه‌هایی که بیشترین هماهنگی را با طبیعت در دستور خود قرار داده‌اند. بعدازظهر دیروز – 9 مرداد 87 – موضوع را تلفنی با پیمان کنعان، مدیر دفتر انرژی خورشیدی سانا در میان نهاده و ایشان نیز قول هرگونه همراهی و مساعدت وزارت متبوع خویش را در این خصوص اعلام داشتند.
     بسیار امیدوارم که مسئولین سازمان حفاظت محیط زیست و همچنین بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران نیز، با عنایت به اهمیت موضوع، نهایت تلاش خود را برای ساده‌تر و کوتاه‌تر کردن موانع قانونی و بروکراتیک حاکم بر سرمایه‌گذاری در این حوزه مصروف دارند. وزارت صنایع و معادن نیز می‌تواند با کمک وزارت بازرگانی و اقتصاد و امور دارایی کشور، به عنوان یک حرکت پیشگام فرهنگی، تسهیلات لازم را برای مناطق آزاد تجاری کشور در این حوزه اختصاص دهند؛ مناطقی که با توجه به وجود معافیت‌های بازرگانی، می‌توانند به مراتب با قیمتی ارزان‌تر از مواهب انرژی خورشیدی بهره‌مند شوند.

     و این، کمترین حق ماست …

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

8 دیدگاه

  1. سلام.
    آقای مهندس ظاهرا ما اینجا فقط یک حق مسلم داریم.
    بقیه حقوق رو فراموش کنید.
    برق و باد قدیمی شده شاید.طبیعت دوستی هم مال آدمای بیکاره که مخالف تمدن و پیشرفت بیشتر هستن.
    نه آقای درویش.ما باید بریم در جنگل ابر کنسرت برگزار کنیم تا حیوانات جنگل از این هنر ما به وجد بیان.
    فقط من درک نمی‌کنم چرا خدا که موافق برگزاری کنسرت در جنگل هست از همون آغاز آفرینش صدای ساز و دهل رو در همین پرنده‌ها قرار نداده و یا اینکه چرا برای اونها آمپلی‌فایر نگذاشته.
    البته فراموش نمی‌کنم که بعضی از ما خودمون رو کامل‌تر از خدا می‌دانیم.

  2. مهندس درویش عزیز سلام
    بالاخره یک نفر پیدا شد که بگوید این حق ما نیست چون همه از حق مسلم می گویند.
    فوت جانگداز همکار گرامی آقای داوود اکرامی و تعدادی از اعضای خانواده اش را نیز بشما و سایر همکاران تسلیت می گویم

  3. قبل از اینکه مطلب شما را بخوانم خبری نظرم را به شدت جلب کرد: برق آفتابی: تحولی در روستاهای بامیان افغانستان

    فکر نمیکنم به شرح خاصی نیاز داشته باشه ولی افغانها هم (که برایشون خیلی احترام قائلم) میدونن چه کاری باید انجام بدن اونم در شرایط زندگی به مراتب وحشتناک تر از ما

  4. سلام مجدد. در مملکتی که خدا ملیون متر مربع زمین بایر و آفتاب گیر داریم و تمامی ما خواستار استفاده از این نعمت خدادادی هستیم , بهتر است کار شکنی بعضی از دوستان را به حساب جهالت یا احیانا” نرسیدن حق و حساب بگذارید .مطمئن باشید عنوان کردن > بهانه ای بیش نیست. در ضمن اینجانب دوستی بزرگوار در سازمان حفاظت محیط زیست دارم که حتما” از کمک و یاری دریغ ندارد . آفتابی باشید.

  5. سلام و عرض ادب دارم خدمت مهندس عزیز!
    از مقاله شان خوشم آمد، راستی که حق شما ست چنین مقاله را بنویسید، جهان، با سرعت بسیار زیاد رو به انکشف هست. جوامع عقب مانده مثل ایران و افغانستان ضرورت به انرژی بیشتر دارد تا با سرعت بیشتر حرکت نماید.

    یاد آوری دوست عزیز در مورد استفاده انرژی آفتابی در ولایت (به گفته شما ایرانی ها: آستان) بامیان در افغانستان به شدت توجه مرا جلب کرد و اینکه دوست عزیز ما با ناباوری کامل در مورد افغان ها نوشه است. من یک افغان هستم و من متیقینم که اگر مداخلات کشور های چون ایران و پاکستان، افغان ها را بحال شان بگذارند، افغانها هم حتما انسانند. ماانسان های مبتکر زیاد داشتیم که هر کدام شان الگو برای ایرانی ها هستند.

  6. آقا چرا حرف بی ربط میزنی اینا که گفتی هیچکدوم حق ما نیست تنها چیزی که حق مسلم ماست انرژی هسته میباشد . ما الان همه چیز مون درست فقط این انرژی هسته ای مونده که اینم داره درست میشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا