سرانجام انرژی خورشیدی از آبریزگاه ملت وارد شد!

مهم نیست چگونه وارد میشود و از چه طریقی گام نخست برداشته میشود؛ مهم این است که سرانجام تابو شکسته شده و همه – از مدیران گرفته تا مردم – دریابند که میشود به انرژی خورشیدی اطمینان کرد و نیازهای گرمایشی و سرمایشی و روشنایی خویش را از او به پایدارترین و ارزانترین و پاکترین و بیسر و صداترین شکل ممکن طلب نمود!
چنین است که دیروز صبح به اتفاق اروند از دیدن این منظرهی دلفریب بر بام آبریزگاه عمومی پارک ملت تهران – نصب و راهاندازی دو دستگاه آبگرمکن خورشیدی – بسیار خوشحال شدیم و در دل، درودی برای آقای قالیباف و خانم ابتکار و تیم سبزاندیششان در شهرداری و شورای شهر تهران فرستادیم.
امید که هر چه سریعتر شاهد همهگیرتر شدن استفادههای متنوع انرژی خورشیدی در صحنهی مبلمان شهری و روستایی کشور باشیم.
یادمان باشد که هر کیلووات انرژی که از طریقی غیر از نیروگاههای حرارتی و برقآبی در این مملکت تولید شود، نوشخندی است پایدار و گلی است معطر که نسل امروز به فرزندان فردای این آب و خاک هدیه میدهد.





خدا رو شکر.لا اقل بین این همه خبر نگران کننده یه خبر خوب شنیدیم.خدا زیادش کنه!
ببوسید اون پسرک شیرین رو.
پاسخ:
این که کار هر روز و شب ماست! بوسیدن آن پسرک شیرین را می گویم!
سلام
اینم یه کار معقولانه و مفید .
استفاده از انرژی های نو راههای برون رفت از بحران انرژی است حالا چه کسی می خواد گوش کنه خدا می دونه!
بدرود.
پاسخ:
گوش شیطون کر! انگار گوش های شنوا در این حوزه دارند افزایش می یابند! نمی یابند؟ درود بر ابوحنانه عزیز.
جناب مهندس درویش
سلام
پیرو صحبت سرپایی در آخر وقت دیروز چون صحبتم ناتمام ماند لذا این مطلب را در پاسخ، پاسخ دیروز شما در مورد ذرات گرد وغبار بیابان آفریقا در تولید جنگلهای آمازون می نویسم که امیدوارم مفید واقع شود:
هر کس یا بهتر است بگوییم هر دانشمندی یا صاحب فکری نظریه ای دارد یا فرضیه ای ارایه می کند که ممکن است رد یا پذیرفته شود. اگر دانشمندی وجود جنگلهای آمازون را مدیون بیابانهای آفریقا می داند فقط یک نظر داده است نباید آنطور نوشته شود که فکر کنند پس بیابانزایی خوب است چرا که منجر به تولید جنگلهای سرسبز می شود. تاریخ طبیعی و زمین شناسی دنیا نشان می دهد که جنگلها وجود داشته اند و سپس بیابانها ایجاد شده اند.
و اما در باره گرد و غباری که شما برای تولید باران از آن یاد می کنید و درست هم هست باید بگویم نظر اقلیم شناسان براین است که برای ایجاد باران وجود هسته های تراکم در هوا ضروری است که این هسته های تراکم می تواند ذرات گرد و غبار و یا ذرات نمک باشد که مورد اخیر از فراوانی بیشتری نیز برخوردار است. آنطور که شما می نویسید اینگونه برداشت می شود که این فقط ذرات گرد و غبار بیابانهاست که تولید باران می کند پس اگر بیابان نباشد جنگلی هم بوجود نمی آید باید بگویم که این فقط ذرات گرد و غبار بیابانها نیستند که هسته های تراکم را برای بارش ایجاد می کنند چه بسا قبل از توسعه بیابانها در طول تاریخ زمین شناسی و حتی حال حاضر ‘ ذرات گرد و غبارهای آتشفشانها وجود داشته اند و ذرات نمک حاصل از امواج دریاها هم از همین موارد است. حتی این ذرات می تواند حاصل از تردد وسایط نقلیه شهری باشد اصلا در طبیعت هیچگاه هوای خالص وجود ندارد. دامنه ابعاد ذرات مورد بحث از 0.001 تا 10 میکرون است اگر کوچکتر باشد نمی تواند رطوبت نسبی را جذب کند و اگر بزرگتر از 10 میکرون باشد سقوط می کند از این رو این ذرات همیشه به حالت معلق در هوا وجود دارند و بصورت هسته های تراکم عمل می کنند و لذا ذرات گرد و غبار حاصل از بیابانها هم از جمله موارد مورد بحث است که می تواند بعنوان هسته تراکم قطره عمل کند. به هر حال برداشت بنده از نوشته یا نوشته های شما سبب شد قدری موضوع را بیشتر باز کنم که امیدوارم در جهت غنای بیشتر اطلاعات خوانندگان خوب وبلاگ پر محتوای شما باشد.
پاسخ:
زنده باشی رییس جان! آدم عاقل را گفته اند که اصولاً بهتر است با رییس وارد کارزار بحث نشود؛ حتا اگر آن رییس، وجود نازنینی مثل محمد خسروشاهی خاکی باشد. با این وجود، از آنجا که خود اشراف دارید، این وصله ها به من نمی چسبد (منظورم عاقل بودن است!)؛ خوشمان می آید با شما وارد کارزار قلم شویم؛ آن هم قلمی که بوی جستارهای بیابانی را می دهد!
نخست آن که ممنون از توضیحات و دقت نظرتان. من همواره کوشیده ام تا تلقی مطلق بودن و قطعی شمردن هر چیز را در حوزه محیط زیست طرد کنم و بر اصل عدم قطعیت در این حوزه پای فشرده ام. حرفم این بوده که نباید “بیابان زدایی” کرد؛ به صرف آن که ما فایده ای برای بیابان متصور نیستیم. هرگز از بیابان زایی دفاع نکرده ام، وگرنه چنین عنوانی را برای تارنمایم برنمی گزیدم. چنین است که بارها تاکید کرده ام که یکی از کارکردهای بیابان را باید در نقش های ناسازه وارش دید، مثل همین ریزگردهایش که می توانند در نقش ذرات تشکیل دهنده هسته باران عمل کنند و یا ذرات نمکی که به وفور در کویرها یافت می شوند.
در مورد نظریه ها هم باید بگویم که زندگی امروز ما بر بنیاد همین نظریه ها شکل گرفته و تکوین یافته است. در آن تحقیق مورد اشاره، گروهی از دانشمندان خاک شناس و زمین شناس به این نتیجه رسیده اند که منشا خاک های حاصلخیز آمازون، بیش از هر چیز نهشته های تفتیده در قلب صحرای آفریقاست. آیا این یک نظریه است یا یک واقعیت؟!
باز هم درود …
سلام آقای مهندس درویش
از خبر خوبتون واقعاً ممنون
همیشه سبز باشید
پاسخ:
خواهش می کنم … دست همکاران شما در شهرداری تهران درد نکند. درود …
بسیار قدم موثری برداشته شده مشروط به اینکه پی گیر استفاده از انرژی خورشیدی باشند و مانند برنامه تولید گاز بیوماس از فضولات دامی در روستاها به ورطه فراموشی نره
راستی برادر درویش شما هم خواهر مری رو خوب میشناسی ها؟!
نکنه شما هم در آن روز معلمتون را گروگان گرفته بودید برادر مکتبی درویش؟
نه! خیالت راحت … من اصولاً با گروگان گیری و گروگان کِشی و گرگان کُشی و هر کار گیردار دیگه مشکل دیالکتیکی دارم! ندارم؟
مهندس جان
1-من نگفتم که شما از بیابانزایی دفاع می کنید بلکه گفتم از مطلب نوشته شده شما اینگونه برداشت می شود.
2-گفته اید”گروهی از دانشمندان خاک شناس و زمین شناس به این نتیجه رسیده اند که منشا خاک های حاصلخیز آمازون، بیش از هر چیز نهشته های تفتیده در قلب صحرای آفریقاست.” باید گفت خاک حاصلخیز خیلی جاها پیدا می شود اما در هر خاک حاصلخیزی جنگل وجود ندارد مگر اینکه شرایط دیگرش هم فراهم باشد.
موفق باشید
ممنون از تذکرتان.
1- گاه نکته ای که برای صاحب سخن خیلی بدیهی به نظر می رسد، ممکن است در قالب شیوا و گویایی بیان نشود و اشتباه در برداشت بیافریند. می کوشم تا چنین پنداری ناصوابی را در یادداشت هایم دامن نزنم.
2- بله؛ وجود خاک مرغوب شاید شرط لازم برای بوجود آمدن و ماندگاری یک رویشگاه جنگلی باشد، اما مسلماً شرط کافی نیست.
درود …
خبر خوبیست
این ابگرمکنها به واسطه برخورداری خوب مناطق مرکزی از افتاب بهترین وسیله برای مصارف روز مره هستند تا کمتر از سوختهای فسیلی استفاده بشه
حتی حمام عمومی یک روستای در یزد به ابگرمکن خورشیدی مجهز شده که در 8 ماه سال کامل از ان استفاده میشه
خانواده ما الان از سال 80 (اگر اشتباه نکنم)از این ابگرمکن در شهرمون استفاده میکنیم وتقریبا در 3ماه از سال (اذر-دی-بهمن)که به طور کامل نمبشه ازش بهره برد در بقیه ماهای سال از این وسیله به طور کامل استفاده میشه
کاش میشد همین رویه را در تمام شهر ما (یزد) انجام داد
چرا که نه! کجا بهتر از یزد که هر متر مربع از خاکش بیش از 2 هزار کیلو وات انرژی در ساعت از نور خورشید می تواند دریافت کند. خوشحالم که چنین خانواده ای دارید دوست عزیز من.
خوشحال شدم این خبر رو خوندم. ما میرسیم اگه بخواهیم.
خوشحالم که خوشحالتان کردم. درود …