کیهان حرف حساب زده است! چرا همه بر او میتازیم؟

روز دوشنبه (22 آذر 1389) سعدالله زارعی – نویسنده یادداشت روز کیهان – در صفحه 2 این روزنامه واقعیتی را نوشت که برخی از طرفداران و فعالان محیط زیست در ایران را شگفتزده یا خشمگین کرد. او نوشت: «بخش وسیعی از جنگلهای اطراف شهر بندری- صنعتی «حیفا» چندین هفته در آتش میسوخت. در این ماجرا 41 یهودی کشته شدند. در این آتش سوزی 50 هزار مترمربع و 5 میلیون درخت از بین رفتند. رژیم صهیونیستی با وجود آنکه مدعی است دارای چهارمین نیروی هوایی در جهان است، نتوانست کاری را از پیش ببرد تا اینکه پس از هفتهها 12 کشور امکانات اطفاء حریق خود را به این منطقه صنعتی گسیل کردند و موفق به مهار آتش شدند. این ماجرا یک سؤال جدی را در ذهن یهودیان ساکن فلسطین اشغالی پدید آورد؛ آیا رژیمی که قادر به دفاع از جنگلها نیست، میتواند در روز حادثه از جان شهروندان دفاع کند. هزینه این حادثه- بر اساس برآورد هاآرتص- تا سالها قابل جبران نیست … »
خُب بیاییم یکبار دیگر و فارغ از این که نویسنده این مقاله کیست و یا در چه روزنامهای انتشار یافته است، محتوای سخن را بررسی کنیم. در این یادداشت، یک پرسش مطرح شده است که از قضا من هم با سعدالله زارعی موافقم که بسیار “جدی” است. او میپرسد: آیا رژیمی که قادر به دفاع از جنگلها نیست، میتواند در روز حادثه از جان شهروندان دفاع کند؟
به دیگر سخن، آقای زارعی دارد هشدار میدهد که ناتوانی یک دولت در حراست از رویشگاههای طبیعیشان، میتواند نشانهای مستدل از ناتوانی مدیریتی بزرگتر و مهمتری باشد.
این واقعیتی است که گمان نبرم هیچ یک از طرفداران محیط زیست با آن مشکل داشته باشند. حتا بر بنیاد محتوای غرورآمیز و مترقی اصل 50 قانونی اساسی خودمان، چیزی که ضامن حیات اجتماعی رو به رشد مردم ایران را فراهم میآورد، همانا حفظ محیط زیست است و بنابراین، دولتی که توانایی پاسداری از مواهب طبیعی سرزمینش را نداشته باشد، درحقیقت حیات اجتماعی رو به رشد مردمش را مختل کرده است.
از این رو، به نوبهی خود از روزنامه کیهان قدردانی میکنم که نشان داد توجه به ملاحظات محیط زیستی تا چه اندازه برایش مهم است؛ آنقدر که برایش مهم نیست که ممکن است این استدلال مانند یک تیغ دولبه، دولت متبوع و حامی خودش را هم به چالش بگیرد!
در حقیقت، وقتی سوختن 50 هزار متر مربع یا 5 هکتار از یک جنگل، میتواند نشان دهندهی عجز یک دولت در حفاظت از شهروندانش تلقی شود و صراحتاً تأکید گردد که هزینه این حادثه تا سالها قابل جبران نخواهد بود؛ سوختن 40 هزار هکتار از جنگلهای ایران در طول سال جاری هم باید به عنوان یک نقطه ضعف پررنگتر در کارنامه دولت دهم به شمار آید که انتظار میرود جبرانش هم قاعدتاً زمان به مراتب بیشتری را بطلبد. واقعیتی که باید به دلیل جسارت و صداقت خبری، بیان آن را در روزنامهای که همواره به عنوان حامی دولت از آن نام برده میشود، گامی به جلو دانست و بابت انتشارش به کیهانیان تبریک گفت. باشد که این نگاه منتقدانه و دلسوزانهی محیط زیستی در مهمترین ارگان جناح طرفدار دولت استمرار و دوام داشته باشد.
پسین گفتار:
توجه کنیم که اگر هدف روزنامه کیهان و نویسنده یادداشت روز آن، توجیه و لاپوشانی دلایل ناتوانی دولت در مهار آتشسوزیهای اخیر در شمال و غرب کشور بود، باید بر روی این بند از خبر تأکید میکرد که: وقتی دولتی مانند اسراییل که صاحب چهارمین قدرت هوایی جهان است، در مهار آتشسوزی در 5 هکتار از جنگلهایش درمیماند و مجبور به قبول کمک از 12 کشور جهان میشود تا بعد از چند هفته آن را خاموش کند؛ دیگر چه جای خرده گرفتن به دولت جمهوری اسلامی میماند که یکه و تنها دارد آتش افتاده بر جان جنگلهای چند صدهزارهکتاریاش را در شمال و غرب کشور و با کمترین امکانات ممکن اطفاء میکند؟
اما میبینید که اصلاً به این جنبه از موضوع توجه نکرده است!
البته شاید شما خوانندهی گرامی در اینجا این پرسش را مطرح کنید که اگر سعدالله زارعی در چنین مقطعی، این استدلال را مطرح کرده و روزنامه کیهان هم به آن اجازه انتشار در بهترین و پربینندهترین صفحهاش داده است، برای آن بوده که نهتنها اصلاً روحش هم از آتش سوزی یک ماه اخیر در جنگلهای گلستان و مازندران و گیلان و کردستان بیخبر بوده؛ بلکه اصولاً در جریان روند تخریب محیط زیست کشور متبوع خودش هم قرار ندارد و یا اگر هم قرار دارد، برایش چندان اهمیت استراتژیکی – دست کم همپای سوختن 5 هکتار از جنگلهای فلسطین اشغالی – ندارد. وگرنه هرگز چنین گافی نمیداده است! میداده است؟
که البته در آن صورت، نگارنده مجبور است به شما بگوید: بس کنید تئوری توهم توطئه را!
مگر نمیبینید که کیهان هم دارد سبز میشود! نمیشود؟
کافی است نگاه کنید به موضوع جنگلزدایی سال گذشته در پارک جنگلی وردآورد تهران تا ماجرا دستگیرتان شود!
و ماجرا این است: آنجا که منافع ما ایجاب کند از هر نوع چماقی، حتا چماق محیط زیستی برای نشان دادن ناتوانی دشمنانمان سود میبریم؛ و آنجا که منافع ما ایجاب نکند، معلوم است که نباید برای موضوعات بیاهمیتی چون تجاوز به باغ گیاهشناسی نوشهر، تداوم آتش سوزی جنگلها، فرونشست زمین در اردبیل، همدان و فارس، خشک شدن دریاچه ارومیه و سرانجام، نابودی بختگان، پریشان، ارژن، مهارلو، گاوخونی، هامون، طشک، کمجان، نایبند، نخلستان های اروند کنار، پارک ملّی کویر و … خاطر همایونی دولت خدوم را مکدر کرد!
فقط کاش دوستانی که با نگاه ابزاری به محیط زیست در رسانههای خویش مینگرند، یادشان باشد که خدای ناکرده ممکن است برخی از مخاطبین آنها آدمهای کمخردی نباشند و بتوانند به راحتی فرق یک حامی واقعی محیط زیست را از یک حامی مجازیاش تمیز دهند!
باور کنید این طبیعت وطن است که دارد می میرد و نیاز به توجه واقعی دارد؛ چرا دل شما برای طبیعت وطن نانگران است؟
بر کوه دگر نه برف ماندست و نه یخ خشکیده گل و نه آب باشدش، آوخ
یاران همه فارغند و دل نا نگران افتاده بر آب همچو بر کشت ملخ






سلام. گاهی واقعیت ها آن چنان به صورت سیلی می زند، که ناآگاهانه مجبور به اعترافی می شوی که نمی خواستی.
و من امیدوارم که این “نخواستن ها” سرانجام سبب شود تا علاقه به محیط زیست و جانبداری از دغدغه های آن از مرز شعار به شعور رسیده و به جای آن که “ابزار یا چماقی” باشد برای متنبه کرده دشمنان یا رقبای سیاسی مان؛ “ارزشی” شود که با حمایت از آن، به حیات اجتماعی مردم کشورمان و بالندگی همه زیستمندان وطن کمک کنیم.
درود بر خلیل عزیز.
درود
عکس / برف و باران هم نتوانست آتش را خاموش کند!!!
مقایسه چند عکس منطقه اتش سوزی دهنه محمد اباد کتول ، در سه روز … !؟
احتمالاً باران و برفش کافی نبوده ابوطالب جان! نه؟
لطفا تا پایان ماه محرم صبر نمایید
برای بارش باران کار از دعا گذشته باید رقص باران کرد.
بختیاری ها رقص چوبی
آذربایجانی ها لزگی
شمالی ها قاسم آبادی
ترکمن ها رقص خنجر
… و شاغلام به نیابت از تهرونی ها … بابا کرم!
هومان خان هم می توانند یک قص برنو ( رقص با تفنگ برنو) اجرا کنند.
حاج آقا هم نقش ممیز را ایفا می کند
می ترسم در آن حالت سیل از آسمان بیاید و همه چیز را با خود ببرد ها!
اونوقت همه می گردند دنبال باعث و بانی این پیشنهاد که تو باشی اشکار جان!
.
در ضمن این پرسش آخری ات بسیار بودار تشخیص داده شد!
یک پرسش
آیا در مناطقی هم که شرکت های بزرگ طرح های قطع درختان را گرفته اند و جنگل دارای درختان صنعتی است نیز شعله ها زبانه می کشند و یا تنها مناطق حفاظت شده و یا جاهایی چون مسیر مورد نظر جاده کشی جنگل ایر آتش گرفته است ؟
دو کامنت پیشین فقط برای گم کردن ( نه پاک کردن ) این مورد مهم بود تا بعدا مشکلی برای من ایجاد نکنند!!
گمان کنم عاقلان پاسخ به این پرسش را خوب بدانند.
البته در صدر بزرگان اهل تمییز دانش نوین جنگل دکتر سلاجقه و پرهمت و فرود نابغه چون الماس آبی می درخشند
به همون خیال باش که توانستی ردت را گم کنی!!
درست است!
اگر باران به کوهستان نبارد
به سالی دجله گردد خشک رودی
ولی اینها می خواهند کماکان آتش از آسمان ببارد تا جنگل ابر گردد خشکزاری… بعدش هم واگذار نمایند.
در پشت چرندیات بافی من لطفا به این پرسش فکر کنید:
آیا در طرح های بهره برداری خودشان هم آتشی بجز خودشان خرمن حیات جنگل رامی سوزاند؟
یعنی بتری نوشابه خانوداده و دیگه و آره…!!
خوب چه می شود کرد؟!
من نمی دانم اگر جنگل ابر یا گلستان یا … بسوزد یا تخریب شود تا طبیعت ستیزان بتوانند طرح های سودآور خود را به اجرا درآورند، دیگر آنجاها اصلا چه جذابیتی خواهد داشت که مردم بروند و ویلا بخرند یا هتل بزنند؟!
تجربه تلخ کلاردشت که دم دستمان است!
تقاضا برای دیدن کلاردشت طاعون زده امروز بیشتر است یا دیروز؟
بودار…..!!!!
بسیار خوب پس بیا باز درباره نذری و خورشت قیمه و بره و کره محلی سصبحانه ملکشاه و پرهمت چشم آبی و سبیل ممدلی خان و یال و کوپال شاغلام صحبت کنیم
الان نام کلاردشت را به کلارشهر تبدیل کرده اند.
آن کسانی که در دهه هفتاد با چراغ پی بهشت گم گشته بودند الان در دبی و مالزی و کانادا هتل دارند و امت… بماراتی و مالایی و کانادایی از هتل های لوکس زنجیره ای در کنار طبیعت زیبا بهره مند می شوند
واقعاً کار درستی کرده اند که نام کلاردشت را تغییر داده اند.
زیرا کلاردشت امروز به شدت در حال تماشای شتاب بیابان زایی است!
درویش خان
در مدتی که کار نیمه دولتی داشتم تا ماهی 3 میلیون هم هر ماه می توانستم بدزدم که الان افسوس می خورم چرا ندزدیدم.
در همه جا دزدها مواخذا می شوند من به زیر سوال می رفتم که طرف دیوانه است که نمی دزدد.
زین پس حتما می دزدم ، نه برای منافع دنیوی بلکه برای داشتن نام نیک معنوی!!
ولی بین خودمون باشه ها
این حرف ها رو می زنم تا حواس ها از عنوان شما که بسیار مساله ساز است به سوی دیگری منخرف شود وکسی از آن کامنت های بودار و مشکل آفرین نگذارد.
( حاج آقا حساب امروز ما چقدر شد؟)
شرمنده! حاج آقا پیغام داده که حساب امروزت با کرام الکاتبین است!!
یعنی بطری نوشابه مال یک خانواده پرجمعیت مانند حرمسرای فتحعلیشاه است!!!
هرکسی قیمتی دارد
پول را بر روی سنگ بگذاریم آب می شود
حاجی جون خیلی چاکریم
.
یادت باشد که دکارت چه می گوید اشکار جان:
.
زندگی زنگ تفریح است، زنگ بعد حساب داریم!
درخت ها را می سوزانند تا دسترسی به جنگل آسان تر شود!
این خبر اگر درست باشد؛ بسیار وحشتناک است و اوج آزمندی و نابخردی را نشان می دهد.
آنها که دست به آتش سوزی عمدی منابع جنگلی می زنند؛ باید بدانند که همه ی جذابیت شمال در وجود همین جنگلهاست.
احسنت ، دست مریزاد!
عدو شود سبب خیر !
به حسن زاده:
درود بر دیده بان شریف دریاچه ارومیه.
بله به نکته جالبی دکارت اشاره نمود.
ولی بایددید حضرات واگذار کننده عرصه های جنگل و طوبی بازان و جنگل تراشان در زنگ حساب هم با تک ماده قبول می شوند؟
نه دیگه خیالت راحت … در زنگ حساب از تک ماده خبری نیست که نیست …
نمی دانم ملکشاه و دکتر چشم آبی و فرود نابغه در کلاس درس حسابی که دکارت اشاره کرد هم از مانند بقیه دوستان از سهمیه استفاده می کنند؟
اصلا من دروغگو … حاج آق بین ما و فرود نابغه قضاوت کنه که از چه زمانی و بر چه استدلالی وسعت جنگل ها زیاد شده
هر تاوانی هم که حاجی مقرر کرد باید بازنده قبول کنه
به اشکار: البته فرود نگفت که وسعت جنگل ها زیاد شده، او گفت: میزان تخریب و احیاء مساوی شده است که البته بعداً همکارانش آن ادعا را هم به طور محترمانه ای تکذیب کردند! نکردند؟
روز ِ تعطیلی چقدر تفریح کردم با کامنتهای این پست… هرچند ته ِتهِ خنده هامون همیشه تلخه!
به فلورا:
از قضا همون بهتر که در چنین روزی خنده هامون تلخ و نمدار بشه!
درود …
چند نکته قابل اغماض نیست : اول اینکه غاصب ترین و جلاد ترین آدم ها دلشان به حال طبیعتشان سوخته( طبیعت سرزمینی که به آنها تعلق ندارد و اجدادی نیست) و این را هم میدانند که برای حفظ حیاتشان مجبور به حفظ تعادل طبیعتند و این خیلی تفکر تمیزی است. آنها این را میدانند و ما نمیدانیم و بایداز آنها درس گرفت. رسول الله فرمود حکمت را از هرکه باشد یاد بگیرید هرچند کافر باشد.
دوم اینکه وقتی در امری ناتوان باشند ،این را مخفی نمیکنند و این قدر شجاعت دارند که از سایر بلاد درخواست کمک کنند و اینرا ننگ نمیدانند.
ولی ایران سعی دارد وجهه خود را به عنوان کشوری که مدعی توازن در پیشرفتش است حفظ کند.
نقل قول:(ایران میگوید ما که علیرغم تحریم ها برترین ناوگان هوایی نظامی را در خاورمیانه داریم ، برترین ناوگان اطفای حریق را داریم منتها وقتش نشده مانور بدیم. ان شاالله زمان جنگ ، پروازشان میدیم روی تاسیسات نفتی و صنعتی تا ببینید.الان هم لزومی نمیبینیم که آتش را مهارکنیم .ماکه میخواستیم اینارو فدای توسعه کنیم حالا بدون هزینه الحمدالله توسعه مان شتاب میگیرد)
من هم در شگفتم که چرا ایران برای مهار آتش سوزی در جنگل هایش حاضر نشد تا از ناوگان هوایی دیگر کشورهای جهان کمک بگیرد؟
شاید به این دلیل بوده که به قول آقایان: آتش سوزی ما سطحی و شعله ای بوده! و اگر می آمدند و می دیدند که برای چنین آتش سوزی های جزیی ای، درخواست کمک کرده ایم، وضعیت مضحک تر می شد! نمی شد؟
درود بر جواد عزیز …
فلورا بانو
حال شما؟ خوب هستید؟
عدم درخواست کمک ناشی از حس برتری و نیز غرور کاذبی است که در میان تفکرات امروز ایران به چشم میخوره. اما فراموش شده محیط زیست جولانگاه عرصه سیاست و تحریم و رقابت و دشمنی نیست. حداقل باید مستثنی باشد از اینها. طوری که اگر امریکا همسایه ایران بود ، بی هیچ تعللی درخواست مهار آتش بکند. اعتقاد بر این است که این جنگل ها متعلق به یک قوم و قبیله نیستند. اینها متعلق به تمام دنیاهستند.
به جواد:
یکی از دلایل عدم درخواست کمک همانی است که شما گفتید.
اما احتمالاً دلایل دیگری هم دارد!
که یکی از آنها برمی گردد به این که اصولاً ملاحظات محیط زیستی آنقدر در نزد آقایان اهمیت ندارد که بخواهند برای اعمال آنها از نیروهای بین المللی کمک بگیرند!
درود …
خوبم آشکار عزیز
هرچند امروز برامون ترانه ای نگذاشتین اما کامنتها بسیار مفرح بودن… امیدوارم با رقص بارونی که در هیاتهای عزاداری درجریانه بارونی مملکت مون رو فرا بگیره! نوای سرنای بعضی هیاتها تو تهران چیزی از بابا کرم کم نداره
به درویش گرامی
اتفاقا من روزی مثل امروز رو هیچوقت غصه دار نیستم چون بقول دکتر شریعتی باید برای عظمت روح حسین که یک انسان نمونه بوده و به اون درجه از بلندای روح رسیده بوده شاد باشیم و دست افشانی کنیم نه اینکه برا لب تشنه ش گریه زاری کنیم… یادمه قمشه ای هم میگفت این نوای طبل و زنجیر باید به ما احساس سبکباری بده یه جشنه نه یه رثا… اما کارناوال های مملکت ما دیرسالیست که همیشه بوی شوم رثا داره هرچند از ابتدا بر این اساس بنیان نهاده نشده باشه
درود بر همه آنهایی که به قول شریعتی عزیز، توانسته اند اینگونه بی رقیب عظمت روح خویش را بلندا بخشند …
ابرهای اسمان بر دل سوخته ایران زمین گریستند تا ابی بر اتش گلستان باشد.
با این همه از عمق این فاجعه بزرگ ملی چیزی کم نمی شود و دود این اتش تا سالها در چسم ها خواهد رفت.
—-
شمن درود به استاد. از مطلب شما جهت پستی در وبلاگ بربچه های کتابخانه قائمیه استفاده نمودم. به ادرس
https://library51.blogfa.com/
زنده باشید جناب رسول زاده بیدگلی عزیز.
کسانی که به تمجید شخصیت کوروش می پردازند و یا میگویند ما از تبار رستم و زال هستیم آیا نمیدانند کوروش منشورهایی هم دارد که دال بر حفظ حقوق سایر موجودات زنده است. وقتی کوروش هم بشود ابزاری برای حمله به سایر بلاد از لحاظ حقوق بشری و ابزاری برای جولان بیشتر؛ امیدی به احیای وصایای ان مرحوم هم نخواهد بود.
کوروش تا وقتی در جهت منافعشان حرکت کند کوروش است.
خداوندمتعال طبیعت ستیزان را به زشتی ها و بدی ها مبتلا کند و در قیامت با زشتی محشورشان کنند. چرا که زیبایی را برای ما و نسل هایمان نمیپسندند .
حالا که می خواهیم دعا کنیم، بیا دعا کنیم که خداوند طبیعت ستیزان را بدل به دوستداران و سلحشوران واقعی طبیعت کند.
چرا همش بترسانیم و نفرین کنیم؟ بیا اندکی هم به جای برحذر داشتن از راه کج رفتن، دعوت به راه راست رفتن کنیم.
.
در ضمن با آن بخش از سخنت که اشاره به استفاده ابزاری از کوروش کردی که متاسفانه گاه ملاحظه می شود، بسیار موافقم و امیدوارم استفاده کنندگان ابزاری عزیز بدانند که مخاطبین شان فهم دارند!
درود بر جواد عزیز …
می خواستم بگویم که این کیهانی ها را چه به طبیعت و اصلاً نمی دانند طبیعت را چه ط ای می نویسند ، بعد دیدم که وصله ی سبز را به زورِ ِ چسب همه کاره !به دامنشان چسبانده اید !
به گمانم ما از این ها زیادی توقع داریم ! تقصیر ماست اصلاً
در این که تقسیر ماست که شک نکن مسعود جان!
به مسعود:
انگار من هم گاف دادم مثل کیهان!
خوب شد کسی این اطراف نبود تا نمره دیکته مرا بابت تقصیر بدهد 19!
نگاه خوبی به یاداشت به ظاهرسبز کیهان بود …
درود رفیق
زنده باشی هومان جان.
جدا ً کسی نبود ؟
نه! بود؟
بستگی دارد من کسی محسوب بشوم یا نه !؟
😉
پاسخ:
آقایی مسعود جان …
من پیشنهاد میکنم شما یا یکی از همکارانتان (یکی از بزرگان حوزه منابع طبیعی) که شرایط عمومی برای کاندیدا شدن در انتخابات ریاست جمهوری را دارید ، از سال اینده وارد گود انتخاباتی بشید با شعار محیط زیستی. مهم ترین مزیتش این خواهد بود که در طی مناظره ها ،تبلیغات و میتینگ های انتخاباتی آنچه که تا به حال بر سر محیط زیست امده بازگو میشود و همه عالم خواهند فهمید. بیایید مشکلات را بیان کنید، از خطرات پیش رو بگید تا واقعیت ها روشن بشه. چرا رییس جمهور ایران یک منابع طبیعی چی نباشد. کشور باید از این منظر و با این محوریت اداره شود. طرح تحول زیستی را هم در چهارسال دوم اجرا کنید . همین الان حامیانی هستند که به حمایت برخیزند. حمایت علما را هم جذب میکنیم. حتی اگر رای نیاورید خوبیش اینه همه ایرانیان با مشکلاتشون اگاه میشن و شاید نقطه عطفی بشه در طبیعت ایران.
به جواد:
در دوره پیش یکی از همکارانم درصد برآمد تا خود را برای نمایندگی مجلس از یکی از شهرستان های استان مرکزی کاندیدا کند؛ می دانی نخستین توصیه ای که به او می کردند، چه بود؟ این که اصلاً در شعارهای انتخاباتی ات لو ندهی که طرفدار محیط زیست هستی! چون در آن صورت مردم به تو رای نخواهند داد!!
حقیقت این است که فرض کن درویش نوعی هم اکنون وارد ساختمان پاستور شد! وقتی بدنه دولت و قاطبه مردم، هنوز لزوم حرمت نهادن به آموزه های محیط زیستی را باور نکرده اند، چه می توان کرد؟
گمان برم تا زمانی که در ایران دست کم یک روزنامه پیدا نشود که صفحه ثابت محیط زیستی داشته باشد؛ تا زمانی که یک حزب سبز در ایران نداشته باشیم که بتواند نمایندگانش را به مجلس و شوراهای شهر بفرستد، کاری از دست رییس جمهور به تنهایی ساخته نیست!
حتا در جامعه آمریکا، با وجود شعارهای بسیار سبز تیم اوباما، می بینیم که عملاً آنها هم در برابر قدرتمندان اقتصادی و مردم طرفدار حزب رقیب، نتوانستند برنامه های خود را پیش برده و به اهداف کیوتو نزدیک شوند.
اگر روزی در تهران، شاهد تولد روزنامه ای با عنوان: “طبیعت سبز ایران” بودی که تمامی صفحاتش به محیط زیست اختصاص داشته و دست کم یک صدهزار تیراژ روزانه اش بود، مطمئن باش که می شود به آینده طبیعت وطن امیدوار بود.
درود …
با سلام
به نظر می رسد اقای زارعی از کشته شدن یهودیان بیشتر خوشحال شده اندتا عدم توانائی در مهار اتش. حال انکه این تعداد به مراتب کمتر از امار مرگ ومیر تهرانی ها بر اثر الودگی هوا است.این سئوال هم پیش می اید در جنگلهای ما چند نفر از بین رفته اندو یا تبعات این اتش سوزیها برسلامت مردم چه خواهد بود.
لایک بر کامنت خانم کاشفی
موافقم. خانم کاشفی حرف حقی زده اند …
البته در مورد تعداد تلفات در آتش سوزی حیفا هم موارد ضد و نقیض فراوانی مطرح می شود. گروهی می گویند: همه قربانیان، زندانبانانی بودند که اتوبوس حامل آنها در آتش گیر می کند. برخی هم می گویند: زندانیان فلسطینی را به این بهانه کشته اند! حتا در اینجا خبر دیگری هم وجود دارد که جالب است! نیست؟
پیشنهاد آقای جواد قابل توجه است!
اگر اوکی بشوید در وحله نخشت جند صد میلیونی به شما برای تبلیغ وام میدهند که آفریده شده برای به جیب زدن.
کابینه پرزیدنت درویش:
وزیر جنگ و نیرو های مسلح : هومان خان
وزیر فرهنگ : حسین آقا
وزیر دارایی : جناب سررشته داری
وزیر امور خارجه : دکتر ناصرالحکما ( ایشان رئیش تشریفات هم می باشند)
میرشکار مخصوص : ممدلی خان
پاچه خوار مخصوص: اشکار
حالا دلیل نخالفت نمایندگان محترم را با خروج دام از جنگل دریافتید؟
من هم شده ام اسدالله میرزا که تمام حرفهایم یک جوری به سنفرانسیسکو ختم می شود ولی یک موضوع جالب در اینجا وجود دارد که شاید دوست داشته باشید بدانید.
حدود پنجاه سال است که بیشتر شهرهای جنوب و شرق سنفرانسیسکو مجهز به وسایل شدآمد عمومی همچون قطار و متروهای شهری شده اند. ولی در بخش های شمالی سنفرانسیسکو و جایی که من در آن زندگی می کنم تنها وسیله شدآمد عمومی اتوبوس است. وقتی که در این باره سوال کردم به من گفته شد که از سی سال پیش تا کنون دولت استانی و محلی خواستار ایجاد ارتباط ریلی در این محدوده وسیع شده اند ولی مردم این مناطق اجازه نداده اند که برای ایجاد چنین تسهیلاتی حتی یک درخت قطع شود. شهرهای شمالی سنفرانسیسکو که توسط گلدن گیت به آن چسبیده است بر روی تپه های بسیار زیبای جنگلی قرار دارد و در مناظر آن حتی از ماهواره و یا هواپیما کوچکترین کچلی دیده نمی شود. در این شهرها حتی برای ساخت خانه ها نیز درختان قطع نمی شوند و بسیار مشاهده می شود که در وسط خیابان نیز درخت وجود دارد و مسیر آمد و شد از دو طرف آن می گذرد. در فصل های کم آبی در این مناطق آتش سوزی هم می شود ولی تا زمانی که آتش توسط مردم و یگان ویژه خاموش نشده است همه از آن حرف می زنند و حتی به خاطر سوختن درختان گریه می کنند. زیرا که خانه و زندگی آنها با درختان در هم آمیخته است و مرگ درختان برای آنها پایان زندگی است.
ای کاش که ما هم در این ایام عزاداری و سوگواری یادی از درختان سوخته و یا بریده شده بکنیم که توسط جهل و سهل انگاری انسان ها شهید شده اند. آنها برای زندگی بخشیدن به ما آدمها آمده بودند ولی ما آنها را با بی رحمی تمام کشتیم و نابود کردیم.
به آرش (RS232):
به نکته بسیار جالبی اشاره کردی که مطابق معمول از آن استفاده کردم.
لطفا اگر امکان دارد، از آن خیابان هایی که درختان وسطش را قطع نکرده اند، چند عکس برایم بفرست.
درود …
البته اسدلله نیرزا حرف را به عمل می رسانید و پس از آن بلیطی دو سره برای سفر به لوس آنجبس زیبا می گرفت.
تا اوایل قرن بیستم بسیاری از جنگل های کهن بویژه در محدوده نیوانگلند و ساحل اقیانوس اطلس قطع یکسره و نابود شده و تغییرکاربری داده بودند.
خوادث پیش امده چون توفان گرد و خاک ناشی از تخریب زمین در کانزاس یکی از زنگ خطرهایی بود که پشت گوش انداخته نگردید در اواسط دهه 1930 و رهایی از بحران اقتصادی ترمیم و احیای جنگل ها در سطح سترگی انجام شد.
در این هوا آقا نه یکی بلکه چند هات داگ با سس خردل می چسبد
اشکار جان کابینه ات حرف نداشت! خوش مان آمد … منتها جای خالی هنوز زیاد دارد! ندارد؟
درویش جان
خبر را چک کردم مثل اینکه 5 هزار هکتار بوده اتش سوزی اسراییل
به نقل از بی بی سی
Officials say the fire has destroyed more than 12,300 acres (5,000 hectares) of land, more than five million trees and 74 buildings.
درود بر دکتر معطری عزیز و ممنون از دقت نظر شما.

احتمالاً نویسنده محترم کیهان هم رقم 5 هزار هکتار را دیده است، منتها فکر می کرده، هر هکتار می شود 10 متر!
البته در تعداد درختان آسیب دیده و حتا مساحت عرصه تخریب شده، رقم های متفاوتی اعلام شده است. مثلاً در اینجا تعداد درختان سوخته را 1.5 میلیون اصله ذکر کرده است.
نکته مهم دیگر آن که همان گونه که در این تصویر می بینید، اغلب درختان آتش گرفته در حیفا از نوع سوزنی برگ هستند که بسیار آسیب پذیر و اشتعال زا محسوب می شوند.
.
.
سرفراز باشید دکتر جان.
مهندس درویش عزیز, از آنجایی که من خیلی تنبل هستم فعلا عکس های سر کوچه خودم را با بزرگنمایی مختلف برایتان فرستادم. ولی نمونه زیاد است و حتما آنها را پیدا می کنم و عکس هایش را برای شما می فرستم.
https://71.18.96.126/temp_image/pics/z1.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/z2.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/z3.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/z4.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/z5.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/z6.jpg
ارادتمند
به آرش (RS232):
آقا تو مطمئنی که در سانفرانسیسکو زندگی می کنی؟
به نظرم تو باید ساکن بهشت باشی! نیستی؟
حالا با انتشار این عکس ها، فکر درویش نیستی، دست کم فکر اشکار باش!
فارغ از شوخی برایم بسیار جالب است، در جایی که چنین پوشش انبوه و سبزی دارد، باز هم یک درخت را در وسط جاده حفظ می کنند.
آنگاه مدیران نابخرد و طبیعت ستیز ما در نوشهر، برای ساخت یک جاده کمربندی و در کمتر از 70 دقیقه، 11295 اصله درخت را قطع می کنند و تازه با طلبکاری هر چه تمام تر از کار خود دفاع هم می کنند.
وای برما!
من لینک عکس های یک درخت نزدیک خانه ام را فرستادم ولی گمان کنم که وبلاگ شما آن را به قسمت اسپم فرستاد. چون مندرج نشد.
https://71.18.96.126/temp_image/pics/z1.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/z2.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/z3.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/z4.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/z5.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/z6.jpg
آقای درویش
بیاییم در پایان امسال لیستی از اتفاقات سعد و نحس محیط زیست را تهیه کنیم بروشوری تهیه کنیم و توزیع کنیم. بعد حتما از سازمان محیط زیست جواب بخواهیم. فکر کنم ngo ها وظیفه شان همین است.
به نظر شما شدنی است؟
آقای درویش
بیاییم در پایان امسال لیستی از اتفاقات سعد و نحس محیط زیست را در بروشوری تهیه کنیم و توزیع کنیم. بعد حتما از سازمان محیط زیست جواب بخواهیم. فکر کنم ngo ها وظیفه شان همین است.
به نظر شما شدنی است؟
درود بر عبدالرضا باقری عزیز

پیشنهاد بسیار خوبی است. هم اکنون هم این لیست آماده است! کافی است نگاهی به آخرین یادداشت من در دل نوشته هایم بیاندازید.
کاش می شد در تدارک یک گردهمایی آرام می بودیم … آخر این طبیعت وطن است که دارد از دست می رود …
.
.
برفراز باشید.
18 به بالا قبوله
خُب خیالم راحت شد!
درود …
بعد از دیدن عکسهای آرش عزیز برای اولین بار امروز اشکی شدم… ما کجای زمین زندگی میکنیم… واقعا دنیای ما-منظورم کشور ماست- از آخرت یزید بدتر نیست؟ تازه اگر آخرتی درکار باشه!!!
به زودی در باره این تصاویر یادداشتکی می نویسم.
اما تا آن زمان، فکر می کنم که اگر آنها سانفرانسیسکویی دارند که عملاً حرمتگاه سبزینه است، ما هم آدمی را داریم که صدها سال پیش از اهالی سانفرانسیکو، ندا در داده بود:
.
سیاه اندرون باشد و سنگدل
که خواهد که موری شود تنگدل
.
باشد که روزی ما فرزندان فردوسی بزرگ نشان دهیم که حلال زاده ایم و به راستی به آن فرزانه طبیعت دوست می رسیم.
آره چه خوب میشه که “کلاه مهی” به ما برگرده! دلم به اروند ها خوشه!
امشب قیصر امین پور میخوندم… قیصر هم به نوبه ی خودش شاعر طبیعته
مبادا آسمان بی بال و بی پر
مبادا در زمین دیوار بی در
.
مبادا هیچ سقفی بی پرستو
مبادا هیچ بامی بی کبوتر
من بر این پندارم که که در درون هر یک از ما آدم ها گوهری یگانه نهفته است؛ گوهری که می تواند ردپای هر یک از ما را از دیگری متمایز سازد. فقط کافی است آن را در وجود خود کشف کنیم، آنگاه بی شک می توانیم بر شکل گیری آینده تأثیر بگذاریم.
آدم هایی چون، فردوسی، مولانا، حافظ، پورسینا، گوته، لینکلن، سپهری، مشیری و قیصر امین پور بی شک در یافتن گوهرهای درون شان و بازگردانیدن آن به جهان موفق بودند. ما نیز می توانیم چنین کنیم تا از برکت وجودمان، جهان آبادتر شود.
درود …
فلورا بانو
درویش خان
نذری چه به خانه شما آوردند؟
دلمان برای کلمل عبادی تنگ شده !
الان کجاست؟
به فرمان عمه جان الیزابت در برج لندن زندانی است و یا در هواپیمای ویژه در حال پرواز به نقطه ای از جهان پر آشوب می باشد؟!
نذری را ول کن! عکسهای محله آرش را در سانفرانسیسکو دیدی؟
یک سفره خانه سنتی نزدیک های میدان راه آهن پیدا کردم توپ ، سالار!!
ایشالله من و شما و شاغلام میریم اونجا
موسیقی زنده هم داره
آی کیف میده وقتی پیاز رو با مشت میکوبی تنبکچی هم بنوازه
درویش خان از دیزی هایی که تو قهوه خونه های بیم راهی وقتی که از طایفه بنی هندل در جنوب بودید برامون تعریف کنید
من زیاد پایبند ابن نذری خوردن و نذری دادن نیستم آشکار عزیز…
راستی آفای درویش، جناب اوباما پیداشون نیست. هست؟
نه
الان گشنمه
هی میرم آشپزخونه ارده شیره با نون سنگک می خورم
از آشپزخونه تا میز کارم نون خورده ریخته
تموم دکمه های کیبورد چسبونکی شده
گمان کنم آشکار عزیز عکسها رو که ببینه از غصه یه ترانه ای اینجا از خودشون در وکونن اما ملاحظه ی زمان رو بفرمایید لطفا
آقای آرش
به نیابت از من تشریف می برید باغ وحش شهر سانفرانسیسکو
در دهه هفتاد در شکار و طبیعت عهد ممدلی خانی گذارشی مشکوک از وجود ببرهایی با منشع ایران در باغ وحش سانفرانسیکو ذکر شده بود. ننکن است در این مورد تحقیق بفرمایید؟
پس از رفتن ممدلی خان از شکار و طبیعت ، بهترین دوره مجلی زمان سردبیری آقای فرخ مستوفی بود.
گویا ایشان اکنون با کمپانی مفتی شل همکاری دارند
فلورا بانو
من پیش از ملاحظه زمان ، مراعات حاج آقا را می کنم!!!
به اشکار:
جدی می گویی؟ در باغ وحش سانفرانسیکو ببر ایرانی نگه داری می شود؟ ببر مازندران؟
به فلورا:
احتمالاً ایشان درگیر مراسم کفن و دفن ریچارد هالبروک هستند!
سلام استاد
از نظر زیبا شناسی متن. ایراد شما وارد است.
باید اصل متن عربی را پیدا کنم و با ترجمه مقایسه نمایم.
اما هر دوی ما منظور این سخن را متوجه میشویم
به نظرم بیش از حد بر طبل خشونت و انتقام و مرگ می کوبد که با مرام آن حضرت در ستیزی آشکار است.
درود بر عباس عزیز.
آقا سلام. این اشکار ما را به عنوان وزیر دارایی پیشنهاد داده بود. کجایی محمد جان؟ اینجوری دولتت چیزی ازش نمیمونه چون این دایی جان ناپلئون به تو که رییس دولت هم هستی دیناری نمی ده چه برسه به جنگلهای ایران!
در ضمن نوشته ات حرف نداشت. (الان بازهم دکتر فرود عزیز می خواند و می گوید امیر پامنبری درویش رفت.!)
درود بر وزیر دارایی عزیز خودم! آب و هوا در هیرکانی چگونه است؟
.
در ضمن ایام، ایام پامنبر رفتن است! نگران فرود مباش!! اون با اشکار!!!
نازنینا صدرا مریض شد از تهران کذایی خارج نشدم. همینجا در کنارت هستم. خواستم برای فردا برنامه جور کنم مریضی صدرا نگذاشت.
ای بابا …
امیدوارم هر چه زودتر خوب شود.
ببوسش اون پدرسوخته رو …
راستی کانال من و توی 2 در حال حاضر ماجرای پرواز شماره 11 روز 11 سپتامبر را گذاشته. حالشو داری ببین.
حال شو که دارم؛
کانال شو ندارم!!
سلام دوست گرامی
مطلبتون هم نیش بود هم نوش
تبریک میگم به دوستانمون در کیهان که انقدر فعال اخبار روز یهودیان را مخابره میکنند ولی چند ایمیل و درخواستهای ما را برای درج اخبار آتش سوزیهای مریوان ………
اول یک خبر خوب که بالاخره پس از 6 ماه و 20 روز آتش در مناطق غرب فرو نشست و مردم چند روز بدون آتش را سپری کردند.
دوما نشانی این اشکار غزیز را بدین یه نذری براش بفرستیم.
سوما ابراز همدردی ما را به یهودیان کشته شده در آتش برسونید. البته اگر آنها را ……….
چهارما نظر دوستمون درباره پخش مشکلات محیط زیست در سال گذشته را در دستور کار انجیو محیط زیستیمون قرار میدیم.
چهارم: نامه و گزارشی را برای بازرسی غرب کشور فرستاده ایم برای پیگیری آتش سوزی های مریوان. فکر کنم یه اتفاقاتی افتاده. اگر خدا بخواهد.
پنجم دوستانمون در انجمن چیا http://www.chya.org اعلام آمادگی برای اعزام نیرو برای مبارزه با آتش سوزی در تمامی نقاط ایران کرده اند چون 6 ماه جنگیدن با آتش سوزی های مریوان آنها را حسابی با تجربه کرده.
ششم امروز روز عاشورای امام حسین است عاشورایی که مبنای آن امر به معروف و نهی از منکر است پس وظیفه هر معتقی که این امر به معروف و نهی از منکر را در هر وادی و هر سیستمی انجام بده (قابل توجه اشکار)
به محمد:
همیشه خوش خبر باشی رفیق …
دست مریزاد و خسته نباشی.
.
از بابت کم لطفی دوستان کیهانی هم شرمنده … شما ببخشید … کارشون زیاده اونا … باید به امورات همه دنیا برسند؛ وقت برای خودمون کم می آورند! نمی آورند؟
در ضمن خونه اشکار یه ذره تا همدان فاصله اش زیاده! می ترسم تا برسه به تنکابن روبری پمپ بنزین مرکزی شهر، از دهن بیافته؛ یا یکی به دهن بگیردش!!
درود …
ممنونم. بهتره. تبش قطع شده ولی هنوز بیحاله.
امیر جان:
اوامرتان را بر خلاف رویه حاکم در مهار بیابان زایی اطاعت کردیم!
چه کنیم دیگر، می گویند: رییس باید هوای ذی حسابی را داشته باشد و رییس جمهور هم هوای وزیر دارایی اش را!
درود …
خب قبله عالم! دیگر مجبورم بدون کوچکترین سوالی تمام اوامر شما را بدون و چون و چرا اجرا کنم و رنجنامه و اینجور چیزها هم بعد استعفای احتمالیم برایتان ننویسم!
ولی خب خودمونیم اگر می موند امکان داشت جولیان آسانژ بعد از آنکه از زندان و با قرار وثیقه توانست خودش را رها سازد بر علیه دایی جان از آن استفاده کند. نه؟
هم آره و هم نه!
چون ممکنه اونقدر در تهیه مبلغ وثیقه تعلل کنه که بخوره به نخستین روز طرح تحول اقتصادی و اونوقت دیگه هرگز نمی تونه از پس تورمش بر بیاد! می تونه؟
البته در عین حال به عنوان یک مشاور اقتصادی و در تأیید حرفهای حضرتعالی باید بگویم به شرطی که بالاخره این طرح تحول اجرا بشه و پیش تورمش ترتیب ایشان را نده.
فعلن شب به خیر.
با کمینگاه “پیش تورم” کاملاً موافقم!
شب خوش …
گرچه من هم همیشه با خودم آرزو می کنم که ای کاش می توانستم این بخش از کره زمین را از جا بکنم و با خودم به ایران ببرم تا هموطنان و دوستانم هم بتوانند از آن لذت ببرند ولی بعد به این نتیجه می رسم که طبیعت کشور ما خود می تواند به مراتب زیباتر از این باشد البته اگر ما آن را به دست خودمان نابود نکنیم. عکس هایی از جنگل های اطراف رامسر گرفته ام که وقتی به همکاران امریکایی خود نشان می دهم دهانشان باز می ماند و می گویند که ما می خواهیم بیاییم و از آنجا را از نزدیک ببینیم. من هم مجبورم جوابشان را چنین بدهم که فعلا صبر کنید تا اگر چند سال دیگر شرایط مساعدتر شد خبرتان کنم!
تازه طبیعت زیبای کویر و شهرهای جنوبی و کوهستانهای آذربایجان هم که جای خودش را دارد و می تواند هر گردشگری را مجذوب کند.
https://71.18.96.126/temp_image/pics/1285608.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/1285979.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/1286089.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/1286170.jpg
https://71.18.96.126/temp_image/pics/2575055.jpg
در مورد باغ وحش سنفرانسیسکو هم تنها چیزی که شنیده ام این است که ببر آنجا دو بار فرار کرده است و در مرتبه اول یک نفر را زخمی کرده و در بار دوم دیگری را کامل نوش جان کرده است و در همان تعقیب و گریز اشتباها توسط پلیس کشته شده است.
اشکار جان لطفا صدایش را در نیاور که نژاد این ببر ایرانی بوده است چون می گویند که این ببر سیبری است و ما هم فقط همین را کم داریم که این ببر امریکایی خوار را هم به ما نسبت دهند.
https://en.wikipedia.org/wiki/San_Francisco_Zoo_tiger_attacks
به آرش از سانفرانسیسکو:
آنچه که برایم جالب است، نوع مماشات مردم و مدیران شهری با گونه های درختی شان است. این که حاضرند حتا یک جاده را به دلیل وجود یک درخت، ناقص کنند. این آن چیزی است که برای ما در ایران شگفت آور است. نگاه کن که در ماجرای جنگل های لویزان، چگونه آقای قالیباف به راحتی دستور قطع هزاران درخت 30 ساله را صادر کرد و از اقدام خودش هم همچنان دفاع می کند؛ در صورتی که آن جاده باید از مسیر دیگری عبور می کرد که چندین خانه بدون سند و مدرک در آن بنانهاده شده بود.
.
درضمن، قتل آن ببر آمریکایی خوار چه هنگام رخ داده است؟
شاید همچنان بتوان برایش مراسمی گرفت! نه؟
درود …
سلام.من هم در خاتمه روی سخنم را در ابتدا با برادرمان اقای زارعی است. همانطور که خود شما مرقوم داشته اید ، 12 کشور از جمله مصر ،یونان ،قبرس،فرانسه . روسیه ،ایتالیا،ترکیه با فرستادن هواپیما در مهار این اتش سوزی به رژیم صهیو نیستی کمک کرده اند. با تشکر از شما که فضای سبز را به کیهان اوردید ،ولی برادرم فقط یک سوال از شما دارم، چرا حتی یک کشور از این دوازده کشور در مهار اتش سوزی به ما کمک نکرد ? حالا خوب است که تبلیغات ترکیه بر علیه اسراییل گوش فلک را کر کرده،وگرنه لابد تمام اب دریای سیاه را روی سر اسراییل میریخت. سخن دومم با نخست وزیر ترکیه است.جناب اقای اردوغان،برادر مسلمان من که ژست تبلیغاتی شما در کنفرانس کذایی و ننشستن شما در کنار شیمون پرز، جوانه امیدی در دل برخی زده بود.چه را باور کنیم ، دم خروس یا قسم حضرت عباس را ? ای کاش فقط یک دبه بیست لیتری ( از همانها که تصویرش را در وبلاگ اقای درویش دیدیم ) اب روی جنگل های اتش گرفته ایران کشور همسایه مسلمان خویش می ریختید ،تا دل سوخته من هم خوش شود و به کلماتی چون کمک ، مسلمانی، انسانیت، باوری دوباره کنم !!!! و سخن سومم با شما اقای درویش و دوستان است. اقای نتا نیا هو نخست وزیر رژیم صهیو نیستی این اتش سوزی را بی سابقه و فاجعه ای بزرگ دانست . ایا یک نفر از شما کلمه ای ، سخنی از رییس جمهور محبوب و عزیز ما در مورد اتش سوزی های اخیر شنیده ? اگر ، اری، لطفا مرا هم در جریان بگذارید، تا نیرویی دوباره بگیرم. اخر تا انجا که من میدانم، همیشه در هنگام بروز دشواریها و مصائب ملی، روسای جمهور کشور بلا دیده هستند که با پیام همدردی و تسلیت به ملت خود، سعی در تقویت روحیه ملی دارند. ایا از بین رفتن 40 هزار هکتار جنگل با نادر ترین بافت گیاهی،جانوری، انهم در کشوری که بخاطر شرایط اقلیمی اش، دوباره سازی این جنگلها و ترمیم خسارات وارده به ان سالها وقرنها ادامه می یابد . و در مواردی شاید هم اصلا امکان جبران نباشد، یک مصیبت و فاجعه ملی نیست ?
پرسش های حقی را مطرح کرده ای که می دانی اغلب آنها بی پاسخ است. البته اردوغان اگر برای کمک به ایران نیامد، اما برای کمک به مهار آتش در اسراییل رفت، به این دلیل بود که از سوی ایران دست نیازی دراز نشد و مدام مسئولین می گفتند: آتش سطحی و شعله ای و تحت کنترل است! و البته کسی هم نپرسید چرا این آتش سطحی به سوختن 40 هزار هکتار از رویشگاه های جنگلی ما منجر شد؟!
در ضمن من هم از آقای احمدی نژاد هم هیچ سخنی در باره آتش سوزی در جنگلهای ایران نشنیدم.
درود …
بله. متاسفانه در ایران فجایع زیست محیطی زیادی رخ می دهد که جرم آن در امریکا می تواند سالها حبس باشد.اگر کسی به درختان آسیب برساند علاوه بر جریمه های نقدی و کیفری او را مجبور می کنند که دوره های روان درمانی خاصی را بگذراند تا علت کار او مشخص شده و درمان گردد. دیگر نمی دانم که محکومیت دستور قطع هزاران درخت سی ساله چقدر است و احتمالا یک نوع جنایت جنگی و یا نسل کشی محسوب می شود و روان شناس ها هم بعید است که بتوانند کار مفیدی بر روی او انجام دهند.
در امریکا در بیشتر جاهایی که دستمال, کاغذ و یا هر نوع مواد مصرفی چوبی وجود دارد نوشته اند که با صرفه جویی خود جان یک درخت را نجات دهید و انسان با دیدن این موارد در می یابد که آنها در مجموع گیاهان را هم مثل دیگر گونه های حیات زنده می دانند و برای آنها ارزش قائل می شوند.
البته یک نکته کیهانی هم اضافه کنم که متاسفانه هزینه چنین کیفیت اجتماعی, فرهنگی, سیاسی, اقتصادی و حتی زیست محیطی را مردم بدبخت امریکای لاتین و یا دیگر کشورهایی پرداخت کرده اند که سالیان دراز تضمین کننده سود کمپانی های غول پیکر امریکایی بوده اند.
آن ببر هم در 25 دسامبر سال 2007 کشته شد و هفته دیگر سالگردش است. در لینکی که در زیر آن گذاشته ام می توانید جزئیات بیشتر آن را بخوانید.
من دیگر زیاد حرف زدم. روز شما و شب من بخیر
پس هیچی دیگه! سالگردش هم گذشته است … هر چند شاید هنوز بشود تا 9 روز دیگر برای سومین سال هلاکت ناجوانمردانه اش کاری کرد! به هر حال، اگر پلنگ های ما در بالای دکل های برق به دنبال تابوتی امن برای خود می گردند، ظاهراً خیابان های سانفرانسیکو هم به قتلگاه ببر مازندرانی ما بدل شده است!!
.
در مورد طی دوره های روان درمانی واقعاً موافقم. زیرا در اینجا نه تنها درختان را قطع می کنند، بلکه می آیند و با افتخار مصاحبه کرده و از عمل خویش در راستای سهولت تردد یا کاهش خرافه گری و مقدس نمایی!! دفاع هم می کنند!
.
شب تو هم خوش رفیق سانفرانسیسکویی من!
درود.
هر نوشته و گفته ای را باید در شرایط تاریخی خودش مرد بررسی قرار داد.
این گفته بخشی از رجز خوانی پهلوانان عرب است چیزی که در فرهنگ ما مرسوم نبوده. اعراب برای یکدیگر شعر می خوانده و دلاوری ها و نترسی های خود را به رخ طرف میگشیده اند. در اینکه منظور بازی با مرگ در کلام عباس چه بوده است را باید در شبه جزیره 1400 سال قبل جستجو کرد (خیلی هم به ما ربطی ندارد)
به نظر من تحلیل این بخش از خطبه عباس را میتوان در این راستا جستجو کرد. این یک رجز است و یک اعلام حمایت و ارادت نسبت به حسین. و چیز دیگری از این خطبه بیرون نمی اید.
اگر حسین را از این خطبه بگیریم عباس حرفی برای گفتن ندارد و یا گفته های او با یک عرب جاهلی فرقی نمیکند.
اما تنها بر طبل خشونت کوفتن نیست. حسینزبان منطق را پیش تر گفته بود. و قتی با تحدید رو به رو شد انگاه زبانهای حمایت از حسین هم زبانی غضب ناک شد.
دین خطبه عباس خود را همچون علی برای پیامبر معرفی می کند.
پیامبر و علی دو روی یک سکه بودند. ولی پیامبر به رئفت شهرت یافت و علی به شمشیر.
زنده باشی عباس جان و ممنون از روشنگری هایت.
درود …
با اجازه آقای درویش
به برادرم جناب رسول زاده بیدگلی
“حسین بیشتر از آب تشنه لبیک بود
حسین تشنه ی آب نبود، تشنه ی شناخت بود. میخواست بداند آیا کسی خارج از ادای کلمات، فهمیدعمق دعای عرفه را؟؟
کسی فهمید چرا عرفات ناتمام ماند و به منا نرسید؟
کسی فهمید چرا حسین نه در منا که در نینوا به قربانگاه رفت و ثار اله شد؟
حسین تشنه ی آب نبود، تشنه ی لبیک بود و فهم و تفکر و معرفت ما از دین و اعتقادش، که برایش جنگید، و عقل آبی بودا را به عقل سرخ سهروردی پیوند زد و به خدایش هدیه کرد.
حسین رویش درخت عصیانی بود که از پستی این دنیای کوتاه تا ماورا سر برداشت…
حسین بیشتر از آب تشنه ی لبیک بود، اما افسوس که بجای افکارش، زخمهای تنش را نشانمان دادند… و بزرگترین دردش را بی آبی نامیدند
حسین وارث آدم- زنده یاد دکتر شریعتی”
برادر خوبم
شما فکر نمیکنید به جای ذکر خطبه های ائمه، بهتر باشه حسین و افکارش رو با مفاهیم جدید این روزگار پیوند بزنیم و از نو بشناسیم؟
از ذکر مصیبت و خطبه ی ائمه در کربلا تا حالا چیزی به دین و دینداری اضافه نشده و تا آخرت اضافه نخواهد شد.
در این که بزرگترین درد امام حسین (ع) “بی آبی” نبود، بلکه تنهایی بود، شکی ندارم.
بل در این شک دارم که آیا تنهایی امام حسین در طول همه ی این سال ها، واقعاً کمتر شده است؟!
من واقعا از دوران جاهلیت اعراب در عجبم که چگونه از آن محیط جهل زده یک زن تنهای تاجر بسیار موفق و ثروتمند و صاحب اعتبار و کمالات و باسواد همچون حضرت خدیجه بیرون می آید و شاعره های صاحب نام و افراد با نفوذ سیاسی زیادی از زنان وجود داشته اند. ولی اکنون که دوران جاهلیت به پایان رسیده است و 1400 سال هم از آن گذشته است نه تنها یک زن صاحب نام عرب وجود ندارد بلکه هنوز هم یک زن عرب باید برای بیرون رفتن از خانه از یک مرد اجازه بگیرد. هر چه فکر می کنم نمی فهمم که چه ارتباطی بین جهالت و زن وجود دارد.
می بینم که بدخواب شده ای آرش جان! نشده ای؟

با این وجود، پرسش هایت اغلب رنگ زندگی و پویایی و دگردیسی و تسلیم نشدن دارند … همانگونه که نرودا زنهارش را داده بود:
.
.
به آرامی آغاز به مردن میکنی
اگر برده عادات خود شوی،
اگر همیشه از یک راه تکراری بروی،
اگر روزمرّگی را تغییر ندهی،
اگر رنگهای متفاوت به تن نکنی،
.
خوشحالم که تو هرگز آغاز به مردن نمی کنی!
درود …
پنجشنبه، 25 آذر ماه 1389 برابر با 2010 Thursday 16 December
احتمال آتش سوزی مجدد در جنگل های مازندران
خبرگزاری مهر: مدیرکل مدیریت بحران مازندران با اشاره به پایان عملیات اطفا حریق در جنگلهای شرق، مرکز و جنوب استان گفت: با توجه به گرم شدن هوا، احتمال آتش سوزی مجدد در جنگلهای مازندران وجود دارد.
هادی خنجری افزود: روز گذشته به اتفاق مدیرکل منابع طبیعی منطقه ساری از بخشهای جنگلی شرق مازندران بازدید کرده تا در صورتی که آتشی بر روی کنده ای بوده را با همکاری پرسنل منابع طبیعی خاموش کنیم.
وی با اشاره به تعطیلات آخر هفته از مردم خواست در صورتی که به دامن طبیعت و جنگلها رفته از آتش زدن برگ خشک برای آتش سوزی خودداری کنند.
خنجری اظهار داشت: مردم اگر اقدام به روشن کردن آتش می کنند پیش از ترک جنگل از خاموش کردن آتش مطمئن شوند.
وی از شهروندان خواست تا از رها کردن ته سیگار و کبریت افروخته در جنگل خودداری کنند و از حاشیه نشینان در جنگلهای استان خواست از آتش سوزی های غیرضروری علف های هرز خودداری کنند.
مدیرکل مدیریت بحران مازندران با اشاره به گرم شدن هوا از امروز تا روزهای آتی، احتمال وقوع مجدد آتش در مناطق جنگلی استان را دور از انتظار ندانست.
وی با قدردانی از مردم به واسطه اطفا حریق افزود: ماموران و مسئولین به تنهایی توانایی مهار آتش را نداشتند.
خنجری همچنین وضعیت تردد در جاده های مازندران را روان دانست و افزود: تاکنون هیچ گزارشی مبنی بر وقوع حادثه جرحی یا فوتی در جاده های استان اعلام نشده است.
چگونه سخنان اقای خنجری را برای خودم معنا کنم، ایا باز هم باید منتظر فاجعه بود ?خدا به فریاد درختان و جانوران برسد.
به میری:
متاسفانه پاسخ پرسشت مثبت است و هنوز هیچ تضمینی وجود ندارد که پرونده آتش سوزی جنگلها در سال 89 پایان یافته باشد.
چه عکس زیبایی گذاشتین آقای درویش
کاش کمی بزرگتر بود… این جوجه کبوتر رفتارش مثل نسل جدید ماست که لقمه هایی گاه بزرگتر از دهان پدران و مادران شون برمیدارن؟ نه؟
دقیقاً همین طوره …
و مهم تر این که تسلیم نشده و نمی ترسند از بزرگی ظاهری رقیبان!
این خیلی مهم تره! نه؟
درود …
درود.
امروز اینجا چه خبره؟
—
من گنجشکهای زیادی را دیدم که سر به سر زاغها میگزارند (زاغها از شکارچیان جوجه گنجشکها هستند) . من گنجشکهای زیادی را دیده ام که دنبال قمره ها کرده اند و نیز دنبال کبوتر ها.
مهم کوچکی نیست.
—-
فلورای عزیز بسیار خرسندم که بنده را لایق توجه دانستید. بیشتر خرسند خواهم شد اگر به وبلاگ حقیرانه من و وبلاگ بروبچه های کتابخانه نیز سری بزنید.
من هم کلیات با شما هم عقیده ام.
ولی به نظر من دوره نگاه به دین و ایین ها از منظر سنتی که هیچ حتی از منظر شریعتی هم گذشته است. نسل جدید دیگر نه به چشم سنتی و نه به چشم شریعتی به دین و مذهب می نگرد. نسل جدید دنبال مسائل دیگریست.
امیدوارم که دوسداشتن طبیعت و شناخت دنیای پیرامون و تلاش در حفظ میراث طبیعی هم جایگاهی هرچند کوچک در ذهنیت نسل تاثیر گذار فردا داشته باشد.
بله مهم کوچکی نیست و اصلاً، هر کوچکی، کوچک نیست! هست؟
این که تو چنین گنجشک هایی را دیده ای، نشانه خوبی از آرامش توست عباس جان! زیرا باید اعتراف کرد که بسیاری از ما، در عین دیدن، چنین صحنه هایی را نمی بینیم! می بینیم؟
.
و هیچکس سر یک مزرعه
زاغچه ای را جدی نگرفت …
.
درود و آمین.