مهار بیابان‌زایی

تصور ایران بدون زاگرس یا زاگرس بدون بلوط ! کدام دهشتناک‌تر است؟

در ادامه‌ی یادداشت پیشین، در این بخش مشروح گزارش تأمل‌برانگیز، دقیق و زنهاردهنده‌ی دکتر ابراهیم عزیزخانی را به همراه پیشنهاد‌هایی برای گریز از بحران می‌خوانیم؛ بحرانی که اگر طنین مرگبارش را جدی نگیریم، بدل به ناقوسی کرکننده شده که می‌تواند کمر طبیعت ایران را بشکند و بزرگترین ذخیره‌گاه طبیعی آب در کشور را با چالشی بنیان‌کن مواجه سازد.

بلوط‌ها در ایران چه می‌گویند؟
در ایران بلوط مهمترین و فراوانترین گونه‌ی درختی موجود در غرب کشور، به ویژه در منطقه زاگرس محسوب می‌شود. سلسه جبال زاگرس، وسیع‌ترین و اصلی‌ترین رویشگاه گونه‌های مختلف بلوط در ایران بوده و به همین دلیل این منطقه از اهمیت بسیار ویژه‌ای برخوردار است. یونانی‌ها، از دیر باز، پشتکوه کنونی را که ایرانیان پاطاق می‌گویند، به نام زاگرس می‌نامیدند. این نام به مرور زمان به سرتاسر کوه‌هایی که در دنباله کوه‌های ارمنستان، از منتهی الیه شمال غربی ایران آغاز و سپس غرب و جنوب غرب ایران را طی می‌کند تعمیم داده شد. این کوه‌ها مانند قوس بزرگی سراسر غرب، جنوب غربی و جنوب ایران را فرا گرفته و در شمال تنگه هرمز به کوه‌های مرکزی و همچنین رشته کوه‌های بشاگرد می‌پیوندد. در مورد وسعت این منطقه (بسته به اینکه نقطه ابتدا و انتهای آن را چه محلی در نظر گرفته باشند) اختلافاتی بین محققین وجود دارد برخی، طول متوسط آن را حدود 1150 کیلومتر و عرض متوسط آنرا حدود 75 کیلومتر تخمین زده اند که از جنوب پیرانشهر (واقع در آذربایجان غربی) با طول جغرافیایی 45 درجه و عرض جغرافیایی36 درجه شروع و در جنوب و جنوب شرقی (در حوالی میان جنگل در جنوب شیراز) با حد پایینی 52 درجه و 30 دقیقه طول جغرافیایی و 29 درجه عرض جغرافیایی پایان می‌یابد (فتاحی1373). در صورتیکه رشته کوه‌های آذربایجان غربی را نیز متعلق به رشته کوه‌های زاگرس بدانیم طول تقریبی آن به حدود 1700 کیلومتر خواهد رسید. برای سهولت بررسی، منطقه زاگرس را بر اساس رویشگاه بلوط که گونه گیاهی اصلی در این ناحیه است، به دو ناحیه زاگرس شمالی و جنوبی تقسیم کرده‌اند. ناحیه زاگرس شمالی رویشگاه خاص Quercus infectoria بوده و در برخی از مناطق با Q. brantii یا Q. libani و یا هر دو گونه در هم می‌آمیزد. این بخش از زاگرس، استان‌های آذربایجان غربی، کردستان، قسمت‌های معینی از استان کرمانشاه و لرستان را در بر می‌گیرد. در مقابل، زاگرس جنوبی رویشگاه خاص گونه Q. brantii بوده و شامل استان‌های ایلام، خوزستان، کهکیلویه و بویر احمد، فارس، اصفهان و چهار محال بختیاری است. زاگرس شمالی دارای اقلیم نیمه مرطوب و خنک و زاگرس جنوبی گرم و خشک است .
بر اساس مطالعاتی که توسط رایت و سایر محققین صورت گرفته جنگل‌های بلوط منطقه زاگرس حدود 5500 سال پیش تشکیل و به حالت کلیماکس رسیده‌است. جنگلی که در این ناحیه بوجود آمده یک جنگل شاخص خشک و نورپسندی است که بیشتر از درختان پست با تاج پهن تشکیل شده‌اند، ارتفاع این درختان بندرت به بیش از 15-10 متر می‌رسد. جنگل‌های بلوط زاگرس جنگلی کوهستانی و مقاوم به سرما است(شهسواری 1373).

در مورد وسعت این جنگل‌ها اختلاف نظرهای زیادی بین محققین وجود دارد، به عنوان مثال ثابتی (1356) مساحت جوامع بلوط منطقه زاگرس را 4 میلیون هکتار، تره گوبو و مبین (1348) مساحت جنگل‌های بلوط غرب را 2848000 هکتار و شریعت نژاد و ابراهیمی رستاقی (1375) مساحت جنگل‌های حوزه رویشی زاگرس را 5052000 هکتار گزارش نموده‌اند. علاوه بر آن بر اساس آمار رسمی منتشر شده در برنامه پنج ساله توسعه کشاورزی سال 1365-1361 مساحت این جنگل‌ها حدود 2/5 میلیون هکتار برآورد کرده بودند در حالی که 4-3 سال بعد سطح آن را حدود 5/3 میلیون هکتار اعلام کردند (فتاحی1373).

گونه‌های مختلف بلوط نسبت به تغییرات آب و هوایی حساس، ولی در مجموع جنس بلوط سازش اکولوژیک و میزان بردباری بسیار زیادی داشته بطوریکه تغییرات درجه حرارت را در گستره 31- تا 45+ درجه سانتیگراد و بارندگی 250 تا 1000 میلی‌متر را تحمل می‌کنند. مناسب‌ترین زیستگاه بلوط مناطقی با بارندگی 350 تا 750 میلی‌متر بوده که در آن بیشترین گسترش را دارد. رویشگاه گونه‌های این جنس از جلگه تا ارتفاع 2700 متر از سطح دریا گسترش داشته و هر چه اقلیم خشک‌تر می‌شود، درختانی کوچکتر و با قطری کمتر ایجاد می‌شوند. از نظر خاک گونه‌های این جنس روی خاک‌های عمیق و حاصلخیز تا خاک‌های سطحی و کم عمق و اکثراً روی خاک‌های قلیایی رشد می‌کنند. در مورد تعداد گونه و زیر گونه‌های بلوط در منطقه زاگرس اختلاف نظرهای زیادی بین محققین مختلف (بوبک 4، ثابتی 17، تره گربوف 3، رشینگر 7، جوانشیر 27، قهرمان 7 و طباطبایی 26) وجود دارد ولی توافق عمومی بر وجود سه گونه مهم بلوط (Quercus infectoria، Q. brantii و Q. libani) در این منطقه است (جزیره‌ای و ابراهیمی رستاقی 1382). در غرب ایران، به طور کلی سه گونه اصلی و مهم بلوط به نامهای، بلوط ایرانی Quercus persica  ( در بعضی از منابع با نام  Q. brantii از آن یاد می‌کنند)، گونه Q. infectoria  و گونه Q. libani وجود دارد. گونه Q. libani  خاص مناطق مرتفع با خاک‌های حاصلخیز و عمیق بوده و گسترش آن از آخرین حد شمالی زاگرس شروع و تا پایان یافتن محدوده جنگل‌های مریوان (هم مرز با پاوه در استان کرمانشاه) خاتمه می‌یابد. گونه Q. infectoria از شمال غربی زاگرس تا منطقه گهواره در استان کرمانشاه گسترش یافته و بعد به صورت لکه‌های بسیار کوچک و پراکنده در استان لرستان به چشم می‌خورد. Q. brantii از شمال غربی تا جنوب شرقی سلسه جبال زاگرس و در تمام جهات، ارتفاعات و روی انواع خاک‌ها گسترش دارد (نقشه شماره 1) بعبارت دیگر، این گونه نسبت به دو گونه قبلی از بردباری و نرمش اکولوژیک بیشتری برخوردار است .
گونه بلوط Quercus brantii تنها گونه بلوط موجود در سه استان ایلام، کهکیلویه و بویراحمد و فارس است، از این رو به طور مختصر برخی از ویژگی‌های آن در اینجا معرفی می‌گردد.

گونه بلوط Quercus brantii
این گونه دارای اسامی مترادفی مانند  Q .persica, Q.baneica, Q. globularis, Q. saii و Q. ungeri است. در زبان فارسی با نام بلوط ایرانی یا برو، ولی در مناطق مختلف به اسامی محلی متفاوتی مانند شکین، هلوین، بلی، بلو و داربرو نامیده می‌شود. بلوط ایرانی درختی بزرگ با ارتفاع متوسط حدود 8 متر (گاهی ارتفاع آن به 20 متر نیز می رسد) با برگهایی یکنواخت و تخم مرغی با حاشیه دندانه‌ای شکل می‌باشد (تصاویر یک تا سه) این گونه وسیع ترین پراکنش را بین گونه‌های جنس بلوط در حوزه رویشی زاگرس دارا بوده و از دره سیلوانا در آذربایجان غربی تا ارتفاعات جنوبی روستاهای دادنجان و چنار سوخته شهرستان فیروز آباد فارس گسترش دارد. رویشگاه آن منحصر به کشور ما نبوده و علاوه بر ایران در کشورهای عراق، سوریه، لبنان و ترکیه نیز جود دارد. از نظر نیازهای اکولوژیکی، عموماً روی خاک‌هایی با منشای تشکیلات آهکی و pH قلیایی فاقد آبشویی، آهک و رس استقرار یافته‌است. خاک این رویشگاهها عموماً کم عمق تا نسبتاً عمیق بوده و از تکامل خوبی برخوردار نمی‌باشند. در مقایسه با گونه Q. infectoria از بردباری بیشتری در قبال خاک برخوردار است. نیاز رطوبتی این گونه نیز نسبت به گونه Q. infectoria در حوزه رویشی زاگرس کمتر بوده و از دامنه بردباری رطوبتی بیشتری برخوردار است. حداقل ارتفاعی که این گونه در آن مشاهده شده‌است حدود 450 متر (گدارلندر مسجد سلیمان) و حداکثر آن حدود 2600 متر از سطح دریا (ارتفاعات لته کال یاسوج) بوده‌است. ولی رویشگاه بهینه آن از نظر ارتفاعی بین 1000 تا 2000 متر از سطح دریا می‌باشد که در این ارتفاع به صورت خالص ظاهر می‌شود. علاوه بر موارد ذکر شده، یکی از ویژگی‌های بسیار مهم این گونه، که نقش بسیار اساسی در بقای آن داشته قدرت خارق‌العاده جست‌زنی آن ( به دو صورت پاجوش و ریشه جوش) است (جزیره‌ای و ابراهیمی رستاقی 1382).

استان‌های مورد بررسی
در این بازدید وضعیت خشکیدگی بلوط‌های سه استان ایلام، کهکیلویه و بویراحمد و فارس از نظر نوع و میزان آلودگی مورد بازدید قرار گرفت. بررسیهای انجام شده در هر سه استان مذکور نشان داده که علایم آلودگی در این مناطق مشابه و شامل خشکیدگی سرشاخه‌ها، خشکیدگی درخت، جداشدن پوست درخت، تیره و سیاه شدن محل‌های آلوده زیر پوست، سوراخ های روی تنه و ترشح شیره گیاهی در محل‌های آلوده بود.

آفات بلوط
صرف نظر از مجموعه عوامل غیر زنده و دخالتهای غیر عالمانه انسان که موجب خسارت به پوششهای گیاهی کشور می‌شوند، بندپایان و به ویژه حشرات از مهمترین عواملی هستند که در شرایط نامطلوب اکوسیستمی (به ویژه تنشهای رطوبتی و حرارتی)، جمعیت آنها دچار طغیان‌های موضعی، دوره‌ای و یا نسبتاً طولانی می‌شوند. طغیان آفات و میزان خسارت وارد شده توسط آنها با توجه به نوع اقلیم و شرایط اجتماعی حاکم بر کشور که امکان تجدید حیات در جنگل‌های بلوط را نا ممکن و یا بسیار محدود می کند، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار خواهد بود.
آفات مختلفی درختان بلوط را مورد حمله قرار داده و در اکثر مواقع خسارت جدی به آن وارد می‌کنند. به طور خلاصه مهمترین گونه های شناخته شده آنها شامل پروانه جوانه‌خوار بلوط(L.)  Tortrix viridana، پروانه برگخوار سفید بلوط  Leucoma wiltshire، پروانه برگخوار گزنده بلوط(Strand)   Porthesia melania، پروانه میوه خوار بلوط  Laspeyresia fagiglandana(Zeller) ، سرخرطومی بذرخوار بلوطMarsham  Curculio glandium ابریشم باف ناجور(Linnaeus)   lymanteria dispar پروانه تخم انگشتری  Malacosoma nustralia و زنبورهای گالزای بلوط Cynipidae هستند. گفتنی آن که در بیشتر منابع زنبورهای گالزای بلوط را به دلیل اهمیت اقتصادی برخی از گونه‌های آن آفت تلقی نمی‌کنند؛ در حالی که این حشرات در مواقع طغیانی خسارت زیادی را به اندام‌های مختلف درخت (اعم از برگ، جوانه و شاتون) وارد می‌آورند.
در دو سال اخیر با توجه به شرایط اقلیمی پیش آمده و کاهش بارندگی زمینه مناسبی برای طغیان دو گونه از آفات چوبخوار از خانواده Buprestidae فراهم گردید. بر اساس نامه شماره 245/1044 مورخ 7/2/89 موسسه گیاهپزشکی به استان ایلام، جناب آقای دکتر عبایی نمونه‌های لاروهای ارسالی  را تحت نام‌های   Agrilus biguttatus (Fabricius, 1776)  و Anthaxia hungarica (Scopoli, 1772)  شناسایی کرده‌اند.

(Anthaxia hungarica (Scopoli, 1772
حشرات کامل سوسک‌های کوچکی به طول 7 تا 15 میلی‌متر به رنگ سبز با جلای فلزی هستند و از اوایل اریبهشت ماه تا اواسط تیرماه در طبیعت ظاهر می‌گردند. حشرات نر را معمولا می‌توان در روی گلهای زرد رنگ مشاهده کرد، در حالی که حشرات ماده کمتر جلب رنگ زرد می‌شوند. درختان بلوط از میزبان‌های اصلی این گونه هستند. گونه A. hungarica بیشتر در مناطق کوهستانی و مرتفع و گرم فعال بوده و یک نسل آن 2 تا 3 سال طول می‌کشد.

Agrilus biguttatus
این حشره بومی آسیا بوده و پیش از در سال  توسط از روی درختان بلوط در مناطق  جمع‌آوری شده است. ایشان میزان اهمیت اقتصادی این گونه را  گزارش کرده‌اند. حشره کامل سوسکی به طول 8 تا 13 میلی‌متر و به رنگ سبز با جلای فلزی است. یکی از علایم بارز در تشخیص این گونه وجود دو لکه سفید رنگ مشخص در یک سوم انتهایی بالپوش‌های آن است. این حشره قادر به پروازهای طولانی چند کیلومتری برای یافتن میزبان مناسب بوده و حتی توسط فرآوردهای چوبی و هیزم حاوی پوست نیز به مناطق جدید منتقل می‌گردد. بلوط میزبان اصلی این آفت بوده ولی شاه بلوط و راش نیز توسط آن مورد حمله قرار می‌گیرند. در شرایط آب و هوایی گرم یک نسل در سال تولید کرده اما به طور معمول هر دو سال یک نسل ایجاد می‌کند. حشرات ماده پیش از تخم گذاری از برگ درختان بلوط تغذیه کرده و تخمهای خود را در دسته‌های 5 تا 6 عددی در درزها و شکافهای موجود در روی پوست و در سمت جنوبی تنه درخت می‌گذارند. لاروها پس از تفریخ از تخم در دالانهای لاروی زیگزاکی شکل مملو از فضولات لاروی در لایه کامبیوم درخت تغذیه می‌نمایند. در نتیجه تغذیه لاروها درخت آلوده شروع به تولید بافت کالوز کرده که این عامل سبب ایجاد شکافهای افقی در پوست خواهد شد. در اثر فعالیت لاروها برگها عموما کوچک و زرد رنگ شده و در قسمت تاج درخت علایم خشک شدگی مشاهده می‌گردد. در نهایت درختان آلوده خشک شده و پوست آنها در ناحیه آلوده از درخت جدا می‌شود. لاروهای بالغ به رنگ سفید مایل به کرم، بدون پا و به طول 25 تا 40 میلی متر هستند. بند اول سینه در این لاروها پهن تر از سایر بندهاست همچنین دو زاید شاخ مانند در بند انتهایی شکم آنها نیز دیده می‌شود. لاروها پس از رشد کامل در زیر پوست به شفیره تبدیل می‌گردند زمستانگذرانی در این گونه به شکل لارو و شفیره در زیر پوست است. حشرات کامل طی ماههای اردیبهشت و خرداد از طریق سوراخ‌های D شکلی که روی تنه درخت ایجاد می‌کنند از آن خارج می‌شوند.

مدیریت آفت
در حال حاضر راهکار موثر و مناسبی برای کنترل آفت روی درختان سبز وجود ندارد، حتی استفاده از سموم شیمیایی نیز برای کنترل آن توصیه نشده است. اما بررسیهایی برای یافتن سموم شیمیایی کارآمد، مقرون به صرفه اقتصادی و کم ضرر برای محیط زیست در حال اجرا می‌باشد. لاروها و حشرات کامل این آفت داخل چوب درختان خشک شده و یا در حال خشک شدن زندگی کرده و حتی از آنها به عنوان پناهگاه نیز استفاده می‌نمایند از اینرو حذف این درختان و انتقال آنها به مناطق دیگر می‌تواند در انتشار آلودگی به مناطق غیر آلوده نقش بسیار مهمی داشته باشد، بنابراین استفاده از این روش خطر بسیار زیادی داشته و به هیچ عنوان توصیه نمی‌گردد.
در سومین و آخرین بخش از این گزارش، به معرفی عوامل بروز و تشدید طغیان این آفت چوبخوار در زاگرس پرداخته شده و درنهایت، پیشنهادهایی برای مهار بحران ارایه می‌شود.


محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

28 دیدگاه

  1. ایران بدون خیلی از فاکتورهای انسانی،اجتماعی،فرهنگی و طبیعی و… داره به حیاتش ادامه میده، بدون آزادی-به معنای صحیح کلمه- بدون آرامش، بدون امنیت، بدون روشنفکی ِپویا، بدون ِ …
    آرزو میکنم این “بدون ِ” ها زیادتر نَشَن.

    خیلی حیف شد که فعلا از هیچ نوع سمی نمیشه استفاده کرد.
    از تجربیات کشورهای دیگر هم نمیتونیم استفاده کنیم؟

    1. در دنیای علم خوشبختانه مرزی وجود ندارد و همکارانم در گروه حمایت و حفاظت مرتباً با همتایان خویش از دیگر کشورهای جهان در تبادل اطلاعاتی به سر می برند. اما حقیقت این است که مشکل جنگل های زاگرس، بیشتر از آن که فنی باشد، اجتماعی و فرهنگی است. ما باید بتوانیم وابستگی معیشتی ساکنان زاگرس را به منابع طبیعی کاهش دهیم و تا این کار انجام نگیرد، هر حرکت دیگری در حکم مسکن است.
      درود.

  2. تیتر خیلی زنهار دهنده بود…
    ایران ِ بدون زاگرس و زاگرس بدون بلوط هردو بسیار نگران کننده است.

  3. من دانشجوی دکتری رشته گیاهان دارویی هستم و موضوع پایان نامه من در مورد گونه بلوط ایرانی است. چون بومی مناطقی هستم که به نوعی منشا بلوط به شمار میان از شنیدن این همه تلخی ناراحت و نگران میشم. اما دیدن افرادی که اینچنین مسئولانه دارن با عشق کار میکنن به نوعی من رو دلگرم میکنه. بیایم مسئولانه به کشورمون و منابع بی بدیلش بنگریم. بی مسئولیتیهای افراد داره کشور رو به مسیر بدی هدایت میکنه. دستانتون پر توان دوستان

    1. زنده باشی جناب خورنگ. برایت آرزوی سرفرازی و خدمت به طبیعت وطن و همه زیستمندان ارزشمندش را دارم.
      ما همه باید به این آب و خاک مقدس ادای دین کنیم.
      درود …

  4. بسم الله الرحمن الرحیم
    تصور ایران بدون درختان میوه وحشتناک تر است

    تصور ایران بدون نخلستانهای خرما، تاکستانهای انگور، درختان زیتون، انار، انجیر، سیب ، گلابی، به و….واقعا دهشتناک تر است
    همچنین تصور ایران بدون بلوط

  5. سلام جناب درویش . تشکر ویژه دارم از مطالب بسیار علمی و فنی وبلاگتون . لازم میدونم به اطلاع جنابعالی برسونم که این آفت در جنگل های بلوط فارس بخصوص در منطقه دشت برم شهرستان کازرون به شدت در حال پیشرویه . بنده خود از کارشناسان بخش جنگل اداره کل منابع طبیعی استان فارس هستم که به همراه تیمی متشکل از زبده ترین کارشناسان و همچنین اساتید مجرب دانشگاه شیراز در حال تحقیق بر روی علل و نوع گسترش این آفت خانمانسوز هستیم . همچنین عنوان پایان نامه کارشناسی ارشد این حقیر نیز حول همین محور در حال نگارش است . لذا از جنابعالی تقاضامندم در این خصوص بنده را یاری فرموده و اگر منابع اطلاعاتی موثقی در این باب در اختیار دارید . مرحمت فرموده و بنده را یاری فرمایید . با تشکر . سلیمانی

    1. درود بر شما جناب حمید سلیمانی:
      در این خصوص می توانید با آقای دکتر عزیزخانی از همکاران بخش حمایت و حفاظت مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور تماس بگیرید.
      سرفراز باشید.

  6. چه کسی به فریاد بلوط‌های زاگرس می‌رسد؟
    نگذارید جنگلهای بلوط زاگرس بمیرند
    معضل نابودی درختان بلوط زاگرس، بیشتر مناطق زاگرس را فرا گرفته است. عوامل زیادی در خشکی جنگل‌های بلوط زاگرس نقش دارند که در صورت رسیدگی نکردن و اهمال در مهار آن، این خسارت جبران‌ناپذیر کل منطقه زاگرس را با فاجعه‌ای تاریخی مواجه می‌کند. از بین رفتن کمربند سبز طبیعی در کوه‌های زاگرس می‌تواند در چند سال آینده حوادث ناگواری را برای تعادل دمایی و آب و هوایی در پی داشته باشد و اگر اراده‌ای ملی برای جلوگیری از تخریب جنگل‌های زاگرس شکل نگیرد بی‌شک تا دهه‌ی آینده، ایران با مشکلات بی‌شماری همچون افزایش مهاجرت سیل‌آسا از مناطق غربی به سوی شهرهای بزرگ مواجه خواهد بود. همچنین مناطق غرب کشور که هم اکنون یکی از زیباترین چشم‌اندازهای طبیعی در جهان را به نمایش می‌گذارند روزگاری نه چندان دور به کانون‌ها‌ی عمده‌ی تولید گرد و غبار تبدیل می‌شوند. پس خشکی درختان بلوط یک فاجعه و خطر بزرگی برای تهدید زیست محیطی و منابع طبیعی کشور است که برای جبران و پیشگیری از آن همه باید چاره‌ای اساسی بیندیشند. امیدوارم با تلاش‌های دلسوزانه مسؤولان برای حفظ و حراست از این نعمت‌های خدادادی فکری شود.

  7. سلام
    من دانشجوی رشته گیاه پزشکی هستم وبه مطلبی مرتبط با الگوی رده بندی گیاهشناسی شاه بلوط نیاز دارم اگه مقدوره به من کمک کنید لطفا

  8. سلام و خسته نباشید خدمت آقای درویش.من دانشجوی کارشناسی ارشد هستم و عنوان پایان نامه ام بررسی خشکسالی جنگلهای بلوط منطقه جنوب زاگرس با استفاده ازسنجش از دور وGIS است.خیلی علاقمند هستم از تجربیات شما در این زمینه اگر برای شما مقدور است استفاده کنم.لطفا” مرا راهنمایی کنید.

    با تشکر

  9. با عرض سلام خدمت اقای درویش. من یک دندانپزشک دوستدار محیط زیست هستم.باغچه ای در منطقه زراس در شمال شرق خوزستان دارم.این منطقه بدلیل وجود دریاچه سد کارون 3 جذبه فوقالعاده ای دارد.برای کاشت درخت در منطقه تحقیق میکردم که به سایت شما برخوردم.فکر میکنم بلوطهای ان منطقه هم دچار افت هستند .خواهشمندم اولا مرا در مورد انتخواب بهترین گزینه برای کاشت در محل راهنمایی فرمایید.دوما من چکاری برای بلوطها می توانم انجام بدهم؟لازم به ذکر است منطقه زراس در15 کیلومتری دهدز واقع است.اب وهوایی معتدل با بارندگی خوب در زمستان گاهی برف خفیف که روی کوهها قابل توجه است وتا اواسط خرداد دیده میشود.تابستان هم حد اکثر 40 تا 45 درجه میرسد.

  10. با عرض سلام و خسته نباشید
    آقای درویش میخواستم ازتون تشکر کنم که همیشه در حال هشدار دادن به عموم هستید من دانشجوی دکتری علوم مرتع هستم اگر همه ما منابع طبیعیچی ها مثل شما رسالتمون را انجام بدیم مطمینا خیلی از مشکلات رفع میشه
    آقای دکتر سوالی از محضرتون داشتم
    مساحت مناطق مستعد بیابانزایی در ایران تقریبا چقدره و سالانه چقدر اضافه میشه؟
    میشه راهنماییم کنید از چه منبعی استفاده کنم
    با سپاس

  11. با سلام وتشکر بخاطر اطلاعات و هشدار هایی که میدید من هم علاقه زیادی ب کاشت بلوط دارم ولی اهل خراسانم،میشه اینجام بلوط کاشت؟بلوط در خراسان رضوی رشد میکنه؟

  12. سلام
    ممنون میشم اگر مرجع و رفرنس تصویر پراکنش گونه های بلوط را در ایران معرفی بفرمائید

  13. یک درخت بلوط دلگیرم
    ریشه در هر گلی نمی گیرم
    باغبانی مرا نمی کارد
    جنگلم چونکه پاره زنجیرم
    یک درخت بلوط سرسبزم
    شاخه ای رو به اسمان دارم
    شاخه هایم تبر نخواهد شد
    چون که از زاگرس نشان دارم
    .
    .
    .
    .
    .
    زیر سایه بلوط سبز
    در نهایت ذغال خواهم شد
    از عذاب تبر نمی ترسم
    ریشه با خاک خود هم اغوش است
    ترسم از آتشست روزی که
    ریشه می سوزدم که خاموش است
    شعله از شاخه هایم می پرسد
    جنگل پیر وارسی دارد ؟؟؟؟
    مانده آیا هنوز سنجابی ؟؟؟؟
    میوه ات را هنوز می کارد ؟؟؟؟
    .
    .
    .
    .
    چکیده ای از یک شعر بلند .

    سپاس از شما بزرگوار به خاطر زحماتتان .

  14. با سلام خدمت استاد گرامی:متاسفانه در چند سال اخیر مشکل جدیدی برای جنگلهای بلوط بوجود آوردن و آن آتش زدن عمدی و بر اساس برنامه ریزی و بسیار دقیق توسط گروهی که دشمن طبیعت و انسانیت هستند میباشد که خوشبختانه تا حدود زیادی مردم خودشون به نجات جنگلهای بلوط میرن بدونه هیچ کمکی از هیچ نهاد دولتی.انجمنهای مردمی بسیار کارا و مهم درست شدن مثل انجمن سبز چیا در مریوان و در خیلی از شهرهای زاگروس نشین که جای خوشحالی دارد.

  15. انشالله با حمایت مدبرانه دولت و مسولین و افزایش آگاهی و اطلاعات روستایین و شهر نشینان زاگرس بتوانیم همه با هم در نجات گونه های مختلف گیاهی و جلوگیری از فنای جانداران و حیوانات زاگرس در آباد سازی سر زمین عزیزمان ایران موثر باشیم و این امانت را به نسلهای بعدی سالم تحویل دهیم . چو ایران نباشد تن من مباد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا