مهار بیابان‌زایی

آیا کسی هست که این مرد را نشناسد؟

می خواهم از او بنویسم … از او که هنوز عاشقانه به طبیعت وطنش عشق می ورزد و بسیاری از ما ، آن گونه که سزاوار است، او را نمی شناسیم! چرا؟

خداوندا تو مسئولی

خداوندا تو می‌دانی‌ که انسان بودن و ماندن

در این دنیا چه دشوار است،

چه رنجی ‌می‌کشد آنکس که انسان است و از احساس سرشار است

دکتر علی شریعتی

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

17 دیدگاه

  1. شاهزاده نواب اسکندر میرزا فیروز پسر شاهزاده محمد حسین میرزا فیروز (دانش آموخته آکادمی نظامی سنت پترزبورگ) برادر زاده شاهزاده نصرت الدوله فیروز(شرمنده مثل اینکه این حضرت والا در امضای قرارداد 1919 بین ایران تکه پاره و دولت فخیمه نقش داشت..بعد ها در سمنان در سال 1316؟ یکهو در حبس خانگی شوخی شوخی به کمک عباس شش انگشتی سکته کرد)نوه شاهزاده عبدالحسین میرزای فرمانفرما نخست وزیر و حاکم کرمان و کردستان(از بزرگترین مالکان ایران…یکی از املاک کوچک ایشان زمینی بود که در ان ایستگاه مرکزی راه آهن در دوره اسمشو نبر ساخته شد ولی بسیار در تربیت اولاد کثیر خود سخت گیر و دقیق و مفق بود)و نواده شاهزاده فیروز میرزا فرمانفرما یکی از پسران مرحوم عباس میرزا نایب السلطنه بود.
    مادر آقای فیروز هم گمان کنم از خاندان نمازی های شیراز بودند که از بازرگانان موفق بودند و با چین داد و ستد می کردند.بیمارستان نمازی شیراز ولوله کشی اب شیراز از یادگار های این خاندان است(حالا با چین و ان هم در هنگ کنگ چه داد و ستد می کردند بماند)

  2. در سال 1335 شاهزاده یسکندر میرزا به همراهی مرحوم منوچهر ریاحی و با کمک مرحوم تیمسار امان الله میرزا جهانبانی و…..(بابا جان مجبورم برای اسم اون یکی نقطه چین بگذارم می دانید که مثلا اگر بنویسم ع..ب..د..ا..ل..ر..ض..ا چه بر سرم می اید)از پایه گذاران کانون شکار بودند.در بدو شروع بکار کانون از نظامیان هم در استان ها در شورای کانون هر استان استفاده می شد.درست است که در دهه 30 و چهل جمعیت و پیشرفت صنعت و کشاورزی نسبت به حالا خیلی کمتر بود ولی با مقایسه با دیگر کشور های همسایه شاهد بودیم که چه کار های بزرگی انجام شد

  3. در دهه چهل و با توجه به وضعیت فرهنگی ان زمان و جهالت و سطح نازل فرهنگ مردم کنترل و پایش زیستگاه ها کاری بود کارستان(کار نبود باختران کار بود!!!)
    خلع سلاح عشایر در اشترانکوه کار ساده ای نبود(پس چرا حالا عاجز هستند)
    هومان خان حتما از بزرگتر ها داستان هایی از قاطعیت ماموران شنیده است(با تاسف در پیش از شهریور بیست این قاطعیت ماموران گاهی به قساوت های گاهی اوقات بی معنی می کشید)

  4. البته شاهزاده اسکندر میرزا سه دهه پیش به مدت 5 سال(بله 5 سال؟!!!) از جایی استراحت مطلق گرفته بودند و……(می دانید که منظورم استراحت مطلق 5 ساله یعنی چه؟ نمی دانید مهندس درویش راهنماییتان می کنند)

  5. همگن عزیزم از اینکه کامنت های من دیگر گم نمیشود ممنونم به جایزه آب دریاچه کرج که نرسیدیم شاید جایزه این پست به ما هم برسدشاید هم از جناب اسکندر فیروز گرفتیم.یه سر به میلت بزن وخبر رسیدن فایلو بده ممنون.جایزه رو نفرست گم میشه میام میگیرم

  6. جناب درویش همه خادمین محیط زیست ایران قهرمانان گمنامی هستند و پیشکسوتان آنان که به حق قهرمانان ملی نیز می باشند و ای کاش روزی برسد که از همه آنان در زمان حیاتشان مورد تجلیل و تکریم قرار بگیرند و از جنابعالی خواهشمندم که در صورت امکان وبلاگ مهار بیابان زایی حتما” جهت تجلیل از آنان ستونی باز شود

  7. سلام،
    مشتاقانه منتظر معرفی این انسان بزرگ هستم، آقای درویش…
    پ. ن.: یه کم دیر کنید، اشکار خان پست بعدی تون رو این جا کامنت می ذارن ها! دی:

  8. سلام
    واسه ایران و زیبایهاش افراد گمنام زیادی تلاش میکنن که هیچوقت شناخته نمیشن- بی صبرانه منتظرم تا محمد درویش از او بنویسد

  9. اشکار که همه چیز را لو داد, دیگر جایی برای من نمانده تا راجع به این ابر مرد بنویسم. فقط همین را بگویم که اسم اسکند فیروز مترادف است با پدر محیط زیست ایران.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا