فاجعه در جنگلهای ماسال!

دوست و همکار عزیزم، سیدجعفر سید اخلاقی، امروز تصاویری از رویشگاههای جنگلی ماسال در غرب استان گیلان را به من نشان داد که خود، هفتهی گذشته از منطقه برداشت کرده بود. آنچه میدیدم، حقیقتاً باورنکردنی و غمبار بود، بیش از 50 درصد از درختان با تنههایی کاملاً برهنه و خشک خودنمایی میکردند و روند برهنگی به صورتی شتابان در حال گسترش بود.
نخست گمان کردم که شاید بحران خشکسالی سبب بروز چنین خسارتی به یکی از ارزشمندترین بخشهای جنگلی کشور شده است، امّا با مشاهدهی دیگر تصاویر، همان گونه که ملاحظه میکنید، دریافتم که ظاهراً پای یک آفت گیاهخوار در میان است، آفتی به نام پروانه سفید درختان با نام علمی: “Hyphantria cunea Drury”
موضوع را با همکار عزیز و سختکوشم، دکتر ابراهیم عزیزخانی در بخش تحقیقات حفاظت و حمایت مطرح کردم. ایشان اطلاعات ذیقیمتی از این حشره سفید آمریکایی برایم نقل کردند و همچنین مقالهای از ولیالله رضایی را در اختیارم قرار دادند، که میتوانید در اینجا تمام آن را مطالعه فرمایید.

به هر حال، حاصل پیگیریها، مرا به اینجا رساند که متأسفانه اولاً هنوز دلیل ورود و انتشار گستردهی این پروانهی آمریکایی آشکار نشده و گمانهزنیهای مختلفی در مورد آن وجود دارد (از جمله احتمال ورود آن همراه با الوارهای خریداری شده از روسیه یا اروپا). دوّم اینکه منطقهی گسترش این آفت خطرناک، هماکنون به استان اردبیل هم رسیده است و چنانچه هر چه زودتر برای مهار آن اقدامی عاجل صورت نگیرد، ممکن است تمامی ناحیه زاگرس را هم متأثر سازد.
و از همه دردناکتر آنکه، ظاهراً آنقدر در این مملکت مسایل مهمتر وجود دارد که کسی فرصت برای رسیدگی به این بحران را ندارد و اگر هم داشته باشد، اعتباری در این خصوص وجود ندارد!
گفتنی آنکه این پروانه، بومی آمریکای شمالی بوده و در آن مناطق دارای پراکندگی وسیعی است. این آفت بلافاصله بعد از جنگ جهانی دوم به اروپا (مجارستان، اتریش و یوگسلاوی) وارد شد و از آن تاریخ در تمام اروپا منتشر گردیده است.
از دیگر نکات جالب، مسأله دشمنان طبیعی این آفت است. در حقیقت هر چند نخستین برنامههای مهار زیستشناختی (کنترل بیولوژیک) این آفت از سال 1952 در اروپا آغاز شده است، امّا همچنان این آفت به خسارتهای عمده خود ادامه داده و میدهد. چرا که هیچ یک از زنبورهای پارازیتوئید (دشمن طبیعی) نتوانسته که در محیطهای جدید استقرار یابد و در نتیجه تلاشها برای کنترل بیولوژیک آفت روی استفاده از اسپری B.T.( Bacillus thuringiensis) متمرکز و متوقف مانده است.
شایان توجه آنکه علاوه بر زنبوران پارازیتوئید، سنها و عنکبوتها هم دشمن آفت هستند، ولی به خاطر مودار بودن لارو آفت توسط پرندگان خورده نمیشود.
امید که با انتشار این مطلب زنهاردهنده، مسئولین ذیربط در وزارت جهاد کشاورزی به ژرفای خطر پیش آمده وقوف یافته و هر چه سریعتر مجموعه اقدامهایی را در حوضهی مدیریت بحران و ریسک در قالب طرحهای اجرایی ضربتی و نیز پژوهشی سامان دهند.
مؤخره:
نکتهی غمانگیز و در عین حال، عبرتآموز ماجرا این است که طرفداران محیط زیست، همواره از شنیدن حادثهی تخریب یکی از عرصههای محیط زیست ناشی از عملیات اجرایی ساختمانی (نظیر جادهکشی، سدسازی و …) برآشفته شده و نگرانی خود را اعلام میدارند. غافل از اینکه خسارت یک پروانهی غریبه به ارزشمندترین پارههای هیرکانی و زاگرس میتواند، حتا ابعادی به مراتب بزرگتر و خطرناکتر بیافریند! امید که روزی همهی ما بر درجهی آسیبپذیری و شکنندگی زیستبوم ارزشمند خود واقف شده و عملاً نشان دهیم که استحقاق زیستن در چنین طبیعت زیبا و گرانسنگی را داریم.

و دست آخر اینکه:
یادمان باشد شهید ناصر پیروی جانش را برای حفظ همین جنگل از دست داد و خون بی گناهش ریخته شد …












صمیمانه ترین سلامها و درودها را به دوست فرهیخته ام، به کسی که برای سرسبزی وطن خویش تلاش می کند، آقای مهندس درویش تقدیم میدارم.
اما در موردHyphantria cunea Drury ،آنطور که شواهد نشان میدهد در حال حاضر این آفت تبدیل به تهدیدی بزرگ برای جنگلها و درختان مثمر استانهای شمالی ایران شده و به سرعت رو به گسترش است.به نظر اینجانب علاوه بر اقدامات موسسات تحقیقاتی و سازمانهای اجرایی مسئول در ارائه را ه حلهای لازم جهت کنترل آفت، ضرورت دارد که به این مسئله با مانند یک بلای طبیعی مهم مثل زلزله و سیل نگریسته شده و در چهارچوب یک سازماندهی مناسب از سایر ارگانها(ارتش، سپاه، بسیج و… )جهت پایین آوردن سریع جمعیت آفت کمک گرفته شود. این امر مسبوق به سابقه بوده و به عنوان مثال در گذشته مبارزه با ملخ با کمک عموم مردم انجام می شده است.
به هر حال اگر چه ارائه راه حل میان مدت و بلند مدت برای کنترل آفت ضروری و ارزشمند است ولی در کوتاه مدت با توجه به طغیان افت، کاهش جمعیت آفت بطور ضربتی با روشهای فیزیکی و غیرو ، با سازماندهی دستگاههای اجرایی ذیربط و مشارکت ارگانهای نظامی و عموم مردم ضرورت دارد.
پاسخ:
جناب مهندس فرآشیانی عزیز
ممنون از درج نظر ارزشمندت در مهار بیابان زایی. پیشنهاد سازنده ای مطرح کرده اید که امیدوارم مورد عنایت مسئولین استان گیلان و اردبیل قرار گیرد.
سلام
و به امید چنان روزی که همه مدافع مام طبیعت باشیم
سلام
این مطلب خوب در قسمت اخبار سایت بازنویس منتشر شد لطفا مطالب مورد نظر را برای بازنویس ارسال نمائید تا استفاده شود. با تشکر و سپاس
پاسخ:
متشکرم.
باسلام و احترام
بسیار خوشحالم که دوستانی به فکر چنین پدیده هایی که موجب خسارات نابخشودنی به ایران و بوم نظام های طبیعی خواهد شد، می باشند. بنده هشدار تغییر اقلیم را و اثر شدیدش را روی درختان در اولین تا چهارمین همایش گاه شناسی درختی عرض کرده بودم؛ ولی مورد توجه قرار نگرفت و فکر می کنم برای مسئولین محترم کشور نفت و پول ارزشش بیشتر از درخت و اقلیم و اکسیژن و بوم نظام های طبیعی باشد. این مسأله هنوز در کشور ما به عنوان تضادی بین انسان و خدا مطرح است و برخی می گویند ما در کار خدا دخالت می کنیم و فکر می کنم براساس وهم و خیال تصور غلطی از آباد کردن داشته باشند؛ که اگر جنگل را از بین بردی فقط برای زراعت این غذای ملت را تامین می کند ولی درختان اکسیژن مورد نیاز را نه!! در هر صورت بنده تلاش در حد توانایی خود را انجام خواهم داد و این سایت ها می توانند مکمی به در میان گذاشتن مسائل علمی خواهند بود. موفق باشید