روزگار پژمان تاغزارهای زواره
سه شنبه گذشته – 29 مرداد 87 – در معیت یک گروه کارشناسی شش نفره مرکب از سید عطا رضایی، هاشم کنشلو، قاسم حقانی، مرتضی ابراهیمی و عمار رفیعی امام راهی شهرستان اردستان شدیم تا از عرصهی پهناور جنگلهای دستکاشت تاغ در شمال بخش زواره (15 کیلومتری شمال شرق اردستان و 120 کیلومتری اصفهان) بازدید کنیم. عرصهای به وسعت 80 هزار هکتار که 23 سال پیش و پس از هجوم پی در پی و بیامان ماسههای روان بر پیکرهی شهر زواره و اراضی کشاورزی اطراف آن، به همت همکاران سختکوشم در دفتر امور بیابان سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور تثبیت شده و بدل به یکی از شاخصترین جنگلهای انسانساز تاغ در مناطق بیابانی کشور شد.
امّا متأسفانه به دلیل عدم رعایت پارهای از ملاحظات فنی، به ویژه بی توجهی به ظرفیت پذیرش سرزمین، امروز از آن تاغزارهای شاداب و سرسبز به ندرت اثری مانده است؛ واقعیتی که تصویرهای پیش رو، آشکارا مشخص است.
البته بروز برخی تنگناهای محیطی و شرایط سخت اقلیمی، از جمله سرمای شدید سال گذشته، خشکسالی سالهای 78 تا 80 و نیز سال جاری، طغیان برخی آفات و امراض، به ویژه ملخ کوهاندار و از همه مهمتر بهرهبرداری بیرویه از آبهای زیرزمینی منطقه، بحران پیش آمده در رویشگاههای تاغ را دوچندان کرده است.
کافی است بدانیم، عمق دستیابی به آب از 15 متر در سال 1364 به 80 متر در سال جاری رسیده است، یعنی حدود 3 متر در سال، آبخوان منطقه در حال کاهش سطح و اُفت آب است که فوقالعاده خطرناک و بنیانکن، به ویژه برای 15حدود هزار نفر اهالی زواره است.
البته بنابر سرشماری مرکز آمار ایران، جمعیت بخش زواره شهرستان اردستان در سال ۱۳۸۵ برابر با ۱۲۹۹۰ نفر بوده است. این در حالی است که جمعیت زواره در سال 1345، پنج هزار نفر بوده و در سال 1382، به 8750 نفر افزایش یافته است. به دیگر سخن، هرچند در کل شتاب افزایش جمعیت در زواره – به نسبت بسیاری از مناطق کشور – چندان زیاد نبوده است، امّا به نظر میرسد، این شتاب در سالهای اخیر به طرز محسوسی در حال افزایش بوده، به شکلی که میزان افزایش جمعیت زواره در طول سه سال 1382 تا 1385، بیشتر از 37 سال 1345 تا 1382 بوده است! زنگ خطری که باید جدی گرفته شود و هماینک شناسههای آن در افت محسوس سطح آب زیرزمینی منطقه و افزایش برهنگی خاک کاملاً نمودار است.
این در حالی است که زواره، یکی از کهنزادبومهای ایران به شمار آمده و از آن با عنوان «نگین مهجور کویر» یاد شده، شهری که دارای ابنیهی تاریخی فراوان پیش و پس از اسلام بوده و قدمت بازار آن به بیش از هزار سال میرسد. افزون بر آن، بسیاری بر این باورند که منار زواره واقع در مسجد امام حسن مجتبی، در پیش از اسلام آتشکده بوده است.
گفتنی آن که شهر زواره در حاشیهی جنوبی کویر مرکزی ایران با سطحی هموار و مسطح و با شیبی ملایم در 52 درجه و 27 دقیقه طول شرقی و 33 درجه و27 دقیقه عرض شمالی در بستر حاشیه ای کویر گسترده است. زواره در شمال به کویر نمک و شرق به کویر و تپههای ماسهای اطراف و از جنوب غربی به اردستان و جنوب شرقی به شهرستان نائین و رشته کوههای متعدد کوهرنگ منتهی میشود .
زواره تا نائین 115 کیلومتر و تا نطنز 75 کیلومتر فاصله داشته و ارتفــاع متوسط آن از سطح دریا 905 متر است. همچنین شیب منطقه در حالت غرب به شرق اختلافی معادل 3% به 1% و جنوب به شمال 5% به 1% را نشان میدهد. در مجموع از نظر توان آبشناختی نیز منطقه ای فقیر به شمار آمده و فاقد شبکهی آبهای سطحی دایم است.
مؤخره:
از مسئولین منابع طبیعی استان و شهرستان، آقایان مهندس شاملی (معاون فنی اداره کل منابع طبیعی اصفهان)، مهندس جلالی (رییس اداره بیابان اصفهان)، مهندس کبریایی (رییس اداره منابع طبیعی اردستان) و مهندس نساجیان از کارشناسان منابع طبیعی زواره که گروه را همراهی کردند، صمیمانه قدردانی میکنم.









استاد درویش
گویا آقای مهندس مرتضی ابراهیمی رستاقی عضو محترم شورایعالی جنگل نیز حضور داشتند ، ضمنا” آن طور که ایشان به طور شفاهی برایمان توضیح دادند داستان فرصت پرداختن بیشتری دارد که امیدوارم در فرصت مناسب توضیح بیشتری بفرمایید
پاسخ:
سلام جناب جباری عزیز
بله در خدمت مهندس ابراهیمی عزیز هم بودیم. عکس ایشان هم که منتشر شده است.
موفق باشید.
پدرم همکار شما بود 30 سال .به همین دلیل خیلی دوستون دارم
پاسخ:
سپاسگزارم. امیدوارم بتوانم سزاوار همکاری با پدر بزرگوارتان باشم.
جناب مهندس درویش عزیز
با سلام
تاغکاری علاوه بر محاسن زیادی که دارد ولی چون دیرزیستی این گیاه طولانی نیست و در ضمن با انتقال املاح جذب شده توسط برگها به خاک می تواند موجبات شوری خاک را فراهم آورد عملا فقط به عنوان یک مسکن قوی برای تثبیت شن مطرح است و در درازمدت به مشکلات منطقه می افزاید. به عنوان مثال در مطالعه رابطه خصوصیات خاک و رشد گیاه سیاه تاغ در دشت سگزی اصفهان به این نتیجه رسیدیم که گیاه تاغ با انتقال املاح از برگها به سطح خاک باعث شور شدن حداقل دو افق خاک (0-30 و 30 تا 60 سانتیمتر از سطح) شده است و مقدار شوری در این دو افق در مقایسه با سایر افقهاقابل ملاحظه است.
با احترام
احسان زندی اصفهان
پاسخ:
با سپاس از شما و تشکر از اطلاعات ارزشمندی که در اختیار قرار دادید. گفتنی آنکه اصولاً عرصه های بیابانی به دلیل توانمندی های بوم شناختی و درجه شکنندگی بالای آنها، از سازگاری کمی برخوردار هستند و سزاوارتر آن است که به جز در مواردی که سکونتگاهی انسانی و یا سازه ای راهبردی مثل خطوط آهن در معرض خطر نیست، ازاین شیوه تثبیت استفاده نشود.
موفق باشید.
دستتان درد نکند ” ودر کار فوق العاده مهمی که درپیش گرفته اید موفق وپاینده باشید .وبلاگ زیبایتان در وبلاگمگذاشتم.
با عرض سلام
به خاطر فعالیتهای شایسته شما و همکارانتان در این منطقه تشکر می کنم . موضوع پایان نامه بنده نیز در مورد تاغزارهای اردستان می باشد. از اینکه توانستم از این وبلاگ شما استفاده کنم کمال تشکر را از شما دارم .ضمنا از دوست عزیزم جناب آقای مهندس نساجیان که کمکهای شایانی در این زمینه به بنده نمودند قدردانی می نمایم.
با سلام
ضمن تشکر از آقای مهندس درویش و دوست عزیزم آقای مهندس قدیمی، بنده در مورد این عزیزان فقط انجام وظیفه نمودم.
هر گونه کمکی که در این زمینه از من ساخته باشد در خدمت دوستان علاقمند هستم .
با تشکر
مطلب شما خوب بود ولی اگر می شد در این بین هم روستا های بخش زواره هم رو معرفی می کردید خوب بود اسم روستای ما حسین آباد است که در فاصله 18 کیلومتری جاده زواره به کاشان یا مهاباد قرار دارد ونشانی وبلاگ آن این استhttps://www.hoseinabad4.blogfa.com/ لطفااین ادرس رو در مطالب این سایت معرفی کنید
موفق باشی مرتضی جان. همچنین از آقای نساجیان و حسین قدیمی عزیز هم ممنونم.
محض اطلاع شما دوست عزیر این تاق زارها در زمان شاه کاشت شده و نه در 20 سال پیش. من 25 سالمه و از زمانی که که بچه بودم این تاغزارها بودند و تنها مدیریت غلط و بدون فکر اقایان آنها را از بین برد.من حتی در مورد از بین رفتن آنها با خانم جوادی رئیس محیط زیست کشور در دولت احمدی نژاد صحبت کردم ولی هیچ اقدامی انجام ندادن.
درود بر محمد عزیز:
بنابر اطلاع همکارانم در منطقه، این تاغزارها در سال 1363 کاشته شده اند. چنانچه مستنداتی دارید برای اثبات ادعای خویش لطفا ارایه فرمایید.
متشکرم.
سلام
کجایید که تاغزارهای زواره را خود مامورین جنگلبانی و بیابان زدایی ریشه کن کردند و ذغال کردند و پولهای میلیونی به جیب زدند و آب هم از آب تکان نخورد.
اگر امکان دارد عکس این فاجعه را برایم ارسال دارید تا پیگیری کنم.
درود …
با عرض خسته نباشید خدمت آقای درویش و همکاران و با تشکر از مطلب خواندنیتان، ذکر چند نکته ضروری مینماید: ایستگاه بیابانزدایی اردستان در سال 1352 تاسیس و تاغکاری عملا از همین سال شروع شد.
یکی از مهمترین مشکلات تاغزارها افزایش فوق العاده بی رویه وسعت تاغزارها بدون احتیاج مبرم و افزایش پمپاژ آبهای زیرزمینی توسط تاغ ها و کاهش سطح آبهای زیرزمینی می باشد.
علاوه بر وسعت بی اندازه تراکم پوشش بسیار زیاد تاغ در بعضی مناطق و ضعیف شدن تمامی آنها در اثر رقابت شدید قابل جلوگیری است. با تنک سازی و اجازه چرای قابل کنترل به دامها در آن مناطق.
متاسفانه اگر به جای افزودن بی مورد به تغزارهای منطقه این هزینه ها به مصرف نگهداری و جوانسازی وسعت کمتری میرسید باعث گسترش مناطق تحت کشت و افزلیش شدید بهره برداری از آبهای زیرزمینی نمیشد
امید است که به زحمات شما و همکاران شاهد بهره برداری های علمی تر و توجه بیشتر به مسائل اکولوژیک و توسعه پایدار باشیم.
درود بر جناب عامری عزیز و ممنون از درج این نکات آموزنده و مفید.
شاید یکی از مهم ترین مشکلات در تاغ کاری ها همین عدم توجه به انبوهی بهینه آنها باشد.
سرفراز باشید.
سلام به علاقه مندان ودلسوزان:سال85دریکی از مدارس منطقه مشغول کار بودم وهرروز دیدن دود کوره های زغال داخل جنگل آزارم میداد روزی برحسب وظیفه با اداره مربوط تماس گرفته وموضوع را گزارش نمودم اما رییس وقت در جواب مشتی بد وبیراه نثار بنده ودیگر آدمهای فضول نموده واذعان داشتند قطع درختان تاغ کاملا کارشناسی شده وربطی به من و امثال من ندارد ضمنا ایشان از فاصله 15کیلومتری میدیدند که تاغ سوزی در کار نیست وبهره برادری بطریق علمی انجام میشود ماهم که میدیدم چگونه جنگل میسوزد سکوت کرده و بهره برداری بعض ها رادیدیم ضمنا این جنگل متعتق به سال 1352وحاصل زحمت دانش آموزان و دلسوزان آن زمان و تاراج آن مربط به زمان حال وطرح های کارشناسی کارناشناسان است ارواح روح جنگل تاغ/گنبد امامزاده یحی(ع)/سابط کمال/ محراب منحصر به فرد مسجد پامنار/ حمام بنکویه/و. . .صلوات
من کاملا با دبیر جغرافی هم عقیده هستم … الآن که بیابان زدایی برای کشور هایی از جمله ایران یک موضوع بسیار حیاتی به شمار میرود ، توقع ما از مسئولین مربوطه بسیار بیشتر از اینهاست .
با سلام خدمت جناب اقای مهندس نساجیان میخواستم ببینم ایا امارهای محرمانه ای وجود دارد که شما از طرف اداره کل با محدودیت ومعذوریت روبرو باشید برای در اختیار گذاشتن اون امارها به افراد علاقه مند بکار در زمینه ی تاغ و بهره برداری های که در سال های گذشته صورت گرفته؟؟؟؟؟؟؟؟؟
با سلام، باید خدمت جناب آقای صالح عزیز عرض کنم که هیچگونه آمار محرمانه و هیچگونه محدودیت و معذوریتی وجود ندارد؛ اتفاقا خود اداره کل منابع طبیعی استان اصفهان در این زمینه تحقیق کرده و جالب است بدانید به این نتیجه رسیده که تنها در 6 درصد از تاغزارهای استان طرح پرورشی به شیوه قدیم اجرا شده که اتفاقا دقیقا این امار را در اختیار آقای صالح قرار دادم. همچنین مسلما این اداره از تحقیقات بعدی هم استقبال میکند، دلیل این مدعا را میتوانید از آقای مهندس کشاورز، کارشناس ارشد مقابله با بیابان زایی بپرسید؛ آیا غیر از این است که بنده در همکاری با ایشان حتی کار صحرایی هم انجام دادم بدون اینکه حتی اسمی از بنده در پایان نامه ایشان برده شود؟ ضمنا برای اطلاع همه دوستان باید عرض کنم که کاملا قبول داریم که در گذشته اشتباهاتی صورت گرفته ولی مهم این است که روند اصلاح شده مثل اینکه از سال 1387 به بعد بهره برداری از تاغزارها در کل استان اصفهان کاملا ممنوع شده و در شهرستان اردستان با متخلفین هم به شدت برخورد شده و احکام قضایی سختی برای آنها در نظر کرفته شده که برای حفظ آبروی آنها منتشر نشده که اگر شخصی علاقمند بود میتوانم به صورت مخفف اسم آنها را اعلام کنم. حتی یک برنامه مستند با نام شنهای روان در همین زمینه با همکاری این اداره تهیه و از سیمای مرکز اصفهان پخش شد. البته کاملا قبول داریم که هنوز هم قاچاق چوب تاغ وجود دارد ولی باید انصاف داد که آیا کنترل شده یا نه؟
در پایان باز هم از آقای صالح و اینکه چگونگی تشکر از کسی که در حد توان همکاری کرده را به بنده آموختند سپاسگزارم!!!!
با سلام
بعد از یک سال به سایت شما اومدم تا به اطلاعاتی در مورد مساحت تاغ زار ها دسترسی پیدا کنم که جواب جناب آقای مهندس نساجیان را دیدم.
در ابتدا از زحمات ایشان سپاس گزاری می کنم که هموار به بنده هم در دوران کارشناسی و هم در تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد کمک های زیادی کردن
لازم به ذکر است برای جلوگیری از سوء تفاهمی که پیش امده یک نکته را بیان کنم
بنده در مقطع ارشد در دانشگاه تهران در حال نوشتن یک مقاله تحت عنوان بررسی تاثیر تاغزارها بر روی پشه سالک بودم که با استقبال زیاد اساتید دانشگاه روبرو شد چون کاری بود تازه و هم مرتبط با پزشکی و هم منابع طبیعی.برا بدست اوردن امار افراد مبتلا به سالک با سختی های زیادی روبرو شدم و تمام مسئولین با محرمانه خواندن این آمار از دادن آن خودداری می کردند وحتی تا اصفهان هم رفتم و در آن زمان بود یعنی در آبان ماه از دانشگاه ایمیلی برای شما گذاشتم با این مفهوم که نخواستم توضیحات بیشتری دهم که اگر بمانند شبکه بهداشت و درمان برای شما محدودیت وجود دارد(فقط در حد سوال بود نه کنایه یا…..) من از تهران تا اردستان نیایم و کلاس هایم را غیبت کنم. از شما این سوال را پرسیدم وگرنه هیچ منظور دیگری که باعث ایجاد سوء تفاهم شود را نداشتم
باز هم از جناب اقای مهندس نساجیان بخاطر کمک های بی شائبه اش در زمینه جلسه بحث کارشناسی و پایان نامه ی ارشد بنده سپاس گزارم
به نام خدا
با توضیحات آقای صالح سوء تفاهم برطرف شد.
همیشه موفق باسید.