در پارس آباد مغان، همه چیز رؤیایی است!

یازدهمین ماه از سال آبی 89-1388 هم گذشت و در طول این 11 ماه، هیچ نقطهای از کشور را نمیتوان سراغ گرفت که همچون پارسآباد مغان در روزگاری رؤیایی و خیس به سر برده باشد؛ زیرا میزان ریزشهای آسمانی اندازهگیری شده در این ایستگاه برابر با 99.6 درصد بیشتر از میانگین درازمدت است. یک خبر خوش دیگر این که اندکی از وسعت آن بخش از کشور که دچار خشکسالی بسیار شدید در حد فاصل مرز استانهای سیستان و بلوچستان و کرمان و خراسان جنوبی بوده، کاسته شده است و به همان نسبت بر میزان ترسالی خفیف در جنوب خاوری ایران افزوده شده است. علاوه بر این، میزان ریزشهای آسمانی در ایستگاه اصفهان هم همچنان بیشتر از میانگین درازمدت بوده و این افزایش به حدود 57 درصد میرسد؛ هر چند در گاوخونی آبی نیست! هست؟ نکتهی جالب توجه دیگر آن است که هرچند بیش از 70 درصد قلمرو ایرانزمین از خشکسالی خفیف تا شدید در رنج است، اما مجموع بارندگی رخداده در این 11 ماه همچنان از میانگین درازمدت کشور در زمان مشابه به مقدار 5.5 میلیمتر بیشتر است؛ واقعیتی که اهمیت نواحی زاگرس و ارسباران را به عنوان اصلیترین مناطق تأمین نیاز آبی کشور آشکارا تأیید میکند، زیرا همان طور که در نقشه خشکسالی کشور ملاحظه میفرمایید، تنها در این نواحی است که همچنان آثار ترسالی خفیف تا شدید مشاهده میشود؛ مناطقی که از نظر وسعت کمتر از 25 درصد خاک ایران را دربرمیگیرند.
نکتهی عبرتآموز در این میان، وضعیت رودخانه کارون است که این روزها عملاً و برای سال سوّم به صورت متوالی خشک شده و داد نمایندگان خوزستان در مجلس را به سقف صحن سبز بهارستان چسبانده است؛ زیرا امسال بر خلاف چند سال اخیر در سرشاخههای این رود، وضعیت ترسالی حاکم بوده؛ اما کارون همچنان بیآب است! حالا شما پیدا کنید پرتقالفروشهای عزیز را!! جستجویی که نگارنده بخشی از آن را در پیک بامدادی رادیو ایران در روز سه شنبه گذشته انجام داد.
اینک ضمن گفتن خدا قوت به همکاران عزیزم در پایگاه مدیریت خشکسالی استان اصفهان، با هم مشروح گزارش دکتر مرتضی خداقلی عزیز – رییس پایگاه – را میخوانیم:
وضعیت خشکسالی ایران در سال آبی 1389 –1388 (مهرماه تا پایان مردادماه)
بر بنیاد آخرین بررسیهای انجام گرفته در پایگاه مدیریت خشکسالی استان اصفهان و فراکافت (تجزیه و تحلیل) نقشههای خشکسالی از مهرماه 1388 تا پایان مردادماه 1389 ، نتایج نشان میدهد که همچنان مانند ماه گذشته (تیرماه) گسترهی خشکسالی تقریباً نیمهی خاوری کشور را احاطه کرده است، به نحوی که مجموع بارندگی در 70.47 درصد از مساحت کشور کمتر از میانگین دراز مدت بوده که نسبت به ماه گذشته کمی افزایش نشان میدهد و خشکسالی خفیف تا بسیار شدید در این مناطق حاکم شده است(نمودار شماره 1). به جز در گوشه غرب و شمال غربی و دو لکه سبز رنگ در شمال شرق و جنوب شرقی که همچنان در روزگار ترسالی به سر میبرند دیگر نقاط کشور با شرایط سخت خشکسالی مبارزه مینمایند. شاید بتوان چنین تشبیه کرد که آسمان ایران در طول مدت یک ماه اطراف نقطهای ثابت نوسان داشته است و ما را با شرایطی مانند تیرماه روبرو کرده است.
در طول این بررسی جزئیات دیگری از مطالعه نقشههای خشکسالی به دست آمد که در ذیل به آن اشاره کوتاهی میشود.
خشکسالی بسیارشدید (کاهش بیش از 60 درصد از بارش نرمال): خوشبختانه به رغم افزایش خشکسالی، از وسعت خشکسالی بسیار شدید در کشور کاسته شده است، به طوری که حدود 34/6 درصد از سطح کشور را شامل میشود. خشکسالی بسیار شدید نیمه شمالی استان کرمان (انار، رفسنجان، سیرجان، شهر بابک و کرمان)، زابل در استان سیستان و بلوچستان، نهبندان در استان خراسان جنوبی و بافق در استان یزد را در بر گرفته است.
خشکسالی شدید (کاهش 45 تا 60 درصد بارش نرمال): خشکسالی شدید در حدود 8/17 درصد از سطح کشور را طی این دوره در بر داشته است. این خشکسالی قسمتهائی از استان یزد (رباط و یزد)، بخش اعظم استان فارس (زرقان، داراب، سد درودزن، فسا، شیراز و لار)، نیمی از استان هرمزگان (بندر عباس و بندر لنگه) و بافت در استان کرمان را شامل بوده است.
خشکسالی متوسط (کاهش 20 تا 45 درصد بارش نرمال): خشکسالی متوسط از گوشه شمال شرقی به جنوب کشور همانند نواری، خشکسالی شدید را احاطه کرده است و مساحتی در حدود 17/18 درصد را شامل میشود. در استان خراسان جنوبی (بیرجند و قائن)، خراسان رضوی (فردوس)، طبس در استان یزد، استان سمنان (سمنان و گرمسار)، بخش شمال شرقی استان اصفهان (خور و بیابانک)، استان فارس (آباده و اقلید فارس)، استان بوشهر (بوشهر و کنگان)، جاسک و میناب (استان هرمزگان)، استان کرمان (بم و جیرفت) و زاهدان در استان سیستان و بلوجستان شاهد این نوع خشکسالی هستیم.
خشکسالی خفیف (کاهش کمتر از 20 درصد نرمال): این خشکسالی مانند کمربندی از بخش شمال شرقی کشور به سمت جنوب غرب کشیده شده است که درصد قابل ملاحظهای از کل ایران میباشد و 16/28 درصد از مساحت کشور را در بر میگیرد. در بخش اعظم استان خراسان رضوی (تربت جام، سبزوار، سرخس، فردوس، کاشمر و مشهد)، بخش شمالی استان سمنان (بیارجمند و شاهرود)، تمام استان گرگان، استان مازندران (بابلسر، فیروزکوه و نوشهر)، استانهای تهران و قم، بخش شمال و شمال غرب استان اصفهان (اردستان، داران، کاشان، گلپایگان، نایین و نطنز)، نیمه غربی استان خوزستان (آبادان، اهواز، بستان و بهبهان)، استان سیستان و بلوچستان (خاش و سراوان)، کهنوج در بخش جنوبی استان کرمان و یاسوج خشکسالی خفیف مشاهده میشود.
خلاصه وضعیت خشکسالی ایران در سال آبی جاری (مهرماه 1388 تا پایان مرداد ماه 1389)
میزان بارندگی متوسط کشور در سال آبی جاری تا پایان مردادماه 226.1 میلیمتر
میزان بارندگی دراز مدت کشور تا پایان مرداد ماه 220.6 میلی متر
میزان افزایش بارندگی نسبت به دوره آماری بلند مدت 1.69 درصد
بالاترین درصد خشکسالی: ایستگاه بندرعباس و نهبندان با 70.5 درصد کاهش بارندگی نسبت به میانگین دراز مدت
بالاترین درصد ترسالی: ایستگاه پارسآباد مغان (اردبیل) با 99.6 درصد افزایش بارندگی نسبت به میانگین دراز مدت
وضعیت خشکسالی: خشکسالی در بخش اعظم نیمه شرقی کشور و ترسالی در بخش غربی و شمال غربی مشاهده میشود. همچنین مناطقی با مجموع بارندگی کمتر از میانگین دراز مدت نسبت به ماه گذشته (تیرماه 1389) 7.27 درصد افزایش داشته است، نهایت این که در این سال استان آذربایجان شرقی پربارانترین و استان قم کم بارانترین استانهای کشور بودهاند.
شرح وضعیت خشکسالی استان اصفهان در سال آبی مهرماه 1388 تا پایان مرداد ماه 1389
تجزیه و تحلیل نقشههای خشکسالی از مهرماه 1388 تا پایان مرداد ماه 1389 نشان میدهد، همچنان نیمه¬ شرقی استان در وضعیت خشکسالی متوسط به سر میبرد اما از شدت خشکسالی در بخش شمالی استان کاسته شده و از خشکسالی متوسط به درجه خشکسالی خفیف نائل شده است. این در حالی است که بخش غربی و جنوب غربی، از روزگار ترسالی که در ماه گذشته نیز تجربه کرده بودند، بهره میبرند. به نحوی که مجموع بارندگی در 73.72 درصد از مساحت استان کمتر از میانگین دراز مدت بوده و خشکسالی خفیف تا متوسط در این مناطق حاکم شده است (نمودار شماره 2).
جزئیات حاصل از مطالعه نقشههای خشکسالی به شرح زیر است:
خشکسالی متوسط (کاهش 20 تا 45 درصد بارش نرمال): خشکسالی متوسط در حدود 26.85 درصد از سطح استان را در بر میگیرد. این خشکسالی نیمه شرقی استان (انارک، خور و بیابانک و چوپانان) را شامل میشود.
خشکسالی خفیف (کاهش کمتر از 20 درصد نرمال): این خشکسالی درصد بیشتری را نسبت به خشکسالی متوسط و خشکسالی خفیف ماه گذشته نشان میدهد و در حدود 46.87 درصد از مساحت استان را شامل میشود. این ناحیه به مانند نواری از بخش شمالی استان به سمت جنوب کشیده شده است به طوری که در نواحی آران، اردستان، حنا، ،سمیرم، کاشان، گلپایگان، میمه، نایین، نطنز و ورزنه شاهد این نوع خشکسالی هستیم.
ترسالی خفیف (افزایش کمتر از 20 درصد نرمال): این خشکسالی مانند کمربندی از بخش غرب کشور به سمت جنوب کشیده شده است و مساحتی در حدود 26.28 درصد را در بر میگیرد، که شامل نواحی اصفهان، تیران، چادگان، خونسار، شاهین شهر، شهرضا، دهاقان، زرین شهر، فریدن، فریدون شهر، فلاورجان، مبارکه، مورچه خورت و نجف آباد است.
خلاصه وضعیت خشکسالی استان اصفهان در سال آبی جاری (مهرماه 1388 تا پایان مردادماه 1389)
میزان بارندگی متوسط استان اصفهان تا پایان مردادماه جاری 155.3 میلیمتر
میزان بارندگی دراز مدت استان اصفهان تا پایان مردادماه جاری 155.4 میلی متر
میزان کاهش بارندگی نسبت به دوره آماری بلند مدت 0.01 درصد
بالاترین درصد خشکسالی: در ایستگاه خور و بیابانک با 34 درصد کاهش بارندگی نسبت به میانگین دراز مدت
بالاترین درصد ترسالی: در ایستگاه اصفهان با 56.95 درصد افزایش بارندگی نسبت به میانگین دراز مدت
وضعیت خشکسالی: در بیشتر نقاط استان خشکسالی حاکم میباشد و درصد کمتری از استان ترسالی خفیف را شامل میشود. همچنین مناطقی با مجموع بارندگی کمتر از میانگین دراز مدت نسبت به ماه گذشته (تیر 1389) 7.12 درصد افزایش داشته است.
نمودار شماره 3 میزان بارش دریافتی استانهای مختلف کشور را نسبت به میانگین دراز مدت آن و نمودارهای 4 الی 7 تغییرات بارش را بصورت تجمعی و نیز به تفکیک ماه در بازه زمانی ابتدای مهرماه 1388 تا پایان مردادماه 1389 نشان میدهند. لازم به ذکر است تمامی مقایسههای انجام شده بر اساس آمار ایستگاههای سینوپتیک و بصورت حسابی محاسبه شدهاند.
پیوست:
برای ردیابی نقشه های خشکسالی ایران در مهار بیابان زایی این نشانی را کلیک کنید.










مهندس خسته نباشید. با اجازه نام شما را برای شرکت در برنامه راز کانال ۴ به این برنامه پیشنهاد دادم .امیدوارم آنها دعوت کنند و شما شرکت کنید.
ممنون محمد جان.
درود بر شما.
حالا این چه جور برنامه ای هست؟
برای مردم زحمت کش پارس آباد مغان خوشحالم.
خسته نباشی درویش بزرگ …
واقعاً جنایتی که در حق رودخانه کارون انجام داده اند، بخشودنی نیست.
ممنون مهندس عزیز که چشمان مان را باز می کنید …
برای اصفهان خوشحالم که امسال آب دارد.
و برای اصفهانی ها ناراحتم که با وجود داشتن آب، نتوانستند گاوخونی را از خشک شدن نجات دهند!
زنده باشی مهندس جان و همکاران عزیزت در پایگاه خشکسالی اصفهان.
به پژمان رستگار:
مرگ گاوخونی مرگ حیات در اصفهان را شتاب خواهد بخشید.
درود بر شما …
.
.
به روشنک:
خوشحالم که با دقت این تحلیل مفصل را مطالعه کردید.
زنده باشید.
.
.
به حسین سالاروند:
من هم خوشحالم.
سرفراز باشی.
مهندس شبها ساعت ۲۳ و پانزده افراد مختلفی با سوابق مختلف به این برنامه دعوت میشوند و در گفتگویی با میزبان شرکت می کنند. مثلا دیشب مستند ساز حیات وحش ایرانی دعوت شده بود. راستش را بخواهی فکر میکردم با این برنامه آشنا هستید!
ممنون از توضیحات تکمیلی ات.
خوشبختانه یا متأسفانه من مدتهاست که تلویزیون نگاه نمی کنم، مگر آن که برنامه ای را به سفارش دوستی بخواهم نگاه کنم.
سرفراز باشید.
سلام آقای مهندس
خسته نباشید.
به عنوان یکی از اهالی بیله سوار از شما متشکرم.
نکته بسیار جالبی را یادآور شدید آقای درویش.
اینکه 70 درصد کشور در خشکسالی است، ولی میزان بارندگی بیشتر از نرمال است!
کاش قدر زاگرس را بیشتر بدانیم.
موفق باشید.
آقای مهندس امروز برنامه شما را در ایران صدا هم دیدم و هم شنیدم.
آفرین به شهامت و صداقت تان.
امیدوارم مسببین آتش سوزی در جنگلهای زاگرس به سزای اعمال خود برسند.
این برنامه همیشه پنج شنبه ها پخش می شود؟
راستی!
چه اسمی هم داره برنامه تون:
گفتگوی داغ سبز!
درود …
به زینب السادات:
درود بر هموطن گرامی اهل بیله سوار … هرگز خاطره سفر به بیله سوار را فراموش نخواهم کرد …
.
.
به هاشمی:
آفرین به دقت نظر شما که معلوم است با وسواس این یادداشت را مطالعه کرده اید.
.
.
به مهدی نجاتی:
شما لطف دارید برادر …
این برنامه چند هفته ای است که حدود ساعت 2 بعد از ظهر در پنج شنبه ها پخش می شود.
درود …
در ضمن گفتن حقایق در باره آتش سوزی های زاگرس فکر نکنم که آنچنان شهامتی هم بخواهد! نه؟
سلام بر محمد درویش عزیز
اخیرا از وجود جاده ای در قلب منطقه حفاظت شده سفید کوه خرم آباد با خبر شدم که متاسفانه برای انتقال خطوط نیرو احداث شده و مثل همیشه تخریب و تخریب و تخریب ……
با زحمت عکسهاشو پیدا کردم و میتونید اونها رو در دیده بان لرستان ببینید
همینطور عکسهایی از حیات وحش لرستان و طبیعت بکر و رویایی اشتران کوه هم به معرض نمایش گذاشته شده …
لطفتون رو شامل حال لرستان و طبیعتش کنید و اطلاع رسانی کنید
درود ……..
didebanelorestan.blogfa.com
سلام آیا امکان ارسال پیام خصوصی مقدور است؟
به مجید دریکوند:
چشم قربان …
.
.
به شهناز:
پیام خصوصی این وبلاگ ندارد.
اما می توانید ایمیل بزنید.
درود …
درویش عزیز
در حال به روز رسانی هستم به قول امروزیها !!!!
ممنونم از لطف سریعت
تا پایان امروز عکسها رو ببینید
سلام و درود به محمددرویش ..ما اخرش نفهمیدیم چرا این همه هزینه میکنن تا اب این طرف کوه را به اون طرف کوه ببرن بعد زمینهای حاصلخیز ما بختیاریها و خوزستانیها را کم اب کنن و اب به این خوبی را ببرن تو نمکزار یعنی خون ما لرها و عربها کم رنگتره
راستش ما هم نفهمیدیم! یعنی فهمیدیم ها، اما نفهمیدیده باشیم بهتر است! نه؟
درود بر شهریاری عزیز و به امید دیدار در 24 شهریور …
به رغم اینکه زاگرس حدود 40 درصد آب شیرین کشور را تامین می کند اما به دلیل نامدیریتی حاکم بر این منابع عظیم آبی، باز هم شاهد قحطی آب در اکثر نقاط این سرزمین بلوط هستیم.
درود بر مرتضی خداقلی عزیز و شما درویش عزیز …
استان گرگان؟!
نام واقعی آن شهر استرآباد است که در زمان رضاخان نام دیاری دیگر را برآن نهادند
به گلستانی:
من ربط کامنت تان را با محتوای این یادداشت درنیافتم. شرمنده!
.
.
به هومان خاکپور:
نامدیریت آب در این سرزمین دارد بی داد می کند؛ در حالی که ثروت سدسازان هم دارد از شماره در می گذرد!!
وای بر طبیعت ایران که در زیر چکمه های زرین این نابخردان پول سالار و قدرت محور دارد له می شود …
و این جمله در این متن بی نظیر بود:
“داد نمایندگان خوزستان در مجلس را به سقف صحن سبز بهارستان چسبانده است”
.
امیدوارم ایرانی ها قدر کارون را بیشتر بدانند.
خسته نباشید مهندس عزیز.
کاش روزگار آن 70 درصد هم مثل آن 25 درصد شود …
خیلی استفاده می کنم از وبلاگتون آقای درویش.
اینجا در یزد، وبلاگ شما خیلی طرفدار داره …
خدا قوت.
زنده باد آقا محمد که انگار خستگی نمی شناسد …
من فکر می کنم وجود وبلاگ مهار بیابان زایی بهتر دلیل برای آن است که همچنان می توان به آینده طبیعت و مردم ایران امیدوار ماند.
روزگارتان همیشه شبز باشد درویش عزیز …
با سلام
چنانچه بارندگی نا موزون کشوررا در کنار بارندگیهای ناموزون کره زمین و پیام بان کی مون قرار دهیم متوجه می شویم که چقدر کار بایستی بکنیم تا وضعمان از اینکه هست بد تر نشود.
قطعا ما بایستی دستمان را به زانوهایمان بگیریم و امیدی به هیچکس حتی سازمان ملل هم نداشته باشیم .قضیه پاکستان نشان داد که بعضی مواقع اگر هم بخواهند کاری بکنند نمی توانند. ایا می توانید راهکارهائی که مردم لازم است در پیش گیرند پیشنهاد دهید .تا بحال اموزش زلزله را می دیدیم حالا بایستی اموزش سیل و خشکسالی و مقابله با بحران را هم ببینیم.
با تشکر از اطلاع رسانی سایت بیابان و به امید روزی که همه ایران مثل.پارس آباد سبز باشد. .
به میم صابر:
ممنون از لطف تان … من بیم جنگ آب در صحن بهارستان را دارم !
.
.
به شمیم بهار:
درود بر یزدی های سختکوش و علاقه مند به مهار بیابان زایی …
.
.
به اردشیر صولتی:
ما را پرتاب کردی به سقف آسمان که رفیق؟!
.
.
به مهلقا کاشفی:
سیل اصلی ترین تهدید در سرزمین های خشکی نظیر ایران است. ایران هم در طول تاریخ هرگز از هیچ رخدادی، چون سیل آسیب ندیده است. مهم ترین مانع برای کاهش خطر سیل، افزایش غنای گیاهی در دامنه ها و کوهستان های سیل خیز است؛ درصورتی که اغلب کوهستان های ما به دلیل فشار بیش از حد دام و عملیات تکنوژنیک با شتاب ناک ترین نوع تخریب و برهنگی مواجه شده اند. سیل ها حالا در نوار شمالی هیرکانی هم به وقوع می پیوندند که خود شاهدی بر تخریب منابع جنگلی ماست.
دومین نکته، احترام به حریم رودخانه و به ویژه بستر سیلابی آن است … احمقانه ترین سیل جهان در قم را که فراموش نکرده اید! کرده اید؟ بسیاری از تلفات در سیل پاکستان به دلیل ساخت و ساز در بستر رودخانه سند بود.
سومین نکته کنترل جمعیت است. سرزمینی که یک سوم میانگین جهانی از مواهب آسمانی برخوردار است و یک چهارم میانگین جهانی از سرانه فضای سبز بهره می برد؛ باید رشد جمعیتش متناسب با همین محدودیت های طبیعی در قلمرو جغرافیایی اش باشد. وگرنه مانند کشور 172 میلیون نفری پاکستان می تواند بحران بیافریند.
چهارمین نکته، تقویت سامانه های پایش و امدادرسانی است.
کاش به جای آن همه پولی که پاکستان برای ساخت بمب اتم به هدر داد؛ چند فروند هلی کوپتر می خرید! باور کردنی نیست که تمام ارتش پاکستان فقط دارای 40 فروند هلیکوپتر باشد!!
و حالا به دریوزگی هلیکوپتر از امارات متحده عربی بیافتد!
.
.
به علی:
آمین …
هر چند که مهم تر از سبز شدن سرزمین ایران، باید دعا کنیم تا تحجر و تعصب کور و تنگ نظری و آزادی ستیزی از این مملکت رخت بربندد.
درود …
خسته نباشی مهندس جان
ممنون که ما را روشن می کنی …
من مطمئن هستم که روزی آن مدیرانی که سبب شدند تا کارون به این حال و روز بیافتد، محاکمه و مجازات خواهند شد …
چه جالب!
من نمی دونستم که سال آبی از مهر شروع می شه. در واقع اصلن نمی دونستم چیزی به نام “سال آبی” وجود داره .
ممنون آقای درویش عزیز بخاطر اطلاعات جدید .
نکته ای که متوجه نشدم این بود که با وجود ترسالی در سرشاخههای کارون ، چرا این رود باز هم خشک است ؟
و …
امیدوارم سرزمین خوش نقشمان ، تمام قد ، سبز باشد مثل سر ِقشنگ ِ سبزش .
به کریم اردهالی:
با ایمانت به محاکمه آب سالاران طبیعت ستیز همراه هستم رفیق …
.
.
به سروی:
تعداد طرح های انتقال آب (به یزد، اصفهان، کرمان و قم) و سدهای پرشماری که بر روی سرشاخه های کارون احداث شده، سبب گردیده تا عملاً حق آبه جلگه خوزستان نادیده گرفته و بحرانی بزرگ بوجود آید.
.
.
درود …
ممنون از توضیحاتتون.
زنده باشید.
خواهش می کنم … وظیفه بود.
درود بر خبرنگار افتخاری درویش پرس …
خشکسالی خفیف (کاهش کمتر از ۲۰ درصد نرمال): این خشکسالی مانند کمربندی از بخش شمال شرقی کشور به سمت جنوب غرب کشیده شده است که درصد قابل ملاحظهای از کل ایران میباشد و ۱۶/۲۸ درصد از مساحت کشور را در بر میگیرد. در بخش اعظم استان خراسان رضوی (تربت جام، سبزوار، سرخس، فردوس، کاشمر و مشهد)، بخش شمالی استان سمنان (بیارجمند و شاهرود)، تمام استان گرگان، استان مازندران (بابلسر، فیروزکوه و نوشهر)، استانهای تهران و قم، بخش شمال و شمال غرب استان اصفهان (اردستان، داران، کاشان، گلپایگان، نایین و نطنز)، نیمه غربی استان خوزستان (آبادان، اهواز، بستان و بهبهان)، استان سیستان و بلوچستان (خاش و سراوان)، کهنوج در بخش جنوبی استان کرمان و یاسوج خشکسالی خفیف مشاهده میشود.
وضعیت نگران کننده ی کارون از همان دست مدیریت های نابخردانه ای است که شما بارها سزاوارانه تذکر داده بودید ؛
به امید روزهایی سبزتر
با سلام
این روزها در مورد سروابرکوه در رسانه های مچازی یزد حرفها و حدیثهایی است در آخرین اظهار نظر برادرم یک موضوع را مطرح نمودنم خواستم نظر شما هم بدانیم آیا این داستان خشک شدن همیشگی سروابرکوه واقعی است یا ممکن است رخ دهد و هشدار است.
باتشکر
تفاوت نگاه : از خشک شدن سرو ابرکوه تا پلی سیصد میلیون تومانی برای عبور خزندگان
محمدحسین تقوایی زحمتکش
https://www.yazdfarda.com/news/25358.html
سلام. دیدم مطلب جدیدی نیست، اینجا هم مدتی است کامنت نگذاشته اید و پاسخی نداده اید گفتم احوالی بپرسم. رو به راهید؟
چه می کنی با زحمتای ما؟ 🙂
سلام آقای درویش عزیز
مطمئن هستم که الآن شما یا در بالای کوه هستید و دارید وضعیت آب و هوایی و بافت گیاهی آنجا را بررسی می کنید و یا در ته دره دارید میزان آلودگی یک جوی آب را اندازه می گیرید و یا اینکه دارید چوب در ساحل یک دریاچه فرو می کنید که ببینید چقدر آبش کم و زیاد شده است. ای کاش در ایران هم اینترنت پر سرعت و ماهواره ای بود که ما می توانستیم شما را به صورت زنده در حین انجام عملیات مشاهده کنیم و یا اینکه لااقل گزارشات مصور شما را از خود محل وقوع مصیبت های زیست محیطی مطالعه کنیم.
بهرحال من هم مثل بقیه دوستان منتظر یادداشت های داغ شما هستم.
سلام مهندس مطلب بسیار عالی بود . مثل همیشه . سه نفر کشته در سیل اخیر گلستان را در وبلاگ بنده بخوانید . پایدار باشید .
آقای درویش دو روزه نمی تونم باهاتون تماس بگیرم. برنامه ی فردا رو تشریف میارین؟ با ماشینتون آفیش هستین و موضوع برنامه هم یوزپلنگ ایرانیه. منتظر تماستون هستم.
مطمئن هستم که الآن شما یا در بالای کوه هستید و دارید وضعیت آب و هوایی و بافت گیاهی آنجا را بررسی می کنید و یا در ته دره دارید میزان آلودگی یک جوی آب را اندازه می گیرید و یا اینکه دارید چوب در ساحل یک دریاچه فرو می کنید که ببینید چقدر آبش کم و زیاد شده است
…. بالای کوه و کار علمی لب دریا و تحقیقات عملی !!!!
بگگگگگگگگگگگگگگگگگم بگگگگگگگگگگگگگگگگم درویش خان این غارتگر دل و جان این توتیای دیده عاشقلن کجا بود ؟
ای ولللللللللللللل به بچه خیابون سیروس
خانم الهه موسوی سیل کجا بود ؟
سلام ودرود به محمد درویش هر وقت توی این وبلاگ میام چند تا مطلب جدید یاد میگیرم ممنونم از شما .این اشکار خوشمزه چه گلی شده مختصر و مفید. من هفته گذشته تهران بودم و از یک موضوع خیلی دلگیر شدم دیدم بد نیست بگم . اخر شب شنیدم شاهکار موسیقی دنیا اونم با یک ملودی زشت رو ماشین حمل زباله گذاشته شده بیچاره بتوون
سلام استاد
شبهای قدر گرامی و روز جهانی وبلاگ نیز
ممنون از لطف همه ی دوستان …
سرفراز باشید.
فقط بچه خیابون سیروس
…آخر مرامه…انده معرفته… باید یک سیراب شیردونی با نون سنگک و ترشی لیته با هم سه نفری بزنیم….قبل از اون هم آبگوشت با یک ملاقه مخصوص روغن و یک عدد مغز …به به چه شود !!!!
…ایشالله آقای دانش خان هم سرحال می شوند با هم صفا می کنیم
راجع به شماره تلفن هم, مگر نگفت همسرم دوست ندارد با مردها حرف بزنم, پس چطور توقع دارید با شما حرف بزند؟
….. جناب آقای دانش خیالتان و خیالشان راحت و آسوده بادا… راستش را بخوتهید به سهادت درویش خان من همچین هم مرد نیستم….. مرد واقعی می خواهید ؟ ممدلی خان !!
برای انبساط خاطر دانش خان این ابیات قدیمی را پینوشت می گذارم…امیددارم که لبخندی بر لبشان برفشانم
• شب عید است و یار از من چغندر پخته میخواهد
خیالش می رسد من گنج قارون زیر سر دارم
• شبی رفتم به گل چیدن ، گرفت از دامنم خاری
صدا از باغبون اومد که این دزد است و نگذارین
• پیرهن از برگ گل، از بهرِ یارم دوختم
پیرهن خش خش نکن شاید که بیدارش کنی
بلبل آوازه خوان آوازه می خواند به باغ
بلبلا کم خوان که می ترسم که بیدارش کنی.
بیا برویم از این ولایت من و تو، تو دست مرا بگیر و من دامن تو – ای یار مبارک بادا – ایشالا مبارک بادا ! قربان بروم روشت مرغابی را (٩) ، آن حوض بلور و گردش ماهی را، این حیاط و اون حیاط، بپاشین نقل و نبات، به سر عروس و داماد، پنچ دری رو به قبله، شروشر آبش میاد، عروس ما بچه ساله، سر شب خوابش میاد، کوچه تنگه؟ بله. عروس بلنده؟ بله. دست به زلفاش نزنین، مرواوری بنده، بله. گل دراومد از حموم، سنبل دراومد از حموم، شاه دوماد رو بگین، عروس دراومد ازحموم. عروسه شاهانه، ایشالا مبارکش باد! عیش بزرگانه، ایشالا مبارکش باد!
سر دست یارم مخمل آبی – جونم، عقلت و نده به آدم بابی – جونم، سر دست یارم مخمل طوسی – جونم، مالت و نده به آدم روسی – جونم، سر دست یارم مخمل کاشی – جونم، عقلت و نده به آدم ناشی – جونم، سر شو شد (شو: شب)، نصفه شو شد، وقت خو شد (خو: خواب)، دلم ئو شد (ئو: آب) نیومد یارم، گل بی خارم، تاج قاجارم.
دختر شیرازی دختر شیرازی، ابروتو به ما بنما تا بشم راضی، ابرومو میخای چه کنی ای بی حیا پسر، کمون به بازار ندیدی اینم مثل اونه ولیکن نرخش گرونه،
اُشتر به چراست در بلندی، کله ش به مثال کله قندی – در بلندی، اشتر به چراست در بلندی، چشماش به مثال آینه بندی- کله قندی- در بلندی، اشتر به چراست در بلندی، گوشاش به مثال بادبزندی- آینه بندی- کله قندی- در بلندی، اشتر به چراست در بلندی، دُمبش به مثال جاروبندی- کله قندی- آینه بندی- بادبزنی- در بلندی.
فتم به صحرا، دیدم قورباغه، گفتم: قورباغه، دماغت چاقه! رفتم به صحرا دیدم خرخاکی، گفتم : خرخاکی، چه قدر نا پاکی! رفتم به صحرا دیدم لاک پشت (لاک را باید با کاف مکسور تلفظ کرد ) ، گفتم : لاک پشت قرت ما را کشت، رفتم به صحرا دیدم مارمولک، گفتم: مارمولک، عیدت مبارک!
دویدم و دویدم، سر کوهی رسیدم، دو تا خاتونو دیدم، یکیش به من آب داد، یکیش به من نون داد، نون رو خودم خوردم، آب رو دادم به زمین، زمین به من علف داد، علف را دادم به بزی، بزی به من پشگل داد، پشگل رو دادم به نونوا، نونوا به من آتیش داد، آتیش و دادم به زرگر، زرگر به من قیچی داد، قیچی رو دادم به درزی (یا به جولا)، درزی (جولا) به من قبا داد، قبا رو دادم به مولا، مولا به من قرآن داد، قرآن رو دادم به بابا، بابا به من خرما داد، یکیش رو خودم خوردم ، یکیش افتاد به زمین، گفتم: بابا ، خرما بده، زد تو کلام افتاد تو باغچه، رفتم کلامو بیارم، آتیش به پنبه افتاد، سگ به شکنبه افتاد، گربه به دنبه افتاد.
شاه اومد، – کدوم شاه؟ – همون که شیر رو کشتش. – کدوم شیر ؟ – همون که گاب را کشتش . – کدوم گاب ؟ – همون که آب را خوردش.- کدوم آب؟ – همون که چوب رو بردش. – کدوم چوب؟ – همون که سگ را کشتش. – کدوم سگ؟ – همون که مرغ و بردش. – کدوم مرغ؟ – مرغ زرد پا کوتا – گل باقلا. سینه سفید دم طلا، گردن دراز دم کلم، به شیش قرون می خریدنش، نمی دادمش، شب ها مونسم بود، روزها همدمم بود …
جناب اشکار گرامی:
این هم آنچه که شما می خواستید:
danesh_1951@yahoo.com
درویش من
درویش من
…مخلص شما و خالو هومان و کاکو مجتبی و بامرام خیابون سیروس هم هستم
زنده باشی …