مهار بیابان‌زایی

راهی برای درمان خودشیفتگی هستی‌برانداز ایرانیان!

استاد احمد آل یاسین، مقاله‌ای متفاوت و تحلیلی برایم ارسال داشته‌اند و در صدر آن، خطاب به نگارنده چنین می‌نویسند: «… یک مقاله یا یک پیشنهاد برای کارشناسان ایران‌دوست پژوهشگر جوان دارم تا گوشه‌ای از تاریخ پنهان ایران‌زمین را که بسیار در خلقیات امروز و اخلاق و آداب ناپسند ایرانیان تأثیر‌گذار بوده است را با شیوه‌های علمی مطالعات مهندسی و توجیهات فنی اقتصادی برتابند و از این خود‌شیفتگی هستی بر‌انداز، نسل‌های آینده خود را نجات دهند … شاید شما بتوانید در این تلاش نقشی سازنده ایفا کنید.»
اینک ضمن سپاس از آل یاسین عزیز که مهار بیابان‌زایی را شایسته طرح دیدگاه‌های ارزنده‌ی خویش یافته‌اند، از شما خواننده‌ی فهیم این تارنما خواهش می‌کنم تا مقاله پیش رو را با دقت بخوانید و از این پیشنهاد حمایت کنید:

تحلیل معکوس سامانه‌های باستانی آبیاری ایران

بالندگی به تاریخ گذشته ایران زمین و افتخار به پیش کسوتی ایرانیان در سدسازی و آبیاری در جهان جای خود دارد، ولی سؤال اساسی این است که علیرغم همه توسعه سدسازی و شبکه‌های آبیاری و حفر قنوات در ایران باستان که برای توسعه کشاورزی و تولید بیشتر محصولات کشاورزی صورت می‌گرفته، آیا سطح رفاه و معیشت مردم که بستر اقتصادی را تشکیل می‌داده در حد مطلوب بوده و اثرات مثبت و منفی میراث فرهنگی و اجتماعی حاصل از اقتصاد کشاورزی و دام پروری آن دوران تا نسل امروز چگونه تداوم یافته است.

بنا به متون تاریخی کهن، سابقه آب و آبیاری در ایران از عمر تاریخ ایران باستان قدمت بیشتری دارد و شواهد نشان می‌دهد که به دوران منوچهر پیشدادی در حدود 3500 سال قبل از میلاد یا 5500 سال پیش می‌رسد. منوچهر پیشدادی و دیگر شاهان ایران باستان مشوقین و مروجین سدسازی، انحراف آب از رودخانه‌ها و انتقال آب و آبیاری به مزارع کشاورزی بوده و بعدها ایرانیان مبتکر حفر چاه و احداث قنات شناخته شدند. این موضوع نشان دهنده نیاز ایرانیان باستان به آبیاری مصنوعی بوده و حاکی از آن است که برخلاف بسیاری از نقاط جهان که از بارانهای پی‌درپی و کافی در مدت نیاز آبی گیاه برخوردارند، اقلیم خشک و نیمه خشک ایران همواره شرایط کم آبی را به مردم ایران تحمیل کرده است.

امروز حدود یکصد سال از ورود ایران به عصر تجدد و مدرنیسم و بیش از 80 سال از آغاز تحولات صنعتی و کشاورزی نوین و بیش از 70 سال از تأسیس دانشگاه و تربیت متخصص در ایران می‌گذرد. صنایع بیشماری در ایران پا گرفته و با اینکه بیش از 50 سال از عمر صنعت اتومبیل‌سازی و دیگر تولیدات صنعتی می‌گذرد، ولی هنوز فرهنگ صنعتی، تفکر صنعتی و سیستماتیک و عنصر منضبط صنعتی و قواعد نانوشته دیسیپلین و نظام‌مندی تولید در ایران پدیدار نشده.

با اینکه بیش از 5 دهه است که علوم انسانی، رشته‌های مدیریت و نظائر آن‌ها در دانشگاه‌ها تدریس می‌شود و نهادهای پژوهش به تحقیق و تألیف پرداخته‌اند، اما هنوز زیان ناکارآمدی و تورم دستگاه‌های دولتی، پیچ و خم‌ها و نارسایی‌های اداری و تصمیمات قائم بفرد، دل هر ایرانی فرهیخته وطن‌دوستی را می‌سوزاند.

منشاء ناکامی‌های هزینه‌بر و سرمایه‌خوار در کجاست؟ ناشی از نفوذ بیگانگان است یا ناشی از فرهنگ و اخلاقیات دیرینه و کهن که ریشه در تاریخ این سرزمین دارد.

آیا بالندگی ایران باستان و افتخار به عظمت امپراطوری‌های پهناور دوران باستان، پاسخگوی نیاز جامعه 70 میلیون نفری امروز هست؟ و آیا به صرف گذشته درخشان دوران امپراطوری، می‌توان عدم بهره‌وری سازمان‌های دولتی، نهادهای صنعتی و تولیدی و ناهنجاری‌های رفتاری و اخلاقی اکثر هموطنان را توجیه کرد؟

ایران چگونه کشوری است؟ کشوری است با انبوه سنت‌ها، آداب و رسوم ریشه‌دار، با سابقه تاریخی به عمق 8-7 هزار سال. جایی است در میانه شرق دور و غرب دور که تمدن‌های اولیه مصر و یونان و مزوپوتامیا، چین و هند در آن تجربه شده‌اند.

از آن 8-7 هزار سال، 2500 سال تاریخ مدون فعلی است که بقول هگل فیلسوف آلمانی، تاریخ و تمدن از ایران آغاز شده و از آن 2500 سال نیز حدود 1200 سال آن دوران امپراطوری‌های هخامنشی تا ساسانی بود که جهاندار بودند و ابر قدرت آن روزگاران.

تا اینکه با سقوط ساسانیان، عرب‌ها مسلط شدند. خلفای اموی و خلفای عباسی آمدند، و بعدها ترک‌ها، مغول‌ها، تیموریان، افغان‌ها و در داخل هم مقاومت‌های درونی مثل اسمعلیه و حکومت‌های ملوک‌الطوایفی و شاهان خرد و ریز همزمان که در آن واحد چندین نفر یا طایفه در ایران حکومت می‌کردند.

طی 1300 سال بعد از حمله عرب، ایران زیر بار سنگین نفاق و هرج و مرج، شورش، فتنه، جنگ و گریزهای پی‌درپی، هجوم‌ها و حملات خارجی‌ها، بی‌ثباتی، ملوک‌الوایفی و سلطه شاهان جبار و نالایق ایستادگی کرد، از نفس افتاد ولی سعی کرد از پا نیفتد. طی این 14-13 قرن سلسله‌های ایرانی طاهریان، صفاریان و سامانیان جلوه‌های کوتاهی داشتند و آل‌بویه هم حضور کمرنگی. مردم ایران خود در این بی‌ثباتی‌ها، ناامنی‌ها، هرج‌مرج‌ها نه تنها هیچ نقشی نداشتند، بلکه در کنار این اوضاع سیاسی نابسامان و اوضاع اجتماعی ناپایدار مملو از ترس و وحشت و ناامنی با اقلیم خشک و نیمه خشک و کم آبی هم روبرو بودند.

برخلاف مناطقی مثل قاره اروپا، قاره آمریکا و سایر نقاط باران‌ریز جهان که بارندگی‌های فراوان آن‌ها بیشتر در فصل کشت محصولات زراعی صورت می‌گیرد، باران ناچیز ایران با متوسط 250 میلی‌متر در سال بیشتر در فصل زمستان و اوایل بهار که نیاز آبی گیاهان حداقل است می‌بارد. از این رو بود که ایرانیان باستان برای مقابله با این قهر و ناسازگاری  طبیعت و اقلیم، در سایه هوش و ذکاوت و تدبیر اولین ملتی شناخته شد که آبیاری مصنوعی مزارع کشاورزی را از طریق احداث سدها و بندها در مسیر رودخانه‌ها با انتقال آب بوسیله کانال‌های آبیاری و یا به وسیله احداث صورت دارند، بطوریکه امروز ایرانی‌ها بنیان‌گذار سدسازی و صنعت آبیاری در دوران باستان شناخته شده‌اند.

موضوع کم‌آبی در اوستا هم آمده و نزول باران به صورت پیروزی ایزد باران بر دیو خشکی تصویر می‌شود و سابقه کمبود باران از همان ادوار ورود آریاها مطرح شده است، بطوریکه در سنت‌های باستانی هم قحطی و دشمنی در ردیف دروغ، و امری اهریمنی تلقی و همواره خواستار امنیت برای توسعه کشت و زرع بوده‌اند.

مرور متون قدیمی و جدید تاریخ ایران، بیشتر گویای حوادث سیاسی، لشگرکشی‌ها، فتوحات، شکست‌ها و شرح سلسله‌های حکومتی، و تفصیلات، جنگ و گریزها و یورش‌های اقوام بیگانه به پهنه ایران زمین بوده است. در لابلای این مباحث بطور پراکنده، به حرکت‌های فرهنگی، اجتماعی، معرفی شعرا، عرفا، فیلسوفان و دانشمندان در اعصار مختلف اشاره و جمع‌بندی کلی از تاریخ سیاسی، فرهنگی و تا حدودی اجتماعی ایران بدست می‌دهد. اما چگونگی اقتصاد ایران، معیشت مردم اسکان یافته در شهرها و روستاها و سطح زندگی اقوام و ایلات کوچنده، پیشه‌های ایرانی، نهادهای اجتماعی مربوط به توسعه اقتصادی و مناسبات اجتماعی، معاملات درون مرزی و برون مرزی و موضوعاتی از این قبیل تا حدی که از وضعیت رفاهی و معیشت و نهادهای اقتصادی و اجتماعی ایران تصویری بدست دهد، کاری فراخوار شأن تاریخ درازمدت ایران صورت نگرفته و فصل مهمی از تاریخ ایران ناگشوده مانده است.

بنا به سوابق تاریخی،  زمینه عمده توسعه اقتصادی در ایران، فعالیت در بخش کشاورزی و تولید محصولات زراعی بوده، کما اینکه ایرانیان ساکن نواحی حوزه آبریز رودخانه‌های کارون، کرخه، دز، جراحی، زهره و هندیجان، دنباله یال شرقی هلال حاصلخیز از جمله ساکنین این هلال و جزء اولین کسانی بوده‌اند که بعد از دوران شکار و گردآوری غذا در 11000 سال پیش به اهلی کردن کشاورزی و کشت و زرع پرداختند و آغازگر عصر کشاورزی در ایران گردیدند.

هلال حاصلخیز Fertile Crescent منطقه باستانی است که حوزه رودخانه‌های عمده‌ای را در منطقه خاورمیانه طبق شکل در بر می‌گیرد. یال شرقی آن از خوزستان و ایلام در ایران و همجواری با حوزه رودخانه‌های دجله و فرات در خاک عراق شروع و تا سرچشمه‌های دجله و فرات در شمال سوریه و خاک ترکیه پیش رفته و در ساحل مدیترانه و دشت القاب سوریه تا شمال دریای سرخ به سمت جنوب آمده و به حوزه رودخانه نیل در کشور مصر و شمال آفریقا متصل می‌شود.

تجارب جامعه شناختی نشان می‌دهد که تفاوت گروهها و جمعیت‌ها تنها در جوهر و سرشت ذاتی آن‌ها نیست، بلکه این تفاوت‌ها از تقابل و تعامل آنها در شرایط اقتصادی و اجتماعی گوناگون پدیدار می‌شود. بطوریکه بازتاب‌های فرهنگی هر قوم و ملتی تابعی از مکان جغرافیایی و شرایط اقلیمی و زیستی و اقتصاد آنهاست. برای مثال سطح زندگی اقتصادی و زیست مردم حاشیه دریای مازندران که با کشت برنج و ماهی‌گیری و جنگل زندگی می‌کنند، با سطح زندگی مردم حاشیه کویر که با کوزه‌های سفالین آبیاری می‌کردند تفاوت بسیار داشته است.

می‌دانیم که جوامع صنعتی امروز، در طی تاریخ به برکت تکامل تدریجی اقتصاد و رشد تدریجی طبقات اجتماعی به مراحل امروزی رسیده‌اند. اما جامعه ایرانی نتوانست این مراحل تکامل را در طول قرون متمادی گذشته طی کند. زیرا جماعات ایرانی از دیر باز با مشکلات اقتصادی مانند اقلیم خشک و کم‌آبی، دوری آبادی‌ها و روستاها از یکدیگر، اختلافات اجتماعی و حکومت‌های ملوک‌الطوایفی، هجوم و حملات مکرر اقوام بیگانه به خشونت و انزوا طلبی کشانیده شدند.
فقر و نیاز اقتصادی حاصل از جور زمانه، ستم حاکمان سرکوبگر، محدودیت‌های اقلیمی و کمبود منابع آب، توده مردم را وادار به تمکین و سازش نمود و فرهنگ مذموم تملق، چاپلوسی، دروغ، تزویر، ریا و رشوه‌خواری و دلالی را بجای جوانمردی، شجاعت، عزت‌نفس، کرامت و منزلت انسانی اشاعه داد.

ایرانی‌ها مکرر مورد حمله و یورش‌ اقوام کوچنده وحشی پیرامون خود مانند سکاها، چنون‌ها، هفتال‌ها، عرب‌ها، سلجوقیان، قزاغزان، قراخانیان، قراخطائیان، مغولان، تاتاران و دیگران قرار گرفتند و در نتیجه سیر تکامل فرهنگی و اقتصادی ایران به دفعات گسیخته شد و مانع از آن شد که جامعه ایرانی مانند جوامع اروپایی منظماً و سریعاً مراحل رشد و توسعه را بپیماید و به مرحله انقلاب صنعتی خود برسد و به تبع آن دارای فرهنگ صنعتی و تولید شود و بتواند عنصر منضبط صنعتی تربیت کند.

تجزیه و تحلیل صنعت سدسازی، آبیاری، کشاورزی و اقتصاد ایران در طول تاریخ و در انطباق با حوادث سرنوشت‌ساز تاریخی و در دوران، تغییر و تبدیل حکومت‌ها، قتل‌ عام‌ها و غیره می‌تواند به فهم تاریخ ایران و روند تحولات اجتماعی و اقتصادی و هم‌چنین فهم ریشه‌های فرهنگ جاری امروز کمک کند.

با اینکه ایرانیان پیشتاز توسعه منابع آب و خلاق نظام‌های بهره‌برداری از آب بوده‌اند، ولی همواره آثار توسعه و عمران آنان مانند سدها، شبکه‌های آبیاری، کانال‌ها و قنوات آماج یورش بیگانگان و متجاوزین به سرزمین ایران بوده و به دفعات تخریب و از بهره‌برداری ساقط شد.

برای مثال یکی از شعرا درباره خرابی و کشتار شاهزاده جغتاتی در خراسان و مازندران گفته است:

گشادند لشگر به بیداد دست    در داد، گردون گردان ببست
اگر کشت دیدند و گر باغ و کاخ    وگر رود و کاریز و هم بیخ و شاخ
همه سوختنند و همی کند نیز    زبیداد مانده نبود هیچ چیز
و در جای دیگر می‌گوید:

زنان و کودکان را همه دستگیر    بزاری و خواری گرفته ‌اسیر
کران تا کران را بدرد جگر    همه درد بودند از یکدیگر
پدر کشته از زخم پیکان تیز    پسر بر در خیمه‌ها اشک ریز

اقوام مهاجم عموماً در مرحله اقتصاد شبانی، برده‌داری و کوچنده بودند که پس از تصرف ایران، ناگزیر خصوصیات خود را تاجایی که می‌توانستند به جامعه ایرانی تحمیل می‌کردند. همانطور که قوم عرب بعلت خصلت‌های صحراگردی از همان ابتدا اثرات منفی خود را بر نظام کشاورزی ایران وارد نمود.

با هر هجومی سیر تکامل جامعه دچار گسیختگی می‌شد، اخلاق اجتماعی راه ابتذال می‌پیمود و شهرها ویران می‌گردید، مثل شهرهای اورگنج، و چاچ و خجند و سمرقند و مزغانه که در اثر آرامش نسبی صدساله سامانیان رشد کرده بودند، از بین رفتند. به همین جهت است که شهرهای ایران هیچ کدام نتوانستند قدرت صنعتی و بازرگانی شهرهایی مثل لیسبن، لندن، پاریس، فلورانس، رم، هامبورگ، نورنبرگ، پکن، دهلی و غیره را بدست آورند.

با هر هجومی زمین داران تازه‌ای پدید آمدند و جایگزین زمین داران پیشین می‌شدند و این باعث می‌شد که اشرافیت و خانواده‌های بزرگ اصیل و ریشه‌دار بوجود نیاید و آداب و سنن اشرافی هم نزج نگرفته و رواج نیابد. لذا قدرت‌های اقتصادی و نفوذهای سیاسی متعلق به مردم پیدا نشد تا در کار سلاطین، بخصوص سلاطین غیر ایرانی که فاقد تربیت اجتماعی، شهرنشینی و تربیت اقتصادی بودند دخالت کنند.

در نتیجه پیرامون این‌‌گونه سلاطین رااغلب  متملغین، چاپلوسان، مداحان و زیردستان گرفتند تا به امارت و ثروت برسند و بر جان و مال هموطنان خود سلطه پیدا کنند، فرایندی که زمینه‌های استبداد و خودکامگی شخصی و فردی را فراهم ساخت.

مروری بر متون تاریخی موجود شامل متقدمین و متأخیرین نشان می‌دهد که جای نگاه علمی و مستند به سیمای اقتصاد غالب در ایران که کشاورزی بوده، صورت نگرفته و از تعداد کثیر سازه‌های آبی باستانی موجود در ایران چه در زمینه تأمین آب شهری مثل آب‌انبارها و قنوات و چه در زمینه تأمین آب و آبرسانی و توزیع آب به مزارع کشاورزی مانند سدها و بندها، کانال‌ها، مقسم‌ها، وسایل اندازه‌گیری، سازمان‌های مدیریتی آب در شهرها و روستاها و متون و قوانین مدیریت و تقسیم آب و اخذ مالیات جز به شرح تاریخی و محل استقرار آن‌ها اقدام موشکافانه دیگری صورت نگرفته است.

بنظر می‌رسد عدم توسعه منابع آب و خاک، عدم رشد کشاورزی، فقدان محصول مازاد و در نتیجه عدم پیدایش مناسبات اقتصادی و اجتماعی، بعلاوه حضور ایلات و قبیله‌های کوچنده سبب شد که رشد اقتصادی متوقف شود و نهادهای مردمی فعال، صنعتی تشکیل نشود و بر پایه آنها مناسبات اجتماعی که سبب رشد و پیشرفت جامعه می‌شود بوجود نیاید و خودکامگی فردی و استبداد انفرادی و گروهی تا امروز در فرهنگ اجتماعی تداوم یابد و در نتیجه عنصر صنعتی و عنصر تولیدی و فرهنگ منضبط تولیدی بوجود نیاید.

پژوهش و برآورد نتایج مترتب بر آثار آبی بجا مانده از پیشینیان مانند سد، بند، کانال، پل، آسیاب، آب‌انبار، قنات، مقسم، وسایل اندازه‌گیری آب، وسایل اندازه‌گیری زمان و غیره بر جامعه مهندسی آب و آبیاری ایران و مدیران بخش آب کشور واجب است. سازه‌های آبی مذکور مظاهر تمدن و فرهنگ گذشته ایران زمین می‌باشند که به کمک طومارها، دستورالعمل‌ها و سازماندهی‌های وقت بهره‌برداری می‌شده‌اند و دستیابی به حدود عملکرد تولیدی و اقتصادی آنان با توجه به تخمین جمعیت بخصوص در نواحی مهمی مانند خوزستان، فارس، اصفهان، یزد، کرمان و نواحی غرب کشور می‌تواند سطح رفاه اقتصادی و اجتماعی و هم‌چنین تنوع پیشه‌ها و مناسبات اقتصادی، اجتماعی و نهادهای ذیربط را به کمک متون تاریخی موجود تا حدود زیادی روشن کند.

اگرچه برای شناخت سازه‌های آبی ایران از قدیم‌الایام اقدامات زیادی از طرف مورخین و پژوهندگان مستقل صورت گرفته و امروز به برکت کوشش پیشینیان و کارشناسان آب و آبیاری کشور، فهرستی از انواع سازه‌های آبی ایران دراستان‌های مختلف وجود دارد، ولی جای یک پژوهش علمی، مهندسی با تحلیل معکوس  (Back Analysis)که فصل پنهان تاریخ اجتماعی – اقتصادی ایران را روشن کند خالی است. پژوهش درباره اقتصاد کشاورزی و میزان تولیدات و دوره‌های تولیدی سازه‌های آبی ایران اعم از سدها، بندها، قنات‌ها، کانال‌های آبیاری، آسیاب‌ها، آب انبارها و غیره.

با توجه به دوره‌های آشوب و جنگ و ناامنی از یک طرف و با عنایت به دوره‌های قحطی ثبت شده در تاریخ ایران از طرف دیگر. در این پژوهش با احتمالات مختلف می‌توان حدود اراضی آبخور تأسیسات آبرسانی و سطح زیرکشت آبی، حدود تولید در هکتار، حدود مصرف آب در هکتار و غیره را بصورت یک مطالعه مهندسی انجام و با فرضیاتی به مطالعات اجتماعی، جمعیت، کشت دیم و غیره پرداخت و آرایه‌ای از بهترین وضعیت تولیدات کشاورزی تا بدترین آن، تعطیلی فعالیت‌ها بعلت جنگ‌ها و آشوب‌ها تنظیم و نتایج را مورد تفسیر وتحلیل قرار داد. این کار از نظر مهندسی،کاری بزرگ و از نظر فرهنگی و ملی کاری بس سترگ می‌باشد که می‌تواند گوشه‌های پنهان و بس مهم تاریخ ایران را شفاف سازد. تا معلوم شود که مردم ایران ساکن شهرهای پراکنده و دور از هم، در این اقلیم نیمه خشک و کم باران و با رویارویی با حملات و هجوم‌های پی‌درپی بیگانگان تا چه حد زندگی معیشتی بخور و نمیر داشته و تا چه حد دارای تولید مازاد و مبادلات بازرگانی بوده‌اند.

امید است این پیشنهاد مورد قبول جامعه پژوهندگان رشته‌های آب و آبیاری و تاریخ و فرهنگ ایران زمین قرار گیرد و روزی ایران صاحب مجموعه مستند، علمی فنی با نمایش آثار اجتماعی و اقتصادی آن در پهنه وسیع تاریخ گذشته شود.

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

9 دیدگاه

  1. سلام
    خیلی از مشکل های موجود،نتیجه سو مدیریت است.
    خوب گفته :
    با زبان بی زبانی تأکید کرد: مشکل اصلی سؤ مدیریت یا فقدان مدیریت صحیح در بخش آب است؛ مشکل ساخت سدهای فرمایشی و دستوری، بدون لحاظ موازین علمی و ویژگی‌های فنی و جانمایی صحیح است.

  2. جناب درویش عزیز

    با سپاس از مطالب آموزنده و آگاه کننده وبسایت شما به نظر می آید که مطلب اخیر ناتمام مانده است. خواهشمندم بازبینی بفرمایید.

    ارادتمند
    درافشان

    پاسخ:
    ممنون از دقت نظر و تذکرتان.
    اصلاح شد.
    موفق باشید.

  3. درود بر شما…

    نوشته ی اقای آل یاسین بسیار زیباست…براستی ما از داشته هایمان چه بد استفاده می کنیم…خیلی بد…
    این قسمت خیلی زیبا بود…

    فقر و نیاز اقتصادی حاصل از جور زمانه، ستم حاکمان سرکوبگر، محدودیت‌های اقلیمی و کمبود منابع آب، توده مردم را وادار به تمکین و سازش نمود و فرهنگ مذموم تملق، چاپلوسی، دروغ، تزویر، ریا و رشوه‌خواری و دلالی را بجای جوانمردی، شجاعت، عزت‌نفس، کرامت و منزلت انسانی اشاعه داد.

    امیدوارم دوستان آبیاری به دعوت ایشون آری بزرگی بگویند!

    موفق باشید

  4. Thanks a lot for everything u do for our Iran. I am an Iranian living in Canada. I just wanna tell u i know how difficult it is dealing with un-educated administrations
    I wish you all the best and God bless u
    KHODA GHOVVAT

    پاسخ:
    سپاسگزارم امیر عزیز.

  5. با درود

    کشاورزی در استرالیا همچنان می تازد!
    +
    شماره ی جدید نشنال جئوگرافیک در مورد خاک

    پست جدید تارنمای مهندسی علوم خاک

    با سپاس

    پ.ن:منتظر مطالب جدید شما نیز هستیم

  6. جالب بود . شاید یه دلیلش اینه که دولت ها و قدرت های سیاسی حاکم ساختاری رو که بشه از داشته ها استفاده کرد و همچنین اصلاحشون کرد را از بین برده اند …..پایدار باشید .

  7. فعلا که در ایران چیزی جز چرت و پرت و دروغ خریدار ندارد. حرفهای جنابعالی هم با عرض پوزش از همین جنس “یه جیزی گفته باشم” فقط اتلاف وقت بود.

  8. خوب ومفید بود ولی متاسفانه اکثر دست اندرکاران کشور از جنس صنعتی هستند وچون بخش کشاورزی دارای سختی ونیاز به فعالیت دارد خیلی مایل به توجه واقعی ونه شعاری به این بخش نیستند والا همین بخش کشاورزی می تواند اقتصاد کشور مارا اداره کند باکمترین خسارات به محیط زیست وهمراه باتوسعه پایدار

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا