اروند درویشمناسبت‌ها

زن‌دایی جان! تولدت مبارک

تقدیم به زن دایی مریم در اولین سال حضورش در خانواده ما ...

امروز تولد زن‌دایی عزیز و مهربانم است که خیلی دوستش دارم و می‌خواستم این نقاشی ناقابل را به او و دایی میلاد هدیه دهم.
ای کاش بتونم صد تا دیگه از این آثار برگزیده را به زن‌دایی مریم در سال‌های تولد بعدیش بدهم.

زن دایی و بابابزرگ جمال و مادر جون و خودم!

اروند درویش

دقیقاً ۲۰ دقیقه از ساعت ۱۱ صبح روز ۱۰ مهر سال ۱۳۷۹ گذشته بود که در زایشگاه اقبال تهران به دنیا آمدم و فکر می‌کنم از همان لحظه – یا شاید هم قبل از آن! – به سلطان بلامنازع سرزمینی تبدیل شدم که هرچند بزرگی‌اش از یک‌صدم هکتار بیشتر نبود و تعداد ساکنینش هم فقط دو نفر بودند! اما به هر حال تقریباً مطمئنم که قلب آن سرزمین کوچولو و آدم‌های اندک اما مهربانش، با پوم‌تاک قلب من هماهنگ است و فکر می‌کنم هیچ‌چیز در دنیا ارزشمندتر از این نیست که آدم‌هایی باشند که تو را فقط و فقط به خاطر خودت و بدون هیچ منت و چشمداشتی دوست داشته باشند. و تو با حضور آن‌ها و لمس لرزش دلشان، احساس کنی... عمیقاً احساس کنی که «زندگی، ضرب زمین در ضربان دل ماست ...»

نوشته های مشابه

11 دیدگاه

  1. اروند جان
    به میلاد سلام برسون بگو برای نقاشی که به او هدیه داده ای یک برگ لواشک ترش ِ ترش برایت پست کند
    توی نقاشی بعدی خودت یک طاوس بکش . میدانی این طاوس که خواهد بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    . پر طراوت باشی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا