به احترام محیط بانانی که جان خود را برای حفظ سبزینه اهدا کردند

به نظر میرسد در سال 1388 روند تجاوز به عرصههای طبیعی شتاب گرفته و شوربختانه تعداد بیشتری از سربازان گمنام طبیعت وطن در معرض خطر قرار گرفتهاند. این در حالی است که هریک از افراد گروهان جان بر کف 3 هزارنفری محیطبانان ایران، هماکنون دارند – دست کم – جور 4 نفر را میکشند. امّا دولت به بهانهی کوچکسازی بدنهی خویش، مجوز لازم برای جذب محیط بان بیشتر را ندارد.
به باور نگارنده،آنها که جان شیرینشان را در پای حراست از پایداری سرزمین مادری و مواهب طبیعی ارزشمندش اهدا میکنند، باید مورد بیشترین تکریم ملّی قرار گیرند؛ چرا که عملاً نشان داده و ثابت کردهاند که به دوام آیندهی سبز ایران بیشتر از دوام خویش بها میدهند. ساختن تندیسهایی از این بزرگمردان گمنام در پررفت و آمدترین میادین و بزرگراههای شهر، کمینهی کاری است که برای تکریم ایشان و تقویت فرهنگ حراست از سبزینه باید انجام دهیم.
در همین باره گفتگویی با خبرگزاری مهر داشتهام که میتوانید اینجا آن را بخوانید. گفتگویی که در برخی روزنامهها و سایتهای دیگر خبری هم بازتاب یافته است.
بیشتر بدانیم:
– روز محیطبان و خدایی که در این نزدیکی است!
– مهمترین نگرانی یک محیطبان مجروح ، امّا عاشق طبیعت وطن!
– در برابر گلوله میایستم ؛ پس هستم!
– قصهی «پرغصهی» یک محیطبان دیگر!
– چرا 20 تیرماه را همه از یاد بردند، حتا من و تو؟!





یادآوری لینک های مرتبط خیلی به جا بود
برای این عزیزان, آرزوی پایداری و روزگار شیرین می کنم
ممنون. محیط بانها نیاز به حمایت جدی تر مردم و دولت دارند.
درویش خان چند سال پیش طرحی داده بودند که شکاربان ها باید کارشناس محیط زیست باشند و دیپلمه استخدام نمی شود
زهی خیال باطل دیدند این همه کارشناس بی سواد و بی کاررا باید سرکار بگذارند تیشه به ریشه مناطق زدند دل همه کارشناس های سازمان خون شده لیسانسه ها شب می ترسند بیرون بروند گشت همه شبها در پاسگاه برای ارشد درس می خوانند
دوره خانم ابتکار هم کلی خانم استخدام کردند حالا وبال سازمان شده اند نمی دانند با آنها چکار کنند لطفا سری به پردیسان بزنید ببینید چه بساط خاله زنک بازی ایجاد شده
پاسخ:
بساط خاله زنک بازی (بخوان عمو مردک بازی) هیچ ربطی به جنسیت ندارد برادر من!
محیط بان مانند سرباز مسلح می ماند کسی باید استخدام شود که محلی باشد و در کنار محیط بانی کار دیگری هم داشته باشد نه یک کارشناس……که منتظر باشد یک مشت دانشجو به منطقه بیایند و……
با امثال آقا سهیل و ساناز جون و الهه جون که نمی شود منطقه را حفظ کرد اصلا کارشناس خانم چه معنی دارد مردها امنیت ندارند چه برسد به زنهاخوب حالا این خانم وسط کویر لوت بخواهد برود دستشویی حالا بین یک عده سبیل کلفت مثل ممدلی خان چکار کند؟ممدلی به صغیر و کبیر رحم نمی کند.
شاهزاده اسکندر میرزا فیروز نوه عبدالحسین میرزا فرمانفرما شکاربانها را از بین شکارچیان محلی که بیشتر هم متخلف بودند انتخاب می کرد نتیجه اش را دیدیم که چه شاهکاری شد حالا با یک عده …….(نقطه چین ها را اوا خواهر بخوانید)چه انتظاری دارید؟؟
در یکی از ایالت های مالزی قانون بسیار جالبی دارند.می گویند چون خانم های زیبا سریع شوهر می کنند پس ادارات دولتی می بایست خانم های زشت را بیشتر استخدام کنند تا سر کار بروند ونبود همسر برای آنها بنوعی جبران شود
فکر می کنم این قاعده در دره پردیسان اجرا شده
اینهمه خانم باریش و سبیل یکجا ندیده بودم!
بابا شماها که بی کارید حداقل اگر نمی خواهید صورتتان را بند بیاندازید کزش بدهید اه اه چه وحشتناک!
ایلام- خبرنگار «ایران»: محیط بان سازمان حفاظت محیط زیست استان ایلام چند روزی است که بازنشسته شده و لباس فرمش را گوشه اتاق آویخته است.
حشمت کهنی از حدود ۳۰ سال کار و زندگی در طبیعت وحشی برای وی تنها زخمی کهنه بر سمت راست چهره و بخشی از جمجمه اش به یادگار مانده که حکایت از نبرد وی با خرس قهوه ای کوه های سیوان در استان ایلام است. وی که به اعتقاد خود تمام کوه های و نخجیرگاه های استان ایلام را زیر پا گذاشته روزگاری نه یک محیط بان که شکارچی بی رحمی بوده و شکارها از صدای گام هایش می رمیده اند.
کهنی که آن روزگار را به خوبی به یاد دارد، دراین باره می گوید: سال های قبل از انقلاب به عنوان جوانی
۲۰ ساله با جمعی از آشنایان به شکار کل و قوچ و میش مشغول بودیم و از این اقدام لذت می بردیم. وی می گوید: تبحر و شهرت من در شکار به حدی رسیده بود که بسیاری از آشنایان و دوستانم از من به عنوان خبره ترین شکارچی ایلامی یاد می کردند.
وی ادامه می دهد: تا مدت ها شکار سرگرمی هر روزه ما بود و در مواردی گاهی قوچ و بزهایی را شکار می کردیم که به جرأت می توان گفت ۳ مرد قوی هیکل نمی توانستند به راحتی لاشه شکار را جابه جا کنند. محیط بان بازنشسته که انگار حسرت سپری شدن روزگار جوانی و آن روزگار را تنها با آهی سرد بیان می کند، می افزاید: شکار کردن من ادامه داشت تا یکروز در اقدامی غیرمنتظره یکی از مسئولان وقت حفاظت محیط زیست به صورت سرزده به خانه ام مراجعه کرد، نخست فکر کردم برای دستگیری من به آنجا آمده اما تقدیر به گونه ای دیگر رقم خورد. وی ادامه می دهد: آن مسئول پیشنهاد پیوستن به محیط بانان اداره را مطرح کرد و از من خواست از شکارگری دست کشیده و به یکی از حافظان حیات وحش تبدیل شوم. وی افزود: در ابتدا با این تغییر مشکل داشتم و نمی دانستم چگونه من که تمام روزگارم را با شکارگری گذرانده ام اکنون به مبارزه با شکار غیرمجاز بپردازم.
کهنی می افزاید: تبدیل شدن من به یک محیط بان تعجب بسیاری را برانگیخت اما در این تغییر دریافتم دیدن زایش یک آهو و تکثیر نسل در حیات وحش چقدر زیباتر از چکاندن ماشه و کشتار آنان است. حشمت کهنی، از زخمی شدن از سوی خرسی قهوه ای، دیدن پلنگ رو به انقراض کوه های ایلام از فاصله ای بسیار نزدیک و زاد و ولد آهو و بزهای کوهی به عنوان خاطره های تلخ و شیرین خود یاد می کند و می گوید: تبدیل شدن از یک شکارچی به محیط بان بزرگ ترین لطفی بوده که از سوی خداوند شامل حال من شده و از این بابت خوشحالم. وی که هنوز هم تفنگ قدیمی دوران شکارچیگری خود را به یادگار دارد از سوی معاون رئیس جمهوری و رئیس سازمان حفاظت محیط زیست کشور به عنوان یکی از بازنشستگان سازمان حفاظت محیط زیست ایلام مورد تقدیر قرار گرفت
واقعا جای تاسفه که بعضی از محیط زیستی ها رییس مرحوم میانکاله را مسخره می کردند حق هم با آنها بود کسی که کار بکند و جانش را از دست بدهد باید هم مورد تمسخر قرار بگیرد
کدام طرفدار محیط زیستی او را مسخره کرده است؟!
درود بر شما . بعد از ساختن اولین فیلم به نام “تهران طبیعت به یغما رفته” به فکر افتادم که دومین فیلم را درباره ی محیط بانان بسازم . به اداره کل گارد امور استان ها مراجعه کردم آقای خلیلی دستور همکاری دادند ولی با مراجعه به مسئولین ذیربط تقریبا مرا از سر خودشان باز کردند . شرحش را در وبلاگم نوشته ام . شما خاضرید کمک کنید؟ مقداری اطلاعات لازم دارم و راه ارتباط با محیط بانان مصدوم و خانواده محیط بانان شهید. حداقل انتظارم جواب شماست . امیدوارم مثبت وگرنه منفی.
من در خدمتم کیارش جان. درود بر همت بلندت.
کاملا موافقم جناب درویش . چون از نزدیک شاهد تلاش شبانه روزیشان بوده ام .
زنده باشی حامد جان. امید که روزی محیط بانان این دیار به آنچه استحقاقش را دارند دست یابند.
سلام زحمتکش ودوست داشتنی مطالب ارزنده شما خواندم خیلی ناراحت شدم شهادت عزیزی که صادقانه خدمت میکرده یادش بخیر منطقه حفاظت شده مند هم دو شهید در همین راه تقدیم کرده ، آقای درویش محیط بان بدون گذراندن دوره عملی تیر اندازی چطور می تونه کمین بزنه ، توی بندر دیر سید رضا معافی مدنی ریاست محترم اداره حفاظت محیط زیست دیر همراه با محیط بانان بومی خود بدون اسلحه در منطقه “” شکار ممنوع امیر دیوان “” با ایست دادن به متخلف خیلی سلاح شکاری غیر مجاز تحویل مقامات قضایی داده ، دوست داریم کسی که صادقانه و بی ادعا خدمتی را می پذیرد وانجام می دهد “” زنده باشی صد سال وما در کنار تو “”
شرمنده می کنی درویش را رفیق عزیز من …
درود.