مهار بیابان‌زایی

یک خبر خوش برای گاوها از کاتالونیای اسپانیا!

همین سه روز پیش بود که با حیرت و افسوس از این رسم ناخوشایند و غیرقابل باور ماتادورها در اسپانیا گله کردم و با تأسف از تداوم چنین حرکت‌های خشونت‌طلبانه و گاوستیزانه‌ای در قلب اروپای متمدن ابراز ناامیدی و نارضایتی و شگفتی و افسوس کردم.
پیش‌تر هم از دوستانم در مهار بیابان‌زایی خواسته بودم تا به این کمپین اینترنتی پیوسته و مراتب انزجار خویش را از سوزاندن شاخ گاو‌های زنده در اسپانیا اعلام دارند.

اینک اما خوشبختانه توسط یکی از خوانندگان عزیز مهار بیابان‌زایی به نام آقای مجید ملوحی، خبردار شدم که نمایندگان پارلمان ایالت کاتالونیا، به عنوان مهد ماتادورهای اسپانیایی، سرانجام در یک رأی‌گیری فشرده توانسته‌اند با اکثریت 67 رأی موافق در برابر 59 رأی مخالف، نخستین گام را برای ممنوعیت دایم گاوبازی در این کشور بردارند.

جالب آن که این رأی حاصل تلاش گروه‌های فراوانی از مردم اسپانیا بوده که به شدت با مراسم گاوبازی در این کشور مخالف بوده و آن را آیینی غیر انسانی می‌دانند که آبروی کشور و مردم و تمدن اسپانیا را در جهان خدشه‌دار کرده است. آنها کمپینی مرکب از 168 هزار امضاء تهیه کرده و به نمایندگان خویش در پارلمان کاتالونیا دادند. همچنین پس از رأی مثبت پارلمان کاتالونیا، اینک نماینده گروه طرفداران لغو گاوبازی – آقای Leonardo Anselmi – اعلام کرده که حرکت اعتراضی خویش را ادامه می‌دهند تا آن که در سرتاسر خاک اسپانیا این مراسم خون‌ریز برای همیشه پایان یابد.

درود بر انسان‌هایی که اینگونه می‌کوشند تا حرمت همه‌ی زیستمندان عالم حفظ شود.

امیدوارم روزی در ایران هم شاهد پایان آیین‌هایی باشیم که به منظور سرگرمی، حیوانات آسیب می‌بینند؛ آیین‌هایی مانند جدال خروس‌های لاری که هنوز در پاره‌هایی از ایران، از جمله استان‌های اردبیل، کردستان، کرمانشاه، لرستان و … جریان دارد و البته علاوه بر ایران، مردمان تاجیکستان، افغانستان، تایلند و ترکمنستان هم به آن مبادرت می‌ورزند.

محمد درویش

عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور

نوشته های مشابه

98 دیدگاه

  1. درویش خان
    ..اسپانیولی ها فلسفه ای دارند که گاوی که در آرنا ( استادیوم گاو بازی ) بدست ماتادور کشته می شود مرگ پر افتخاری نسبت به گاوی دارد که در کشتارگاه می میرد.خون ریزی جزو ناگسستنی طبیعت بشر است بیشتز مردم مطلوب ترین قسمت مستند های مرتبط با حیات وحش را صحنه هاس شکار و دریدن طعمه می دانند…البته اگر من خودم را جای گاو بحساب می آوردم گول حرف های مرگ با افتخار را نمی خوردم گاو نگون بخت را پس از فرو کردن چند نیزه سبک و کوتاه و آراسته و خسته کردن تا حد له له زدن با فرو کردن شمشیر بلند و نوک تیز در گردنش کشته و گوشش او را بریده و به محترم ترین فرد در میان تماشاچیان و یا زیباترین زیباروی مو مشکی و فتان اسپانیولی جناب ماتادور تقریم می کند.سپس لاشه گاو را به کمک اسب بر روی زمین کشیده و خارج کرده و گوشت ان مرحوم را با قیمتی گران می فروشند…..اما موسیقی سحرانگیز فریاد تماشاگران دختران جذاب با چشمان درشت و گیسوان تابدار آفتاب درخشان مدیترانه و غوغای رنگ در میان میدان همه جادویی هستند..اگر شما هم آمیگو در انجا بودید همین حس را داشتید دعوای کاتالونیا و اسپانیا ریشه قدیمی دارد و گاو بازی و منع ان در کاتالونیا یک دهن کجی سیاسی به دولت اسپانیا است….می دانید که پاته جگر غاز چگونه آماده می شود؟

  2. کتاب زنده باد کاتالونیای جرج ارول را خوانده اید درباره شرکت این نویسنده بریتانیایی در جنگ های خونین داخلی اسپانیا از 1936 تا 1939 است..بتازگی عده ای مدعی شدند اصلا ارول جاسوس بریتانیا بوده و با وجود شرکت در نبرد به همراهی ملیون گزارش خطوط جنگی را به نیروهای ژنرال فرانکو می داده است!!!
    ..جناب عبادی شاید به اسپانیا رفته باشند و جای همه دوستان را خالی کرده باشند با زیتون و پرتقال و پنیر و انگور (چیه گفتم انگور خشک و خالی !!) و غذاهای دریایی

  3. ولی ای داد و بی داد نکند با شنیدن این خبر تمام گاو های فلات ایران بار سفر را برای چرا در مرغزاران کاتالونیا ببندند و ما را از همنشینی با خود محروم سازند!!!می گویند خر که همان الاغ خودمان باشد تا پیش از طوفان نوح گوش های معمولی داشت در بلبشوی طوفان خر هنوز دودل بود که سوار کشتی بشود که یکهو ناخدای کشتی که همان حضرت نوح بود گوش های خر را گرفت و کشید و داخل کشتی بزور آورد

  4. راست و یا دروغ شایع شده هنگامی که خر خوش شانس ( لطفا نحوانید خر شانس ) به روی عرشه تشریف اورد دوستان به او گفتند بابا جان دنیا بی تو صفایی ندارد!!!!

  5. من هم امیدوارم که این بی عدالتی ها چه نسبت به حیوان و طبیعت و انسان به پایان برسد
    البته ناگفته نماند که سهمی داریم در رابطه با مخالفت با این بی انصافی انسانها
    اگر میبینیم باید مخالفت کنیم

  6. روز به خیر آقای مهندس درویش عزیز و گرامی…
    بله خبر خیلی خوشحال کننده ای است. امیدوارم جلوی کشتار سیل های کانادا نیز گرفته بشه که خیلی وحشتناکه. مهمتر از همه امیدوارم مراسم قربانی کردن های بیمورد در مملکت گل و بلبل خودمان نیز روزی منسوخ بشه…

  7. بسیار لذت بردم
    اتفاقی سایت-بلاگ شما را دیدم
    کار من تصفیه آب است
    از همت و تلاش شما در زمینه حفظ محیط زیست محظوظ شدیم بسیار
    اگر اجازه دهید لینکتان کنم
    موفق باشید

  8. درود بر جناب درویش عزیز…

    دلمان برایتان و نوشته هایتان حسابی لک زده بود…آنقدر مشغولمان کرده اند که نگو!

    من هم مانند نیلوفر خانم امیدوارم که این بی عدالتی ها چه نسبت به حیوان و طبیعت و انسان به پایان برسد…در مورد اسپانیایی ها باید بگم کلا مردم خوش گذرانی هستند و تعداد رای های مخالف هم نشان دهنده ی این موضوع هست…

    به اروند عزیز هم سلام ما را برسانید…

    روز خوش 🙂

  9. سلام آقای درویش
    من که فکر نکنم به این زودیا این رفتار وحشیانه انسان ها با طبیعت و علی الخصوص حیوانات تموم شه…

    فقط باید به آینده امیدوار بود. هرچند خیلی سخته.

    با آرزوی بهترین ها

  10. خوی درنده بشر بتدریج تعدیل یافته است در زمان رومیان نه تنها شیر و خرس بلگه گلادیاتورها هم برای انبساط خاطر شهروندان محترمو با فرهنگ رومی کشته می شدند قربانی کردن انسان در بسیاری از آیین ها ریشه داشته است پیش از زرتشت نیز مناسک آیینی قربانی رایج بوده چون زرتشت به اینگونه قربانی ها معترض بود در آیین هندوان تا 1860 برای کالی یکی از خدایان هندو انسان قربانی می گردید که پس از این تاریخ گوسپند جای انسان را گرفت ولی بهرحال باید قبول کرد درنگی در ذات انسان جای دارد اکنون در اسکاتلند و انگلیس شکار روباه با تازی و اسب چند سالی است به قیمت از دست رفتن هفت هزار شغل ممنوع شده ولی هنوز مسابقات جنگ خروس و جنگ سگها و نبرد گورکن و سگ پنهانی در بریتانیا رواج دارد….درست است..هیچکس دوست ندارد بجای گاو نگون بخت در آرنا باشد ولی چه کنیم که این مراسم تماشایی است…در همین ایتالیا که سرکار بانو ژاله تشریف داشتند اگر حمایت دولت و برخی گروه های دوستدار طبیعت نباشد کشاورزان و دامداران به سالی نکشیده نسل گرگ و سیاه گوش و خرس را نابود می کنن در همین فرانسه شیک و اتو کشیده آخرین خرس بومی کوه های پیرنه توسط مردم محلی در سال 2008 کشته شد و هر سال در مرز ایتالیا و فرانسه تعدادی گرگ توسط روستاییان مسموم و کشته می شود…برژیت باردو این بانوی مه پیکر (البته در قدیم ) معروف به به به در فرانسه از حامیان قوی حفظ حقوق حیوانات می باشند….انشالله عمری باشد درویش خان پس از کاستاریکا دو نفری به اسپانیا می رویم اروند را هم نمی بریم!!!می رویم مالاگا بعد می رویم یک گاوبازی جانانه می بینیم آمیگو!!!

  11. رسم آتش بستن به شاخ گاو بسیار قدیمی است.تا اوایل قرن نوزدهم دزدان ساحل نشین در سواحل صخره ای بریتانیا آتش را به شاخ گاوی بسته و در شب رها می کردند تا کشتی ها به هوای فانوس دریایی در شب به صخره برخورد کرده و غرق شوند و دوستان به نوایی برسند این رسم بین اعراب جاهلی هم وجود داشت…….اما براستی گوشت تازه چیز دیگری است..جگر خون آلود و داغ….راسته و سردست گوساله…خوراک زبان به به..انسان همه چیز خوار است نه کاملا گوشت خوار و نه تماما گیاهخوار نزدیک ترین پسر عموی ما شامپانزه هم بیشتر گیاهخوار است ولی در رژیم غذایی او گوشت نیز لازم و حتمی است ولی در عوض گوریل به تقریبا کامل گیاهخوار بوده و به همین دلیل مانند گیاهخوارانی چون اسب و گوسپند شکم بزرگی برای هضم مواد گیاهی دارد

  12. حالا این حرفها صحیح اما ببینم الان مرغ تهران کیلویی چند است؟تعاونی شما درویش خان چند کیلو مرغ و شکر و روغن برای ماه رمضان می دهد کمی هم از عالم دلسوزی برای گاو های کاتالونیا بیرون آمده و بفکر این کرور کرور گوسپنوان زبان بسته کشور گل و بلبل باشیم!!!

  13. جناب درویش در کشور خودمان و در کنار گوش من و شما بعضی از خدا بی خبران گوسفندانی را که در کنار جاده های می خواهند بفروشند با خوراند آب نمک آنان را مجبور می کنند که آب و غذای بیش از حد معمول در معده آنان جا داده شود ولی ثابت شده این گوسفند ها پس از آنکه به فروش رفتند تا چند روز بعد اگر ذبح نشوند تلف خواهند شد و اگر پس از ذبح گوشت آنان را وزن کنید خواهید که چه کلاهی سر خریدار رفته است

  14. بسم الله الرحمن الرحیم
    اما دین حیات بخش اسلام 1400 سال قبل دستور داده است موقع سربریدن حیوان چاقو تیز باشد حیوان شکنجه نشود زجر کش نشود حتی به غیر آهن نیاید سر حیوان را برید که زجر کش نشود
    و حیوانی را جلوی حیوان دیگر سر نبرند و حیوان را قبل آب بدهند

    این را با رسم وحشی گری اسپانیای قرن 2000 مقایسه کنید

  15. سرکار بانو مجتهد زاده
    درود برشما
    تمام گاو های اسپانیا در آرنا کشته نمی شوند و در کشتارگاه ها طبق ظوابطی که در اتحادیه اروپا رایج است ذبح می شوند.قانونی از قدیم وجود دارد که اگر گاوی در دو مبارزه پیروز شود برای تمام عمر در مزرعه زندگی خواهد کرد تنها گاوهای نر برای مبارزه انتخاب می شوند و از بدو تولد در گله گوساله هایی ویژه برای نبرد پرورانده می شوند

  16. جناب درویش، مسالهٔ گاوها که خوشبختانه داره حل می‌شه، آیا شما اطلاع دارید که کمپینی برای مبارزه با کشتار نهنگ‌ها که هر سال در دانمارک انجام می‌شه وجود داره یا نه؟ چون کشتن نهنگ‌ها غیر از غیر انسانی‌ بودن به انقراض این گونه هم کمک می‌کنه و از گاوها خیلی‌ تبعات بدتری داره.

  17. اشکار درست می گوید . ین قضیهء اعتراض به گاوکشی ( با اصطلاح گاوبازی برای آن مخالفم!) در کاتالونیا هم چیزی شبیه شده است به اعتراض گروههای قومی در آذربایجان در وضعیت دریاچهء ارومیه . بهرحال امیدوارم که این اعتراض ها فراگیر شود و این ورزش برحمانه تبدیل به همان نسخهء قابل تحمل مکزیکی اش بشود که واقعا” گاوبازی است و هیچ گاوی هم در آن کشته نمیشود .
    چند نکته هم به اشکار :
    – بله ، من معمولا” سالی یکبار به اسپانیا سفر می کنم و ضمنا” به شهرهایی می روم که توریستی نیستند و طبیعتا” فرهنگشان بگر و دست نخورده باقی مانده اند
    – اسپانیایی تنها مردمی هستند که زنهایشان مثل ایران علاقه دارند عصرها در کوچه ها دور هم بنشینند و غیبت کنند! مردهایشان هم مثل عربها از همنشینی با زنها خوششان نمی آید و عصرها در کافه های محلی شان می نشینند و عصرانه ای می خورند که عبارت است از زیتون و پنیر با برگ نازکی از گوشت ران دودی شدهء خوک و آبجویی که میگوئیل اسمش هست
    – عربهای صحرای نجد و حجاز – بعدها معروف به به جاهلی – هرگز گاودار نبودند و ضمنا” دریانورد هم نبودند . در نتیجه نه شاخ گاوی را آتش می زدند و نه کشتی های مهاجمی در کار بود که بخواهند فریبش بدهند و نه اصلا” می دانستند فانوس دریایی چی هست! عربهای بیچاره آن زمان چیزی نداشتند که کسی بخواهد از راه دریا برای غارت کردنشان به آنها حمله کند . عربهای شام هم مردمی مسیحی و ثروتمند و بسیار پیشرفته و صلح دوست بودند و هرگز جاهلی محسوب نمی شدند و نمی شوند . عربهای نجد و حجاز هم که بعدها معروف به جاهلی شدند ، مردمی بسیار آرام ، صلح دوست ، بی آزار ، لیبرال! و معتقد به حقوق زنان بودند . داستانهایی هم که بعد از اسلام دربارهء آنها ساخته شدند عموما” افسانه هستند و از نظر تاریخی بی اعتبارند ( این توضیحات صرفا” جهت اطلاع اشکار عرض شد – اگر ایمیلش را داشتم این توضیحات را برایش ایمیل می کردم – انشاء الله که خانم مجتهد به این کامنتم گیر ندهد – اگر بدهد حوصلهء دعوا با کسی را ندارم و از همین الان دستهایم را بالا می برم و تسلیم هستم ) .
    (:

  18. درود بر جناب عبادی
    داستان آتش به شاخ بستن گاو توسط اعراب را جایی خوانده بودم ولی به عنوان یک آیین به ان اشاره شده بود…..آنطور که شنیده ام شعرای پیش از اسلام بسیار توانا بودند آیا چیزی از اشعارشان را بیاد دارید؟..از شعرای عرب پس از اسلام متنبی به سخنوری و فلسفه شهره است از او چه در خاطر دارید؟

    1. به اشکار:
      آخرین نظرسنجی ها در اسپانیا نشان می دهد که بیش از 75 درصد مردم این کشور با کشتار گاوها بدین شکل مخالفند و خواهان برچیده شدن آیین ماتادورها هستند.
      .
      به مریم خداکرمی:
      آمین.
      .
      به نیلوفر زمانیان:
      موافقم … همه ی ما سهم داریم!
      .
      به ژاله فتوره چی:
      من هم امیدوارم … درود بر شما.
      .
      به مازیار:
      لطف دارید شما … لینک کردن که اجازه نمی خواد! می خواد؟
      .
      به مرد خاکی عزیز:
      امیدوارم که روزگار بر وفق مراد باشد … البته اسپانیایی ها واقعاً دارند از گذشته خود فاصله می گیرند .
      .
      به حسین عبیری گلپایگانی:
      راست می گویی حسین جان، خیلی از ماها از خیلی های دیگه مشکلاتمان بیشتر است! که تو فقط به یک مورد آن اشاره کردی.
      درود …
      .
      به خانم مجتهد نجفی:
      از کامنتهای شما که ربطی به طرح تان ندارد، بسیار استفاده می کنم.
      درود …
      .
      به سامان:
      در این باره چند مطلب در وبلاگم نوشته ام. موفق باشید.
      .
      به عبداللطیف عبادی:
      موافقم. گاوکشی بهتر است. در ضمن بابت خانم نجفی هم مطمئن باش!
      درود …
      .
      .
      راستی!
      الان متوجه شدم که خودت هم در وبلاگت نوشته ای: گاوبازی!!
      https://www.aebadi.com/archives/2564

  19. نکته ای که در این رای گیری برایم جالب بود ؛
    نزدیکی تعداد آرای موافقین و مخالفین بود که خود
    نشان دهنده ی افکار عمومی نه چندا منفی در مورد این موضوع است !

    1. این مساله بیشتر نشان می دهد که مافیای ماتادورها تا چه اندازه در پارلمان کاتالونیا نفوذ دارد. زیرا همان طور که اشاره کردم، نظرسنجی ها نشان می دهد که 75 درصد مردم اسپانیا از این آیین غیر انسانی و خونریزانه انزجار دارند.
      درود …

  20. بسم الله الرحمن الرحیم
    آقای عبداللطیف عبادی گفته است:
    ….. داستانهایی هم که بعد از اسلام دربارهء آنها ساخته شدند عموما” افسانه هستند و از نظر تاریخی بی اعتبارند ( این توضیحات صرفا” جهت اطلاع اشکار عرض شد – اگر ایمیلش را داشتم این توضیحات را برایش ایمیل می کردم – انشاء الله که خانم مجتهد به این کامنتم گیر ندهد – اگر بدهد حوصلهء دعوا با کسی را ندارم و از همین الان دستهایم را بالا می برم و تسلیم هستم )

    جواب:
    متاسفانه حضرتعالی از خیلی از ادعاهاتان طفره رفتید
    از جمله نگفتید به چه علت نوشتن مطالب در فرمهای خالی ادارات که در اختیار مردم و پژوهش گران قرار داده می شود
    اولا جرم است
    دوم جرم مشهود است
    نفرمودید چگونه بنده مرتکب جرم مشهودی شده ام و قبل از حضرت عالی هیچ کس این جرم مشهود را تشخیص نداده بوده
    1- مرکز تحقیقات ریاست جمهوری
    2- وزارت جهاد کشاورزی (معاون وزیر وقت آقای دکتر جهانسوز)
    3- آقای دکتر عصاره رئیس بخش جنگل ها در موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع
    5- جناب آقای مصطفی خوشنویس
    6- جناب آقای هاشم کنشلو
    این ها افرادی هستند که به یقین پزوه بنده را دیده اند که در فرم شورای عالی انقلاب فرهنگی نوشته ام ا زیانهمه افراد هیچ کدام جرم بودن کار بنده را گوشزد نکردند تا چه رسد به جرم مشهود بودنش را

  21. بسم الله الرحمن الرحیم
    آقای عبداللطیف عبادی گفته است:
    ….. داستانهایی هم که بعد از اسلام دربارهء آنها ساخته شدند عموما” افسانه هستند و از نظر تاریخی بی اعتبارند ( این توضیحات صرفا” جهت اطلاع اشکار عرض شد – اگر ایمیلش را داشتم این توضیحات را برایش ایمیل می کردم – انشاء الله که خانم مجتهد به این کامنتم گیر ندهد – اگر بدهد حوصلهء دعوا با کسی را ندارم و از همین الان دستهایم را بالا می برم و تسلیم هستم )

    جواب:
    متوجه نشدم منظور از “استانهایی هم که بعد از اسلام دربارهء آنها ساخته شدند عموما” افسانه هستند و از نظر تا
    اینکه شما فرمودید مطلقا اعراب تا اواخر دوره عباسیان یعنی حدود قرن 13 میلادی و حدود قرن 7 هجری نمی شناختند در حالیکه خود اروپائیان اعتراف می کنند که مسلمین اوایل قرون وسطی یعنی حدود قرن 7 یا 8 میلادی و از سال 92 هجری اواخر قرن اول و قرن دوم ظهور اسلام بادنجان را وارد اروپا کردند (نواحی اندلس) و این اروپاییان وحشی قرون وسطی تا 8 قرن بعد یعنی تا قرن 15 از بادنجان وحشت داشتند و آنرا سیب دیوانه و… می نامیدند
    اینها افسانه است؟

    خوب است شما کتاب “تمدن اسلام و عرب” دکتر گوستاولوبون فرانسوی را مطالعه بفرمایید
    خوب است شما اظهار نظر های ویل دورانت و سایر اندیشمندان غربی را مطالعه بفرمایید شاید باورتان شود که افتاب جهانبخش اسلام چگونه باب علم و دانش را بر روی غرب باز کرد و اروپای قرون وسطی را به علم و دانش فراخواند

    ای کاش حداقل مقداری در باره حضور 8 ساله مسلمین در اندلس مطالعه داشته باشید
    وقتی در جواب بنده متوجه شدم هنوز نمی دانید کدام اعراب بادنجان را وارد اروپا کردند تعجب کردم
    و فکر می کنید این اعراب اعراب غیر مسلمین بودند
    جهت اطلاع شما و سایر کاربران محترم عرض می کنم هر جا در متون اروپاییان از کلمه “اراب” استفاده شده مقصود مسلمانان هستند که از سال 92 هجری به فرماندهی طارق از تنگه جبل الطارق معرومف وارد اروپا شدند و در شهرهای اسپانیا “غرناطه” گرانادا “قرطبه” کوردوبا “مدینه الزهرا” و… به مدت 800 سال عالیترین و بزگترین تمدن ها را به یادگار گذاشتند
    و مسلمین بودند که درختان مرکبات را برای اولین بار از حدود 92 هجری وارد اروپا کردند
    مسلمین بودند که خرما و نیشکر را از حدود 92 هجریوارد اروپا کردند
    مسلمین بودند که انواع گیاهان مانند بادنجان را از حدود 92 هجریبرای اولین بار وارد اروپا کردند
    مسلمین بودند که علم آموزی را به اروپاییان آموختند

    اینها واقعیت هایی است که خود اروپاییان بیان یم کنند آنوقت چطور این ها واقعیت ندارند و افسانه هستند

    بنده اگر بخواهم در باره آثار دانشمندان مسلمان در اروپا بگویم کتابها می شود
    به مطالب این لینکها توجه کنید
    https://www.google.com/#hl=fa&q=%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85+%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%84%D8%B3+%D8%A7%D8%B1%D9%88%D9%BE%D8%A7&lr=&fp=a442fce20d9b63af
    و
    https://www.google.com/#hl=fa&q=%D8%AA%D9%85%D8%AF%D9%86+%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85+%D9%88+%D8%B9%D8%B1%D8%A8&lr=&fp=a442fce20d9b63af

    شما که عرب هستید چرا باید از تاریخ گذشتگان خودتان ندانید

    البته بحث تمدن اسلام و عرب افتخار همه هست و بیداری که از اسلام به دنیا رسید

  22. بسم الله الرحمن الرحیم
    قران را شما قبول ندارید؟
    اما بهرحال از قران آیاتی را می آورم شاید باور نکنید اما این را نیز توضیح می دهم اگر بیان قرآن راجع به دختر کشی اعراب جامهلی صحیح نبود اینهمه مردمی که تمام قرآن را از حفظ می خوانندند یکبار به این آیه آیات ایراد می گرفتند در حالیکه ما هیچ روایتی ولی جعلی در باره نادرست بودن دختر کشی اعراب جامهلی نداریم

    شما خودتان قضاوت کنید اگر یک متنی را به ما یاد بدهند که در آن متن از عادتی غلط از ما یاد شود که آن عادت را نداشته باشیم و بطور مدام هم اینئ کلمات را تکرار کنیم آیا امکان دارد هیچ کسی از ما ایراد نگیرد؟

    بلکه داستانهای فراوانی از دختر کشی اعراب قبل از اسلام در کتابها نقل شود

    بله اگر بقول شما این داستانهابعد از اسلام گفته می شد حرفر شما می توانست درست باشد اما این حکایات همزمان با ظهور اسلام و در محکم ترین کتاب یعنی قران ذکر شده است

    و اذا بشر احدهم بالانثی ظلّ وجهه مسودّا و هو کظیم یتواری من القوم من سوء ما بشر به ایمسکه علی هون ام یدسّه فی التراب الا ساء ما یحکمون» (نحل، 58 ـ 59)
    «و هرگاه یکی از آنان را به دختر مژده آورند، چهره اش سیاه می گردد، در حالی که خشم [و اندوه[ خود را فرو می خورند، از بدی آنچه بدو بشارت داده شده، از قبیله [خود] روی می پوشاند. آیا او را با خواری نگاه دارد یا در خاک پنهانش کند؟ و چه بد داوری می کنند.»

    زن دوست یا دختر دوست؟

    1. خانم مجتهد نجفی گرامی:
      به نظرم شما باید برای پاسخگویی به آقای عبادی به سایت خودشان مراجعه فرمایید و پرسش هایتان را آنجا مطرح کنید. ایشان مایل هستند مدیریت پرسش و پاسخ را خودشان برعهده داشته باشند. در آنجا وقتی کامنت می گذارید، فقط نام تان را بنویسید و ایمیل و نشانی سایت را ننویسید تا پیام تان ارسال شده و منتشر گردد.
      درود …

  23. بسم الله الرحمن الرحیم
    ضمنا جناب آقای عبادی و همه کسانیکه به درگاه الهه البرز نیایش می کنند یک نکته را به یاد داشته باشند که:
    1400 سال شاه ایران آنهم عادلترین و بهترین آنان حتی در مقابل پول هنگفتی حاضر نشد فرزند یک رعیت درس بخواند اما در همین زمان می بینیم که قران می فرماید:
    بسم الله الرحمن الرحیم
    “قَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَى الْمُؤمِنِینَ إِذْ بَعَثَ فِیهِمْ رَسُولًا مِّنْ أَنفُسِهِمْ یَتْلُو عَلَیْهِمْ آیَاتِهِ وَیُزَکِّیهِمْ وَیُعَلِّمُهُمُ الْکِتَابَ وَالْحِکْمَةَ وَإِن کَانُواْ مِن قَبْلُ لَفِی ضَلالٍ مُّبِینٍ ﴿۱۶۴﴾
    به یقین خدا بر مؤمنان منت نهاد [که] پیامبرى از خودشان در میان آنان برانگیخت تا آیات خود را بر ایشان بخواند و پاکشان گرداند و کتاب و حکمت به آنان بیاموزد قطعا پیش از آن در گمراهى آشکارى بودند (۱۶۴)سوره ال عمران

    در اروپا نیز تا همین تا قرن 16 یعنی 10 قرن بعد از اسلام گالیله بخاطر نظریه گرد بودن زمین تا پای چوبه اعدام رفت

    یعنی زمانیکه علم و دانش بین مسلمانان ارزش داشت
    اینگونه علم و دانش بی قرب و ارزش بود

    چه بسا اگر اسلام نبود ایرانیان امروز هم حق دانش آموزی نداشتند و حتی خواندن و نوشتن هم نمی دانستند

  24. بسم الله الرحمن الرحیم
    بنده نه وقت دارم و نه امکانش هست که هرکس را جواب بدهم
    جنابعالی و آن دو نفر کارشناس محترم اسم مرا در فضای مجازی وارد کردید نه آقای عبادی
    من با آقای عبادی کاری ندارم

    البته شما می توانید کامنتهای بنده را حذف کنید و اجازه ندهید کامنت بگذارم
    حتی خودتان هم بگویید کامنت نگذار نخواهم گذاشت

    اگر اینجا جواب می دهم چون در حضور شما و در تارنمای شما ایشان به بنده توهین ها و تهمت هایی را متوجه کردند که باید جواب می دادم
    البته باید شما و سایر دوستانتان حداقل در برخی موارد حمایت می کردید که نکردید
    مانند تهمت جرم بودن و حتی جرم مشهود بودن یا خانم فلورا با اینهمه توضیح بازهم فرم شور ا را سربرگ خواندند و آن را جرم معرفی کردند

    شما به عنوان صاحب این تارنما باید از امثال آقای عبادی دلیل و مدرک بر مدعایشان می خواستید نه اینکه از آنها برای روشنگریهایشان (مطالب نادرستشان) هم تشکر کنید
    نه اینکه یک نفری 10 نفر به سرم بریزند و هرچه دوست دارند بگویند

    هرچند در توهین نکردن چند بار تذکر دادید که متشکر هستم

    تحمل 90 بار دروغگو خوانده شدن راحت نیست

    به دنبال مدرک ونکوور دارم می گردم

    به چند دارالترجمه تماس گرفتند اما آنها گفتند ما نمی توانیم صحت قوانین کشورهای دیگر را توضیح و تایید کنیم
    حتی راهش را هم پرسیدم اما نتوانستند کمک کنند

    حالا به دنبال آدرس و یا شماره تلفن سفارت ایران در کانادا هستم تا ببینم امکان تماس با آنها هست

    و آیا این کار را می توانند انجام دهند یا نه

    که ببینم آیا سایت https://vancouver.ca غیر قابل اعتماد کانادا است

    به دنبال چند سئوال هستم
    1- آیا تا چه حدی کاشت درختان میوه در فضاهای عمومی شهر ونکوور مانند خیابانها و پارکها تصویب شده است و تا چه حدی توانسته ام از ترجمه گوگل متوجه شوم

    2- آیا پایگاه https://vancouver.ca غیر قابل اعتماد است و همان طور که آقای دانش می گویند “اگر حتی این سایتهای شخصی مورد ادعای شما, که مطلقا” مورد تأیید دولت مرگزی کانادا و دولتهای استانی نیستند, کوچکترین مطلبی راجع به تصویب کاشت درختان میوه در خیابانها داشتند, شاید با استناد به آیه های قرآن میتوانستید اتهام دروغگویی را ازخود بزدایید, ولی افسوس که هیچ چیزی به نفع شما نگاشته نشده است
    و خانم نجفی چون در هیچکدام از سایتهای دولتی نتوانسته اند مصوبه ی ادعایی شان را که دروغ محض میباشد بیابند, در سایتهای به دنبال صحت ادعایشان میگردند که مطلقا” جنبه ی قانونی نداشته و اصلا” هیچگونه صحبتی هم از تصویب کاشت درختان میوه در خیابانهای ونکوور ننموده اند”

    3- آیا واقعا مقامات شهر ونکوور می توانند بدون تایید دولت استانی بریتیش قانون کاشت درختان میوه در فضاهای عمومی شهر ونکوور را تصویب کند یا حرف آقای دانش درست است که گفته: “باید به عرض برسانم که سیستم دولتی در کانادا, سیستم فدرال است, یعنی علاوه بر دولت مرکزی که قسمتی از مسئولیتها از جمله دفاع و امنیت ملی, روابط خارجی و قوانین جنایی را بعهده دارد, هر استانی هم عین یک کشور کوچکتر, برای خودش نخست وزیر, هیئت دولت, مجلس قانونگذاری, دادگستری و غیره دارد که مسئولیت محیط زیست, کشاورزی, بهداشت, مهاجرت, حمل و نقل, و رفاه اجتماعی بر عهده ی این دولتهای استانی میباشد که قسمتی از این مسئولیتها از جمله محیط زیست و مهاجرت را نیز با دولت مرکزی, مشترکا” بعهده دارند, هر شهری هم برای خودش مسئولیتهایی دارد که با وظایف دولتهای مرکزی و استانی کاملا” تفاوت دارد مثل پلیس, آتش نشانی, آب و فاضلاب و مدارس, که با این روش یعنی تقسیم مسئولیتها, هیچگونه تداخلی انجام نمیگیرد و کارها هم بخوبی پیش میرود.
    با این اوصاف میبینید مسئولیت امور کشاورزی در هر جایی به دولتهای استانی واگذار شده و پس از تأیید و تصویب هر موضوعی به اجرا در می آید بنابراین هیچ شهری منجمله ونکوور نمیتواند بطور خودسر اقدام به تصویب لایحه ای نماید که از وظایف آن شهر نمیباشد. چون شهر ونکوور در استان بریتیش کلمبیا قرار دارد طبعا” موضوعات مربوط به کشاورزی, منجمله کاشت درختان میوه در خیابانهای ونکوور, پس از بحث و بررسی در سازمانهای شهری مربوطه و طی مراحل چند گانه ای که قبلا” اشاره کردم, در نهایت به هیئت دولت ارجاع میشود و در مجلس دولت استانی به تصویب نهایی میرسد.”

  25. خانم نرگس مجتهد نجفی
    آقای درویش کار و زندگی دارد . خواندن این کامنتها و چک کردن آنها و جواب دادن به این نظراتی که در اینجا نوشته میشوند هر کدامشان بخشی از وقت و ذهن محمد درویش را می گیرند . به عبارتی نوشتن هر کامنتی در اینجا معادل گرفتن و اشغال کردن بخشی از وقت و زندگی خصوصی محمد درویش و ذهن و حواسش هست . در نتیجه به نظر بنده نوشتن کامنتهای غیر ضروری و پرت و بی مورد زیر نوشته های ایشان نه تنها نشانهء دوستی با ایشان نیست بلکه جفا در حق او و اعضای خانواده اش هم هست
    با این تفاسیر ، بنده از شما و سایرینی که دربارهء بنده و یا دربارهء نظرات بنده – مانند همین قضایای بادمجان و عربهای پیش از اسلام – سئوالی یا انتقادی و یا مخالفتی دارید خواهش می کنم که یا در سایت خودم بنویسید و یا برایم ایمیل بزنید
    latifiran@hotmail.com
    ————
    ضمنا” ، دین اسلام فقط و فقط مختص مردان است و برای مردان است و خطاب به مردان است و هیچ ربطی هم به زنها ندارد . روز قیامت هم زنان نه به بهشت می روند و نه به جهنم . بهشت و جهنم فقط و فقط مختص مردان است . قرآن مجید هم خطاب به مردان نازل شده است و حرفی با زنها ندارد . من اصلا” نمی دانم چرا زنها خودشان را قاطی مسلمین کرده اند؟ مسلمان شدن زنها برای من همیشه یک سئوال و یک پدیدهء عجیب و غریبی بوده است . من نمی دانم چرا علمای دینی به زنها نمی گویند که مسلمان شدن و نشدنشان هیچ فرقی بحالشان ندارد و خودشان را خسته نکنند؟ البته عموم علمای اهل تسنن این موضوع را بخوبی می دانند و به همین دلیل زنها را به مسجد راه نمی دهند .
    حالا اگر نظری دارید برای خودم بنویسید و نه در اینجا . ایمیلم را یکبار دیگر تکرار می کنم
    ebadi.journalist@gmail.com

  26. بسم الله الرحمن الرحیم
    جواب جناب آقای عبداللطیف عبادی 1
    1- بنده چند سئوال در باره همین پیشنهادم پرسیدم جواب ندادید از جمله به چه دلیلی نوشتن طرح در فرم شورا را جرم و از همه مهمتر جرم مشهود دانسته اید؟

    2- در باره گرفته شدن وقت آقای درویش و خانواده شان گفته اید درست است وقت ایشان گرفته می شود اما من چکنم من که به میل خودم وارد فضای مجازی نشده ام و برای دفاع از خودم وارد شدم که متاسفانه علاوه بر توهین ها و نسبت دادن مطالبی که در پیشنهادم نبود مواجه به توهین ها و نسبتهای بیشتری از جانب کاربران این تارنما شده ام که نمی توانم سکوت کنم لذا این راه و این وقت گیری ابتدا از جانب خود ایشان شروع شد و از جانب حضرتعالی و دیگر دوستانتان ادامه یافت.

    3- شما وقتی مطالب نادرست اعتقادی می نویسید من هیچگاه نمی توانم سکوت کنم چون سکوت بنده ممکن است تایید حرف شما محسوب شود شما در این تارنما این همه مطالب را به اسلام و قرآن و یک میلیارد مسلمان زنده نسبت داده اید چگونه انتظار دارید بنده جوابش را به پست الکترونیکی شما ارسال کنم و یا در جای دیگر جواب بدهم؟
    البته ایشان به من می توانند بگویند دیگر در این تارنما مطلب قرار نده که من نمی توانم در مالکیت ایشان تصرف کنم و نخواهم گذاشت منتها شاید راه های دیگری را برای جواب گویی برگزینم. و تا وقتی که مرا منع نکرده اند جواب خواهم داد.

    خداوندا خودت لطف بفرما تا بتوانم حق و حقیقت را آنطوری که هست بیان کنم

    گفته اید:
    1. اسلام فقط و فقط مختص مردان است
    2. برای مردان است
    3. خطاب به مردان است
    4. هیچ ربطی هم به زنها ندارد .
    5. روز قیامت هم زنان نه به بهشت می روند و نه به جهنم .
    6. بهشت و جهنم فقط و فقط مختص مردان است .
    7. قرآن مجید هم خطاب به مردان نازل شده است و حرفی با زنها ندارد .
    8. من اصلا” نمی دانم چرا زنها خودشان را قاطی مسلمین کرده اند؟
    9. مسلمان شدن زنها برای من همیشه یک سئوال و یک پدیدهء عجیب و غریبی بوده است .
    10. من نمی دانم چرا علمای دینی به زنها نمی گویند که مسلمان شدن و نشدنشان هیچ فرقی بحالشان ندارد و خودشان را خسته نکنند؟
    11. البته عموم علمای اهل تسنن این موضوع را بخوبی می دانند و به همین دلیل زنها را به مسجد راه نمی دهند .

    1. اسلام فقط و فقط مختص مردان است
    2. برای مردان است
    3. خطاب به مردان است
    جواب:
    آیات و روایات و دلایل بقدری زیاد است که مستلزم چندین جلد کتاب است اما چند آیه به عنوان نمونه ذکر می شود از روایات فراوان هم فعلا نمونه ای نمی آوریم:

    ما “زنها” طول تاریخ همراه مردان در آیه 193 و 194 سوره مبارکه ال عمران به خداوند عرض کردیم: “خداوندا ما “زنها” منادی دین را که فرمود به خدایتان ایمان بیاورید شنیدیم و ایمان آوردیم و از تو می خواهیم گناهان ما را بیامرزی و ما را همراه با ابرار قرار دهی
    و از خداوند خواستیم وعده های پیامبران را در باره ما عملی فرماید و ما را روز قیامت خوار نسازد
    رَّبَّنَا إِنَّنَا سَمِعْنَا مُنَادِیًا یُنَادِی لِلإِیمَانِ أَنْ آمِنُواْ بِرَبِّکُمْ فَآمَنَّا رَبَّنَا فَاغْفِرْ لَنَا ذُنُوبَنَا وَکَفِّرْ عَنَّا سَیِّئَاتِنَا وَتَوَفَّنَا مَعَ الأبْرَارِ ﴿۱۹۳ال عمران﴾
    پروردگارا ما شنیدیم که دعوتگرى به ایمان فرا مى‏خواند که به پروردگار خود ایمان آورید پس ایمان آوردیم پروردگارا گناهان ما را بیامرز و بدیهاى ما را بزداى و ما را در زمره نیکان بمیران (۱۹۳)
    رَبَّنَا وَآتِنَا مَا وَعَدتَّنَا عَلَى رُسُلِکَ وَلاَ تُخْزِنَا یَوْمَ الْقِیَامَةِ إِنَّکَ لاَ تُخْلِفُ الْمِیعَادَ ﴿۱۹۴آل عمران﴾
    پروردگارا و آنچه را که به وسیله فرستادگانت به ما وعده داده‏اى به ما عطا کن و ما را روز رستاخیز رسوا مگردان زیرا تو وعده‏ات را خلاف نمى‏ کنى (۱۹۴)

    خداوند هم در جواب ما “زنها” همراه با مردان فرمود: “من عمل هیچ مرد و زنی را ضایع نمی کنم” هرکس هجرت کرد و هرکس در راه من اذیت دید هرکس کشته شد گناهش را می آمرزم و وارد بهشتی که از زیر آن نهر جاری است می کنم”
    لذا ما “زنها” یقین داریم خداوند تلاشهای هرچند اندک ما را ضایع نمی فرماید و هرکس از ما “زنها” در راه خداوند هجرت کند یا اذیت شود یا کشته شود گناهش آمرزیده می شود و داخل بهشت خواهد شد
    فَاسْتَجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّی لاَ أُضِیعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنکُم مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِینَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِیَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِی سَبِیلِی وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُکَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ ( 195 آل عمران)
    خداوند، درخواست آنها را پذیرفت; (و فرمود:) من عمل هیچ عمل کننده اى از شما را، زن باشد یا مرد، ضایع نخواهم کرد; شما همنوعید، و از جنس یکدیگر! آنها که در راه خدا هجرت کردند، و از خانه هاى خود بیرون رانده شدند و در راه من آزار دیدند، و جنگ کردند و کشته شدند، بیقین گناهانشان را مى بخشم; و آنها را در باغهاى بهشتى، که از زیر درختانش نهرها جارى است، وارد مى کنم. این پاداشى است از طرف خداوند; و بهترین پاداشها نزد پروردگار است._„_195

    ما “زنها” هر گز به برتریهایی که خداوند داده است و دست ما نبوده تمنا نخواهیم کرد اما می دانیم هر کار خوب یا بدمان همانند مردان پاداش و کیفر خواهد داشت
    وَلاَ تَتَمَنَّوْاْ مَا فَضَّلَ اللّهُ بِهِ بَعْضَکُمْ عَلَى بَعْضٍ لِّلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبُواْ وَلِلنِّسَاء نَصِیبٌ مِّمَّا اکْتَسَبْنَ وَاسْأَلُواْ اللّهَ مِن فَضْلِهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمًا ( 32 النساء)
    برتریهایى را که خداوند براى بعضى از شما بر بعضى دیگر قرار داده آرزو نکنید! (این تفاوتهاى طبیعى و حقوقى، براى حفظ نظام زندگى شما، و بر طبق عدالت است. ولى با این حال،) مردان نصیبى از آنچه به دست مى آورند دارند، و زنان نیز نصیبى; (و نباید حقوق هیچ یک پایمال گردد). و از فضل (و رحمت و برکت) خدا، براى رفع تنگناها طلب کنید! و خداوند به هر چیز داناست._„_32

    ما “زنها” یقین داریم هرکس کار نیکی کند مرد باشد یا زن و مومن هم باشد وارد بهشت می شود و به اندازه یک تار میان هسته خرما به ما “زنها” ظلم نخواهد شد
    وَمَن یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَـئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ وَلاَ یُظْلَمُونَ نَقِیرًا ( 124 النساء)
    و کسى که چیزى از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که ایمان داشته باشد، چنان کسانى داخل بهشت مى شوند; و کمترین ستمى به آنها نخواهد شد._„_124

    ما “زنها” یقین داریم خداوند به هرکس کار خوبی انجام دهد چه مرد چه زن در حالیکه ایمان هم داشته باشد زندگانی طیبه به او می خواهد داد و پاداششان را به بهترین حالت می دهد
    مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ( 97 النحل )
    هر کس کار شایسته اى انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که مؤمن است، او را به حیاتى پاک زنده مى داریم; و پاداش آنها را به بهترین اعمالى که انجام مى دادند، خواهیم داد._„_97

    ما “زنها” یقین داریم خداوند ما را از مرد و زن خلق کرده و هیچ برتری جز تقوا نداریم
    یَا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَاکُم مِّن ذَکَرٍ وَأُنثَى وَجَعَلْنَاکُمْ شُعُوبًا وَقَبَائِلَ لِتَعَارَفُوا إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَاکُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ ( 13 الحجرات)
    اى مردم! ما شما را از یک مرد و زن آفریدیم و شما را تیره ها و قبیله ها قرار دادیم تا یکدیگر را بشناسید; (اینها ملاک امتیاز نیست،) گرامى ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست; خداوند دانا و آگاه است!_„_13

  27. بسم الله الرحمن الرحیم
    جواب جناب آقای عبداللطیف عبادی 2
    1. اسلام فقط و فقط مختص مردان است
    2. برای مردان است
    3. خطاب به مردان است
    4. هیچ ربطی هم به زنها ندارد .
    5. روز قیامت هم زنان نه به بهشت می روند و نه به جهنم .
    6. بهشت و جهنم فقط و فقط مختص مردان است .
    7. قرآن مجید هم خطاب به مردان نازل شده است و حرفی با زنها ندارد .
    8. من اصلا” نمی دانم چرا زنها خودشان را قاطی مسلمین کرده اند؟
    9. مسلمان شدن زنها برای من همیشه یک سئوال و یک پدیدهء عجیب و غریبی بوده است .
    10. من نمی دانم چرا علمای دینی به زنها نمی گویند که مسلمان شدن و نشدنشان هیچ فرقی بحالشان ندارد و خودشان را خسته نکنند؟
    11. البته عموم علمای اهل تسنن این موضوع را بخوبی می دانند و به همین دلیل زنها را به مسجد راه نمی دهند .

    4- هیچ ربطی هم به زنها ندارد .
    جواب:
    آیات و روایات و دلایل بقدری زیاد است که مستلزم چندین جلد کتاب است اما چند آیه به عنوان نمونه ذکر می شود از روایات فراوان هم فعلا نمونه ای نمی آوریم:

    ببینیم آیا اسلام فقط و فقط مختص مردان است و هیچ ربطی هم به زنها ندارد؟

    آیا امتحان “زنها” که مومنه مهاجر می آیند آنها را امتحان کنید اگر دانستید ایمان دارند انها را به کفار برنگردانید هیچ ربطی به “زنها” ندارد؟
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا جَاءَکُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْکُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ أَن تَنکِحُوهُنَّ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْیَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِکُمْ حُکْمُ اللَّهِ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ ( 10 الممتحنة)
    اى کسانى که ایمان آورده اید! هنگامى که زنان باایمان بعنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید -خداوند به ایمانشان آگاهتر است- هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آنها را بسوى کفّار بازنگردانید; نه آنها براى کفّار حلالند و نه کفّار براى آنها حلال; و آنچه را همسران آنها (براى ازدواج با این زنان) پرداخته اند به آنان بپردازید; و گناهى بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مَهرشان را به آنان بدهید و هرگز زنان کافر را در همسرى خود نگه ندارید (و اگر کسى از زنان شما کافر شد و به بلاد کفر فرار کرد،) حق دارید مَهرى را که پرداخته اید مطالبه کنید همان گونه که آنها حق دارند مهر زنانشان را که از آنان جدا شده اند) از شما مطالبه کنند; این حکم خداوند است که در میان شما حکم مى کند، و خداوند دانا و حکیم است!_„_10

    آیا شرط بیعت زنان مومنه ای که با پیامبر صلی الله علیه و آله بیعت کردند که شرک نیاورند و دزدی نکنند زنا نکنند و فرزندانشان را نکشند و تهمت نیاورند و معصیت پیامبر را نکنند هیچ ربطی به “زنها” ندارد؟
    پیامبر صلی الله علیه و اله با این شروط بیعت کردند و برایشان استغفار کردند
    یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَن لَّا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ( 12 الممتحنة)
    اى پیامبر! هنگامى که زنان مؤمن نزد تو آیند و با تو بیعت کنند که چیزى را شریک خدا قرار ندهند، دزدى و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایى پیش دست و پاى خود نیاورند و در هیچ کار شایسته اى مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن و براى آنان از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خداوند آمرزنده و مهربان است!_„_12

    آیا دعای حضرت نوح در باره آمرزش مردان و زنان مومن هیچ ربطی به “زنها”ندارد؟
    رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا ( 28 نوح)
    پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام کسانى را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان رابیامرز; و ظالمان را جز هلاکت میفزا!»_„_28_

    آیا نذر مادر مریم هیچ ربطی به زنها ندارد؟
    إِذْ قَالَتِ امْرَأَةُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّی نَذَرْتُ لَکَ مَا فِی بَطْنِی مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّی إِنَّکَ أَنتَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ( 35 آل عمران)
    (به یاد آورید) هنگامى را که همسرِ «عمران» گفت: «خداوندا! آنچه را در رحم دارم، براى تو نذر کردم، که «محرَّر» (و آزاد، براى خدمت خانه تو) باشد. از من بپذیر، که تو شنوا و دانایى!_„_35

    فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّی وَضَعْتُهَا أُنثَى وَاللّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَیْسَ الذَّکَرُ کَالأُنثَى وَإِنِّی سَمَّیْتُهَا مَرْیَمَ وَإِنِّی أُعِیذُهَا بِکَ وَذُرِّیَّتَهَا مِنَ الشَّیْطَانِ الرَّجِیمِ (36آل عمران)
    او را به دنیا آورد، (و او را دختر یافت،) گفت: «خداوندا! من او را دختر آوردم -ولى خدا از آنچه او به دنیا آورده بود، آگاهتر بود- و پسر، همانند دختر نیست. (دختر نمى تواند وظیفه خدمتگزارى معبد را همانند پسر انجام دهد.) من او را مریم نام گذاردم; و او و فرزندانش را از (وسوسه هاى) شیطان رانده شده، در پناه تو قرار مى دهم.»_„_36

    قبولی نذر مادر مریم
    فَتَقَبَّلَهَا رَبُّهَا بِقَبُولٍ حَسَنٍ وَأَنبَتَهَا نَبَاتًا حَسَنًا وَکَفَّلَهَا زَکَرِیَّا کُلَّمَا دَخَلَ عَلَیْهَا زَکَرِیَّا الْمِحْرَابَ وَجَدَ عِندَهَا رِزْقاً قَالَ یَا مَرْیَمُ أَنَّى لَکِ هَذَا قَالَتْ هُوَ مِنْ عِندِ اللّهِ إنَّ اللّهَ یَرْز ُقُ مَن یَشَآءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ ( 37 آل عمران)
    خداوند، او ]= مریم[ را به طرز نیکویى پذیرفت; و به طرز شایسته اى، (نهال وجود) او را رویانید (و پرورش داد); و کفالت او را به «زکریا» سپرد. هر زمان زکریا وارد محراب او مى شد، غذاى مخصوصى در آن جا مى دید. از او پرسید: «اى مریم! این را از کجا آورده اى؟!» گفت: «این از سوى خداست. خداوند به هر کس بخواهد، بى حساب روزى مى دهد.»_„_37

    آیا برگزیده شدن مریم هیچ ربطی به “زنها” ندارد؟
    وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِکَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاکِ وَطَهَّرَکِ وَاصْطَفَاکِ عَلَى نِسَآءِ الْعَالَمِینَ ( 42 آل عمران)
    و (به یاد آورید) هنگامى را که فرشتگان گفتند: «اى مریم! خدا تو را برگزیده و پاک ساخته; و بر تمام زنان جهان، برترى داده است

    ای مریم خضوع کن و سجده و رکوع با رکوع کنندگان بجا اور
    یَا مَرْیَمُ اقْنُتِی لِرَبِّکِ وَاسْجُدِی وَارْکَعِی مَعَ الرَّاکِعِینَ ( 43 آل عمران)
    اى مریم! (به شکرانه این نعمت) براى پروردگار خود، خضوع کن و سجده بجا آور! و با رکوع کنندگان، رکوع کن!_„_43

    خداوند برای مومنان دو زن را مثال زده است هیچ ربطی به “زنها” ندارد
    حضرت آسیه خانه ای در بهشت نزد خداوند درخواست می کند
    وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ آمَنُوا اِمْرَأَةَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِی عِندَکَ بَیْتًا فِی الْجَنَّةِ وَنَجِّنِی مِن فِرْعَوْنَ وَعَمَلِهِ وَنَجِّنِی مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ ( 11 التحریم)
    و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثَل زده است، در آن هنگام که گفت: «پروردگارا! خانه اى براى من نزد خودت در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش!»_„_11

    وَمَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِی أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِن رُّوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبِّهَا وَکُتُبِهِ وَکَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ ( 12 التحریم)
    و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما را از روح خود در آن دمیدیم; او کلمات پروردگار و کتابهایش را تصدیق کرد و از مطیعان فرمان خدا بود!_„_12

    آیا توبه برخی همسران پیامبر صلی الله علیه و آله هیچ ربطی به “زنها” ندارد؟
    إِن تَتُوبَا إِلَى اللَّهِ فَقَدْ صَغَتْ قُلُوبُکُمَا وَإِن تَظَاهَرَا عَلَیْهِ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ مَوْلَاهُ وَجِبْرِیلُ وَصَالِحُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمَلَائِکَةُ بَعْدَ ذَلِکَ ظَهِیرٌ ( 4 التحریم)
    اگر شما (همسران پیامبر) از کار خود توبه کنید (به نفع شماست، زیرا) دلهایتان از حق منحرف گشته; و اگر بر ضدّ او دست به دست هم دهید، (کارى از پیش نخواهید برد) زیرا خداوند یاور اوست و همچنین جبرئیل و مؤمنان صالح، و فرشتگان بعد از آنان پشتیبان اویند._„_4

    آیا اینکه خداوند گفتار آن زن را که در باره شوهرش شاکی بود شنید هیچ ربطی به “زنها” ندارد؟
    قَدْ سَمِعَ اللَّهُ قَوْلَ الَّتِی تُجَادِلُکَ فِی زَوْجِهَا وَتَشْتَکِی إِلَى اللَّهِ وَاللَّهُ یَسْمَعُ تَحَاوُرَکُمَا إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ بَصِیرٌ ( 1 المجادلة)
    خدا گفتار [زنى‏] را که در باره شوهرش با تو گفتگو و به خدا شکایت مى‏کرد شنید و خدا گفتگوى شما را مى‏شنود، زیرا خدا شنواى بیناست. (1)

    آیا این آیه هیچ ربطی به زنان ندارد که از زنان مومنه زنان مسلمان زنان متواضع زنان توبه کننده زنان عابد سخن می گوید؟
    عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیْرًا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکَارًا ( 5 التحریم)
    امید است که اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت کننده، زنانى غیرباکره و باکره!_„_5

    آیا استغفار پیامبر ص برای آمرزش گناهان مردان و زنان مومن هیچ ربطی به “زنها” ندارد؟
    فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِکَ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مُتَقَلَّبَکُمْ وَمَثْوَاکُمْ( 19 محمد)
    پس بدان که معبودى جز «اللّه» نیست; و براى گناه خود و مردان و زنان باایمان استغفار کن! و خداوند محل حرکت و قرارگاه شما را مى داند!_„_19

  28. بسم الله الرحمن الرحیم
    جواب جناب آقای عبداللطیف عبادی 3
    1. اسلام فقط و فقط مختص مردان است
    2. برای مردان است
    3. خطاب به مردان است
    4. هیچ ربطی هم به زنها ندارد .
    5. روز قیامت هم زنان نه به بهشت می روند و نه به جهنم .
    6. بهشت و جهنم فقط و فقط مختص مردان است .
    7. قرآن مجید هم خطاب به مردان نازل شده است و حرفی با زنها ندارد .
    8. من اصلا” نمی دانم چرا زنها خودشان را قاطی مسلمین کرده اند؟
    9. مسلمان شدن زنها برای من همیشه یک سئوال و یک پدیدهء عجیب و غریبی بوده است .
    10. من نمی دانم چرا علمای دینی به زنها نمی گویند که مسلمان شدن و نشدنشان هیچ فرقی بحالشان ندارد و خودشان را خسته نکنند؟
    11. البته عموم علمای اهل تسنن این موضوع را بخوبی می دانند و به همین دلیل زنها را به مسجد راه نمی دهند .

    5- روز قیامت هم زنان نه به بهشت می روند و نه به جهنم .
    6- بهشت و جهنم فقط و فقط مختص مردان است .
    جواب:
    آیات و روایات و دلایل بقدری زیاد است که مستلزم چندین جلد کتاب است اما چند آیه به عنوان نمونه ذکر می شود از روایات فراوان هم فعلا نمونه ای نمی آوریم:

    ببینیم آیا از نظر قرآن فقط مردان به بهشت و جهنم می روند و بهشت و جهنم فقط و فقط مختص مردان است
    بدیهی است وارد روایات بی شمار نشده ام و آیات را هم چندتایی انتخاب کرده ام

    الف:
    وعده خداوند در قرآن کریم بر دخول زنان نیکوکار در بهشت
    خداوند به مردان و زنان مومن بهشتی که از زیر آن نهر جاری است وعده کرده و مساکن پاکیزه و رضوان خدا که بهتر از همه است
    وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکْبَرُ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ( 72 التوبة)
    خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایى از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جارى است; جاودانه در آن خواهند ماند; و مسکن هاى پاکیزه اى در بهشتهاى جاودان (نصیب آنها ساخته); و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اینها) برتر است; و پیروزى بزرگ، همین است!_„_72

    روز قیامت نور مردان و زنان مومن جلویشان حرکت می کند و بشارت به بهشت داده می شوند
    یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَى نُورُهُم بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِم بُشْرَاکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ( 12 الحدید)
    (این پاداش بزرگ) در روزى است که مردان و زنان باایمان را مى نگرى که نورشان پیش رو و در سمت راستشان بسرعت حرکت مى کند (و به آنها مى گویند:) بشارت باد بر شما امروز به باغهایى از بهشت که نهرها زیر (درختان) آن جارى است; جاودانه در آن خواهید ماند! و این همان رستگارى بزرگ است!_„_12

    هدف دیگر فتح مبین این است که خداوند مردان و زنان مومن را به بهشت وارد کند
    لِیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَیُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَکَانَ ذَلِکَ عِندَ اللَّهِ فَوْزًا عَظِیمًا( 5 الفتح)
    هدف (دیگر از آن فتح مبین) این بود که مردان و زنان با ایمان را در باغهایى (از بهشت) وارد کند که نهرها از زیر (درختانش) جارى است، در حالى که جاودانه در آن مى مانند، و گناهانشان را مى بخشد، و این نزد خدا رستگارى بزرگى است!_„_5

    هرکس کار نیک کند مرد باشد یا زن اگر مومن باشد خداوند آنها را به بهشتی با روزی بی حساب وارد می کند
    مَنْ عَمِلَ سَیِّئَةً فَلَا یُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ یُرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیْرِ حِسَابٍ ( 40 غافر)
    هر کس بدى کند، جز بمانند آن کیفر داده نمى شود; ولى هر کس کار شایسته اى انجام دهد -خواه مرد یا زن- در حالى که مؤمن باشد آنها وارد بهشت مى شوند و در آن روزى بى حسابى به آنها داده خواهد شد._„_40

    هرکس کار خوبی انجام دهد چه مرد چه زن در حالیکه ایمان هم داشته باشد زندگانی طیبه به او می دهیم و پاداششان را به بهترین حالت می دهیم
    مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاةً طَیِّبَةً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ ( 97 النحل )
    هر کس کار شایسته اى انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که مؤمن است، او را به حیاتى پاک زنده مى داریم; و پاداش آنها را به بهترین اعمالى که انجام مى دادند، خواهیم داد._„_97

    ب:
    وعده خداوند در قران کریم بر دخول زنان گناه کار در جهنم
    خداوند به مردان و زنان منافق و کفّار، وعده آتش دوزخ همیشگی و جاودانه داده است که برایشان عذاب همیشگی است
    وَعَدَ الله الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْکُفَّارَ نَارَ جَهَنَّمَ خَالِدِینَ فِیهَا هِیَ حَسْبُهُمْ وَلَعَنَهُمُ اللّهُ وَلَهُمْ عَذَابٌ مُّقِیمٌ ( 68 التوبة)
    جاودانه در آن خواهند ماند -همان براى آنها کافى است!- و خدا آنها را از رحمت خود دور ساخته; و عذاب همیشگى براى آنهاست!_„_68

    خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد می برند را عذاب می کند و غضب خداوند بر آنها و لعنت خداوند بر آنها است و برای آنها جهنم آماده کرده است
    وَیُعَذِّبَ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِینَ وَالْمُشْرِکَاتِ الظَّانِّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوْءِ عَلَیْهِمْ دَائِرَةُ السَّوْءِ وَغَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ وَلَعَنَهُمْ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَسَاءتْ مَصِیرًا ( 6 الفتح)
    و (نیز) مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد مى برند مجازات کند; (آرى) حوادث ناگوارى (که براى مؤمنان انتظار مى کشند) تنها بر خودشان نازل مى شود! خداوند بر آنان غضب کرده و از رحمت خود دورشان ساخته و جهنم را براى آنان آماده کرده; و چه بد سرانجامى است!_„_6

    هدف این است که خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را عذاب کند
    و نیز هدف این است که خداوند مردان و زنان مومنه را ببخشد
    لِیُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِینَ وَالْمُشْرِکَاتِ وَیَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا ( 73 الأحزاب)
    هدف این بود که خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را (از مؤمنان جدا سازد و آنان را) عذاب کند، و خدا رحمت خود را بر مردان و زنان باایمان بفرستد; خداوندهمواره آمرزنده و رحیم است!_„_73_

    در روز قیامت روزی است که مردان و زنان منافق به مومنان می گویند اجازه بدهید ما هم از نورتان استفاده کنیم پس
    بین زنان و مردان منافق و مومنین دیواری زده می شود که یک درونش رحمت و برونش غذاب است
    یَوْمَ یَقُولُ الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ لِلَّذِینَ آمَنُوا انظُرُونَا نَقْتَبِسْ مِن نُّورِکُمْ قِیلَ ارْجِعُوا وَرَاءَکُمْ فَالْتَمِسُوا نُورًا فَضُرِبَ بَیْنَهُم بِسُورٍ لَّهُ بَابٌ بَاطِنُهُ فِیهِ الرَّحْمَةُ وَظَاهِرُهُ مِن قِبَلِهِ الْعَذَابُ ( 13 الحدید)
    روزى که مردان و زنان منافق به مؤمنان مى گویند: «نظرى به ما بیفکنید تا از نور شما پرتوى برگیریم!» به آنها گفته مى شود: «به پشت سر خود بازگردید و کسب نور کنید!» در این هنگام دیوارى میان آنها زده مى شود که درى دارد، درونش رحمت است و برونش عذاب!_„_

    مردان و زنان منافق یاور همدیگرند و امر به منکر و نهی از معروف می کنند و دستهایشان بسته است
    الْمُنَافِقُونَ وَالْمُنَافِقَاتُ بَعْضُهُم مِّن بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمُنکَرِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمَعْرُوفِ وَیَقْبِضُونَ أَیْدِیَهُمْ نَسُواْ اللّهَ فَنَسِیَهُمْ إِنَّ الْمُنَافِقِینَ هُمُ الْفَاسِقُونَ ( 67 التوبة)
    مردان منافق و زنان منافق، همه از یک گروهند! آنها امر به منکر، و نهى از معروف مى کنند; و دستهایشان را (از انفاق و بخشش) مى بندند; خدا را فراموش کردند، و خدا (نیز) آنها را فراموش کرد (،و رحمتش را از آنها قطع نمود); به یقین، منافقان همان فاسقانند!_„_67

    هلاک همسر لوط و نوح که با این مضمون چندین آیه داریم
    فَأَنجَیْنَاهُ وَأَهْلَهُ إِلَّا امْرَأَتَهُ قَدَّرْنَاهَا مِنَ الْغَابِرِینَ ( 57 النمل)
    ما او و خانواده اش را نجات دادیم، بجز همسرش که مقدّر کردیم جزء باقى ماندگان (در آن شهر) باشد!_„_57

  29. بسم الله الرحمن الرحیم
    جواب جناب آقای عبداللطیف عبادی 4
    1. اسلام فقط و فقط مختص مردان است
    2. برای مردان است
    3. خطاب به مردان است
    4. هیچ ربطی هم به زنها ندارد .
    5. روز قیامت هم زنان نه به بهشت می روند و نه به جهنم .
    6. بهشت و جهنم فقط و فقط مختص مردان است .
    7. قرآن مجید هم خطاب به مردان نازل شده است و حرفی با زنها ندارد .
    8. من اصلا” نمی دانم چرا زنها خودشان را قاطی مسلمین کرده اند؟
    9. مسلمان شدن زنها برای من همیشه یک سئوال و یک پدیدهء عجیب و غریبی بوده است .
    10. من نمی دانم چرا علمای دینی به زنها نمی گویند که مسلمان شدن و نشدنشان هیچ فرقی بحالشان ندارد و خودشان را خسته نکنند؟
    11. البته عموم علمای اهل تسنن این موضوع را بخوبی می دانند و به همین دلیل زنها را به مسجد راه نمی دهند .

    7- قرآن مجید هم خطاب به مردان نازل شده است و حرفی با زنها ندارد .
    8- جواب:
    9- آیات و روایات و دلایل بقدری زیاد است که مستلزم چندین جلد کتاب است اما چند آیه به عنوان نمونه ذکر می شود از روایات فراوان هم فعلا نمونه ای نمی آوریم:

    احکام زنان و مردان سه دسته هستند
    1- احکام مشترک میان زنان و مردان مانند نماز روزه، حج، خمس ، زکات وووووو….
    که در این احکام با خطاب یا ایها الذین آمنوا زنان و مردان رامشترکا مورد خطاب قرار داده است اما با این حال در بسیاری از آیات قران مردان و زنان را جدا ذکر کرده است

    2- احکام مختص مردان مانند جهاد ابتدایی و ووو….

    3- احکام مختص زنان مانند حجاب وووو…….
    احکام مختص زنان که با قل للمومنات و نساء المومنین در قرآن و همچنین شاید چندین جلد کتاب احکام خاص “زنها” از طرف اسلام است وووو

    حال به چند آیه که صراحتا نام “زنها”در کنار “مردان” برده شده را بیان می کنم

    ابتدا فرموده ای پیامبر به مردان مومن بگو:
    قُل لِّلْمُؤْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ أَزْکَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ (30 النور)
    به مؤمنان بگو چشمهاى خود را (از نگاه به نامحرمان) فرو گیرند، و عفاف خود را حفظ کنند; این براى آنان پاکیزه تر است; خداوند از آنچه انجام مى دهند آگاه است. 30

    بعد هم فرموده به زنان مومنه بگو:
    زنان مومنه از نگاه به نامحرم چشم فروپوشند
    و دامن خودرا حفظ کنند و…
    وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ( 31 النور)
    به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را – جز آن مقدار که نمایان است – آشکار ننمایند، و (اطراف) روسرى هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان، یا بردگانشان ]= کنیزانشان[، یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند، یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند; و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینتِ پنهانیشان دانسته شود (و صداى خلخال که بر پا دارند به گوش رسد). و همگى به سوى خدا باز گردید اى مؤمنان، تا رستگار شوید._„_31

    در آیه “جلباب” خداوند هیچ حرفی با “زنها” ندارد که فرموده: ” ای پامیر ص به زنانت و دخترانت و زنان مومنه بگو که چادر خود را برخود بپوشند تا شناخته شوند و مورد ازار قرار نگیرند
    یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا ( 59 الأحزاب)
    ای پیامبر ، به زنان و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که چادر خود را، برخود فرو پوشند این مناسب تر است ، تا شناخته شوند و مورد آزار واقع نگردند و خدا آمرزنده و مهربان است
    آری ما “زنها” یقین داریم چادر برای ما دو فایده دارد اول اینکه شناخته می شویم دوم اینکه مورد آزار قرار نمی گیریم
    واقعا چقدر زیبا این آیه علت و حکمت چادر و حجاب و عفاف و را برای ما تشریح فرموده است
    آری اگر زن بی حجاب باشد ظاهرش برای او حجابی خواهد شده که علمش اندیشه اش و شخصیتش پنهان بماند اما حجاب او را معرفی خواهد کرد و حجاب ظاهرش را پس خواهد زد و زیباییها و ارزشهای انسانی و درونیش را اشکار خواهد کرد
    پس به فرموده قرآن حجاب برای برداشتن حجاب از زن است و برای آزار ندیدن او

    حکم حجاب زنان در آیه “قواعد”
    منطوق آیه :
    زن از کار افتاده ای که امید ازدواج ندارد و متبرجه به زینت هم نیست اشکالی ندارد لباس رو را بردارد تازه اگر عفت بورزد برای او بهتر است

    مفهودم آیه:
    الف:
    زن از کار افتاده ای که امید به ازدواج ندارد اما متبرجه به زینت هست نمی تواند لباس رو را بردارد پس به طریق اولی عفت برای او بهتر است

    ب:
    زن از کار افتاده ای که امید به ازدواج دارد اما و متبرجه به زینت نیست نمی تواند لباس رو را بردارد پس به طریق اولی عفت برای او بهتر است

    ج:
    زن غیر از کار افتاده ای که امید به ازدواج ندارد اما و متبرجه به زینت هم نیست نمی تواند لباس رو را بردارد پس به طریق اولی عفت برای او بهتر است

    د:
    زن غیر از کار افتاده ای که امید به ازدواج ندارد و متبرجه به زینت هست نمی تواند لباس رو را بردارد پس به طریق اولی عفت برای او بهتر است

    ه:
    زن غیر از کار افتاده ای که امید به ازدواج دارد اما متبرجه به زینت نیست نمی تواند لباس رو را بردارد پس به طریق اولی عفت برای او بهتر است

    و:
    زن غیر از کار افتاده ای که امید به ازدواج دارد و متبرجه به زینت هم یست نمی تواند لباس رو را بردارد پس به طریق اولی عفت برای او بهتر است

    منطوق آیه حکم زنان از کار افتاده است اما مفهوم آیه اثبات و الزام و اهمیت حجاب و تعیین حد برای حجاب است و نیز علت حجاب را بهتر برای خود زنان دانسته
    وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللَّاتِی لَا یَرْجُونَ نِکَاحًا فَلَیْسَ عَلَیْهِنَّ جُنَاحٌ أَن یَضَعْنَ ثِیَابَهُنَّ غَیْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِینَةٍ وَأَن یَسْتَعْفِفْنَ خَیْرٌ لَّهُنَّ وَاللَّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ ( 60 النور)
    و زنان از کارافتاده اى که امید به ازدواج ندارند، گناهى بر آنان نیست که لباسهاى (رویین) خود را بر زمین بگذارند، بشرط اینکه در برابر مردم خودآرایى نکنند; و اگر خود را بپوشانند براى آنان بهتر است; و خداوند شنوا و داناست._„_60

    زنان مطلقه عده نگه دارند و حق ندارند چیزی که خدا در رحمهایشان خلق کرده پنهان کنند اگر ایمان به خدا و روز جزا دارند
    وَالْمُطَلَّقَاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَةَ قُرُوءٍ وَلاَ یَحِلُّ لَهُنَّ أَن یَکْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِی أَرْحَامِهِنَّ إِن کُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِی ذَلِکَ إِنْ أَرَادُواْ إِصْلاَحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَةٌ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکُیمٌ (228 البقرة)
    زنان مطلقه، باید به مدت سه مرتبه عادت ماهانه دیدن (و پاک شدن) انتظار بکشند! ]= عده نگه دارند [و اگر به خدا و روز رستاخیز، ایمان دارند، براى آنها حلال نیست که آنچه را خدا در رحمهایشان آفریده، کتمان کنند. و همسرانشان، براى بازگرداندن آنها (و از سرگرفتن زندگى زناشویى) در این مدت، (از دیگران) سزاوارترند; در صورتى که (براستى) خواهان اصلاح باشند. و براى آنان، همانند وظایفى که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته اى قرار داده شده; و مردان بر آنان درجه دارند; و خداوند توانا و حکیم است._„_228

    خداوند در این آیه هیچ حرفی با “زنها” ندارد که: “مرد و زن با ایمان حق ندارد مخالفت با امر خدا و روسول کند و اگر معصیت خدا و رسول کند گمراه شده است
    وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِینًا ( 36 الأحزاب)
    هیچ مرد و زن با ایمانى حق ندارد هنگامى که خدا و پیامبرش امرى را لازم بدانند، اختیارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد; و هر کس نافرمانى خدا و رسولش را کند، به گمراهى آشکارى گرفتار شده است!_„_36

    ای مومنان نباید قومی قومی را مسخره کنند و نباید زنانی زنانی را مسخره کنند
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لَا یَسْخَرْ قَومٌ مِّن قَوْمٍ عَسَى أَن یَکُونُوا خَیْرًا مِّنْهُمْ وَلَا نِسَاءٌ مِّن نِّسَاءٍ عَسَى أَن یَکُنَّ خَیْرًا مِّنْهُنَّ وَلَا تَلْمِزُوا أَنفُسَکُمْ وَلَا تَنَابَزُوا بِالْأَلْقَابِ بِئْسَ الاِسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمَانِ وَمَن لَّمْ یَتُبْ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ ( 11 الحجرات)
    اى کسانى که ایمان آورده اید! نباید گروهى از مردان شما گروه دیگر را مسخره کنند، شاید آنها از اینها بهتر باشند; و نه زنانى زنان دیگر را، شاید آنان بهتر از اینان باشند; و یکدیگر را مورد طعن و عیبجویى قرار ندهید و با القاب زشت و ناپسند یکدیگر را یاد نکنید، بسیار بد است که بر کسى پس از ایمان نام کفرآمیز بگذارید; و آنها که توبه نکنند، ظالم و ستمگرند!_„_11

    همسران پیامبر صلیی ا…. علیه و اله
    یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ إِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ الْحَیَاةَ الدُّنْیَا وَزِینَتَهَا فَتَعَالَیْنَ أُمَتِّعْکُنَّ وَأُسَرِّحْکُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا ( 28 الأحزاب)
    اى پیامبر! به همسرانت بگو: «اگر شما زندگى دنیا و زرق و برق آن را مى خواهید بیایید با هدیه اى شما را بهره مند سازم و شما را بطرز نیکویى رها سازم!_„_28

    ای زنان پیامبر ص اگر خدا و رسولش را انتخاب کنید خدا برای نیکوکاران شما اجر عظیمی آماده کرده
    وَإِن کُنتُنَّ تُرِدْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ وَالدَّارَ الْآخِرَةَ فَإِنَّ اللَّهَ أَعَدَّ لِلْمُحْسِنَاتِ مِنکُنَّ أَجْرًا عَظِیمًا( 29 الأحزاب)
    و اگر شما خدا و پیامبرش و سراى آخرت را مى خواهید، خداوند براى نیکوکاران شما پاداش عظیمى آماده ساخته است.»_„_29
    این زنان پیامبر هرکدام زا شما که کار زشتی کند دوبرابر عذاب خواهد شد
    یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ مَن یَأْتِ مِنکُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَیِّنَةٍ یُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَیْنِ وَکَانَ ذَلِکَ عَلَى اللَّهِ یَسِیرًا ( 30 الأحزاب)
    اى همسران پیامبر! هر کدام از شما گناه آشکار و فاحشى مرتکب شود، عذاب او دوچندان خواهد بود; و این براى خدا آسان است._„_30

    این زنان پیامبر ص هرکدام از شما که کار خوبی کند دو برابر اجر می گیرد
    وَمَن یَقْنُتْ مِنکُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَیْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا کَرِیمًا( 31 الأحزاب)
    و هر کس از شما براى خدا و پیامبرش خضوع کند و عمل صالح انجام دهد، پاداش او را دو چندان خواهیم ساخت، و روزى پرارزشى براى او آماده کرده ایم._„_31

    ای زنان پیامبر در سخن گفتن با نامحرمان با خضوع حرف نزنید تا کسی که در قلبش بیماری است طمع نکند
    یَا نِسَاءَ النَّبِیِّ لَسْتُنَّ کَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَیْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِی فِی قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ( 32 الأحزاب)
    اى همسران پیامبر! شما همچون یکى از آنان معمولى نیستید اگر تقوا پیشه کنید; پس به گونه اى هوس انگیز سخن نگویید که بیماردلان در شما طمع کنند، و سخن شایسته بگویید!_„_32

    و در خانه هایتان بمانید و تبرج جاهلیت نکنید
    وَقَرْنَ فِی بُیُوتِکُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِیَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلوةَ وَآتِینَ الزَّکَوةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیرًا ( 33 الأحزاب)
    و در خانه هاى خود بمانید، و همچون دوران جاهلیّت نخستین (در میان مردم) ظاهر نشوید، و نماز را برپا دارید، و زکات را بپردازید، و خدا و رسولش را اطاعت کنید; خداوند فقط مى خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد._„_33

    مردان و زنان مومن یاور یکدیگرند امر به معروف و نهی از منکر می کنند
    وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَیُطِیعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ ( 71 التوبة)
    مردان و زنان باایمان، ولىّ (و یار و یاور) یکدیگرند; امر به معروف، و نهى از منکر مى کنند; نماز را برپا مى دارند; و زکات را مى پردازند; و خدا و رسولش را اطاعت مى کنند; بزودى خدا آنان را مورد رحمت خویش قرارمى دهد; خداوند توانا و حکیم است!_„_71

  30. بسم الله الرحمن الرحیم
    جواب جناب آقای عبداللطیف عبادی 5
    1. اسلام فقط و فقط مختص مردان است
    2. برای مردان است
    3. خطاب به مردان است
    4. هیچ ربطی هم به زنها ندارد .
    5. روز قیامت هم زنان نه به بهشت می روند و نه به جهنم .
    6. بهشت و جهنم فقط و فقط مختص مردان است .
    7. قرآن مجید هم خطاب به مردان نازل شده است و حرفی با زنها ندارد .
    8. من اصلا” نمی دانم چرا زنها خودشان را قاطی مسلمین کرده اند؟
    9. مسلمان شدن زنها برای من همیشه یک سئوال و یک پدیدهء عجیب و غریبی بوده است .
    10. من نمی دانم چرا علمای دینی به زنها نمی گویند که مسلمان شدن و نشدنشان هیچ فرقی بحالشان ندارد و خودشان را خسته نکنند؟
    11. البته عموم علمای اهل تسنن این موضوع را بخوبی می دانند و به همین دلیل زنها را به مسجد راه نمی دهند .

    8- من اصلا” نمی دانم چرا زنها خودشان را قاطی مسلمین کرده اند؟
    9- مسلمان شدن زنها برای من همیشه یک سئوال و یک پدیدهء عجیب و غریبی بوده است .
    10 من نمی دانم چرا علمای دینی به زنها نمی گویند که مسلمان شدن و نشدنشان هیچ فرقی بحالشان ندارد و خودشان را خسته نکنند؟

    جواب:
    آیات و روایات و دلایل بقدری زیاد است که مستلزم چندین جلد کتاب است اما چند آیه به عنوان نمونه ذکر می شود
    همچنین از روایات فراوان هم فعلا نمونه ای نمی آوریم:

    چند آیه صریح قرآن در باره اسلام ما “زنها” و اینکه خداوند در قران کریم بر سر ما “زنها” منت نهاده و ما را قاطی مسلمین قرار داده

    و با آیات قرآن به سئوال پدیده عجیب و غریب مسلمان شدن ما “زنها” را پاسخ می دهم
    قرآن به ما “زنها” می فرماید قطعا مسلمان شدنمان بحالمان تاثیر دارد و برای ما مغفرت و اجر بزرگ قرار داده است
    لذا ما “زنها” به هیچ احدی اجازه نمی دهیم به ما بگوید که: ” که مسلمان شدن و نشدنمان هیچ فرقی بحالمان ندارد”؟

    مردان مسلمان و زنان مسلمان مردان مومن زنان مومن مردان مطیع و زنان مطیع مردان راستگو و زنان راستگو ….. خداوند برایشان مغفرت و اجر بزرگ قرار داده
    إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا (35 الأحزاب)
    به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند و زنانى که بسیار یاد خدا مى کنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است._„_35

    اسلام ملکه صبا
    ملکه سبا
    فَلَمَّا جَاءَتْ قِیلَ أَهَکَذَا عَرْشُکِ قَالَتْ کَأَنَّهُ هُوَ وَأُوتِینَا الْعِلْمَ مِن قَبْلِهَا وَکُنَّا مُسْلِمِینَ ( 42 النمل)
    هنگامى که آمد، به او گفته شد: «آیا تخت تو این گونه است؟» گفت: گویا خود آن است! و ما پیش از این هم آگاه بودیم و اسلام آورده بودیم!»_„_42_

    حضرت سلیمان علیه السلام ملکه سبا را از پرستش غیر خدا بازداشت
    وَصَدَّهَا مَا کَانَت تَّعْبُدُ مِن دُونِ اللَّهِ إِنَّهَا کَانَتْ مِن قَوْمٍ کَافِرِینَ ( 43 النمل)
    و او را از آنچه غیر از خدا میپرستید بازداشت، که او ]= ملکه سبا[ از قوم کافران بود._„_43

    ملکه سبا (بلقیس همراه سلیمان علیه السلام به خدوند اسلام می آورد
    قِیلَ لَهَا ادْخُلِی الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَکَشَفَتْ عَن سَاقَیْهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُّمَرَّدٌ مِّن قَوَارِیرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّی ظَلَمْتُ نَفْسِی وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَیْمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ ( 44 النمل)
    به او گفته شد: «داخل حیاط (قصر) شو!» هنگامى که نظر به آن افکند، پنداشت نهر آبى است و ساق پاهاى خود را برهنه کرد (تا از آب بگذرد; امّا سلیمان) گفت: («این آب نیست،) بلکه قصرى است از بلور صاف!» (ملکه سبا) گفت: «پروردگارا! من به خود ستم کردم; و (اینک) با سلیمان براى خداوندى که پروردگار عالمیان است اسلام آوردم!»_„_44

    “زنها”ی با ایمان “مومنات” در قرآن
    حتی اگر مردی امکان ازدواج با زن آزاد ندارد و ناچار است با کنیز دیگران ازدواج کند باید با کنیزی ازدواج کند که:
    1- مومنه باشد
    2- پاکدامن باشد
    3- غیر زناکار باشد
    4- غیر دوست پسر دار باشد
    تا چه رسد در ازدواج معمولی
    وَمَن لَّمْ یَسْتَطِعْ مِنکُمْ طَوْلاً أَن یَنکِحَ الْمُحْصَنَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ فَمِن مِّا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُم مِّن فَتَیَاتِکُمُ الْمُؤْمِنَاتِ وَاللّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِکُمْ بَعْضُکُم مِّن بَعْضٍ فَانکِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَنَاتٍ غَیْرَ مُسَافِحَاتٍ وَلاَ مُتَّخِذَاتِ أَخْدَانٍ فَإِذَا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَیْنَ بِفَاحِشَةٍ فَعَلَیْهِنَّ نِصْفُ مَا عَلَى الْمُحْصَنَاتِ مِنَ الْعَذَابِ ذَلِکَ لِمَنْ خَشِیَ الْعَنَتَ مِنْکُمْ وَأَن تَصْبِرُواْ خَیْرٌ لَّکُمْ وَاللّهُ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (25 النساء)
    و آنها که توانایى ازدواج با زنان (آزاد) پاکدامن باایمان را ندارند، مى توانند با زنان پاکدامن از بردگان باایمانى که در اختیار دارید ازدواج کنند -خدا به ایمان شما آگاه تر است; و همگى اعضاى یک پیکرید- آنها را با اجازه صاحبان آنان تزویج نمایید، و مهرشان را به خودشان بدهید; به شرط آنکه پاکدامن باشند، نه بطور آشکار مرتکب زنا شوند، و نه دوست پنهانى بگیرند. و در صورتى که «محصنه» باشند و مرتکب عمل منافى عفت شوند، نصف مجازات زنان آزاد را خواهند داشت. این (اجازه ازدواج با کنیزان) براى کسانى از شماست که بترسند (از نظر غریزه جنسى) به زحمت بیفتند; و (با این حال نیز) خوددارى (از ازدواج با آنان) براى شما بهتر است. و خداوند، آمرزنده و مهربان است. 25

    در ازدواج با زنان اهل کتاب (یهودی مسیحی زرتشتی) (البته موقت نه دائم) مردان مسلمان باید رعایت کنند و باید:
    1- پاکدامن باشند
    2- زناکار نباشند
    3- دوست دختر نداشته باشند
    تا چه رسد که با زن مسلمان ازدواج کنند
    الْیَوْمَ أُحِلَّ لَکُمُ الطَّیِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ حِلٌّ لَّکُمْ وَطَعَامُکُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْکِتَابَ مِن قَبْلِکُمْ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِینَ غَیْرَ مُسَافِحِینَ وَلاَ مُتَّخِذِی أَخْدَانٍ وَمَن یَکْفُرْ بِالإِیمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ (5 المائدة)
    امروز چیزهاى پاکیزه براى شما حلال شده; و (همچنین) طعام اهل کتاب، براى شما حلال است; و طعام شما براى آنها حلال; و (نیز) آنان پاکدامن از مسلمانان، و آنان پاکدامن از اهل کتاب، حلالند; هنگامى که مهر آنها را بپردازید و پاکدامن باشید; نه زناکار، و نه دوست پنهانى و نامشروع گیرید. و کسى که انکار کند آنچه را باید به آن ایمان بیاورد، اعمال او تباه مى گردد; و در سراى دیگر، از زیانکاران خواهد بود._„_5

    زنان مومنه یاور دیگر باید باشند و امر به معروف و نهی از منکر کنند
    وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَاةَ وَیُطِیعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِکَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ حَکِیمٌ (71 التوبة)
    مردان و زنان باایمان، ولىّ (و یار و یاور) یکدیگرند; امر به معروف، و نهى از منکر مى کنند; نماز را برپا مى دارند; و زکات را مى پردازند; و خدا و رسولش را اطاعت مى کنند; بزودى خدا آنان را مورد رحمت خویش قرارمى دهد; خداوند توانا و حکیم است!_„_71

    خداوند برای مردان مومن و زنان مومنه بهشت های جاودان و منازل پاک و رضایتش را وعده فرموده است
    وعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَمَسَاکِنَ طَیِّبَةً فِی جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَکْبَرُ ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (72 التوبة)
    خداوند به مردان و زنان باایمان، باغهایى از بهشت وعده داده که نهرها از زیر درختانش جارى است; جاودانه در آن خواهند ماند; و مسکن هاى پاکیزه اى در بهشتهاى جاودان (نصیب آنها ساخته); و (خشنودى و) رضاى خدا، (از همه اینها) برتر است; و پیروزى بزرگ، همین است! 72

    چرا در باره زنان مومنه گمان خیر نمی برند؟
    لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَیْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْکٌ مُّبِینٌ (12 النور)
    چرا هنگامى که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (و کسى که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند و نگفتند این دروغى بزرگ و آشکار است؟! 12

    عذاب کسانیکه به زنان مومنه تهمت می زنند
    إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ (23 النور)
    کسانى که زنان پاکدامن و بى خبر (از هر گونه آلودگى) و مؤمن را متهم مى سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهى بدورند و عذاب بزرگى براى آنهاست. 23
    یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ (24 النور)
    در آن روز زبانها و دستها و پاهایشان بر ضدّ آنها به اعمالى که مرتکب مى شدند گواهى مى دهد._„_24
    یَوْمَئِذٍ یُوَفِّیهِمُ اللَّهُ دِینَهُمُ الْحَقَّ وَیَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ (25 النور)

    زنان مومنه و حجاب
    وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ (31 النور)
    به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس آلود) فرو گیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را – جز آن مقدار که نمایان است – آشکار ننمایند، و (اطراف) روسرى هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم کیششان، یا بردگانشان ]= کنیزانشان[، یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند، یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند; و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینتِ پنهانیشان دانسته شود (و صداى خلخال که بر پا دارند به گوش رسد). و همگى به سوى خدا باز گردید اى مؤمنان، تا رستگار شوید. 31

    زنان مسلمان و زنان مومنه و… دارای مغفرت و اجر عظیم خداوند هستند
    إِنَّ الْمُسْلِمِینَ وَالْمُسْلِمَاتِ وَالْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَالْقَانِتِینَ وَالْقَانِتَاتِ وَالصَّادِقِینَ وَالصَّادِقَاتِ وَالصَّابِرِینَ وَالصَّابِرَاتِ وَالْخَاشِعِینَ وَالْخَاشِعَاتِ وَالْمُتَصَدِّقِینَ وَالْمُتَصَدِّقَاتِ وَالصَّائِمِینَ وَالصَّائِمَاتِ وَالْحَافِظِینَ فُرُوجَهُمْ وَالْحَافِظَاتِ وَالذَّاکِرِینَ اللَّهَ کَثِیرًا وَالذَّاکِرَاتِ أَعَدَّ اللَّهُ لَهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا (35 الأحزاب)
    به یقین، مردان مسلمان و زنان مسلمان، مردان با ایمان و زنان با ایمان، مردان مطیع فرمان خدا و زنان مطیع فرمان خدا، مردان راستگو و زنان راستگو، مردان صابر و شکیبا و زنان صابر و شکیبا، مردان با خشوع و زنان با خشوع، مردان انفاق کننده و زنان انفاق کننده، مردان روزه دار و زنان روزه دار، مردان پاکدامن و زنان پاکدامن و مردانى که بسیار به یاد خدا هستند و زنانى که بسیار یاد خدا مى کنند، خداوند براى همه آنان مغفرت و پاداش عظیمى فراهم ساخته است._„_35

    طلاق زنان مومنه باید خوبی باشد
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا نَکَحْتُمُ الْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ طَلَّقْتُمُوهُنَّ مِن قَبْلِ أَن تَمَسُّوهُنَّ فَمَا لَکُمْ عَلَیْهِنَّ مِنْ عِدَّةٍ تَعْتَدُّونَهَا فَمَتِّعُوهُنَّ وَسَرِّحُوهُنَّ سَرَاحًا جَمِیلًا (49 الأحزاب)
    اى کسانى که ایمان آورده اید! هنگامى که با زنان با ایمان ازدواج کردید و قبل از همبستر شدن طلاق دادید، عدّه اى براى شما بر آنها نیست که بخواهید حساب آن را نگاه دارید; آنها را با هدیه مناسبى بهره مند سازید و بطرز شایسته اى رهایشان کنید. 49

    کسانیکه مردان مومن و زنان مومنه را آزار می دهند
    وَالَّذِینَ یُؤْذُونَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ بِغَیْرِ مَا اکْتَسَبُوا فَقَدِ احْتَمَلُوا بُهْتَانًا وَإِثْمًا مُّبِینًا (58 الأحزاب)
    و آنان که مردان و زنان باایمان را به خاطر کارى که انجام نداده اند آزار مى دهند; بار بهتان و گناه آشکارى را به دوش کشیده اند. 58

    پذیرفته شدن توبه زنان مومنه کنار مردان مومن
    لِیُعَذِّبَ اللَّهُ الْمُنَافِقِینَ وَالْمُنَافِقَاتِ وَالْمُشْرِکِینَ وَالْمُشْرِکَاتِ وَیَتُوبَ اللَّهُ عَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا (73 الأحزاب)
    هدف این بود که خداوند مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را (از مؤمنان جدا سازد و آنان را) عذاب کند، و خدا رحمت خود را بر مردان و زنان باایمان بفرستد; خداوندهمواره آمرزنده و رحیم است!_„_73_

    خداوند به پیامبر صلی الله علیه و اله امر می فرماید که برای مردان مومن و زنان مومنه استغفار کند
    فَاعْلَمْ أَنَّهُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَاسْتَغْفِرْ لِذَنبِکَ وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ مُتَقَلَّبَکُمْ وَمَثْوَاکُمْ (19 محمد)
    پس بدان که معبودى جز «اللّه» نیست; و براى گناه خود و مردان و زنان باایمان استغفار کن! و خداوند محل حرکت و قرارگاه شما را مى داند!_„_19

    خداوند مردان مومن و زنان مومنه را در بهشت جاویدان داخل می فرماید
    لِیُدْخِلَ الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَیُکَفِّرَ عَنْهُمْ سَیِّئَاتِهِمْ وَکَانَ ذَلِکَ عِندَ اللَّهِ فَوْزًا عَظِیمًا (5 الفتح)
    هدف (دیگر از آن فتح مبین) این بود که مردان و زنان با ایمان را در باغهایى (از بهشت) وارد کند که نهرها از زیر (درختانش) جارى است، در حالى که جاودانه در آن مى مانند، و گناهانشان را مى بخشد، و این نزد خدا رستگارى بزرگى است! 5

    اگر مردان مومن و زنان مومنه در مکه نبودند در فتح مکه جنگ می شد
    هُمُ الَّذِینَ کَفَرُوا وَصَدُّوکُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرَامِ وَالْهَدْیَ مَعْکُوفًا أَن یَبْلُغَ مَحِلَّهُ وَلَوْلَا رِجَالٌ مُّؤْمِنُونَ وَنِسَاءٌ مُّؤْمِنَاتٌ لَّمْ تَعْلَمُوهُمْ أَن تَطَؤُوهُمْ فَتُصِیبَکُم مِّنْهُم مَّعَرَّةٌ بِغَیْرِ عِلْمٍ لِیُدْخِلَ اللَّهُ فِی رَحْمَتِهِ مَن یَشَاءُ لَوْ تَزَیَّلُوا لَعَذَّبْنَا الَّذِینَ کَفَرُوا مِنْهُمْ عَذَابًا أَلِیمًا (25 الفتح)
    آنها بودند که کفر ورزیدند و شما را از مسجد الحرام بازداشتند و نگذاشتند قربانى [شما] که بازداشته شده بود به محلّش برسد، و اگر [در مکّه‏] مردان و زنان با ایمانى نبودند که [ممکن بود] بى‏آنکه آنان را بشناسید، ندانسته پایمالشان کنید و تاوانشان بر شما بماند [فرمان حمله به مکّه مى‏دادیم‏] تا خدا هر که را بخواهد در جوار رحمت خویش درآورد. اگر [کافر و مؤمن‏] از هم متمایز مى‏شدند، قطعاً کافران را به عذاب دردناکى معذّب مى‏داشتیم. (25)

    نور مردان مومن و زنان مومنه جلو جلو حرکت می کند
    یَوْمَ تَرَى الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ یَسْعَى نُورُهُم بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَبِأَیْمَانِهِم بُشْرَاکُمُ الْیَوْمَ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا ذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ (12 الحدید)
    (این پاداش بزرگ) در روزى است که مردان و زنان باایمان را مى نگرى که نورشان پیش رو و در سمت راستشان بسرعت حرکت مى کند (و به آنها مى گویند:) بشارت باد بر شما امروز به باغهایى از بهشت که نهرها زیر (درختان) آن جارى است; جاودانه در آن خواهید ماند! و این همان رستگارى بزرگ است!_„_12

    امتحان زنان مومنه
    یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا إِذَا جَاءَکُمُ الْمُؤْمِنَاتُ مُهَاجِرَاتٍ فَامْتَحِنُوهُنَّ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِیمَانِهِنَّ فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِنَاتٍ فَلَا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْکُفَّارِ لَا هُنَّ حِلٌّ لَّهُمْ وَلَا هُمْ یَحِلُّونَ لَهُنَّ وَآتُوهُم مَّا أَنفَقُوا وَلَا جُنَاحَ عَلَیْکُمْ أَن تَنکِحُوهُنَّ إِذَا آتَیْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَلَا تُمْسِکُوا بِعِصَمِ الْکَوَافِرِ وَاسْأَلُوا مَا أَنفَقْتُمْ وَلْیَسْأَلُوا مَا أَنفَقُوا ذَلِکُمْ حُکْمُ اللَّهِ یَحْکُمُ بَیْنَکُمْ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ (10 الممتحنة)
    اى کسانى که ایمان آورده اید! هنگامى که زنان باایمان بعنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید -خداوند به ایمانشان آگاهتر است- هرگاه آنان را مؤمن یافتید، آنها را بسوى کفّار بازنگردانید; نه آنها براى کفّار حلالند و نه کفّار براى آنها حلال; و آنچه را همسران آنها (براى ازدواج با این زنان) پرداخته اند به آنان بپردازید; و گناهى بر شما نیست که با آنها ازدواج کنید هرگاه مَهرشان را به آنان بدهید و هرگز زنان کافر را در همسرى خود نگه ندارید (و اگر کسى از زنان شما کافر شد و به بلاد کفر فرار کرد،) حق دارید مَهرى را که پرداخته اید مطالبه کنید همان گونه که آنها حق دارند مهر زنانشان را که از آنان جدا شده اند) از شما مطالبه کنند; این حکم خداوند است که در میان شما حکم مى کند، و خداوند دانا و حکیم است! 10_

    بیعت زنان مومنه و شروط بیعت با رسول خدا صلی الله علیه و آله
    یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِذَا جَاءَکَ الْمُؤْمِنَاتُ یُبَایِعْنَکَ عَلَى أَن لَّا یُشْرِکْنَ بِاللَّهِ شَیْئًا وَلَا یَسْرِقْنَ وَلَا یَزْنِینَ وَلَا یَقْتُلْنَ أَوْلَادَهُنَّ وَلَا یَأْتِینَ بِبُهْتَانٍ یَفْتَرِینَهُ بَیْنَ أَیْدِیهِنَّ وَأَرْجُلِهِنَّ وَلَا یَعْصِینَکَ فِی مَعْرُوفٍ فَبَایِعْهُنَّ وَاسْتَغْفِرْ لَهُنَّ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِیمٌ (12 الممتحنة)
    اى پیامبر! هنگامى که زنان مؤمن نزد تو آیند و با تو بیعت کنند که چیزى را شریک خدا قرار ندهند، دزدى و زنا نکنند، فرزندان خود را نکشند، تهمت و افترایى پیش دست و پاى خود نیاورند و در هیچ کار شایسته اى مخالفت فرمان تو نکنند، با آنها بیعت کن و براى آنان از درگاه خداوند آمرزش بطلب که خداوند آمرزنده و مهربان است!_„_12 _

    زنان مومنه می توانند بجای زنان نافرمان همسر پیامبر شوند
    عَسَى رَبُّهُ إِن طَلَّقَکُنَّ أَن یُبْدِلَهُ أَزْوَاجًا خَیْرًا مِّنکُنَّ مُسْلِمَاتٍ مُّؤْمِنَاتٍ قَانِتَاتٍ تَائِبَاتٍ عَابِدَاتٍ سَائِحَاتٍ ثَیِّبَاتٍ وَأَبْکَارًا (5 التحریم)
    امید است که اگر او شما را طلاق دهد، پروردگارش به جاى شما همسرانى بهتر براى او قرار دهد، همسرانى مسلمان، مؤمن، متواضع، توبه کار، عابد، هجرت کننده، زنانى غیرباکره و باکره! 5

    نوح علیه السلام در حق مردان مومن و زنان مومنه دعا می کند
    رَبِّ اغْفِرْ لِی وَلِوَالِدَیَّ وَلِمَن دَخَلَ بَیْتِیَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِینَ إِلَّا تَبَارًا (28 نوح)
    پروردگارا! مرا، و پدر و مادرم و تمام کسانى را که با ایمان وارد خانه من شدند، و جمیع مردان و زنان باایمان رابیامرز; و ظالمان را جز هلاکت میفزا!» 28

    آنها که مردان مومن و زنان مومنه را شکنجه دادند و به آتش سوزاندند سر قضیه سوزانده شدن مسیحیان توسط یهودیان قبل از اسلام در اخدود چاله آتش
    که ادعای یهود برعکس شده است و جنایت خود را به گر دن مسیحیت می اندازند و قرآن از جنایت یهودیان و سوزاندن مسیحیان در قبل از اسلام حکایت می کند
    إِنَّ الَّذِینَ فَتَنُوا الْمُؤْمِنِینَ وَالْمُؤْمِنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَتُوبُوا فَلَهُمْ عَذَابُ جَهَنَّمَ وَلَهُمْ عَذَابُ الْحَرِیقِ (10 البروج)
    کسانى که مردان و زنان باایمان را شکنجه دادند سپس توبه نکردند، براى آنها عذاب دوزخ و عذاب آتش سوزان است! 10

    زن کنیز مومنه بهتر از زن مشرکه است
    وَلاَ تَنکِحُواْ الْمُشْرِکَاتِ حَتَّى یُؤْمِنَّ وَلأَمَةٌ مُّؤْمِنَةٌ خَیْرٌ مِّن مُّشْرِکَةٍ وَلَوْ أَعْجَبَتْکُمْ وَلاَ تُنکِحُواْ الْمُشِرِکِینَ حَتَّى یُؤْمِنُواْ وَلَعَبْدٌ مُّؤْمِنٌ خَیْرٌ مِّن مُّشْرِکٍ وَلَوْ أَعْجَبَکُمْ أُوْلَئِکَ یَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَاللّهُ یَدْعُو إِلَى الْجَنَّةِ وَالْمَغْفِرَةِ بِإِذْنِهِ وَیُبَیِّنُ آیَاتِهِ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ (221 البقرة)
    و با زنان مشرک و بت پرست، تا ایمان نیاورده اند، ازدواج نکنید! (اگر چه جز به ازدواج با کنیزان، دسترسى نداشته باشید; زیرا) کنیز باایمان، از زن آزاد بت پرست، بهتر است; هر چند (زیبایى، یا ثروت، یا موقعیت او) شما را به شگفتى آورد. و زنان خود را به ازدواج مردان بت پرست، تا ایمان نیاورده اند، در نیاورید! (اگر چه ناچار شوید آنها را به همسرى غلامان باایمان درآورید; زیرا) یک غلام باایمان، از یک مرد آزاد بت پرست، بهتر است; هر چند (مال و موقعیت و زیبایى او،) شما را به شگفتى آورد. آنها دعوت به سوى آتش مى کنند; و خدا دعوت به بهشت و آمرزش به فرمان خود مى نماید، و آیات خویش را براى مردم روشن مى سازد; شاید متذکر شوند! 221

    مرد مومن و زن مومنه نمی تواند از دستور خداوند و رسولش سرپیچی کند
    وَمَا کَانَ لِمُؤْمِنٍ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى اللَّهُ وَرَسُولُهُ أَمْرًا أَن یَکُونَ لَهُمُ الْخِیَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن یَعْصِ اللَّهَ وَرَسُولَهُ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا مُّبِینًا (36 الأحزاب)
    هیچ مرد و زن با ایمانى حق ندارد هنگامى که خدا و پیامبرش امرى را لازم بدانند، اختیارى (در برابر فرمان خدا) داشته باشد; و هر کس نافرمانى خدا و رسولش را کند، به گمراهى آشکارى گرفتار شده است! 36

    زن مومنه ای که نفس خود را به پیامبر بخشید
    یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ إِنَّا أَحْلَلْنَا لَکَ أَزْوَاجَکَ اللَّاتِی آتَیْتَ أُجُورَهُنَّ وَمَا مَلَکَتْ یَمِینُکَ مِمَّا أَفَاءَ اللَّهُ عَلَیْکَ وَبَنَاتِ عَمِّکَ وَبَنَاتِ عَمَّاتِکَ وَبَنَاتِ خَالِکَ وَبَنَاتِ خَالَاتِکَ اللَّاتِی هَاجَرْنَ مَعَکَ وَامْرَأَةً مُّؤْمِنَةً إِن وَهَبَتْ نَفْسَهَا لِلنَّبِیِّ إِنْ أَرَادَ النَّبِیُّ أَن یَسْتَنکِحَهَا خَالِصَةً لَّکَ مِن دُونِ الْمُؤْمِنِینَ قَدْ عَلِمْنَا مَا فَرَضْنَا عَلَیْهِمْ فِی أَزْوَاجِهِمْ وَمَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ لِکَیْلَا یَکُونَ عَلَیْکَ حَرَجٌ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا (50 الأحزاب)
    اى پیامبر! ما همسران تو را که مهرشان را پرداخته اى براى تو حلال کردیم، و همچنین کنیزانى که از طریق غنایمى که خدا به تو بخشیده است مالک شده اى و دختران عموى تو، و دختران عمّه ها، و دختران دایى تو، و دختران خاله ها که با تو مهاجرت کردند (ازدواج با آنها براى تو حلال است) و هرگاه رن با ایمانى خود را به پیامبر ببخشد (و مهرى براى خود نخواهد) چنانچه پیامبر بخواهد مى تواند او را به همسرى برگزیند; امّا چنین ازدواجى تنها براى تو مجاز است نه دیگر مؤمنان; ما مى دانیم براى آنان در مورد همسرانشان و کنیزانشان چه حکمى مقرّر داشته ایم (و مصلحت آنان چه حکمى را ایجاب مى کند); این بخاطر آن است که مشکلى (در اداى رسالت) بر تو نباشد (و از این راه حامیان فزونترى فراهم سازى); و خداوند آمرزنده و مهربان است! 50

  31. بسم الله الرحمن الرحیم
    جواب جناب آقای عبداللطیف عبادی 6
    1. اسلام فقط و فقط مختص مردان است
    2. برای مردان است
    3. خطاب به مردان است
    4. هیچ ربطی هم به زنها ندارد .
    5. روز قیامت هم زنان نه به بهشت می روند و نه به جهنم .
    6. بهشت و جهنم فقط و فقط مختص مردان است .
    7. قرآن مجید هم خطاب به مردان نازل شده است و حرفی با زنها ندارد .
    8. من اصلا” نمی دانم چرا زنها خودشان را قاطی مسلمین کرده اند؟
    9. مسلمان شدن زنها برای من همیشه یک سئوال و یک پدیدهء عجیب و غریبی بوده است .
    10. من نمی دانم چرا علمای دینی به زنها نمی گویند که مسلمان شدن و نشدنشان هیچ فرقی بحالشان ندارد و خودشان را خسته نکنند؟
    11. البته عموم علمای اهل تسنن این موضوع را بخوبی می دانند و به همین دلیل زنها را به مسجد راه نمی دهند .

    11- البته عموم علمای اهل تسنن این موضوع را بخوبی می دانند و به همین دلیل زنها را به مسجد راه نمی دهند .

    جواب:
    دلایل از فقه اهل سنت بقدری زیاد است که مستلزم چندین جلد کتاب است همچنین عملکرد آنان
    به عنوان نمونه ذکر می شود:
    https://www.islamlight.net/index.php?option=com_ftawa&task=view&Itemid=31&catid=385&id=3317
    و
    https://www.ibnamin.com/masjid.htm
    و
    https://www.google.com/webhp?hl=ar#hl=ar&q=%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF+%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B1%D8%A3%D8%A9+%D8%A3%D8%AE%D8%B1%D8%AC%D9%87+&lr=&aq=f&aqi=&aql=&oq=%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D8%AC%D8%AF+%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B1%D8%A3%D8%A9+%D8%A3%D8%AE%D8%B1%D8%AC%D9%87+&gs_rfai=&fp=daf9b116bbb65672

    حتما جناب آقای عبادی نمی دانند همه ساله میلیونها نفر از “زنها” از خود عربستان سعودی و نیز از کشورهای مسلمان نشین مانند ایران و از مسلمانان ساکن کشورهای غیر اسلامی از سراسر جهان برای انجام حج و نیز عمره مفرده در ایام حج و نیز در تمام ایام سال با ویزای عرستان سعودی برای انجام مناسک حج و عمره مفرده در مسجد الحرام وارد عربستان می شوند
    نه تنها علمای اهل سنت “زنها” را از ورود به مسجد منع نمی کنند که بلکه در تمام عمر یکبار بر “زنها” واجب می دانند که هرزنی در هر نقطه عالم اگر توان مالی و بدنی دارد باید حج بجا آورد و حج بجا آوردن یعنی داخل شدن “زنها” در مسجد الحرام برای انجام طواف خانه خدا
    ببینیم
    https://www.google.com/webhp?hl=ar#hl=ar&q=%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A8+%D8%A7%D9%84%D8%AD%D8%AC+%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B1%D8%A3%D8%A9+%D8%A7%D8%AE%D8%B1%D8%AC%D9%87&lr=&aq=f&aqi=&aql=&oq=&gs_rfai=&fp=daf9b116bbb65672

    پس علمای اهل سنت “زنها”ی زائر از کل جهان را در تمام مساجد راه می دهند
    در مسجد الحرام و مسجد النبی و مسجد شجره و مسجد جحفه و مسجد قبا و مسجد ذوقبلتین در مساجد سبعه و خلاصه هر مسجدی که بین راه باشد
    علمای اهل سنت در تمام کشورهای اسلامی از جمله اندونزی و ترکیه و….. “زنها” را به تمام مساجد راه می دهند
    علمای اهل سنت ایران در کردستان و زاهدان و برخی شهرهای آذربایجان غربی و نیز ترکمن صحرا در استان گلستان “زنها” را چه شیعه و چه اهل سنت به مساجد راه می دهند
    به تصاویری از “زنها” در مسجد الحرام نگاه کنید
    https://faculty.ksu.edu.sa/djdou/PublishingImages/%D8%A7%D9%84%D9%83%D8%B9%D8%A8%D8%A9%20%D8%A7%D9%84%D8%B4%D8%B1%D9%8A%D9%81%D8%A9.jpg

    راه داده شدن “زنها” در مسجد الحر ام
    https://gate.gph.gov.sa/Media/gallery/12/129.jpg
    “زنها” کنار کعبه داخل مسجد الحرام
    “زنها” درمسجد الحرام
    https://www.asianews.it/files/img/UZBEKISTAN_%28it%29_HajPilgrimage.jpg
    “زنها” در مسجد الحرام
    https://www.hqpic.ir/%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%DA%A9%D8%B9%D8%A8%D9%87-p_2235.jpg
    “زنها” در حال طواف در مسجدالحرام
    https://www.akkasee.com/files//blogSystem/blogs/mansoreh/make3.jpg
    وقتی علمای اهل سنت نه تنها “زنها” را به مسجد راه می دهند بلکه بر آنها واجب کرده اند اگر استطاعت دارند حداقل یک بار در عمرشان داخل در بزرگترین مسجد دنیا یعنی مسجدالحرام شوند و طواف کنند
    https://www.google.com/imgres?imgurl=https://mushmushak.persiangig.com/FILE0006.jpg&imgrefurl=https://ourhouse.blogsky.com/1388/02/04/post-85/&usg=__ReIaIHn8780A6hHp8Wi5HTg_zCw=&h=666&w=500&sz=83&hl=fa&start=77&um=1&itbs=1&tbnid=iMtvJ7g7916piM:&tbnh=138&tbnw=104&prev=/images%3Fq%3D%25D9%2585%25D8%25B3%25D8%25AC%25D8%25AF%2B%25D8%25A7%25D9%2584%25D9%2586%25D8%25A8%25D9%258A%26start%3D60%26um%3D1%26hl%3Dfa%26lr%3D%26sa%3DN%26ndsp%3D20%26tbs%3Disch:1
    بد نیست کاربران محترم بدانند که لکه مستطیل سیاه رنگ وسط مسجد الحرام مربوط به چادر سیاه بقول آقای عبادی “زنها” است
    https://www.aleqt.com/a/264615_51788.jpg
    قسمت سیاه رنگ مربوط به راه دادن “زنها ” داخل مسجد الحرام است
    https://sehrusharq.jeeran.com/photos/jpg/2007579_lm.jpg

    “زنها” داخل مسجد الحرام
    https://www.alriyadh.com/2006/10/21/img/211120.jpg

    علاوه بر اینکه “زنها” را برای طواف داخل مسجد الحرام راه می دهند که بلکه در حال نماز جماعت با اینکه صحن های بزرگ اختصاصی برای “زنها” در نظر گرفته شده است اما “زنها” را داخل مسجد الحرام و نزدیک کعبه هم می گذارند نماز بخوانند و قسمتهایی را برای “زنها” می گذارند و با پرده هایی جدا می کنند که این قسمتها در مسجد الحرام بصورت قسمت های مستطیل دیده می شود

    برفرض هم که اهل سنت “زنها” را به مساجد راه ندهند چه ربطی به ایمان واسلام آنها دارد
    بر فرض که اهل سنت “زنها” را به مساجد راه ندهند و راه ندادنشان دلیل عدم اسلامشان باشد چه ربطی به فقه شیعه دارد؟
    واقعا تهمت به این آشکاری به یک میلیارد مسلمان و تهمت اشکار به عموم علمای اهل سنت در سراسر جهان چه معنا دارد؟
    آیا نادانی تا این حد؟
    گیرم که به خدا و قران تهمت زدید اما چگونه به خود اجازه دادید به یک میلیارد مسلمان اهل سنت در سراسر جهان اینگونه نسبت ناروا بزنید در حالیکه در سراسر جهان هیچ عالم سنی نیست که فتوا به راه ندادن “زنها” به مساجد دهد.
    آیا در جهان هیچ عالم سنی وجود دارد که حج را در صورت استطاعت بر “زنها” واجب نداند؟

    خواهش می کنم از تمام کاربران محترم که به نحوی با علمای اهل سنت مرتبط هستند

    جناب آقای عبادی خطبه معروف حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها را فراموش کرده اند
    جناب آقای عبادی خطبه حضرت زینب سلام الله علیها را در کوفه و شام فراموش کرده اند
    جناب آقای عبادی نقل روایات از زنان راوی را مانند حضرت زهرا سلام الله علیها زینب کبری و ام سلمه و اسماء و حضرت معصومه سلام الله علیها و….را فراموش کرده اند
    آقای عبادی نمی دانند که علمای اهل سنت همسر پیامبر صلی الله علیه و آله ام المومنین عایشه دختر ابی بکر را از 6 نفر مکثرین حدیث (کسانیکه بیشترین حدیث را روایت کرده اند) می دانند که بالغ بر 2210 روایت دارد

    آقای عبادی فراموش کرده اند فراوان زنان اندیشمند شیعه و سنی را که در تاریخ دارای کتابها و آثار فراوان هستند

    آقای عبادی از خانم مجتهده بانو امین اصفهانیه فراموش کرده اند که تنها خودشان به مقام اجتهاد رسیدند بلکه حتی مراجع بزرگی مانند حضرت آیه الله العظمی مرعشی نجفی از ایشان اجازه اجتهاد گرفتند
    https://www.google.com/webhp?hl=fa#hl=fa&q=%D8%A8%D8%A7%D9%86%D9%88+%D8%A7%D9%85%DB%8C%D9%86+%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87+%D8%A7%D8%AC%D8%AA%D9%87%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D8%B1%D8%B9%D8%B4%DB%8C+%D9%86%D8%AC%D9%81%DB%8C+%D8%A8%D9%87+%D8%A7%DB%8C%D8%B4%D8%A7%D9%86+%D8%A7%D8%AC%D8%A7%D8%B2%D9%87+%D8%AF%D8%A7%D8%AF%D9%85+%D9%83%D9%87+%D8%B1%D9%88%D8%A7%DB%8C%D8%AA+%DA%A9%D9%86%D8%AF&lr=&fp=a442fce20d9b63af و
    این بانوی فقیه و مجتهده کتابهای ارزشمند زیادی تالیف کرده اند
    که تفسیر قران مخزن الرفان ایشان بنام است

    حال بازهم می توان گفت: “مسلمان شدن زنها برای من همیشه یک سئوال و یک پدیدهء عجیب و غریبی بوده است ”
    و…
    کاربران محترم قضاوت فرمایند

  32. به نرگس خانم
    اگرچه مباحثات دینی از مباحثات بادمجانی بهتر است اما حاضر نیستم در اینجا جوابتان را بدهم . همینها را برایم ایمیل کنید تا توجیهتان کنم که اشتباه می کنید. شما زنها نه به بهشت می روید و نه به جهنم.اسلام یک دین مردانه هست و زنها اصلا” حق ندارند درباره اش اظهار نظر کنند. خداوند حوری های بهشتی را آفریده است تا در بهشت نیازی به شما نباشد . لطفا” به همان خیاطی و گلدوزی و آشپزی تان مشغول باشید و کاری به کار اسلام نداشته باشید. مرسی!
    (:

  33. بسم الله الرحمن الرحیم

    جواب:
    جهت اطلاع کاربران عزیز اعلام می کنم
    زنان بهشتی بسیار بهتر و زیبا تر از حوریان خواهند بود که یک زن بهشتی قابل مقایسه با حوریان نخواهد بود

    1- شما بفرمایید همین جا دلایلتان را بیاورید و ثابت کنید

    2- بنده هرگز به ایمیل شما مطلبی نخواهم فرستاد منتظر نباشید

    3- خانه داری از جمله خیاطی و گلدوزی و آشپزی افتخار ما می باشد و مهمترین وظیفه یک زن است
    اصلا خانه و خانواده مهممترین رکن اجتماع است

    و نه تنها ما زنان باید به خانه داری خود افتخار کنیم که ما مذهب اهل بیت علیهم السلام را داریم
    پیامبر ما صلی الله علیه و آله هم از اهل خانه است
    و مذهب ما مذهب اهل بیت (اهل خانه) است

    خانه زهرا سلام الله علیها که زن و شوهر و دو فرزند معصوم و فرزندان دیگر هم تالی تلو معصوم هستند خانه شان مهمترین خانه می شود
    تا جاییکه
    اللَّهُ نُورُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ مَثَلُ نُورِهِ کَمِشْکَاةٍ فِیهَا مِصْبَاحٌ الْمِصْبَاحُ فِی زُجَاجَةٍ الزُّجَاجَةُ کَأَنَّهَا کَوْکَبٌ دُرِّیٌّ یُوقَدُ مِن شَجَرَةٍ مُّبَارَکَةٍ زَیْتُونِةٍ لَّا شَرْقِیَّةٍ وَلَا غَرْبِیَّةٍ یَکَادُ زَیْتُهَا یُضِیءُ وَلَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نَارٌ نُّورٌ عَلَى نُورٍ یَهْدِی اللَّهُ لِنُورِهِ مَن یَشَاءُ وَیَضْرِبُ اللَّهُ الْأَمْثَالَ لِلنَّاسِ وَاللَّهُ بِکُلِّ شَیْءٍ عَلِیمٌ (35 النور)
    خداوند نورِ آسمانها و زمین است; مَثَل نور خداوند همانند چراغدانى است که در آن چراغى (پرفروغ) باشد، آن چراغ در حبابى قرار گیرد، حبابى شفاف و درخشنده همچون یک ستاره فروزان، این چراغ با روغنى افروخته مى شود که از درخت پربرکت زیتونى گرفته شده که نه شرقى است و نه غربى; (روغنش آنچنان صاف و خالص است که) نزدیک است بدون تماس با آتش شعله ور شود; نورى است بر فراز نورى; و خداوند هر کس را بخواهد به نور خود هدایت مى کند، و خدا براى مردم مثلها مى زند و خداوند به هر چیزى داناست. 35
    فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَن تُرْفَعَ وَیُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فِیهَا بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ (36 النور)
    (این چراغ پرفروغ) در خانه هایى قرار دارد که خداوند اذن فرموده دیوارهاى آن را بالا برند (تا از دستبرد شیاطین و هوس بازان در امان باشد); خانه هایى که نام خدا در آنها برده مى شود، و صبح و شام در آنها تسبیح او مى گویند…_„_36
    رِجَالٌ لَّا تُلْهِیهِمْ تِجَارَةٌ وَلَا بَیْعٌ عَن ذِکْرِ اللَّهِ وَإِقَامِ الصَّلوةِ وَإِیتَاءِ الزَّکَوةِ یَخَافُونَ یَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِیهِ الْقُلُوبُ وَالْأَبْصَارُ (37 النور)
    مردانى که نه تجارت و نه معامله اى آنانرا از یاد خدا و برپاداشتن نماز و اداى زکات غافل نمى کند; آنها از روزى مى ترسند که در آن، دلها و چشمها زیر و رو مى شود. 37
    لِیَجْزِیَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ مَا عَمِلُوا وَیَزِیدَهُم مِّن فَضْلِهِ وَاللَّهُ یَرْزُقُ مَن یَشَاءُ بِغَیْرِ حِسَابٍ (38 النور)
    (آنها به سراغ این کارها مى روند) تا خداوند آنان را به بهترین اعمالى که انجام داده اند پاداش دهد، و از فضل خود بر پاداششان بیفزاید; و خداوند به هر کس بخواهد بى حساب روزى مى دهد (و از مواهب بى انتهاى خویش بهره مند مى سازد). 38
    این خانه پیامبر صلی الله علیه و آله می فرمایند در جواب ابوبکر که پرسید آیا خانه زهرا از جمله “بیوت اذن الله…” است؟ می فرمایند: “نعم من افاضلها”

    آری زن مسلمان باید مانند زهرا سلام الله علیها آشپزی و خانه داری را با افتخار انجام دهد ولی مانند زهرای اطهر هم مدافع دین و اسلام باشد
    و بتواند در بدترین شرایط جسمی و نزدیک مرگ در عزای پدر عزیزش در سن 18 سالگی
    بهترین و فصیح ترین خطبه ها را بیان کند تا جاییکه در کتاب بلاغات النساء ادبیات زنان عرب اولین باشد

    ما را به چیزی نترسایند که افتخار و عزت و سربلندی ما در آن است

    این حرف شما توهین به مقام مادر خودتان است نمی دانم مادرتان در قید حیات است یا نه و آیا جرات دارید این حرف را به ایشان بگویید؟

    البته راست می گویید نباید هم کلام با شما بشوم

    خدا کسانی را ببخشد که مرا در این فضا وارد کردند

  34. بسم الله الرحمن الرحیم
    1- ابتدا فکر می کردم آزادی بیان است و هرکس می تواند در هر مخوردی حداقل پیشنهاد کند

    2- دیدم در اشتباه بودم و با کمال تعجب و تحیر هجوم مقالات علیه خودم را در فضای مجازی بخاطر یک پیشنهاد دیدم
    بازهم ابتدا فکر می کردم ما طلاب فقط حق نداریم در باره گیاهان اظهار نظر کنیم

    3- کم کم در این تارنما دیدم همه به خود حق می دهند در تمام مسائل اظهار نظر کنند و همه در بالاترین و مهمترین مسائل دینی اظهار نظر می کنند واقعا تعجبم بیشتر شد

    4- حالا متوجه شدم همه حق دارند در همه مسائل اظهار نظر کنند قانون وضع کنند
    همه می توانند در همه موضوعات دین اظهار نظر کنند

    فقط و فقط من یک نفر نه در گیاهان نه در دین و در هیچ چیزی حق اظهار نظر ندارم آنهم به این خاطر که “زن” هستم
    اتفاقا تا اندازه ای این حقیقت را حس کرده بودم
    که مدعیان آزادی زن چگونه “زن” را احترام می گذارند
    و چگونه از آزادی بیان پاس می دارند

    در این تارنما “خاله زنک” شدم و “برو به آشپزی و … برس” را شنیدم ووو

    تا آخر چه شود؟ خدایا خودت به خیر ختم بفرما

  35. شما چرا ول کن وبلاگ ددرویش نیستید؟ فکر نمی کنید دارید وقت و اسایش خودش و خانواده اش را با این کامنتهای بی ربط تان می گیرید؟ شما اگر با بنده حرفی دارید تشریف بیاورید زیر هر کدام از پستهایم – به انتخاب خودتان نظرتان را بنویسید تا جوابتان را بدهم . شما وبلاگ درویش را با زیر گذر شابدوالعطیم اشتباهی گرفته اید .
    مادرم در قید حیات است و چون زن است حق ندارد در زمینه دین اسلام اظهار نظر کند . زن موظف است که در دین فقط اطاعت کند . اسلام متعلق به ما مردهاست . وظیفهء زن مسلمان عبارت است از : حفظ عفاف ، شوهرداری ، بچه داری ، خانه داری و عبادت . طَلَبُ العِلمِ فَریضَةٌ عَلى کُلِّ مُسلِمٍ أَلا إِنَّ اللّه‏َ یُحِبُّ بُغاةَ العِلمِ . حواستان باشد که این حدیث مسلمه ندارد! در نتیجه تحصیل برای زنان مغایر با اسلام است چه رسد به راه انداختن موسسه تحقیقات بادمجان شناسی تا ظهور . زن حق دارد فقط سورهء نور را بخواند . حق نوشتن هم ندارد . اسلام ماست نیست که با موسیر قاطی اش کنید و عقاید لیبرال و چپ و التقاطی و سایر تفکرات غربی و غربزده را قاطی اش کنید . شما اگر قادر به دفاع از عقایدتان هستید یا تشریف بیاورید در سایت خودم با بنده بحث کنید یا آنکه بیایید از طریق ایمیل با هم تبادل نظر کنیم . اما وبلاگ شخص ثالث و محترمی مثل محمد درویش اصلا” جای این بحث های تخصصی و کاملا” بی ارتباط با موضوعات وبلاگ مهار بیابانزایی نیست . ما عملا” داریم وقت زندگی شخصی اش و فرصتی را که باید با پسرش نازنینش بگذارد را صرف توجه اش به مباحث قلمی خودمان می کنیم . دیگر به چه زبانی باید بگویم که این کار نادرست است؟

  36. تقدیم به آقای عبادی در هر کجا که هست..
    مرا ببوس، مرا ببوس

    برای آخرین بار، تو را خدا نگهدار که می روم به سوی سرنوشت

    بهار ما گذشته، گذشته ها گذشته، منم به جستجوی سرنوشت

    در میان توفان هم پیمان با قایقران ها

    گذشته از جان باید بگذشت از توفان ها

    به نیمه شب ها دارم با یارم پیمان ها

    که بر فروزم آتش ها در کوهستان ها

    شب سیه سفر کنم، ز تیره ره گذر کنم

    نگرتو ای گل من، سرشک غم بدامن، برای من میفکن

    دختر زیبا امشب بر تو مهمانم، در پیش تو می مانم، تا سر بگذاری بر سر من

    دختر زیبا از برق نگاه تو، اشگ بی گناه تو، روشن گردد یک

    امشب من

    ستاره مرد سپیده دم، به رسم یک اشاره، نهاده دیده برهم،

    میان پرنیان غنوده بود.

    در آخرین نگاهش نگاه بی گناهش، سرود واپسین سروده بود.

    بین که من از این پس دل در راه دیگر دارم.

    به راه دیگر شوری دیگر در سر دارم

    به صبح روشن باید از آن دل بردارم، که عهد خونین با صبحی

    روشن تر دارم… ها

    مراببوس

    این بوسه وداع

    بوی خون می دهد

  37. جناب آقای عبادی
    …خیلی دوست دارم بدانم هنوز آن مه معروف لندن وجود دارد؟چون می گویند پس از تغییر سوخت از ذغال سنگ به گاز هوای لندن بسیار بهتر شده است
    ….امیدوارم یک شب تعطیل لباس رسمی پوشیده وبه زستورانی کلاسیک تشریف برده و هرچه دوست داشتید میل کنید…می توانید تفاوت لباس هاس شب و رسمی چون ژاکت و فراگ و اسموکینگ را شرح بدهید؟

  38. مهتاب، ای مونس عاشقان

    روشنایی آسمان

    آی، مهتاب

    ای چراغ آسمان

    روشنی بخش جهان

    کو ماهم

    نزدت چه شب ها با او در آنجا بودیم

    فارغ ز دنیا،

    لب ها به لب ها بودیم

    با یکدگر ما،

    پیش تو تنها بودیم

    مفتون و شیدا

    غرق تماشا بودیم

    مهتاب،

    امشب که پیش تو ام

    او رفته و من مانده ام

    آه، افسوس

    رفت و آن دوران گذشت

    سر نهم بر کوه و دشت

    از هجرش

    نزدت چه شب ها

    با او در آنجا بودیم

    فارغ ز دنیا

    لب ها به لب ها بودیم

    با یکدگر ما

    پیش تو تنها بودیم

    مفتون و شیدا

    غرق تماشا بودیم

    چکار کنیم درویش خان باید یکجوری فضای صفحه مجازی رو عوض کنیم تا یک دفعه حاج آقا برای یک مشت گاو شکم سیر مست از شراب مالاگا در کاتالونیا نیاید بلایی سر شما بیاورد!!!!

  39. به سیده نرجس خاتون مجتهد نجفی عزیز:
    راستش من هم در بخش هایی از این بحث تازه با شما موافقم. اما به قول آقای عبادی عزیز ، این بحث هیچ ربطی به موضوع سایت یا این پست ندارد بانو .
    حالا که آقای عبادی با مهربانی پذیرفته اند که این بحث در سایتشان ادامه پیدا کند ، به نظرم شایسته‌است که بحث را به آن جا منتقل کنیم.
    من هم به عنوان یک “زن” ، حرف هایی دارم؛ اما در فضای مناسب.
    نمی خواهم زنانه حرف بزنم ، اما دلم می خواهد مردانه بشنوند.
    آقای عبادی عزیزمان ، در بحث “فیمینیسم ” ثابت کرده اند که شنونده ی حرف های منطقی هستندو حالا هم که پیشنهاد میزبانی داده اند.

    من، این دعوت را به فال نیک می گیرم بانو .
    و …
    هنوز برای ادبتان احترام قائلم .

  40. بسم الله الرحمن الرحیم
    # عبداللطیف عبادی گفته است :
    دوشنبه ۱۱م مرداد ۱۳۸۹ در ۰۰:۳۵

    شما چرا ول کن وبلاگ ددرویش نیستید؟ فکر نمی کنید دارید وقت و اسایش خودش و خانواده اش را با این کامنتهای بی ربط تان می گیرید؟ شما اگر با بنده حرفی دارید تشریف بیاورید زیر هر کدام از پستهایم – به انتخاب خودتان نظرتان را بنویسید تا جوابتان را بدهم . شما وبلاگ درویش را با زیر گذر شابدوالعطیم اشتباهی گرفته اید .

    جواب:
    شما خودتان شروع کردید و با نسبت های نادرست ادامه می دهید
    و چگونه سه پست نسبتا طولانی “آقای اشکار” اشکالی ندارد؟

    نوشته اید:
    مادرم در قید حیات است و چون زن است حق ندارد در زمینه دین اسلام اظهار نظر کند .

    جواب:
    این عقیده شما است که به مادرتان حق نمی دهید در دین اظهار نظر کند
    پدر مرحومم که مجتهد هم بودند از 6 سالگی بنده را وادار به آموختن علوم دینی کردند و کتاب جامع المقدمات را با سختی به من یاد می دادند و حتی در این باره کتک هم خوردم
    و نزدییک های فوت پدرم حدود 20 سالگی با ناراحتی به من می گفتند چرا درس نخواندی باید مجتهد می شدی
    و دروس دینی خواندن را در تمام نامه هایش سفارش می کرد
    این که دوست داشت من خوب دروس دینی یاد بگیرم اطرافیان و دوستان می دانستند
    تا جاییکه پس از پایان سطح وقتی برای زیارت قم آمدم و یکی از علمای اردبیل مرحوم علامه شیخ مصطفی نورانی به من اکیدا توصیه کردند قم بیا برای ادامه تحصیل چون پدرت آرزو داشت مجتهد شوی لذا بنده برای ادامه تحصیل در دوره خارج فقه و اصول با خانواده قم ساکن شدیم

    نوشته اید:
    زن موظف است که در دین فقط اطاعت کند . اسلام متعلق به ما مردهاست .

    جواب:
    اطاعت فرع دانستن است اگر قبول دارید که زن موطف است اطاعت کند باید موارد اطاعت را بداند
    بعد هم خوب است که قبول دارید زن هم وظایفی بهرحال دارد

    نوشته اید:
    وظیفهء زن مسلمان عبارت است از : حفظ عفاف ، شوهرداری ، بچه داری ، خانه داری و عبادت .

    جواب:
    کاملا این را قبول دارم و ماهی را از آب نترسانید
    اتفاقا یکی از مهمترین افتخارات بنده در طول عمرم این است که از نوجوانی تابحال به دلایل مختلف مریض داری و سالمند داری کرده ام پدرم مادرم ووو
    هم اکنون نیز قیم دو برادر بیمارم هستم بایانکه ناتنی هستند مادرشان از من خواست من به عهده بگیرم
    اتفاقا آرزو داشتم کاش بیشتر انجام می دادم و کاش بیشتر بتوانم تا رضایت خانواده و همسرم را فراهم کنم
    و خدارا شکر می کنم با اینکه از اوایل عمرم بهترین مشاغل سر راهم قرار گرفت اما هنوز حتی در یک اداره ساده استخدام نشده ام بخاطر نگهداری بیماران و سالمندان خانواده ام
    و ملافه آلوده شستن ها را با کمال میل از هردرس و بحصی بهتر می دانم و اگر خداوند توفیقی هم بوده شاید به دعای بیماران و سالمندانی بوده که هرچند اندک سعی در نگهداریشان کردم متاسفانه در جهان پیشرفته امروز با اینهمه شعار مادرها و پدرها در خانهای سالمندان و بیماران و معلولین در بهزیستی ها و…. نگهداری می شوند

    نوشته اید:
    طَلَبُ العِلمِ فَریضَةٌ عَلى کُلِّ مُسلِمٍ أَلا إِنَّ اللّه‏َ یُحِبُّ بُغاةَ العِلمِ . حواستان باشد که این حدیث مسلمه ندارد!
    جواب:
    در برخی نقل های این روایت مسلمه هم دارد
    جامع أحادیث الشیعة – السید البروجردی – ج 1 – ص 90
    مجمع البیان – ج 1 وقد صح عن النبی صلى الله علیه وآله وسلم فیما رواه لنا الثقاة بالأسانید الصحیحة مرفوعا إلى امام الهدى وکهف الورى أبى الحسن علی بن موسى الرضا علیه السلام عن آبائه سید عن سید وامام عن امام إلى أن اتصل به علیه وآله السلام أنه قال طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة فاطلبوا العلم من مظانه وذکر مثله ک 174 ج 3 عوالی اللئالی عن النبی صلى الله علیه وآله مثله إلى قوله ومسلمة . الدعائم 102 عن علی علیه السلام أنه قال طلب العلم فریضة على کل مسلم ( ومسلمة – خ )
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    مستدرک الوسائل – المیرزا النوری – ج 17 – ص 249
    [ 21250 ] 17 – وعنه ( صلى الله علیه وآله ) ، قال : ” طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة ” .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    مصباح الشریعة – المنسوب للإمام الصادق (ع) – ص 22
    قال الصادق ( ع ) : من رعى قلبه عن الغفلة ونفسه عن الشهوة وعقله عن الجهل فقد دخل فی دیوان المتنبهین ثم من رعى علمه عن الهوى ودینه عن البدعة وماله عن الحرام فهو من جملة الصالحین قال رسول الله ( ص ) : طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة وهو علم الأنفس فیجب أن یکون نفس المؤمن على کل حال فی شکر عذر على معنى ان قبل ففضل وان رد فعدل وتطالع الحرکات الطاعات
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    مشکاة الأنوار – علی الطبرسی – ص 236
    ( ) – قال رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) : طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة ، ألا وإن الله یحب بغاة العلم ( 6 ) .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    عوالی اللئالی – ابن أبی جمهور الأحسائی – ج 4 – ص 70
    ( 36 ) وقال ( صلى الله علیه وآله ) : ” طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة ” ( 3 ) .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    وصول الأخیار إلى أصول الأخبار – والد البهائی العاملی – ص 34
    وأما ما یدل على شرفه وفضله والحث علیه من السنة المطهرة فهو أکثر من أن یحصى ، فقد روینا بأسانیدنا المتصلة إلى محمد بن یعقوب عن علی بن إبراهیم عن أبیه عن الحسن بن الحسین الفارسی عن عبد الرحمن بن الحسین بن زید عن أبیه عن أبی عبد الله علیه السلام قال : قال رسول الله صلى الله علیه وآله : طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة ، ألا إن الله یحب بغاة العلم ( 1 ) .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    بحار الأنوار – العلامة المجلسی – ج 1 – ص 177
    54 – غوالی اللئالی : قال النبی ( صلى الله علیه وآله ) : طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    بحار الأنوار – العلامة المجلسی – ج 2 – ص 31 – 32
    20 – مصباح الشریعة : قال الصادق علیه السلام : العلم أصل کل حال سنی ، ومنتهى کل منزلة ‹ صفحه 32 › رفیعة ، لذلک قال النبی صلى الله علیه وآله : طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة . أی علم التقوى والیقین .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    بحار الأنوار – العلامة المجلسی – ج 67 – ص 68
    قال رسول الله صلى الله علیه وآله : طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة ، وهو علم الأنفس
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    العلم والحکمة فی الکتاب والسنة – محمد الریشهری – ص 203
    – عنه ( صلى الله علیه وآله ) : طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة ( 2 )
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    میزان الحکمة – محمد الریشهری – ج 3 – ص 2071
    – رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) : طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة ( 2 ) .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    تفسیر مجمع البیان – الشیخ الطبرسی – ج 1 – ص 32
    وقد صح عن النبی صلى الله علیه وآله وسلم فیما رواه لنا الثقات بالأسانید الصحیحة مرفوعا إلى إمام الهدى ، وکهف الورى ، أبی الحسن علی بن موسى الرضا علیه السلام ، عن آبائه سید عن سید ، وإمام عن إمام ، إلى أن اتصل به علیه وآله السلام ، أنه قال : طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة . فاطلبوا العلم من مظانه ، واقتبسوه من أهله ، فإن تعلمه لله حسنة ، وطلبه عبادة ، والمذاکرة به تسبیح ، والعمل به جهاد ، وتعلیمه من لا یعلمه صدقة ، وبذله لأهله قربة إلى الله تعالى ، لأنه معالم الحلال والحرام ، ومنار سبیل الجنة ، والمؤنس فی الوحشة ، والمصاحب فی الغربة والوحدة ، والمحدث فی الخلوة ، والدلیل على السراء والضراء ، والسلاح على الأعداء ، والزین عند الاخلاء ، یرفع الله به أقواما فیجعلهم فی الخیر قادة تقتبس آثارهم ، ویقتدى بفعالهم ، وینتهى إلى آرائهم ، ترغب الملائکة فی خلتهم ، وبأجنحتها تمسحهم ، وفی صلاتها تبارک علیهم ، یستغفر لهم کل رطب ویابس حتى حیتان البحر وهوامه ، وسباع البر وأنعامه .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    البیان فی عقائد أهل الإیمان – الشیخ الشریعتی الأصفهانی – ص 150
    وفی مشکاة الأنوار ص 122 ( قال رسول الله صلى الله علیه وآله طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة وأن الله یحب بغاة العلم .
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    موسوعة العقائد الإسلامیة – محمد الریشهری – ج 2 – ص 217 – 218
    وجوب التعلم على کل مسلم 2069 . رسول الله ( صلى الله علیه وآله ) : طلب العلم فریضة على کل مسلم . ( 1 ) 2070 . عنه ( صلى الله علیه وآله ) : طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة . ( 2 ) 2071 .
    عنه ( صلى الله علیه وآله ) : ما من مؤمن ولا مؤمنة ولا حر ولا مملوک إلا ولله علیه حق واجب
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .
    شرح مسند أبی حنیفة – ملا علی القاری – ص 537
    وفی روایة لابن ماجة ، عن أنس : ” طلب العلم فریضة على کل مسلم ومسلمة ، وواضع العلم عند غیر أهله ، کمقلد الخنازیر الجوهر واللؤلؤ والذهب ” . وروى ابن عبد البر فی العلم عن أنس رضی الله عنه ، بلفظ : ” طلب العلم فریضة على کل مسلم ، وإن طالب العلم ، یستغفر له کل شئ . حتى الحیتان فی البحر ” .

    نوشته اید:
    در نتیجه تحصیل برای زنان مغایر با اسلام است چه رسد به راه انداختن موسسه تحقیقات بادمجان شناسی تا ظهور .

    جواب:
    موسسه بادنجان شناسی راه انداختن جایز نیست؟
    اما احادیث بادنجان را که در کتب معروف و معتبر هست را جعلی دانستن اشکالی ندارد
    بگوییم اعراب مطلقا بادنجان تا اواخر دوره عباسیان حدود قرن 7 نمی شناختند اشکالی ندارد در حالیکه بادنجان حدود 14 اسیم عربی قدیمی مربوط به قبل از اسلام دارد

    ما کجا موسسه بادنجان شناسی راه انداختیم شما ادعای بادنجان شناسی دارید نه ما

    نوشته اید:
    زن حق دارد فقط سورهء نور را بخواند .

    جواب:
    پس حضرت زهرا سلام الله علیها و حضرت زینب سلام الله علیها از حقشان نعوذبالله تخطی کرده اند که در خطبه هایشان آیاتی غیر از سوره نور را خوانده اند
    و نیز زنانی که در نمازشان سوره حمد و توحید (غیر از سوره نور) می خوانند چه؟

    نوشته اید:
    حق نوشتن هم ندارد .

    جواب:
    فتوای خودتان است

    نوشته اید:
    اسلام ماست نیست که با موسیر قاطی اش کنید و عقاید لیبرال و چپ و التقاطی و سایر تفکرات غربی و غربزده را قاطی اش کنید .
    جواب:
    این هارا به خودتان و همفکرانتان بفرمایید اینقدر از خودتان به اسلام نسبت ندهید

    نوشته اید:
    شما اگر قادر به دفاع از عقایدتان هستید یا تشریف بیاورید در سایت خودم با بنده بحث کنید یا آنکه بیایید از طریق ایمیل با هم تبادل نظر کنیم .

    جواب:
    گفتم به ایمیل شما و تارنمایتان کاری ندارم

    نوشته اید:
    اما وبلاگ شخص ثالث و محترمی مثل محمد درویش اصلا” جای این بحث های تخصصی و کاملا” بی ارتباط با موضوعات وبلاگ مهار بیابانزایی نیست . ما عملا” داریم وقت زندگی شخصی اش و فرصتی را که باید با پسرش نازنینش بگذارد را صرف توجه اش به مباحث قلمی خودمان می کنیم . دیگر به چه زبانی باید بگویم که این کار نادرست است؟
    جواب:
    یعنی تمام مباحث همه کاربران مرتبط با بیانزایی است مثلا همین اظهار نظرشما در باره اسلام و زنان حتما کاملا مرتبط با بیابان زایی است

    متاسفانه شما خودتان بجای اینکه کاشت گیاهان و درختان میوه را رد کنید وارد بحث بادنجان شدید که هیچ ربطی به پیشنهاد و طرح بنده نداشت (در سایت ما شاید مطالب و موضوعات گونانی قرار داشته باششد)

    ضمنا “جرم” بودن مخصوصا “جرم مشهود” بنده را هم در رابطه با فرم شورا توضیح ندادید فقط مطالب بقول خودتان بی ربط در باره زنان و اسلام بیان کردید

  41. بسم الله الرحمن الرحیم
    # سروی گفته است :
    دوشنبه ۱۱م مرداد ۱۳۸۹ در ۰۸:۳۰

    به سیده نرجس خاتون مجتهد نجفی عزیز:
    راستش من هم در بخش هایی از این بحث تازه با شما موافقم. اما به قول آقای عبادی عزیز ، این بحث هیچ ربطی به موضوع سایت یا این پست ندارد بانو .
    حالا که آقای عبادی با مهربانی پذیرفته اند که این بحث در سایتشان ادامه پیدا کند ، به نظرم شایسته‌است که بحث را به آن جا منتقل کنیم.
    من هم به عنوان یک “زن” ، حرف هایی دارم؛ اما در فضای مناسب.
    نمی خواهم زنانه حرف بزنم ، اما دلم می خواهد مردانه بشنوند.
    آقای عبادی عزیزمان ، در بحث “فیمینیسم ” ثابت کرده اند که شنونده ی حرف های منطقی هستندو حالا هم که پیشنهاد میزبانی داده اند.

    من، این دعوت را به فال نیک می گیرم بانو .
    و …
    هنوز برای ادبتان احترام قائلم .

    جواب:
    چقدر خوشحال شدم از اینکه بیشتر با شما خواهر عزیزم آشنا شوم اشکالی ندارد همراه با شما حاضرم مباحث را در تارنمای آقای عبادی ادامه دهم
    البته با کمال میل و افتخار با شما در هرجا در تارنمایتان یا در مسنجر حاضر به گفتگو هستم حتی دوست دارم هر وقت دوست داشتید و یا قم مشرف شدید منزل ما در خدمتتان باشم 091255124449

    خواهر عزیزم مطالب و موضوعات و تارنماها خیلی زیاد هستند ما چقدر وقت داریم؟ و چقدر توان داریم؟ و چقدر صلاح است مخصوصا بنده به عنوان یک زن خودمان را وارد این مباحث با آقایان کنیم
    همین قدرش را هم من علیرغم میلم و با اکراه انجام می دهم و اصلا دوست نداشتم اسمم وارد فضای مجازی شود
    و چقدر من به عنوان زن می توانم وارد بحث شوم
    خودتان ملاحظه بفرمایید با وجود تاکید زیاد جناب آقای درویش مبنی برتوهین نکردن بازهم خانم بودن من مرا ضربه پذیر کرده است با وجودی که می بینید سعی دارم با ادب و احترام بحث کنم
    حتی بخاطر همین ضربه پذیر بودن ما خانمها هنوز به خودم اجازه نمی دادم به مقاله سرکار خانم مقدم استناد کنم و حتی از ایشان برای تشکر هم نام نبردم تا مبادا خدای ناکرده به ایشان نیز توهین نشود
    https://mohammaddarvish.com/wp-content/uploads/moghadam.pdf

    لذا من زیاد صلاح نمی بینم وارد بحث با آقایان شوم آنهم در موضوع زنان آنهم در تارنماهای خصوصی تر با افرادی که کمتر شناخت دارم
    فقط اگر نسبت به دین و اسلام و خود من نسبتهای نا صحیح داده شود (در رابطه با خودم) جواب می دهم
    البته اگر آقای درویش اجازه ندهند بحث دیگری است

    خواهر عزیزم خالصانه ترین سلام ها و درود مرا بپذیرید سعادتمند و موفق باشید

  42. به اشکار :

    ممنونم از کامنتت .ولی لطف کن ایمیلت را برایم بنویس تا جوابت را از آن طریق بدهم . وارد شدن به مباحثاتی که ارتباطی به مطالب و پشتهای جناب درویش ندارند صرفا” باعث تجمع بی دلیل آنها و نوشتن مطالب پرت و بی ارتباط با موضوع بحث میشوند . ضمن آنکه محمد درویش هم مجبور است آنها را بخواند و مدیریت کند . نتیجه اش این میشود که وقتش را که می تواند صرف مطالعه و نوشتن و رسیدگی به امور شخصی و خانوادگی اش بشود را عملا” می گیریم . پس اگر مایل به گفتگوی با دوستان در موضوعات بی ارتباط به بحث درویش هستید لطف و محبت کنید و بجای نوشتن کامنت برای آنها در وبلاگ مهاربیانزایی ، برایشان ایمیل بفرستید . به پیر و به پیغمبر ، محمد درویش برای خواندن هر کدام از کامنتهای بی ربط ما مجبور است بخشی از وقت و ذهن و حواسش را کنار بگذارد. این یعنی هم ظلم به مطلبی که نوشته است ، هم ظلم به دیگرانی که می ایند کامنتهای مربوط به مطلبش را بخوانند ، هم ظلم به خود درویش و هم از همه مهمتر ظلم به خانوادهء ایشان و بخصوص پسر نازنینش که ما وقت پدرش را به این شکل می گیریم .

    به نرگس خانم :
    خداوند پدرتان بیامرزد . اگر ایشان شما را ” وادار ” به انجام کاری می کرده اند و کتک تان هم می زده اند رفتارشان کاملا” اسلامی بوده است . در اسلام زن را باید ” وادار ” به اطاعت کرد و اگر اطاعت نکند باید او را کتک زد . قرآن مجید در باب لزوم کتک زدن زنها خیلی آیات صریح و روشنی دارد و اسلام تاکید زیادی روی تنبیه زنها کرده است .
    شما حاضر نیستید از وبلاگ جناب محمد درویش خارج شوید . بنده به شما دلایل زیادی را عرض کردم که طبق آنها ادامهء بحث ما در وبلاگ جناب درویش نه منطقی هست ، نه عاقلانه است و نه اخلاقی . حتی گفتم اگر مایلید این بحث ها را بطور علنی با بنده انجام بدهید تشریف بیاورید در سایت خودم و آزادانه هر چه را که می خواهید بنویسید . اما شما قبول نکردید . خواهش می کنم یکبار دیگر جوابم به اشکار را بخوانید و بیشتر از این به نوشتن این کامنتهای انبوه در وبلاگ جناب محمد درویش ادامه ندهید . قبول نکردن دعوت من از سوی شما بطور واضح و مشخص ، نشان دهندهء ضعف شما در مقابل من و نداشتن اعتماد به نفستان است . شما خوب می دانید آنچه را که بنده در اینجا عرض کرده ام ممکن است حتی یک درصدشان نظر شخصی و باور قلبی خودم نباشند اما حقایقی هستند که کسی مایل به گفتگو درباره شان نیست . بهرحال از آنجاییکه احساس می کنم همین کامنتهایی که در اینجا می نویسم و اصرار دارم بحث را از وبلاگ درویش به سایت خودم منتقل کنیم خودش باعث ادامهء بحث در اینجا میشود ، بیشتر از این ادامه نمی دهم و موضوع را تمام شده تلقی می کم .

  43. بسم الله الرحمن الرحیم
    خداوند پدرتان بیامرزد . اگر ایشان شما را ” وادار ” به انجام کاری می کرده اند و کتک تان هم می زده اند رفتارشان کاملا” اسلامی بوده است . در اسلام زن را باید ” وادار ” به اطاعت کرد و اگر اطاعت نکند باید او را کتک زد . قرآن مجید در باب لزوم کتک زدن زنها خیلی آیات صریح و روشنی دارد و اسلام تاکید زیادی روی تنبیه زنها کرده است .

    جواب:
    1- نامحرمان غلط کرده اند بر زن مردم و ناموس مردم دست بالا کنند تا چه رسد زن نامحرم را بزنند چه حرفها؟
    اسلام با قرار دادن حجاب و عفاف برای زن او را آنقدر عزیز و مکرم و گرانقدر کرده که هیچ مرد نامحرمی جرات نکند به حریم زن نزدیک شود تا چه رسد او را بزند
    بله اگر خدای ناکرده در موسسه تحقیقات و جنگلها کسی از آقایان چنین جرات و جسارتی به خود می داد که مرا بزند در این جا مقصر خودم بودم که چرا کاری کردم که نامحرمان تا این حد جرات کنند

    عجب غلطها چگونه چنین چیزی ممکن است؟
    اسلامی که به مردان فرموده یغضوا من ابصارهم چگونه به مردان اجازه داده است زنان نامحرم را بزنند؟

    2- فقط می ماند شوهران و مردان محرم که در این صورت می دانیم اگر هر کسی دیگری را چه زن و چه مرد طوری بزنند که بدنش سرخ شود یا کبود شود قصاص یا دیه ثابت است
    و زن نیز طبق قانون قصاص حق دارد آنها را به همان اندازه کتک بزند و یا معادلش دیه بگیرد و در اینگونه موارد هم دیه زن با مرد کاملا برابر است بی هیچ نقصانی

    وَکَتَبْنَا عَلَیْهِمْ فِیهَا أَنَّ النَّفْسَ بِالنَّفْسِ وَالْعَیْنَ بِالْعَیْنِ وَالأَنفَ بِالأَنفِ وَالأُذُنَ بِالأُذُنِ وَالسِّنَّ بِالسِّنِّ وَالْجُرُوحَ قِصَاصٌ فَمَن تَصَدَّقَ بِهِ فَهُوَ کَفَّارَةٌ لَّهُ وَمَن لَّمْ یَحْکُم بِمَا أنزَلَ اللّهُ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الظَّالِمُونَ (45 المائدة)
    و بر آنها مقرر داشتیم که جان در مقابل جان، و چشم در مقابل چشم، و بینى در برابر بینى، و گوش در مقابل گوش، و دندان در برابر دندان مى باشد; و هر زخمى، قصاص دارد; و اگر کسى آن را ببخشد (و از قصاص، صرف نظر کند)، کفاره (گناهان) او محسوب مى شود; و هر کس به احکامى که خدا نازل کرده حکم نکند، ستمگر است._„_45

    خودتان می دانید بر اثر زدن مختصر پوست بدن می شود آنهم پوست لطیف زنان که با مختضری ضربه زود سرخ می شود
    وقتی برای سرخ شدن بدن چه زن و چه مرد در حالیکه زننده چه مرد باشد چه زن و چه مرد نامحرم باشد یا مرد محرم یا شوهر خود زن دیه و لازم می شود چگونه به خودتان اجازه می دهید بگویید:اگر آقایان کارشناسان موسسه مرا کتک هم می زدند کارخوبی بوده و از همه بدتر این را به قرآن و اسلام نسبت می دهید
    اسلامی که وقتی خلخال از پای زن یهودی کشیده شد حضرت علی علیه السلام فرمودند اگر انسان از ناراحتی جان بدهد روا است
    وَ لَقَدْ بَلَغَنى اَنَّ الرَّجُلَ مِنْهُمْ کانَ یَدْخُلُ عَلَى الْمَرْاَةِالْمُسْلِمَةِوَ الاْخْرَى الْمُعاهَدَةِ فَیَنْتَزِعُ حِجْلَها وَ قُلْبَها وَ قَلائِدَها
    به من خبر رسیده مهاجمى از آنان بر زن مسلمان و زنِ در پناه اسلام تاخته و خلخال و دستنبد و گردنبند و گوشواره او را به یغما برده،
    وَ رِعاثَها، ما تَمْتَنِعُ مِنْهُ اِلاّ بِاِلاْسْتِرْجاعِ وَ الاْسْتِرْحامِ، ثُمَّ انْصَرَفُواوافِرینَ، ما نالَ رَجُلاً مِنْهُمْ کَلْمٌ، وَلااُریقَ لَهُمْ دَمٌ.
    و آن بینوا در برابر آن غارتگر جز کلمه استرجاع و طلب دلسوزى راهى نداشته، آن گاه این غارتگران باغنیمت بسیار بازگشته، در حالى که یک نفر از آنها زخمى نشده. و احدى از آنان به قتل نرسیده.

    فَلَوْ اَنَّ امْرَءاً مُسْلِماً ماتَ مِنْ بَعْدِ هذا اَسَفاً ما کانَ بِهِ مَلُوماً، بَلْ کانَ…بِهِ عِنْدى جَدیراً.
    اگر بعد از این حادثه مسلمانى از غصه بمیرد جاى ملامت نیست، بلکه مرگ او در نظر مــن شــایستـه اســت…
    چگونه حضرت علی علیه السلام می فرماید اگر مقابل در آورده شدن خلخال از زن غیر مسلمان اگر کسی از غصه جان بدهد ملامتش نمی کنم اما شما می گویید آقایان موسسه تحقیقات به امر اسلام حق داشتند مرا کتک بزنند؟
    و می گویید “گر ایشان شما را ” وادار ” به انجام کاری می کرده اند و کتک تان هم می زده اند رفتارشان کاملا” اسلامی بوده است . در اسلام زن را باید ” وادار ” به اطاعت کرد و اگر اطاعت نکند باید او را کتک زد . قرآن مجید در باب لزوم کتک زدن زنها خیلی آیات صریح و روشنی دارد و اسلام تاکید زیادی روی تنبیه زنها کرده است .”

    گفته اید آیات لطفا این آیات را نشان دهید

    فقط یک آیه در باره نشوز زن داریم آنهم اگر دقت کنید در مسائل خاص است
    و این زدن که شما گفتید باید طوری باشد که بدن زن سرخ نشود و کبود نشود یعنی نباید به وجوب دیه برسد و تا این حد با عرض معذرت شاید بتوان گفت نوعی رسیدن مردان به حق شرعی خودشان است
    چون نشوز مردان (برای ندادن نفقه و مهریه و سایر حقوق زنان) از طریق قانون ضمانت اجرا دارد ولی حق واجب مردان بر زنان (تمکین) از طریق قانون امکان ضمانت اجرا را ندارد
    لذا به مرد حق داده شده اگر نصیحت و روبرگرداندن در خوابگاه ها زن را متوجه وظیفه شرعیش نکرد با مقداری زدن و تندی که بدن زن سرخ نشود و کبود نشود (با کمی دقت متوجه منظورم مشخص است) او را متوجه وظیفه خودش کند

    این بحث و مباحث مربوط به زنان از نظر اسلام مطالب فراوانی دارد که بنده با شما و هیچ مرد دیگری در این خصوص وارد بحث نمی خواهم وارد بحث شوم اما اگر خانمی از طرف شما یا هر خانم دیگری بخواهد در مسنجر خودم karimeh14_12@yahoo.com و یا تلفنی 09125512449
    یا در سایر تارنماها در صورتی که طرف های بحث خانم باشند و یا اگر آقا هستند حداقل یکی دونفر خانم هم وارد بحث بشوند مشروحا بحث خواهم کرد

    فقط این نکته را عرض می کنم خودم به عنوان یک زن تمام شبهات مربوط به زنان را بررسی کرده ام که شاید در برخی موارد خودم نیز اعتراض داشتم اما اکنون به عنوان یک زن با تمام وجود تمامی قوانین اسلام را برحق و به نفع جامعه و به نفع زنان می دانم
    اتفاقا لازم می بینم از ابن بحثها بیشتر شود

    اگر خواهان بحث هستید با شرایطی که گفتم حاضر به بحث هستم و اتفاقا استقبال هم می کنم
    حتی حاضر به حضور در مناظرات حضوری و میز گرد ها هستم چه در مباحث مربوط به “درختان” و “گیاهان” و چه مربوط به “زنان” و یا “حجاب” و “دیه زنان” و “ارث زنان” و “حضانت زنان” و… که با توجه به اطلاعات محدود و اندکم در حوزه دین تا اندازه ای که بتوانم پاسخ خواهم داد البته با رعایت احترام متقابل

    البته سرکار خانم “سروی” اعلام آمادگی کردند اگر یکی دو نفر خانم دیگر هم باشند بهتر است

    اما در فضاهای خصوصی تر حاضر نیستم با آقایان گفتگو کنم بخاطر امکان مطرح شدن عبارات نامناسب اگر این را نشانه ضعف من در مقابل خودتان و نداشتن اعتماد به نفسم باشد هیچ اشکالی ندارد

    شما مطالب نادرست به اسلام و به من نسبت ندهید تا مجبور به جواب نشوم وانگهی هر مطلب نادرستی باید در همان صفحه جوابش داده شود نه جای دیگر
    خوب خدا را شکر نوشته اید بحث را تمام شده می دانید چه بهتر هرچند هنوز دلیل تهمتهای خودتان را به بنده ندادید از جمله نسبت “جرم مشهود”

  44. وا .. چه حرفها؟
    —————
    با این لحن و اصطلاحاتی که نوشته اید کلی خندیدم!
    (:

    البته حق با شماست . فقط مرد محرم حق دارد زنش یا مادرش یا خواهرش و یا دخترش ر بزند و بکشد . نامحرم حق این کار را ندارد ، جز آنکه بخواهد حدود شرعی را اجرا کند .

    دیگر اینکه من از منطق شما سر در نمی آورم . نوشتن از موز و بادمجان و نقش آنها در افزایش شهوات جنسی زنها و مردها و ذکر روایات مختلف از سوی شما به مردان غریبه برای افزایش شهوتشان و میزان انزالشان و همچنین آموزش تکنیک های جنسی به آنها ، توسط شما در وبلاگ مهاربیابانزایی حلال است و همهء مردان غریبه محرم شما می شوند ، اما اگر بخواهید در وبسایت بنده دربارهء جغرافیای طبیعی صحراهای عربستان سعودی و نوع آموزش و پرورش عربهای قبل از اسلام و نیز اصول تربیتی اسلام گفتگو کنیم ، حرام است؟ یعنی واقعا” اگر شما در اینجا درباره< مسائل جنسی و شهوانی برای بنده توضیح بدهید حلال است ، اما اگر بنده از شما بخواهم که بجای این مهملات ، تشریف بیاورید در سایتم تا با شما گفتگوی تاریخی و جغرافیایی کنم حرام است؟ اگر شما بخواهید در اینج با من گفتگوهای دینی – سکسی کنید ، بنده محرم شما هستم و همه چیز بینمان حلال است ، اما اگر بخواهید بیایید در آنجا با من گفتگوی تاریخی و جغرافیایی کنید ، بنده نامحرم شما میشوم؟ جناب علیا وقتی مشغول آموزش تمنیک های جنسی به مردان بودید و با استناد به احادیع و روایات انواع و اقسام شیوه های افزایش شهوت جنسی و میزان آب و اسپرم را یادشان می دانید و از نقش بادمجان و موز در تحریک میل جنسی و شهوت زنان می نوشتید ، چندین بار شمارهء موبایلتان را همینجا برایم گذاشتید تا به شما زنگ کنم . در آن زمان بنده محرم شما بودم ، اما الان که می گویم علاقه ای به پرداختن به آن خزعبلات دینی – سکسی ندارم و فقط میخواهم که با شما در زمینه های تاریخی ، جغرافیایی و حقوقی گفتگو کنم ، نامحرم شما شده ام؟ شما وقتی در اینجا به مباحثات موزی – سکسی و یا مطالب بادمجانی – شهوتی می پردازید احساس آرامش خاطر می کنید اما از اینکه در وبسایت بنده به مسائل تارخی جغرافیایی و حقوقی بپردازید احساس ناامنی و معصیت می کنید؟

    و سخن آخرم با شما اسن است که حضرت علیا نه تنها در برابر بنده به شدت احساس ضعف و ناتوانی عقلی و استدلالی و علمی و دینی می کنید و از مواجهه شدن با من در وبسایت خودم می ترسید ، بلکه عمدا" و عامدا" آیات مربوط به لزوم زدن و اش و لاش کردن زنها را هم سانسو و پنهان می کنی و بجایشان ایات و روایات بی ربط به موضع را کپی پیست می کنی . اگر جرات داری بیا در سایتم و با من دربارهء این دستور صریح قرآن به مردان دربارهء زنها گفتگو کن :

    وَاللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا

  45. بسم الله الرحمن الرحیم
    1- همانجا هم در باره بادنجان گفتم این ربطی به آن چیزی که متاسفانه شما برداشت کردید ندارد و این مطلبی که در روایات امده یک نکته پزشکی است
    و آن اضافه شدن ترشحات غدد جنسی که باعث سلامت بدن مردان و زنان مخصوصا در سنین پیری و یائسه گی می شود و هیچ ربطی به مسائلی که متاسفانه اشاره کرده اید ندارد
    در این جا از تمام کاربران محترم می خواهم واقعا در تمام کامتهای بنده و مطالب روی سایت دقت کنند و ببینند واقعا مطالب مستهجن و ناجوری که ایشان نسبت دادند در کجای سایتم و کامتهایم نوشته ام

    چرا مغلطه می فرمایید بنده که تمام سوالات شما را جواب دادم فقط همین یک آیه را گفتم نمی خواهم وارد شوم و نیز گفتم نمی خواهم در سایت خصوصی شما وارد شوم
    و نیز گفتم که اگر چند خانم باشند وارد می شوم
    و نیز گفتم که اگر کسی در باره کاشت گیاهان و درختان مثمر حرف دارد تلفنم را دادم

    2- بنده نیز بخاطر اینکه این حرف ها را نشنوم وارد این گفتگو ها نمی خواهم بشوم

    3- شما گفتید چند آیه اما فقط همین یک آیه را نوشتید

    4- شما صراحتا گفتید اگر کارشناسان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع مرا کتک می زند دستور اسلام را در باره من اجرا می کردند خوشبختانه حرفتان را پس گرفتید

    این آیه را سانسور و پنهان نمی کنم و نکردم و در پست قبلی در باره همین آیه توضیحات کافی را دادم دیگر بیشتر از این نمی توانم وارد این بحث شوم (چون ناچار خواهم بود وارد مباحث زناشویی شوم)
    گفتم در باره این آیه که مربوط به وظایف همسری زنان است دلایل فراوانی دارم

    گفتم و دوباره می گویم این آیه در باره نشوز زن (تخلف زن از وظایف همسری است ) که گفتم نشوز مردان یعنی تخلف از ادای مهریه و نفقه و … ضمانت اجرایی بیرونی دارد یعنی به وسیله دادگاه می شود حق زن از مرد گرفته شود
    اما موقع نشوز زن یک ضمانت اجرایی درونی دارد و آن همین آیه است
    که اگر زنی نشوز (تخلف از وظایف همسری) داشت مرد برای بازگشتش
    1- اورا نصیحت کند
    2- در خوابگاه ها از او رو برگرداند
    3- اورا بزند
    منتها چه زدنی؟ زدنی که بدنش را حتی سرخ نکند

    هیچ گاه مردی زنش را نمی تواند آش و لاش کند
    این چه حرفی است؟
    آیه عاشروهن بالمعروف کجا رفت؟
    المرئه ریحانه لیست بقهرمانه کجا رفت؟
    پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بخاطر رضایت همسرانش چیزی را که خدا بر او حلال کرده بود حرام کرد (خوردن عسل یا ماریه) که سوره ای به این نام نازل شده (سوره تحریم)

    بهرحال اگر مردی زنش را به حدی بزند که پوستش سرخ شود دیه دارد

    انجام تکالیف اسلام اگر انجام ئشود جامعه گلستان می شود
    اگر همه زنان وظایف همسری (تمکین) خود را انجام دهند و اگر همه مردان وظایف همسری خود را از نفقه و مهریه و مسکن و اجرت کارهای منزلی و اجرت شیردادن فرزند انجام دهند جامعه گلستان خواهد شد

    آقای عبادی گفته اید مرد حق دارد زنش مادرش دخترش خواهرش را بکشد

    1- دختر کشی:
    خوب است که اسلام متمایز است به مبارزه بی امان با دختر کشی اعراب قبل از اسلام
    و چقدر فرق است میان اجازه دختر کشی شما و لقب ام ابیهای زهرای اطهر سلام الله علیها و احترام خاص پیامبر صلی الله علیها به دخترش و…. که چندین کتاب می شود

    2- مادر کشی:
    خوب است که اسلام اطاعت پدر و مادر را بعد از خداوند واجب کرده است
    جالب است که اطاعت مادر را مقدم بر اطاعت پدر کرده است
    چقدر فرق است میان وجوب (نزدیک به وجوب) اطاعت بی چون و چرای مادر (تاحدی که به کفر و شرک امر نکنند) و صدور اجازه کشتن مادر از طرف شما به نام اسلام

    3- همسر کشی:
    چقدر فرق است میان دستورات اسلام در باره زنان و نیز عملکرد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که برای رضایت همسرانش چیزی را که خدا بر او حلال کرده حرام می کند که خداوند پیامبرش را عتاب می کند چرا چیزی را که بر شما حلال است حرام می کنی؟
    و احترام حضرت علی علیه السلام فاطمه سلام الله علیها را و….

    4- خواهر کشی:
    چقدر فرق است میان عشق عجیب و باور نکردنی امام حسین علیه السلام و سایر برادران (حتی ناتنی مانند عباس ) به خواهر گرامی شان حضرت زینب سلام الله علیها که اگر تمام تاریخ را بگردید و در تمام اعصار و قرون سالها بررسی کنید هرگز عشقی متقابل میان هیچ برادر و خواهر پیدا نخواهید کرد همانند عشق عجیب و شگفت آور و بین برادران و خواهران فرزندان حضرت علی علیه السلام
    مخصوصا محبت و احترام میان امام حسین و حضرت زینب سلام الله علیها
    محبت و احترام متقابلی که برادر بزرگتر را وادار می کند تمام قامت به پای خواهر کوچکتر به پا خیزد و خواهر را وادار می کند برای اینکه مبادا برادر شرم گین شود هرگز بر بالین دو پسرش حتی حاضر نشود

    همچنین عشق میان امام رضا علیه السلام و خواهرش حضرت معصومه سلام الله علیها

    خلاصه فتوای حلیت کتک زدن کارشناسان موسسه تحقیقات زنان ارباب رجوع و وادار کردن به اطاعت فتوای خاص و شخصی شما است

    و همچنین فتوای حلال بودن کشتن زن و مادر و دختر و خواهر فتوای شخصی و جدید حضرتعالی است

    شما زمینه حضور چند خانم یا حداقل یک خانم را در تارنمایتان بدهید تا بحث را شروع کنیم
    البته شرط ما بکار نبردن الفاظ نامناسب بود که متاسفانه همینجا زیر پا گذاشتید تا چه رسد در تارنمای خودتان

    خودتان گفتید بحث تمام شده است اما دوباره خودتان تهمتها را به اسلام و به بنده با شدید ترین لحنی ادامه دادید
    مخصوصا تهمت های زشتی که دادید که برای این نسبت ها تعزیر لازم است

  46. بسم الله الرحمن الرحیم
    1- همانجا هم در باره بادنجان گفتم این ربطی به آن چیزی که متاسفانه شما برداشت کردید ندارد و این مطلبی که در روایات امده یک نکته پزشکی است
    و آن اضافه شدن ترشحات غدد جنسی که باعث سلامت بدن مردان و زنان مخصوصا در سنین پیری و یائسه گی می شود و هیچ ربطی به مسائلی که متاسفانه اشاره کرده اید ندارد
    در این جا از تمام کاربران محترم می خواهم واقعا در تمام کامتهای بنده و مطالب روی سایت دقت کنند و ببینند واقعا مطالب مستهجن و ناجوری که ایشان نسبت دادند در کجای سایتم و کامتهایم نوشته ام

    چرا مغلطه می فرمایید بنده که تمام سوالات شما را جواب دادم فقط همین یک آیه را گفتم نمی خواهم وارد شوم و نیز گفتم نمی خواهم در سایت خصوصی شما وارد شوم
    و نیز گفتم که اگر چند خانم باشند وارد می شوم
    و نیز گفتم که اگر کسی در باره کاشت گیاهان و درختان مثمر حرف دارد تلفنم را دادم

    2- بنده نیز بخاطر اینکه این حرف ها را نشنوم وارد این گفتگو ها نمی خواهم بشوم

    3- شما گفتید چند آیه اما فقط همین یک آیه را نوشتید

    4- شما صراحتا گفتید اگر کارشناسان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع مرا کتک می زند دستور اسلام را در باره من اجرا می کردند خوشبختانه حرفتان را پس گرفتید

    این آیه را سانسور و پنهان نمی کنم و نکردم و در پست قبلی در باره همین آیه توضیحات کافی را دادم دیگر بیشتر از این نمی توانم وارد این بحث شوم (چون ناچار خواهم بود وارد مباحث زناشویی شوم)
    گفتم در باره این آیه که مربوط به وظایف همسری زنان است دلایل فراوانی دارم

    گفتم و دوباره می گویم این آیه در باره نشوز زن (تخلف زن از وظایف همسری است ) که گفتم نشوز مردان یعنی تخلف از ادای مهریه و نفقه و … ضمانت اجرایی بیرونی دارد یعنی به وسیله دادگاه می شود حق زن از مرد گرفته شود
    اما موقع نشوز زن یک ضمانت اجرایی درونی دارد و آن همین آیه است
    اللَّاتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ
    که اگر زنی نشوز (تخلف از وظایف همسری) داشت مرد برای بازگشتش
    فَعِظُوهُنَّ
    1- اورا نصیحت کند

    وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ
    2- در خوابگاه ها از او رو برگرداند

    وَاضْرِبُوهُنَّ
    3- اورا بزند
    منتها چه زدنی؟ زدنی که بدنش را حتی سرخ نکند

    فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلَا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللَّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرً
    و اگر (در وظایف همسری یعنی تمکین) اطاعت کردند تعدّى بر آنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است.

    هیچ گاه مردی زنش را نمی تواند آش و لاش کند
    این چه حرفی است؟
    آیه عاشروهن بالمعروف کجا رفت؟
    المرئه ریحانه لیست بقهرمانه کجا رفت؟
    پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بخاطر رضایت همسرانش چیزی را که خدا بر او حلال کرده بود حرام کرد (خوردن عسل یا ماریه) که سوره ای به این نام نازل شده (سوره تحریم)

    بهرحال اگر مردی زنش را به حدی بزند که پوستش سرخ شود دیه دارد

    انجام تکالیف اسلام اگر انجام ئشود جامعه گلستان می شود
    اگر همه زنان وظایف همسری (تمکین) خود را انجام دهند و اگر همه مردان وظایف همسری خود را از نفقه و مهریه و مسکن و اجرت کارهای منزلی و اجرت شیردادن فرزند انجام دهند جامعه گلستان خواهد شد

    آقای عبادی گفته اید مرد حق دارد زنش مادرش دخترش خواهرش را بکشد

    1- دختر کشی:
    خوب است که اسلام متمایز است به مبارزه بی امان با دختر کشی اعراب قبل از اسلام
    و چقدر فرق است میان اجازه دختر کشی شما و لقب ام ابیهای زهرای اطهر سلام الله علیها و احترام خاص پیامبر صلی الله علیها به دخترش و…. که چندین کتاب می شود

    2- مادر کشی:
    خوب است که اسلام اطاعت پدر و مادر را بعد از خداوند واجب کرده است
    جالب است که اطاعت مادر را مقدم بر اطاعت پدر کرده است
    چقدر فرق است میان وجوب (نزدیک به وجوب) اطاعت بی چون و چرای مادر (تاحدی که به کفر و شرک امر نکنند) و صدور اجازه کشتن مادر از طرف شما به نام اسلام

    3- همسر کشی:
    چقدر فرق است میان دستورات اسلام در باره زنان و نیز عملکرد پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله که برای رضایت همسرانش چیزی را که خدا بر او حلال کرده حرام می کند که خداوند پیامبرش را عتاب می کند چرا چیزی را که بر شما حلال است حرام می کنی؟
    و احترام حضرت علی علیه السلام فاطمه سلام الله علیها را و….

    4- خواهر کشی:
    چقدر اسلام در باره رعایت حقوق خویشاوندان سفارش کرده چقدر از ثواب خرج دادن یک خواهر و دو خواهر و سه خواهر بحث کرده
    چقدر فرق است میان عشق عجیب و باور نکردنی امام حسین علیه السلام و سایر برادران (حتی ناتنی مانند عباس ) به خواهر گرامی شان حضرت زینب سلام الله علیها که اگر تمام تاریخ را بگردید و در تمام اعصار و قرون سالها بررسی کنید هرگز عشقی متقابل میان هیچ برادر و خواهر پیدا نخواهید کرد همانند عشق عجیب و شگفت آور و بین برادران و خواهران فرزندان حضرت علی علیه السلام باشد
    مخصوصا محبت و احترام میان امام حسین و حضرت زینب سلام الله علیها
    محبت و احترام متقابلی که برادر بزرگتر را وادار می کند تمام قامت به پای خواهر کوچکتر به پا خیزد و خواهر را وادار می کند برای اینکه مبادا برادر شرم گین شود هرگز بر بالین شهادت دو پسرش حتی حاضر نشود

    همچنین عشق میان امام رضا علیه السلام و خواهرش حضرت معصومه سلام الله علیها

    خلاصه به فتوای شما کارشناسان مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع واقع در کیلومتر 15 جاده کرج حق دارند زنان ارباب رجوع را کتک بزنند و آنان را وادار به اطاعت کنند

    و همچنین به فتوای شما مردان حق دارند همسرانشان و مادرانشان و دخترانشان و خواهرانشان را بکشند

    شما زمینه حضور چند خانم یا حداقل یک خانم را در تارنمایتان بدهید تا بحث را شروع کنیم
    البته شرط ما بکار نبردن الفاظ نامناسب بود که متاسفانه همینجا زیر پا گذاشتید تا چه رسد در تارنمای خودتان

    خودتان گفتید بحث تمام شده است اما دوباره خودتان تهمتها را به اسلام و به بنده با شدید ترین لحنی ادامه دادید
    مخصوصا تهمت های زشتی که دادید که برای این نسبت ها تعزیر لازم است

  47. نرگس مجتهد نجفی : شما صراحتا گفتید اگر کارشناسان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع مرا کتک می زند دستور اسلام را در باره من اجرا می کردند ..

    عبداللطیف عبادی : دروغ می گویی . من هیچ وقت چنین حرفی نزده ام . این دروغ زشت و این تهمت آشکارا در اسلام تعزیر دارد و حکمش هم هشتاد ضربهء شلاق است .

    نرگس مجتهد نجفی : تهمت های زشتی که دادید که برای این نسبت ها تعزیر لازم است

    عبداللطیف عبادی : بنده عین عبارات ، صالاحات و توصیاتی که جناب علیا نوشته بودید را کر کرده ام . در اسلام هم ذکر کفر ، کفر نیست . در نتیجه بنده از این جهت تبرئه هستم . اما شما به خاطر بهتانی که در ابتدای این کامنت کپی اش کرده ام باید هشتاد ضربهء خیلی محکم شلاق را بخورید

    نرگس مجتهد نجفی : بسم الله الرحمن الرحیم . هنوز “جرم مشهود” ماند

    عبداللطیف عبادی : بسم الله الرحمن الرحیم . بیا توی وبسایتم تا جرم مشهودت را برایت توضیح بدهم .

  48. بسم الله الرحمن الرحیم
    1- مگر این حرف شما چنین معنایی نمی دهد؟
    به اشکار …. به پیر و به پیغمبر … هم ظلم به خود درویش و هم از همه مهمتر ظلم به خانوادهء ایشان و بخصوص پسر نازنینش که ما وقت پدرش را به این شکل می گیریم .
    به نرگس خانم :
    خداوند پدرتان بیامرزد . اگر ایشان شما را ” وادار ” به انجام کاری می کرده اند و کتک تان هم می زده اند رفتارشان کاملا” اسلامی بوده است . در اسلام زن را باید ” وادار ” به اطاعت کرد و اگر اطاعت نکند باید او را کتک زد . قرآن مجید در باب لزوم کتک زدن زنها خیلی آیات صریح و روشنی دارد و اسلام تاکید زیادی روی تنبیه زنها کرده است .
    شما حاضر نیستید از وبلاگ جناب محمد درویش خارج شوید . بنده به شما دلایل زیادی را عرض کردم که طبق آنها ادامهء بحث ما در وبلاگ جناب درویش نه منطقی هست ، نه عاقلانه است و نه اخلاقی .”
    آیا وقتی یک مطلب و یک ضمیر بین مطلبی قرار می گیرد که در باره یک فرد بحث می شود آیا می توان فرد دیگری را در نظر گرفت؟
    آیا مرجع ضمیرتان غیر از آقای درویش (کارشناس موسسه تحقیقات ) به کسی دیگر می تواند برگردد؟
    بنده فقط اسم را حذف کردم و بجایش عنوان آقای درویش را قرار دادم

    2- ضمنا فراموش نکنید در اسلام فقط نسبت شنیع 80 تازیانه دارد و نسبتها و دشنام های کمتر از آن تعزیر دارد (یعنی کمتر از 80 تازیانه بسته به نظر قاضی) بنده هم اصطلاح تعزیر را در باره شما بکار بردم
    موردی که 80 تازیانه باید زده شود که به آن حد قذف می گویند

    ضمنا محکم تازیانه زدن فقط در مورد عمل شنیع زنا است نه جرائم دیگر

    قابل توجه کسانیکه می گویند اسلام اجازه داده زنان را کتک بزنند و زن را از اسلام دور کرده اند
    تهمت زنندگان به زنان پاکدامن 80 تازیانه باید بخورند
    وَالَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ ثُمَّ لَمْ یَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمَانِینَ جَلْدَةً وَلَا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهَادَةً أَبَدًا وَأُوْلَئِکَ هُمُ الْفَاسِقُونَ (4 النور)
    و کسانى که زنان پاکدامن را متهم مى کنند، سپس چهار شاهد (بر مدعاى خود) نمى آورند، آنها را هشتاد تازیانه بزنید و شهادتشان را هرگز نپذیرید; و آنها همان فاسقانند 4

    ظن خوب به مومنین و مومنات
    لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَیْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْکٌ مُّبِینٌ (12 النور)
    چرا هنگامى که این (تهمت) را شنیدید، مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (و کسى که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند و نگفتند این دروغى بزرگ و آشکار است؟! 12

    چرا 4 شاهد نیاوردند؟
    لَوْلَا جَاؤُوا عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءِ فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُوْلَئِکَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْکَاذِبُونَ (13 النور)
    چرا چهار شاهد براى آن نیاوردند؟! اکنون که این گواهان را نیاوردند، آنان در پیشگاه خدا دروغگویانند._„_13

    عذاب برای تهمت به زنان پاکدامن
    وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِی مَا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ (14 النور)
    و اگر فضل و رحمت الهى در دنیا و آخرت شامل شما نمى شد، به خاطر این گناهى که کردید عذاب سختى به شما مى رسد!_„_14

    مواظب زبانتان باشید
    إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِکُم مَّا لَیْسَ لَکُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَیِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمٌ (15 النور)
    به خاطر بیاورید زمانى را که این شایعه را از زبان یکدیگر مى گرفتید، و با دهن خود سخن مى گفتید که به آن یقین نداشتید; و آن را کوچک مى پنداشتید در حالى که نزد خدا بزرگ است! 15

    چرا نگفتید این بهتان است
    وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُم مَّا یَکُونُ لَنَا أَن نَّتَکَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَکَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِیمٌ (16 النور)
    چرا هنگامى که آنرا شنیدید نگفتید: «ما حق نداریم که به این سخن تکلّم کنیم; خداوندا منزهى تو، این بهتان بزرگى است»؟!_„_16

    خداوند موعظه می کند دیگر تهمت نزنید
    یَعِظُکُمُ اللَّهُ أَن تَعُودُوا لِمِثْلِهِ أَبَدًا إِن کُنتُم مُّؤْمِنِینَ (17 النور)
    خداوند شما را اندرز مى دهد که هرگز چنین کارى را تکرار نکنید اگر ایمان دارید. 17
    وَیُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآیَاتِ وَاللَّهُ عَلِیمٌ حَکِیمٌ (18 النور)
    و خداوند آیات را براى شما بیان مى کند، و خدا دانا و حکیم است. 18

    کسانیکه دوست دارند مطالب زشت انتشار یابد
    إِنَّ الَّذِینَ یُحِبُّونَ أَن تَشِیعَ الْفَاحِشَةُ فِی الَّذِینَ آمَنُوا لَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَاللَّهُ یَعْلَمُ وَأَنتُمْ لَا تَعْلَمُونَ (19 النور)
    کسانى که دوست دارند زشتى ها در میان با ایمان شیوع یابد، عذاب دردناکى براى آنان در دنیا و آخرت است; و خداوند مى داند و شما نمى دانید. 19

    وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّه رَؤُوفٌ رَحِیمٌ (20 النور)
    و اگر فضل و رحمت الهى شامل حال شما نبود و این که خدا مهربان و رحیم است (مجازات سختى دامانتان را مى گرفت)! 20

    لعنت بر کسانیکه به زنان مومنه پاکدامن تهمت می زنند
    إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ (23 النور)
    کسانى که زنان پاکدامن و بى خبر (از هر گونه آلودگى) و مؤمن را متهم مى سازند، در دنیا و آخرت از رحمت الهى بدورند و عذاب بزرگى براى آنهاست. 23

    روزی که (تهمت زنندگان به زنان پاکدامن مومنه)زبان و دستهایشان و پاهایشان علهشان شهادت دهد
    یَوْمَ تَشْهَدُ عَلَیْهِمْ أَلْسِنَتُهُمْ وَأَیْدِیهِمْ وَأَرْجُلُهُم بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ (24 النور)
    در آن روز زبانها و دستها و پاهایشان بر ضدّ آنها به اعمالى که مرتکب مى شدند گواهى مى دهد._„_24

    روزی که (تهمت زنندگان به زنان پاکدامن مومنه) جزای واقعی خود را بیابند
    یَوْمَئِذٍ یُوَفِّیهِمُ اللَّهُ دِینَهُمُ الْحَقَّ وَیَعْلَمُونَ أَنَّ اللَّهَ هُوَ الْحَقُّ الْمُبِینُ (25 النور)
    آن روز، خداوند جزاى واقعى آنان را بى کم و کاست مى دهد; و مى دانند که خداوند حقِ آشکار است. 25

    آیا به شما نسبت ناروا زده ام؟

    اگر منظورتان کارشناسان موسسسه تحقیقات و جنگلها نبوده که مرا کتک بزنند لطفا خودتان توضیح دهید منظورتان از “ایشان” مرجع ضمیر غیر از آقای درویش و همکارانشان به چه کسی می تواند برگردد؟
    اگر منظورتان کسان دیگری بوده باید توضیح می دادید
    هر ضمیری مرجعی دارد و معمولا به نزدیک ترین افراد باز می گردد

    لطفا مرجع ضمیر “ایشان” را خودتان توضیح بدهید

    بعد هم آن چندین لفظ زشت که از قول بنده نوشتید در کجای مطالبم بوده؟
    کارخودتان تعزیر دارد به بنده نوشته اید

    حداقل می گفتید تعزیر نمی گفتید 80 تازیانه (یعنی حد قذف)

  49. بسم الله الرحمن الرحیم
    به خواهر عزیزم “سروی” ملاحظه می فرمایید ایشان چگونه خودشان مطالبی که حیاء حتی مانع پاسخ به آن است را از قول بنده مطرح می کنند
    حال چگونه می شود در تارنمای خودشان که طبعا آزادی عمل بیشتری دارند گفتگو کنم؟
    با این حال اگر شما هم باشید در تارنمای ایشان بحث می کنم

  50. حد قذف به عربی مجازات شهادت دروغ در بارهء زنا و عمل شنیع لواط است نه زدن حرف شنیع . استاد تو کی بوده؟

    چرا هی اسم موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع را تکرار می کنی؟ اینها چه ربطی به بحث ما دارند؟ شما ظاهرا” از کامنت نویسی و کلا” حضور در این جا و بگو مگو کردن با من و امثال من خیلی خوشت می آید .

    اسلام را ما عربها خودمان درس کرده ایم . حالا میخواهی محصول خودمان را یاد خودمان بدهی؟ اصلا” شما کار و زندگی ندارید که روزانه فقط در اینجا بقدر چهل صفحه کامنت می نویسی؟

  51. بسم الله الرحمن الرحیم
    مگر 80 تازیانه برای تهمت غیر از همان حد قذف است در همان مواردی که نام بردید که من نخواستم نام ببرم البته یک مورد دیگر اضافه بر آنچه نام بردید شامل حد قذف می شود

    ایراد من به شما این بود که:
    1- اولا برداشتم از حرف شما عین حقیقت بود مگر اینکه شما مرجع ضمیر را فراموش کرده باشید
    و بنده جناب اقای درویش و جناب اقای کنشلو و جناب اقای خوشنویس را به عنوان کارشناسان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع می شناسم
    و مراجعه بنده هم به این موسسه به عنوان ارباب رجوع بوده
    پس معنای حرفتان این بوده که کارشناسان موسسه تحقیقات می توانند هر زن ارباب رجوعی را به نام اسلام کتک بزنند و اورا وادار به اطاعت کنند

    2- برفرض حرف من تهمت به شما بوده و دروغ بوده گوینده این گونه تهمت ها و دروغ ها و فحش ها مستحق حد (که همان 80 تازیانه است که نامش حد قذف است) نیست
    بلکه حداکثر مستحق تعزیر با نظر قاضی است که تعزیر بین 1 تازیانه و 79 تازیانه است نه 80 تازیانه

    3-اسلام محصول عربها (به عنوان عرب بودن) نیست محصول وحی از خداوند تبارک و تعالی و قرآن است و کلام ائمه اطهار علیهم السلام که از راه زحمات 1400 ساله روات و اندیشمندان به ما رسیده است

    ضمنا تمام علوم حتی علوم عربی از طریق امام علی بن ابی طالب علیه السلام رسیده است نه عرب به عنوان عرب بلکه به عنوان پیامبر صلی الله علیه و آله که خداوند علم ماکان و مایکون را به او تعلیم داد و ایشان هم همه علوم را به حضرت علی علیه السلام به ودیعه نهادند و فرمودند انا مدینه العلم و علی بابها
    و تمام علوم فقه و همین علوم عربی از طریق ابی الاسود دوئلی از امام علی بن ابی طالب علیه السلام گرفته شده است

    ضمنا نادانی عیب نیست

    زبان عربی هم زبان قرآن و روایات ما است و با جان و دل آن را می آموزیم

    بنده از بگو مگو متنفرم به همین خاطر یک سال پس از وارد شدن این سه مقاله علیه خودم در فضای اینترنت صبر کردم و وارد این گفتگو ها نشدم
    تا کاسه صبرم لبریز شد چون هرکس اسم مرا جستجو می کرد این توهین ها می آمد

    حالا هم که بدتر شده است گناهش و ناراحتیش بای کسانیکه برای اولین بار بنده را علیرغم میلم وارد این فضای مجازی کردند
    واقعا پشیمان از ورود به این مباحث شده ام ایکاش از همان ابتدا از راه قانونی جهت اعاده حیثیت وارد می شدم تا شما هم به بنده اینهمه توهین وارد نکنید و آخرش هم مرا بیکار خطاب نکنید

  52. بسم الله الرحمن الرحیم
    شما خوشتان می آید به چیزهای غیر مرتبط با بحث گیر بدهید
    از اول مگر وجود چند روایت بادنجان در سایت بنده آنهم توسط یک نفر دیگر چه ربطی به بنده و چه ربطی به کاشت گیاهان داشت
    اصلا مگر من یک بار نام بادنجان را در مطالبم و در طرحم برده بودم

    در پایگاه ها و سایتها مطالب زیادی قرار دارد

    قرار داده شدن چند روایت در باره بادنجان از طرف یک نفر دیگر آنهم بی هیچ توضیحی در سایت بنده خیلی عجیب بود؟
    خیلی مستهجن بود؟

    شما هستید که بجای بحث در باره کاشت درختان با ثمر یا “غیرمثمر” که موضوع بحث بود آسمان و ریسمان را بر هم می بافید و از حق نداشتن زنان در اسلام و بهشت و جهنم نرفتن زنان

    و از حق کتک خوردن بنده توسط جناب آقای “ایشان” (نگویم کارشناسان موسسه تحقیقات جنگلها و مراتع)

    و نیز حق داشتن مردان در اسلام کشتن مادرانشان و دخترانشان و همسرانشان و خواهرانشان سخن می گویید

    اتفاقا داشتیم با مهمانان در باره همین کشتن و زدن خواهر و مادر و دختر و همسر در اسلام حرف می زدیم و چقدر خودمان از عظمت اسلام و احترام به این 4 دسته زن تعجب می کردیم

    و واقعا شما با این حرفتان توجه ما را به عظیم ترین و زیباترین نکات در باره مادر و خواهر و زن و دختر جلب کردید که تا بحال متوجه نشده بودیم

    که اسلام در باره این 4 دسته زن چه دستورات عالی و مترقی دارد و عملکرد عملی پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار در باره این 4 دسته زن چگونه بوده است

    یعنی باید یک به یک دستورات اسلام به مردان در باره مادر و خواهر و دختر و همسر بررسی شود
    آنگاه رفتار عملی ئمه اطهار علیهم السلام در باره مادرانشان و همسرانشان و دخترانشان و خواهرانشان بررسی شود

    ای کاش فرصتی باشد و عمری باشد و توفیقی باشد که همین حرف شما را عنوان کتابی کنم و کتاب را دو بخش قرار دهم:

    عنوان کتاب:
    اسلام چه می گوید؟
    اجازه کشتن و کتک زدن یا بهترین رفتار همراه با عالیترین احترام ها و احساسات
    نسبت به:
    مادر
    خواهر
    همسر
    دختر

    مقدمه:
    1- زن یا مادر است یا خواهر یا همسر است یا دختر
    2- قرآن و روایات دستور رفتار با زنان و عملکرد ائمه اطهار علیه السلام نحوه اجرای دستورات دین در باره زنان است

    بخش اول قوانین و دستورات اسلام در باره زنان شامل 4 فصل:
    1- فصل اول:
    دستورات دین اسلام و قرآن در باره رفتار با مادر

    2- فصل دوم:
    دستورات دین اسلام و قرآن در باره رفتار با خواهر

    3- فصل سوم:
    دستورات دین اسلام و قرآن در باره رفتار با همسر

    4- فصل چهارم:
    دستورات دین اسلام و قرآن در باره رفتار با دختر

    بخش دوم نحوه اجرای قوانین اسلام در باره زنان شامل 4 فصل:
    1- فصل اول:
    رفتار عملی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام در باره مادر

    2- فصل دوم:
    رفتار عملی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام در باره خواهر

    3- فصل سوم:
    رفتار عملی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام در باره همسر

    4- فصل چهارم:
    رفتار عملی پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام در باره دختر

    نتیجه:
    به عالی ترین و زیباترین نکات می رسیم
    و به عالیترین و شیرین ترین و زیبا ترین احساسات و عشقی که یک انسان می تواند در باره انسان دیگر داشته باشد می رسیم
    آری نه تنها از دستورات اسلام و قرآن و روایات و رفتار عملی پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه اطهار علیهم السلام اجازه کشتن مادر و خواهر و همسر و دختر به مردان فهمیده نمی شود
    که شگفت ترین احترام ها شگفت ترین عشق ها شگفت ترین احساس ها شگفت ترین علاقه ها شگفت ترین رعایت حق ها را از دستورات قران و اسلام و پیامبر صلی الله علیه و اله و ائمه اطهار علیهم السلام در باره این 4 دسته زن (مادر و خواهر و همسر و دختر) می بینیم چیزی که هرگز در تمام اعصار و قرون در هیچ کسی جز انبیاء هرگز و هرگز نخواهیم یافت

    چگونه انتظار دارید اجازه مادر کشی و خواهر کشی و همسر کشی و دختر کشی را به اسلام نسبت دهید و بنده ساکت باشم
    چگونه انتظار دارید اجازه کتک زدن بنده را به آقای “ایشان” از نظر اسلام بدهید و بنده ساکت باشم

  53. ای ملت ایران! شاهد باشید
    ————————
    نرگس مجتهد نجفی : پدر مرحومم که مجتهد هم بودند از ۶ سالگی بنده را ” وادار” به آموختن علوم دینی کردند و کتاب جامع المقدمات را با سختی به من یاد می دادند و حتی در این باره ” کتک ” هم خوردم

    عبداللطیف عبادی : خداوند پدرتان را بیامرزد . اگر ایشان شما را ” وادار ” به انجام کاری می کرده اند و کتک تان هم می زده اند رفتارشان کاملا” اسلامی بوده است .
    ———————–
    ای ملت ایران شما شاهد باشید . بنده دربارهء رفتار ابوی مرحوم خانم مجتهد نجفی با خانم نرگس مجتهد نظر داده ام اما خانم نرگس مجتهد نجفی میخواهد هر جوری که شده است در جملات بنده بجای پدر مرحومشان جناب محمد درویش و موئسسهء تحقیقات جنگلها و مراتع کشور را بگذارد!

    نرگس خانم!
    حضرت علی دربارهء زنها می فرماید : مَعَاشِرَ النَّاسِ، إِنَّ النِّسَاءَ نَوَاقِصُ الاِْیمَانِ، نَوَاقِصُ الْحُظُوظِ ، نَوَاقِصُ الْعُقُولِ : فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ الصَّلاِةِ وَالصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ امْرَأَتَیْنِ کَشَهَادَةِ الرَّجُلِ الْوَاحِدِ، وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى الاَْنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ الرِّجَالِ. فَاتَّقُوا شِرَارَ النِّسَاءِ، وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَر، وَلاَ تُطِیعُوهُنَّ فِی الْمَعْرُوفِ حَتَّى لاَ یَطْمَعْنَ فِی الْمُنْکَرِ.

    اگر ترجمه اش کنم به فارسی میشود فحش آبکشیده به زنها! لابد معنایش را هم می دانی . برای من می خواهی حدیث و آیه بیاوری؟ ما خودمان این کاره ایم جانم . حالا تا مجبور نشده ام خطبهء حضرت علی را ترجمه کنم خودت راهت را بگیر و برو . مرسی

  54. بسم الله الرحمن الرحیم
    خدارا شکر که توضیح دادید اما تقصیر خودتان بوده
    وقتی شما در باره یک فرد حرف می زنید و یک پاراگراف همراه با یک ضمیری بین مطالب مربوط به آن یک نفر می گذارید آیا کسی شک می کند مرجع ضمیر “ایشان” جز به آن فرد برگردد؟ و توقع دارید امر چنین مشتبه نشود؟

    واقعا این اشتباه باعث ناراحتی و غصه ام هم شذ و فکر کردم منظورتان این بوده که آنها حق داشتند مرا کتک بزنند
    خودتان حرفتان را به چند نفر نشان بدهید غیر از این فهمیده خواهد شد که منظورتان این بوده آقای درویش مرا کتک بزند
    حتی پس از چند بار گفتگو با اینکه خیلی هم فکر کردم بازهم متوجه نشدم منظورتان کی بوده تا اینکه خودتان توضیح دادید حال یا هرکس جای من بود این اشتباه را می کرد یا من گیج و خنگ هستم بهرحال این طوری فکر کردم

    یک بار دیگر مطلب ایشان توجه کنید:

    “….ظلم به خود درویش و هم از همه مهمتر ظلم به خانوادهء ایشان و بخصوص پسر نازنینش که ما وقت پدرش را به این شکل می گیریم .
    به نرگس خانم :
    خداوند پدرتان بیامرزد . اگر ایشان شما را ” وادار ” به انجام کاری می کرده اند و کتک تان هم می زده اند رفتارشان کاملا” اسلامی بوده است . در اسلام زن را باید ” وادار ” به اطاعت کرد و اگر اطاعت نکند باید او را کتک زد . قرآن مجید در باب لزوم کتک زدن زنها خیلی آیات صریح و روشنی دارد و اسلام تاکید زیادی روی تنبیه زنها کرده است .
    شما حاضر نیستید از وبلاگ جناب محمد درویش خارج شوید ….”

    و فکر کردم پدرتان را بیامرزد همینطوری بوده و دقت نکردم با اینکه چند بار هم فکر کردم
    فکر می کردم منظور از وادار اصرار آقای درویش برای جواب دادن به قطع درختان چنار به دست اوقاف و وادار کردن به اعلام موضع مقابل اوقاف بوده

    بهرحال حق با شماست اصلا به عبارت “خداوند پدرتان را بیامرزد” دقت نکرده بودم
    آخر آنقدر حرفهای عجیب و غریب و غیر عادی زدید که در تمام عمرم نشنیده بودم مانند: “جهنم و بهشت نرفتن زنان و اجازه کشتن مادر و خواهر و همسر و دختر ”
    که هر حرفی از شما می شنوم ذهنم به دور ترین و عجیب و غریب ترین و غیر عادی ترین معنا ها منتقل می شود
    هرچند به نظرم اجازه کتک این آقایان عجیب تر از بهشت و جهنم نرفتن زنان و … حرف های دیگر نیست

    خلاصه هم از شما و هم از کارشناسان موسسه بخاطر اشتباهم عذر می خواهم

  55. بسم الله الرحمن الرحیم
    خدا را شکر از قرآن کریم دست کشیدید حدیث حضرت علی علیه السلام را آوردید

    چند جواب:
    1- بحث قعود در نماز و بحث شهادت زنان و بحث نصف بودن ارث همه تشریع است نه تکوین
    آیا صحیح است معلم یکی از دو بچه هم سن و همکلاس را دوبار برای آوردن گچ به دفتر بفرستد و یکی را یک بار بفرستد بعد بگوید این بچه ناقص است چون خودم او را یک بار برای آوردن گچ به دفتر فرستادم؟

    آیا اگر خودمان به یک بچه مان که قرار است اورا همراه خودمان مهمانی ببریم سر سفره جلویش کمتر غذا بگذاریم و بگوییم چون می خواهیم دعوت شام برویم کمتر بخورد و به بچه دیگر که خانه مانده برای امتحان فردا درس بخواند بیشتر غذا بدهیم تا گرسنه نماند بعد بگوییم بچه دوم ناقص است چون خودمان به او کم غذا داده ایم و علت کم غذا دادن هم این بوده که می خواهیم به مهمانی ببریم

    چگونه خداوند خودش تشریع کند زنان چند روزی قعود داشته باشند (از طرفی چند سال زودتر از مردان نماز را بر او واجب کند (که مقدار نمازشان هم برابر باشد)
    و تشریع کند شهادتشان نصف باشد
    و تشریع کند ارثشان نصف باشد و از طرف دیگر مبلغ کم شده را به نام نفقه و مهریه و.. در تمام عمرشان از مردان بگیرد به آنها بدهد بعد بفرماید چون من خودم این گونه قراردادم پس زنان ناقص هستند

    قعود چند روزه:
    اگر زن در مدت زندگیش 5 بچه بیاورد دقیقا تعداد روزهای قعودش برابر با 5 سالی می شود که مردان دیر تر نماز را باید شروع کنند و اگر زنی اصلا “عادت” نشود یا مثلا 10 بچه بیاورد و برای هربچه سه سال قعود نداشته باشد 5 سال بیشتر از مردان نماز خوانده
    پس نقصی در نماز وجود ندارد که باعث نقص در ایمان بشود

    2- اگر ارث مردان دو برابر است یعنی ابتدای زندگی دریافتی شان بیشتر است در عوض در طول زندگی به زنان پرداخت کننده هستند
    اگر ارث زن نیم مردان است و دریافت شان کمتر است در عوض در طول زندگی مدام دریافت کننده هستند
    پس نقصی در حظوظ وجود ندارد

    3- اگر شهادت دو زن برابر یک مرد است بدانیم در شهادت یک وظیفه است و یک حق
    شهادت بیشتر وظیفه است
    فراموشی و مشکلات حضور زنان در دادگاه و… علت تشریع این حکم است
    و نیز بخاطر غلبه احساسات زن که برای زن کمال و حسن است همان احساسات و رقت قلب با ارزش که آنان را همسری محبوب و مادری فداکار و مهربان ساخته است
    در هیچیک از مخلوقات خداوند کاستی و نقص وجود ندارد و خداوند همه موجودات را نسبت به خودشان کامل آفریده است چگونه موش و پشه و سوسک را کامل آفریده باشد اما انسان را ناقص آفریده باشد؟
    با توجه به تناقض این فقره خطبه 80 نهج البلاغه با صریح آیات قرآن رد می شود چون معیار داریم احادیث با آیات سنجیده شوند و اگر روایتی مخالف قران باشد باید آن را به دیوار کوبید
    سند نهج البلاغه زیاد معتبر نیست و خطبه ها و بیانات حضرت علی علیه السلام همراه با سند و نام روات آورده نشده است علت آن این است که مرحوم سید رضی برجسته ترین شعرای عرب قصد نداشته در کتابش روایات صحیح جمع کند مانند کاری که شیخ کلینی در کافی و صدوق در من لایحضره الفقیه و استبصار و شیخ طوسی در تهذیب کرده اند که خواسته اند احادیث صحیح را جمع کنند حتی مانند شیخ صدوق در بحار الانوار هم نمی خواسته فقط کتاب روایی بنویسد بلکه چون شاعر بوده و علاقه به متون ادبی داشته خواسته از بین کلام امام علی علیه السلام خطبه ها و کلام ادبی و بلاغی را جمع کند لذا اسمش را نهج البلاغه گذاشته که اتفاقا باعث شده حداقل بخشی از کلام گهربار حضرت علی علیه السلام جمع شود
    اما شیخ کلینی که در صدد بوده در کتاب “کافی” احادیث صحیح را جمع کند و از جمله چندین حدیث در باره بادنجان در کتاب کافی نقل کرده
    خیلی عجیب است شما روایات بادنجان را با آنکه در معتبر ترین کتابها آمده است با آن کثرتش را جعلی دانستید
    اما ناقص بودن زنان را در خطبه 80 نهج البلاغه جعلی نمی دانید در حالیکه اعتبار کتاب کافی بسیار بیشتر از نهج البلاغه است (نه اینکه نهج البلاغه اعتبار نداشته باشد)
    و مانند این روایت (ناقص بودن زنان ) تکرار نشده برخلاف احادیث بادنجان که زیاد هستند و در کتابهای متعدد آمده اند و در هر کتاب به متن های مختلف آمده
    خلاصه اگر نتوان معنای این روایت را توجیه کرد بخاطر مخالفتش با ذصریح آیه قران مردود می شود

    5- اما وقتی دقت می کنیم می بینیم نکات دیگری هم هست که هم این بخش خطبه مردود نشود و هم این شبهه برطرف شود

    در آیه سوره تبارک تفاوت به معنای نقص بکار رفته
    الَّذی خَلَقَ سَبْعَ سَماواتٍ طِباقاً ما تَرى‏ فی‏ خَلْقِ الرَّحْمنِ مِنْ تَفاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرى‏ مِنْ فُطُورٍ (3)

    آن خدایى که هفت آسمان بلند را به طبقاتى منظم بیافرید و هیچ در نظم خلقت خداى رحمان بى‏نظمى و نقصان نخواهى یافت، باز بارها به دیده عقل بنگر تا هیچ نقص و خلل هرگز در آن توانى یافت؟ ( ترجمه الهی قمشه ای)

    لابه لا آفرید هفت سما نیست نقصى براى صنع خدا (ترجمه تشکری)

    3- خدایى که هفت آسمان را طبقه طبقه و برخى را بر بالاى برخى آفریده (اى بیننده) تو در آفرینش خداى بخشنده تفاوت و اختلاف (عیب و نقصى) نمى‏بینى (بلکه همه در کمال استوارى و آراستگى آفریده شده) پس دیده (ات) را برگردان (بسوى آن نگاه کن) آیا (در آن) شکافها و رخنه‏ها مى‏بینى؟! (ترجمه فیض الاسلام)

    خدایى که هفت آسمان (منظومه شمسى) را بطبقاتى منظم آفرید و در آفرینش خداى رحمان هیچگونه بى‏نظمى و نقصان نخواهى دید. پس خوب دقت کن آیا هیچ عیب و نقصى در آن توانى یافت؟ (ترجمه کاویانپور)

    آن خدایى که هفت آسمان را طبقه بطبقه آفریده و منظّم و مرتّب گردانید نمیبینى در نظام خلقت رحمان هیچ تفاوت و نقصى و تکرار نظر نما آیا میبینى در نظام محکم آفرینش هیچ منقصت و سستى،(مخزن العرفان بانو امین)

    چند ترجمه را آوردم که مترجمین معنای کلمه “تفاوت” در سوره تبارک را به معنای “نقص” و “نقصان” ترجمه کرده اند

    پس ماتری فی خلق السموات من “تفاوت” و “متفاوت” به معنای “نقص”
    یعنی آیا در خلقت “تفاوت” یعنی “نقص” یا “نقصان” می بینی؟
    در خطبه 80 هم می شود برعکس ناقص را به معنای متفاوت معنا کنیم در این صورت روایت با آیه قرآن در تناقض نمی ماند و شبهه برطرف می شود
    و می توانیم بگوییم: “ان النساء متفاوت العقول متفاوت الحظوظ متفاوت الایمان”

    بدیهی است که خداوند در خلقت زنان و مردان را متفاوت آفریده
    و هم در تشریع متناسب با خلقت احکام و وظایف و حقوق زنان و مردان را قرار داده است که کاملا عالمانه و حکیمانه است و بر آیند و مجموع احکام و وظایف متقابل زنان و مردان “عادلانه” است

    لذا خداوتد در اواخر آیاتی از سوره نساء که در باره ارث و احکام زنان و مردان است می فرماید “ان الله کان علیما حکیما” یا “و کان الله علیما حکیما” یا “و الله علیم حکیم”

    4- خطبه 80 نهج البلاغه بلافاصله بعد از جنگ جمل گفته شده می تواند در مورد زنان خاصی باشد که حضرت نخواسته اند صریح نام ببرند
    می تواند این خطبه مخصوصا این فقره حاوی عبارات و کلمه ها و جمله های دیگر هم بوده باشد اما:
    الف – می تواند کل خطبه 80 جعلی باشد

    ب – می تواند فقط این فقره جعلی باشد

    ج – می تواند راوی اشتباه کرده باشد و عباراتی را کم یا زیاد کرده باشد

    د – ممکن است راوی به خاطر تقیه و مسائل دیگر این فقره را به این شکل روایت کرده باشند چون ناظر به قضیه خاص و زنان خاصی بوده شبیه این اتفاق زیاد است که که ما حرفی را از گوینده ای می شنویم اما در نقلش بخاطر مسائلی نکاتی را در لفافه می گوییم

    ه- مخصوصا که این فقره از یک خطبه (سخنرانی است) و قطعا برای راویان (شنونده ها) روایت کردن عین مطالب حضرت علی علیه السلام سخت بوده و امکان اینکه راوی یک سخرانی طولانی را با عبارات خودش و با جابجایی نقل کرده باشد زیاد است آنهم خطبه های ادبی با عبارات عمیق و کلمات سخت

    5- جوابهای دیگری و توضیحات دیگری هم هست که در این مختصر نمی گنجد

    خلاصه شما خودتان مطالبی را شروع می کنید و بنده را مجبور به جوابگویی می کنید بعد خودتان می گویید چرا گفتی

  56. بسم الله الرحمن الرحیم
    عین خطبه 80 با ترجمه و توضیحش را قرار می دهم

    و من خطبة له ع بعد فراغه من حرب الجمل فی ذم النساء ببیان نقصهن
    سخنى از آن حضرت ( ع ) پس از فراغت از جنگ جمل ، در نکوهش زنان ، فرمود :

    مَعَاشِرَ اَلنَّاسِ إِنَّ اَلنِّسَاءَ نَوَاقِصُ اَلْإِیمَانِ نَوَاقِصُ اَلْحُظُوظِ نَوَاقِصُ اَلْعُقُولِ فَأَمَّا نُقْصَانُ إِیمَانِهِنَّ فَقُعُودُهُنَّ عَنِ اَلصَّلاَةِ وَ اَلصِّیَامِ فِی أَیَّامِ حَیْضِهِنَّ وَ أَمَّا نُقْصَانُ عُقُولِهِنَّ فَشَهَادَةُ اِمْرَأَتَیْنِ کَشَهَادَةِ اَلرَّجُلِ اَلْوَاحِدِ وَ أَمَّا نُقْصَانُ حُظُوظِهِنَّ فَمَوَارِیثُهُنَّ عَلَى اَلْأَنْصَافِ مِنْ مَوَارِیثِ اَلرِّجَالِ فَاتَّقُوا شِرَارَ اَلنِّسَاءِ وَ کُونُوا مِنْ خِیَارِهِنَّ عَلَى حَذَرٍ وَ لاَ تُطِیعُوهُنَّ فِی اَلْمَعْرُوفِ حَتَّى لاَ یَطْمَعْنَ فِی اَلْمُنْکَرِ
    . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

    اى مردم ، بدانید که زنان را ایمان ناقص است و بهره‏مندیهایشان ناقص است و عقلهایشان ناقص است . اما ناقص بودن ایمانشان از آن روست که در ایام حیض از خواندن نماز و گرفتن روزه معذورند و ناقص بودن عقلهایشان ، بدان دلیل است که شهادت دو زن برابر شهادت یک مرد است و نقصان بهره‏مندیشان در این است که میراث زنان نصف میراث مردان است . از زنان بد بپرهیزید و از زنان خوب حذر کنید و کار نیک را به خاطر اطاعت از آنان انجام مدهید ، تا به کارهاى زشت طمع نکنند .
    «یکى از خطبه‏هاى امام است که پس از پایان جنگ جمل در نکوهش بعضى از زنان‏ایراد فرموده است‏»

    (همان گونه)در قسمت ‏شرح این خطبه مى‏خوانید امام(ع)مى‏خواهد با این سخن از زنانى‏همچون عایشه آتش افروز جنگ جمل انتقاد کند)

    [1]این خطبه را«سبط ابن جوزى‏»در کتاب‏«تذکرة الخواص‏»نقل کرده و عده‏اى دیگر از دانشمندان نیز آن را نقل کرده‏اند.(مستدرک و مدارک‏نهج البلاغه صفحه‏246)

    [2]شکی نیست که سخن بالا یک قانون کلى و همگانى درباره عموم زنان‏نیست،بلکه با توجه به اینکه:این خطبه بعد از جنگ جمل و آنهمه خون ریزیهائى‏که به وسیله عایشه رخ داد،از امام(ع)صادر شده،درباره دسته خاصى اززنان است که در این گونه مسیرها گام برمیدارند،و گرنه چه کسى مى‏تواند انکار کند که در پیشرفت اسلام زنان بزرگ و با شخصیتى همچون خدیجه،و بانوى‏اسلام فاطمه زهرا و زینب کبرى و جمعى از زنان مبارز و دانشمند همانند سوده‏همدانیه شرکت داشته‏اند،و براى پیشرفت اسلام و اجراى حق و عدالت‏بزرگترین‏فداکارى را به خرج داده‏اند و با ایمانى محکم و تفکرى عالى،مردان خودرا با تمام وجود در این مسیر حمایت مى‏کردند،و على(ع)نیز براى آنها احترام‏فوق العاده قائل بود.

    [3]عایشه و جنگ جمل‏ در نگاه «ابن ابى الحدید» از علمای اهل سنت :

    هر کس در تاریخ و اخبار چیزى نوشته صریحا گفته است عایشه سر-سخت‏ترین دشمنان عثمان بود،حتى روزى یکى از لباسهاى پیامبر(ص)رابیرون آورد و در منزل خویش آویخت،و به هر کس وارد خانه مى‏شد مى‏گفت‏این لباس پیغمبر است هنوز کهنه نشده و عثمان سنت او را کهنه ساخته است.

    گفته‏ اند نخستین کسى که عثمان را«نعثل‏»نامید و همواره مى‏گفت:

    (اقتلوا نعثلا قتل الله نعثلا):

    «نعثل را بکشید خدا او را بکشد»عایشه بوده است‏عایشه هنگام کشته شدن عثمان در مکه بود گزارش قتل عثمان را به اودادند و او خیال مى‏کرد پس از عثمان طلحه را رئیس کومت‏خواهند کرد،لذا از مکه با سرعت‏به سوى مدینه حرکت کرد و در سرزمینى به نام‏«شراف‏»«عبید بن ابى سلمه‏»از او استقبال کرد،عایشه اخبار مدینه را از او پرسید و اوپاسخ داد،عثمان کشته شد.

    عایشه پرسید بعد از آن چه؟

    گفت‏با على(ع)بهترین رهبر بیعت کردند.

    عایشه گفت اگر این حرف صحیح باشد اى کاش آسمان بر زمین فرو ریزدواى بر تو ببین چه مى‏گوئى؟گفت:

    همان است که گفتم،عایشه سخت ناراحت‏شد«عبید»پرسید اى مادرمؤمنان چرا این طور شدى؟من بین مشرق و مغرب بهتر و سزاوارتر از او به خلافت‏سراغ ندارم،و نظیرى براى او در تمام حالات نمى‏بینیم چگونه تو از حکومت اوناراحتى،عایشه جوابى ندارد!

    دستور داد از همانجا او را به مکه برگردانند و در بین راه مى‏گفت:

    (قتلوا ابن عفان مظلوما):

    «عثمان را مظلوم کشتند»!طلحه و زبیر،نامه‏اى وسیله عبد الله زبیر برایش‏فرستادند و از او خواستند به عنوان مطالبه خون عثمان مردم را از بیعت على(ع)برگرداند.

    هنگامى که عایشه در مکه مقدمات کارش را فراهم مى‏کرد«ام سلمه‏»نیز در مکه بود و تصمیم گرفت از امام دفاع کند،عایشه مى‏خواست ام سلمه راهمچون‏«حفصه‏»در مبارزه با امام(ع)با خود همراه سازد لذا او را خواست‏و کمى از مظلومیت عثمان براى او صحبت کرد.

    ام سلمه در پاسخ گفت:

    تا دیروز مردم را بر ضد عثمان میشورانیدى و او را«نعثل‏»مى‏خواندى چراامروز چنین مى‏گوئى با اینکه موقعیت على را در نزد پیامبر خوب مى‏دانى و اگرفراموش کرده‏اى تا یاد آوریت کنم؟عایشه گفت عیبى ندارد!ام سلمه گفت:

    بخاطر دارى که تصمیم گرفتى به پیامبر(ص)و على(ع)هنگامى که صحبت‏آنها طول کشید پرخاش کنى،و پیامبر در پاسخ فرمود: بخدا سوگند هیچ کس على را دشمن نمى‏دارد و با او کینه نمى‏ورزد-خواه از اهل بیت من باشد یا نه جز اینکه از ایمان خارج مى‏گردد؟عایشه گفت آرى‏و نیز بخاطر دارى که على(ع)کفش پیامبر را تعمیر مى‏کرد،پدرت و عمر ازپیامبر در مورد اینکه چه کسى را به خلافت‏برمى‏گزیند پرسش مى‏نمودند.و پیامبردر پاسخشان فرمود جائیکه الان نشسته مى‏بینم و اگر بگویم از گردش پراکنده‏خواهید شد چنانکه بنى اسرائیل از دور هارون پراکنده شدند.و پس از رفتن عمرو پدرت تو از پیامبر پرسیدى چه کسى را خلیفه قرار خواهى داد؟پیغمبر فرمود:

    آن کس که کفش را تعمیر مى‏کند،و ما نگاه کردیم کسى جز على نبود،پرسیدیم مقصود على است؟گفت آرى،این مطلب را بیاد دارى؟عایشه گفت‏بلى‏ام سلمه پرسید:پس چرا مى‏خواهى با او مبارزه کنى؟

    گفت‏براى اصلاح بین مردم!ام سلمه گفت:خود مى‏دانى!و از هم جداشدند،ام سلمه این جریان را براى امام نوشت.

    عایشه هنگام حرکت‏شترى از شتران‏«یعلى بن امیه‏»بنام‏«عسگر»دراختیارش قرار دادند تا سوار گردد و هنگامى که نام آن را شنید به یاد حدیثى افتادکه پیامبر به او فرموده بود و او را از سوار شدن شترى به این نام بر حذر داشته بود،دستور داد این شتر را برگردانند ولى آنها جهاز و وسائل آن را تغییر دادند وگفتند این شتر دیگرى است،عایشه به سوى بصره حرکت کرد،در بین راه سگهاحمله کردند و شتران را فرار دادند کسى گفت‏«حوئب‏»سگهاى فراوانى داردو سخت‏حمله مى‏کنند،عایشه که نام‏«حوئب‏»را از پیامبر شنیده بود که سگهاى‏حوئب در راه حرکت‏بسوى جنگى ناپسند به او حمله مى‏کنند،یک مرتبه بخود آمدو گفت‏«سگهاى حوئب؟!»مرا برگردانید،اما بلا فاصله 50 نفر را فراهم کردندکه قسم خوردند اینجا سرزمین حوئب نیست و بالاخره رفت و جنگ جمل را براه‏انداخت(شرح ابن ابى الحدید جلد6 صفحه 215 تا227)

  57. بسم الله الرحمن الرحیم
    اگر خطبه 80 نهج البلاغه را صحیح بدانیم و جعلی ندانیم و نقص را هم “تفاوت ” معنا نکنیم بازهم این فقره خطبه درست است
    گفتیم طبق بیان سوره تبارک و سایر آیات هیچ مخلوقی به نسبت خودش ناقص نیست یک پشه یک مورچه یک آمیب و…. تمام مخلوقات نسبت به خودشان کامل هستند اما هر مخلوقی نسبت به مخلوق دیگری با توجه به ویژگی های مختلف ناقص است
    یعنی می توانیم بگوییم بینایی چشم انسان کمتر و ناقص تر از پشه است ولی اندازه و قدرت بدنی پشه ناقص تر و کمتر از انسان است
    و به همین شکل تمام مخلوقات اگر مقایسه شوند توانمندی هیچ مخلوقی برابر با دیگری نیست
    زن و مرد هم همینطور
    در این فقره سه ویژگی یاد شده
    1- کمی ایمان بخاطر قعود از نماز در ایام “عادت”
    2- کمی بهره بخاطر نصف بودن ارث
    3- کمی عقل بخاطر برابر بودن شهادت دو زن برابر یک مرد

    می توان گفت زنان سه برتری عمده و سه زیادتی نسبت به مردان دارند
    1- توانایی باروری که مردان ندارند
    قعود در نماز ایام عادت که ربط به وضع جسمانی و باروری زن و پرورش فرزند است که مردان ندارند بخاطر این تکلیف سنگین و این وظیفه شاق قطعا باید تکالیف و ایمان و عبادات کمتری از او خواسته شود چون خود درد و زجر “عادت” و زایمان خود عبادت است
    2- داشتن سرمایه طبیعی که مردان ندارند
    زنان دارای ظرافت ها و لطافت های زنانه هستند همان ویژگی که همیشه زن را در طول تاریخ در همه اعصار و قرون عرضه کننده و مرد را تقاضا کننده قرار داده و باعث شده مردان به دنبالش بدوند
    حال اگر با شرایط حلال زن خودرا در اختیار شوهران قرار داد مستحق دریافت مهریه و نفقه تا آخر عمر می شود و در مقابل کار منزل و حتی بچه شیر دادن هم می تواند مزد بگیرد
    لذا اسلام نفقه زنان را تا اخر عمر بر شوهرانشان واجب کرده است و زنان در مقابل شوهر و فرزندانشان هیچ مسئولیت مالی ندارند لذا نیاز به ارث کمتری دارند
    اما مردان چون تقاضا کننده هستند و باید در تمام عمرشان خرج زنان را بدهند لذا ابتدا باید ارث بیشتری بگیرند تا سرمایه کار و مسئولیت تامین معاش زنان برایشان فراهم شود
    به عبارت دیگر در تقسیم ارث به زن که سرمایه طبیعی دارد و عرضه کننده است کمتر ارث داده می شود و به پسر که تقاضا کننده و خریدار است باید ارث بیشتری داد؟
    3- داشتن احساسات لطیف بیشتر از مردان
    زنان باید مانند وزنه ای درد ها و رنجهای همسر را در بیرون کاهش دهند و سنگ صبور شوهر باشند و نیز باید مشقت و سختی 9 ماه بار کشیدن و بیدار خوابی نگهداری فرزند و…. را تحمل کنند که این هرگز با عقل جور در نمی آید و احساس رقیق و ظریف زنانه است که او را مادری مهربان و فداکار ساخته که با عقل و منطق جور در نمی آید
    لذا با توجه به این خصوصیت شهادت دو زن برابر یک مرد شمرده شده است
    و حضرت علی علیه السلام در این فقره می خواهند به علت و حکمت اصلی تشریع این سه موضوع بپردازند
    همان سه دلیلی که باعث اختلاف حکم شده است یعنی نقص ایمان و نقص بهره بخاطر چیزی که مرتبط با باروری زنان است
    و نقص حظ (بهره) بخاطر داشتن سرمایه کافی
    و نقص در شهادت بخاطر بیشتر داشتن احساسات لطیف زنانه

    بر کسی پوشیده نیست تفاوت زن و مرد
    در همین مباحثات هم می بینید قدرت عرضه کنندگی زنان چقدر قوی است که حتی حتی اگر در سایت یک زن کسی دیگر چند روایت آنهم بدون توضیح قرار دهد
    این به معنای …. در می آید
    اما اگر آقای عبادی بارها و بارها مستهجن ترین عبارات را بنویسد هیچ مشکلی نیست
    این بخاطر تفاوت زن و مرد است که کوچکترین نکته ذهنیت “عرضه” را ایجاد می کند
    اما هر حرفی از جانب مردان هیچگاه “عرضه” را تداعی نمی کند

    بر کسی پوشیده نیست ضعف زن بخاطر جسمش اگر زن حامله ای در دعوا قرار گیرد فرزندش سقط خواهد شد
    که در تاریخ می بینیم زینب دختر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله در جریان هجرت بخاطر حمله یک مشرک ب اثر بیماری ناشی از سقط جنین از دنیا رفت و دختر و فاطمه پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله بر اثر بیماری ناشی از سقط جنین به شهادت رسید

  58. خب پس معنای خطبهء هشتاد حضرت علی ( که جزو پنج خطبهء بسیار معتبر ایشان است و مورد وثوق علمای شیعه و سنی هم هست )را می دانید .
    حضرت علی می فرمایند :
    ای مردم! بدانید که زنها ایمانشان ناقص است ، عقل هایشان ناقص است و اصلا” وجودشان ناقص است … از زنان بد بپرهیزید و ” از زنان خوب حذر کنید ” و کار نیک را به خاطر اطاعت از آنان انجام ندهید ، تا به کارهاى زشت طمع نکنند …
    ——————-
    خانم نرگس مجتهد نجفی زن خوبی است اما چون بنا به فرمودهء حضرت علی عقلش ناقص است و ایمانش هم ناقص است و وجودش هم ناقص است ( یعنی بود و نبودش در دنیا خیلی فرقی نمی کند! ) ، از ایشان حذر می کنم چون حضرت علی فرموده اند که حتی از زنهای خوب هم حذر کنید . کسانی هم که با زبان عربی آشنا هستند می دانند که اصطلاح “علی حذر” ی که حضرت علی دربارهء زنهای خوب! بکار برده اند فقط به عنوان هشدار از روبرو شدن با مار سمی ، عقرب جراره ، ببر بنگال ، اژدهای هفت سر ، سرب مذاب ، آتش سرخ و زنهای خوب! به کار می رود . لذا بنده فرار را بر قرار ترجیح میدهم!
    (:

  59. وای خدای من !
    این جا چه خبره؟!

    به سیده نرجس خاتون مجتهد نجفی عزیز:

    اول اینکه :
    من هم از آشنایی با شما خوشحالم و خوشحال می شوم زیارتتان کنم.
    شما هم اگر به رشت تشریف آوردید ، کلبه‌ی محقر و سفره‌ی همیشه مهمان پذیرمان ، منتظرتان است .

    بعدن اینکه :
    راستش برایم سوالی پیش آمده که پرسیدنش کمی برایم سخت است .

    شما بارها تکرار کردید که حاضر نیستید در سایت آقای عبادی این بحث را ادامه بدهید، مگر اینکه چند خانم همراه باشند .

    این مساله به دلیل “مرد” بودن آقای عبادی است؟

    اگر این طور است ، چرا در این جا کامنت می گذارید؟
    مگر صاحب این فضا هم یک “مرد” نیستند؟

    راستش ،من هیچ تفاوتی بین این فضا و سایت آقای عبادی نمی بینم.اگر آن جا را فضای خصوصی آقای عبادی می دانید ، این جا هم فضای خصوصی آقای درویش است.

    به هر حال ، ادامه‌ی این بحث را با این شکل و در این فضا ، اصلن به صلاح نویسندگان ، خوانندگان و صاحب این فضا نمی دانم . این نظر شخصی من است .

    نمی دانم منظورتان از حضور چند خانم در سایت آقای عبادی چیست؟
    به هر حال من از خوانندگان و کامنت گذارهای همیشگی سایت آقای عبادی هستم و گرچه مثل شما و آقای عبادی نمی توانم خیلی تخصصی وارد بحث بشوم ، اما حداقل می توانم سوال ها یا شبهاتم را بپرسم .

    زنده باشید و شاد ، بانو.

  60. اصولا مرد باید خشن باشه کچل و بد اخلاق دختر هم باید سفید باشه و یکی هم چاق
    …حالا برای اینکه حوصله دوستان سرنرود متن یکی از آهنگ های قدیمی را اینجا می گذارم تا اگر دوست داشتید شما هم آن را زمزمه نمایید و یا اگر اهل دل هستید بر روی میز ضزب بگیرید

    عقرب زلف کجت با قمر قرینه
    تا قمر درعقربه کار ما چنینه
    { کیه کیه در می‌زنه من دلم می‌لرزه
    درو با لنگر می‌زنه من دلم می‌لرزه
    ………………..
    ای پری بیا در کنار ما جان خسته را مرنجان
    { از برم مرو ، خصم جان مشو ، تا فدای تو کنم جان }2 }الف
    ………………..
    نرگس مست تـو و بخت من خرابه
    بخت من از تو و چشم تو از شرابه

  61. به افتخار خانم سروی و خانم متین و به یاد احمد عاشورپور

    گیلگی فارسی

    خروسخوان بو من و اون مست و مستانه سحرگه او بود و من مست و مستانه

    دور از چومان یگانه و بیگانه دور از چشمان یگانه و بیگانه

    تا کوه دامن بوشوییم شانه به شانه رفتیم تا دامن کوه شانه به شانه

    زیر داران سبزیه سر روی سبزه، پای چشمه، نزد دلبر

    چشمه یه ور خوش بی نیشتتیم خوش نشستیم رو به خاور

    رو به خاور …

    بوشو بوشو تره نخوام
    بوشو بوشو تره نخوام
    سیاهی تره نخوام
    سیاهی تره نخوام
    بلایی تره نخوام
    سیاه سوخته تره نخوام
    پدر سوخته تره نخوام
    آن حرفانا بنا کنار
    آن حرفانا بنا کنار
    آن حرفانا بنا کنار
    آن حرفانا بنا کنار
    سیاهی بلایی
    هتل آبشار بمویی
    آخ بمویی خوش بمویی
    آخ بمویی خوش بمویی
    تره نخوام تره نخوام تره نخوام
    آی سیاه کر
    تره نخوام تره نخوام تره نخوام
    آی سیاه کر
    هسه خوایی؟آها آها
    خاطر خواهی؟آها آها
    هسه خوایی؟آها آها
    خاطر خواهی؟آها آها
    تره نخوام تره نخوام تره نخوام
    آی سیاه کر
    تره نخوام تره نخوام تره نخوام
    آی سیاه کر
    سیا خاله تو تی اون لبان بزه بی
    می امره گپ نزه بی
    سیا خاله تو تی اون لبان بزه بی
    می امره گپ نزه بی
    سه روز سه شب تو برکت گاز بزه بی
    می امره گپ نزه بی
    سه روز سه شب تو برکت گاز بزه بی
    می امره گپ نزه بی
    بیمیرم بیمیرم بیمیرم
    بیمیرم بیمیرم بیمیرم
    مو تی او سرخه جولانه گاز بیگیرم بیگیرم
    مو تی او خاله سر لب ره بیمیرم بیمیرم
    می جا نه که حاج خا نومه
    لبه لبه دوچکا نومه
    می جا نه که حاج خا نومه
    لبه لبه دوچکا نومه
    مو که خیاط نیم
    مو که خیاط نیم
    بودوزم تی رختا
    آی عضب لاکوی
    مو که نجار نیم
    مو که نجار نیم
    چکنم تی تختا
    آی عضب لاکوی
    مو که کفاش نیم
    مو که کفاش نیم
    بودوزم تی کفشا
    آی عضب لاکوی
    تی بلا می سر عضب لاکوی
    خانه ره سر عضب لاکوی
    راه رامسر عضب لاکوی
    تی برد نه سر عضب لاکوی
    می بلا به تی سر عضب لاکوی
    می جانه که حاج خانومه
    لبه لبه دوچکا نومه

    ترجمه کلمه به کلمه آهنگ به فارسی

    برو برو تو رو نمی خوام
    سیاهی تورو نمی خوام
    بلایی تورو نمی خوام
    سیاه سوخته ای تورو نمی خوام
    ته دیگی تورو نمی خوام
    برو برو تورو نمی خوام
    برو برو تورو نمی خوام
    سیاهی تورو نمی خوام
    بلایی تورو نمی خوام
    سیاه سوخته تورو نمی خوام
    پدر سوخته تورو نمی خوام
    این حرفارو بذار کنار
    این حرفارو بذار کنار
    سیاهی بلایی
    هتل آبشار اومدی
    آخ اومدی خوش اومدی
    نمی خوامت نمی خوامت نمی خوامت
    آی دختر سیاه
    نمی خوامت نمی خوامت
    آی دختر سیاه
    هنوز(منو)میخوای؟آها؟
    خاطر خوامی؟آها؟
    نمی خوامت
    نمی خوامت
    نمی خوامت
    آی دختر سیاه
    یه خال سیاه گذاشتی کنار لبات
    (اما)با من حرف نزدی
    سه روز و سه شب تو نون نخوردی(گاز نزدی)
    (اما)با من حرف نزدی
    بمیرم بمیرم بمیرم
    من اون لپای سرخت رو گاز بگیرم
    من واسه اون خال کنار لبات بمیرم
    خانومه من که عزیزمه
    لبش رو می بوسم
    من که خیاط نیستم
    لباساتو بدوزم
    آی دختر عضب
    من که نجار نیستم
    تخت تو درست کنم
    آی دختر عضب
    من که کفاش نیستم
    کفشاتو بدوزم
    آی دختر عضب
    درد و بلات به سرم دختر عضب
    سر راه خونه دختر عضب
    سر راه رامسر دختر عضب
    وقتی دارم می برمت دختر عضب
    درد و بلام به سرت دختر عضب
    خانومه من که عزیزمه
    لبش رو می بوسم

    ترجمه فارسی آهنگ (به صورت شعر ترجمه شده تا بتوان آن را روی آهنگ خواند)

    برو برو نمی خوامت
    برو برو نمی خوامت
    سیاهی نمی خوامت
    برو برو نمی خوامت
    بلایی نمی خوامت
    سیاه سوخته نمی خوامت
    پدر سوخته نمی خوامت
    این حرفارو بذا کنار
    این حرفارو بذا کنار
    سیاهی بلایی
    هتل آبشار با مایی
    خوش می گذره وقتی با مایی
    خوش می گذره وقتی با مایی
    نمی خوامت دختر سیاه
    نمی خوامت دختر سیاه
    بازم می خوای؟ آره جونم
    خاطر خوای؟ آره جونم
    نمی خوامت دختر سیاه
    نمی خوامت دختر سیاه
    خال سیاه کنج لبات
    جواب نگام سکوت لبات
    سه روز و سه شب غصه غذات
    نمیشکنی سکوت لبات؟
    بمیرم بمیرم بمیرم
    اون لپای سرختو گاز بگیرم
    واسه اون خال لبات بمیرم
    خانومی لوسم
    لبتو می بوسم
    من که خیاط نیستم تا برات رخت بیارم
    ای نازنین یارم
    من که نجار نیستن تا برات تخت بیارم
    ای نازنین یارم
    من که کفاش نیستم که برات کفش بیارم
    ای نازنین یارم
    درد و بلات به سرم خوشگله
    توی راه خونتم توی راه رامسرم خوشگله
    درد و بلام به سرت خوشگله
    دارم میام ببرمت خوشگله
    خانومی لوسم
    لبتو می بوسم

  62. بسم الله الرحمن الرحیم
    به خواهر عزیزم “سروی” حداقل ورود به این تارنما این خوبی را داشت که با دوستانی مانند شما آشنا شوم
    چشم ان شاءالله چه شهری بهتر از رشت سرسبز و زیبا با مردم خوب و مهمان نواز و خونگرم آن
    از دعوتتان متشکرم و منتظر قدومتان و زیارتتان هستم

    در باره گفتگو:
    1- همسرم تمایل ندارند با آقایان گفتگو کنم
    و خودم نیز حتی القدور دوست دارم کمتر با آقایان گفتگو کنم الحمدلله روحانیون و طلاب آقا فراوان هستند اتفاقا طلبه خانم بسیار کم است لذا ما اگر وقتمان را به جوابگویی خانمها اختصاص دهیم بهتر است

    2- علت گفتگو: اینجا برای احقاق حق و اعاده حیثیت بوده که در فضای مجازی هرکس نامم را جستجو می کرد توهین ها و وارونه شدن پیشنهادم می امد و این در ذهن همه بنادرست القاء شده بود که بنده در صدد هستم تمام گیاهان و درختان “غیرمثمر” را از کره زمین ریشه کن کنم چیزی که با وجود توضیحات زیاد هنوز هم نسبت داده می شود لذا لازم بود برای اعاده حیثیت وارد شوم که متاسفانه اعاده حیثیت نشد که توهین ها و تهمت ها بیشتر هم شد خدا می داند همین جا هم با ترس مو لزر و ناچار وارد شدم نه تنها بنده که زنان زیادی هستند بخاطر زن بودنشان مورد تحقیر و تمسخر و استهزای نا جوانمردانه آقایان قرار می گیرند و ناچار می شوند صحنه را ترک کنند
    https://mohammaddarvish.com/wp-content/uploads/moghadam.pdf

    3- موضوع گفتگو: که اینجا بحث گیاهان است که متولیان و کارشناسان کاشت گیاهان بیشتر آقا هستند برعکس موضوع زنان که مخاطبین زنان هستند لذا لزومی ندارد در باره موضوع زنان با آقایان گفتگو کنم و نیز کمتر طلاب و روحانیون وارد این مباحث شده اند و شاید مانند بنده کمتر طلبه ای بین خانمها حتی بین آقایان در زمینه گیاهان مطالعه داشته باشند

    4- عفت کلام: موضوع کاشت گیاهان خصوصیتی دارد که مطالب مربوط به زناشویی و این حرفها در آن نیست برعکس موضوع زنان که خواه ناخواه باید بیشتر در باره مسائل زناشویی و این حرفها بحث شود
    اما با اینحال می بینید حتی درموضوع گیاهان هم جناب آقای “عبادی” که متاسفانه هم خودشان عفت کلام ندارند و هم بی عفتی در کلام را ناجوانمردانه به بنده نسبت می دهند که اگر بنده بخواهم حتی جواب بدهم مجبور خواهم شد عفت کلام را از دست بدهم می بینید چند بار ایشان بدجوری نسبت دادند که بنده دنبال مسائل … هستم و در باره … مطلب می نویسم و حتی از شماره تلفن دادنم برای جوابگویی به موضوع گیاهان برداشت نا صحیح کردند
    تنها و تنها منشأ اینهمه تهمتهای زشت ایشان این بوده که یکی از خواهران چند روایت بادنجان را در سایت بنده قرار داده که هیچ ربطی هم به کاشت بادنجان نداشته که در یکی از آن روایات این حدیث امام جعفر صادق علیه السلام بوده
    از امام ششم (ع): در فصلى که نخل را مى‏برید بادنجان زیاد بخورید که شفاء هر بیمارى است، و آب و رنگ را زیاد مى‏کند و عروق را نرم میکند و به آب کمر مى‏افزاید.
    در حالیکه اضافه شدن “آب کمر” اصلا به معنای آن چیزهایی که متاسفانه ایشان می گویند نیست و یک درمان پزشکی برای جلوگیری از بیماریهای ناشی از کمبود ترشح غدد جنسی است که به سلامت نه فقط مردان که برای سلامت زنان هم لازم است که در نبود آن زنان (یائسه) دچار پوکی استخوان می شوند
    حال چه برسد که اینکه موضوع در باره زنان باشد

    5- صاحب تارنما: هرگز جناب آقای درویش قابل مقایسه با امثال اقای عبادی و آقای دانش و… نیستند جناب آقای درویش الحمدلله دارای عفت کلام و با شخصیت هستند و خودشان بارها دیگران را از توهین به بنده بازداشتند (که صمیمیانه از ایشان تشکر می کنم)از ایشان تابحال حتی یک جمله مثل آقای عبادی و دانش و… از ایشان دیده نشده این فرق دارد با کسی که حتی در تارنمای دیگران اینگونه عفت کلام را از دست می دهد تا چه رسد به تارنمای خودشان تهدید های ایشان را ملاحظه کرده اید و تهدید های آقای دانش را
    لذا در تارنمای جناب آقای درویش احساس امنیت می کنم نه جاهای دیگر

    با این حال با کمال میل در خدمت مخصوصا خواهران هستم و تاجاییکه بدانم حاضر به جوابگویی در تمام زمینه ها هستم منتها بیشتر با خانمها و گفتم اگر جایی خانمها حضور داشته باشند با کمال میل حاضر به گفتگو هستم البته خانم هر خانمی حتی مخالف عقاید بنده حتی اگر یک خانم به بنده توهین هم کند تحمل را دارم و با احترام جوابش را تا جایی بتوانم خواهم داد

    خواهر عزیزم موفق و شاد و سر بلند و سعدتمند باشید

  63. بسم الله الرحمن الرحیم
    به خواهر عزیزم “سروی” بخاطر گل روی شما یک یادداشت در تارنمای آقای “عبادی” در قسمت تصاویر اسپانیا گذاشتم باشد که مورد توجه شما قرار گیرد

  64. بسم الله الرحمن الرحیم
    به خواهر عزیزم “سروی” شما و آقای عبادی می تواتید در پایگاه خودم بیایید
    اگر کسی حرفی دارد بیشتر او جا به پایگاه بنده بیاید چرا من باید در پایگاه های دیگران وارد شوم که هرچه حرف خارج از عفت کلام بشنوم کاری هم نتوانم کنم
    حداقل در پایگاه خودم https://www.karimeqom.com/ اگر یک یادداشت رکیک و زشت و توهین آمیز آمد می توانم حذف کنم همان کاری که آقای درویش خوشبختانه در باره یادداشت توهین آمیز” آقای شاهین” انجام دادند در پاسخ که از آقای درویش است دقت کنید:

    116. شاهین گفته است :
    شنبه ۱۹م تیر ۱۳۸۹ در ۱۸:۰۰
    جواب … خاموشی است.
    خانم جان یا … میگویی؟؟؟!!!
    اگه اینجوریه منم میگم بریم کوهها را قطع کنیم و بریزیم تو دریا تا پر بشه و سطح سرزمین ایران وسیعتر بشه و باکشورهای بیشتری همسایه بشیم.
    در ضمن برای اون باغهایی که خانم مجتهد نجفی میخواد احداث کنه کلی زمین تولید میشه.
    پاسخ:
    متاسفانه و بر خلاف رویه این تارنما مجبور به حذف بخشی از کامنت شما شدم. ما باید بتوانیم با کمال احترام به شخصیت افرادی که با نظرشان مخالف هستیم، تحلیل و انتقاد خود را ارایه دهیم. از دوستان و هموطنان عزیزم می خواهم تا مراعات گفتگو با یک بانوی محترم را بکنند. باز هم معذرت می خواهم که مجبور به حذف شدم.
    “انجام دادند که مطالب زشت ایشان خطاب به بنده را حذف کردند که بازهم از آقای درویش باید تشکر کنم

    بهرحال در پایگاه خودم آماده جوابگویی به هرکس هستم چه آقای عبادی یا دیگران
    این هم آدرسش:
    https://www.karimeqom.com/
    مخصوصا شما خواهر عزیزم

  65. جناب آقای درویش عزیز…

    همانطور که شاهد بوده و کامنتهای قبلی مرا در جواب خانم نجفی خوانده اید. بجز دروغگو خطاب کردن ایشان که هنوز هم بر سر حرفم ایستاده ام, هیچگاه از جاده ی عفت کلام خارج نشده و حتی نسبت به دروغهائی که ایشان به اینجانب نسبت داده اند, نهایت خویشتن داری را ابراز نموده ام. من نه تنها به ایشان توهین ننموده بلکه با کمال متانت و با دلیل و برهان دروغهای ایشان را برشمرده ام که تمام کامنتهای من خود دلیل بر اثبات این موضوع میباشد.

    آقای درویش, خانم نجفی در کامنت آخرشان و در جواب به خواهر خوبم سروی, در مقایسه با جنابعالی, مرا آدمی بی شخصیت, توهین کننده, و بدون عفت کلام نام برده اند که چنانچه ملاحظه میفرمایید, خود اینها نهایت دروغگویی ایشان را میرساند. این خانم با استفاده از فضای امنی که توسط جنابعالی به آن دست یافته اند, انواع و اقسام دروغها را, همانند قبل به اینجانب نسبت داده اند و خیالشان هم راحت است که کسی مانع از دروغگویی شان نخواهد بود.

    آقای درویش عزیز, همانطور که در جریان هستید, چند هفته قبل هم, از جنابعالی درخواست نمودم که کامنت مرا که در جواب به دروغهای خانم نجفی نوشته بودم, بررسی نموده و صحت و سقم گفتار مرا نسبت به دروغهای ایشان صراحتا” بیان دارید, که نمیدانم چرا مصلحت را بر این دانستید تا نسبت به این موضوع واکنش نشان ندهید. به نظر من اگر همانموقع, آن دروغهای ایشان را که بطور مشروح ذکر نموده بودم, به ایشان گوشزد میکردید, و یا لااقل صحت گفتار مرا مورد تاًیید قرار میدادید, الآن اینطور گستاخانه مرا آدم بی شخصیتی معرفی نمینمودند. بنابراین امیدوارم هر طور که خود صلاح میدانید نسبت به این موصوع واکنش نشان داده و نگذارید خانم نجفی هر دروغی که دلشان میخواهد به کاربران نسبت دهند.

    1. درود بر همه دوستان … شرمنده که غیبت داشتم … چند روزی را در دیار آذربایجان شرقی و غربی بودم و از زیارت تالاب قوری گل برمی گردم. برایم جالب است که این یادداشت در طول این چند روزه بیش از 8 هزار بار دیده شده است … با این وجود فقط تعداد اندکی کامنت گذاشته و اغلب ترجیح داده اند که خواننده کامنتها باشند!
      جناب دانش عزیز، من شرمنده شما هستم. اما از من بپذیرید که در اینجا نمی توانم در موضع قضاوت برآیم. بهترین قاضی ها همان 8 هزار نفری هستند که این یادداشت را خوانده اند و نیز در مجموع از زمان انتشار طرح خانم مجتهد نجفی گرامی، بیش از 40 هزار نفر با محتوای طرح ایشان و کامنتها آشنا شده اند. این که چرا اغلب ترجیح می دهند که سکوت کنند، البته می تواند موضوع یک آسیب شناسی بزرگ تر در دنیای مجازی باشد.
      باز هم ممنون از همه خوانندگانی که با حفظ حرمت و رعایت ادب به گرمای این بحث افزوده و می افزایند.
      گفتنی آن که استاد کامبیز بهرام سلطانی هم یادداشتی در همین خصوص برای نگارنده ارسال داشته اند که به زودی انتشار خواهم داد.
      سرفراز باشید.

  66. اطلاعیه
    ——–
    به اطلاع همهء دوستان و عزیزان می رسانم که برخی مشکلات شرعی که مانع از حضور خانم نرگس مجتهد نجفی در وبسایت اینجانب – روزنامه نگار آزاد – وجود داشت به حمدالله رفع گردیده است . خوشبختانه امروز ایشان با حضور در سایت بنده مطالب مشروحی را درباب حضور مسلمین در اروپا برایمان نوشتند . ما هم ماشاءالله عفت کلاممان را خیلی رعایت کردیم و الحمدلله تا به الان هیچ مشکلی واقع نشده است . برادران دینی می توانند برای خواندن نظرات خانم مجتهد روی لینک زیر کلیک کنند . خواهران عزیز هم می توانند در معیت یک – و احتیاطا” دو! – مرد محرم تشریف بیاورند و گفتگوی تاریخی و جغرافیایی ما را تماشا کنند .
    لطیف
    https://www.aebadi.com/archives/2564

  67. بسم الله الرحمن الرحیم
    # عبداللطیف عبادی گفته است :
    سه شنبه ۱۲م مرداد ۱۳۸۹ در ۱۳:۱۲

    خب پس معنای خطبهء هشتاد حضرت علی ( که جزو پنج خطبهء بسیار معتبر ایشان است و مورد وثوق علمای شیعه و سنی هم هست )را می دانید .
    جواب:
    1- کتاب نهج البلاغه ضمن اینکه کتاب معتبری است اما هرگز در اعتبار به اندازه کتب اربعه “کافی” شیخ کلینی و تهذیب الاحکام” شیخ طوسی و “من لایحضره الفقیه” و “الاستبصار” شیخ صدوق نمی رسد
    حتی روایات کتب اربعه هم از جهت دلالت و از جهت سند مورد بررسی قرار می گیرد و اگر روایتی مخالف قرآن باشد یا دلایل دیگری بر عدم صحتش باشد تمام یا قسمتهایی از آن روایت مردود می شود تا چه رسد به همه روایات نهج البلاغه که قطعا باید بررسی شوند و اگر تمام یا قسمتی از یک خطبه یا نامه مخالف صریح آیه قران باشد یا مخالف روایات متواتر قطعی باشد و… مردود می شود البته اگر نتوانیم معنایش را با قرآن تطبیق دهیم زیرا چه بسا که برخی عبارات در وحله اول معنایی بدهند و بعد از بررسی بیشتر مخصوصا با توجه زمان و مکان نقل روایت معلوم شود نکته دیگری مراد بوده
    2- به چه دلیل این خطبه جزو پنج خطبه معتبر است؟
    3- به چه دلیل علمای اهل سنت هم و شیعه همه خطبه ها و همه نامه ها و همه کلمات قصار موجود در نهج البلاغه را قبول دارند؟

    نوشته اید:
    حضرت علی می فرمایند :
    ای مردم! بدانید که زنها ایمانشان ناقص است ، عقل هایشان ناقص است و اصلا” وجودشان ناقص است …
    جواب:
    گفتیم نقص در این سه فقره به معنای تفوت یا به معنای علت حکم و افزونی زنان است که در این موارد کمی در نظر گرفته شده و یا بخاطر مخالفت با قران مردود است
    چون امکان ندارد خداوند موش و سوسک و آمیب را بدون نقص خلق کرده باشد اما زن که انسان است را ناقص خلق کند
    نبود هیچ نقصی در خلقت از سوره مبارک تبارک
    بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ
    تَبَارَکَ الَّذِی بِیَدِهِ الْمُلْکُ وَهُوَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ قَدِیرٌ (1 الملک)
    به نـام خداونـد بخشنـده بخشایـشگر
    پربرکت و زوال ناپذیر است کسى که حکومت جهان هستى به دست اوست، و او بر هر چیز تواناست. 1
    الَّذِی خَلَقَ الْمَوْتَ وَالْحَیَاةَ لِیَبْلُوَکُمْ أَیُّکُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا وَهُوَ الْعَزِیزُ الْغَفُورُ (2 الملک)
    آن کس که مرگ و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما بهتر عمل مى کنید، و او شکست ناپذیر و بخشنده است. 2
    الَّذِی خَلَقَ سَبْعَ سَمَاوَاتٍ طِبَاقًا مَّا تَرَى فِی خَلْقِ الرَّحْمَنِ مِن تَفَاوُتٍ فَارْجِعِ الْبَصَرَ هَلْ تَرَى مِن فُطُورٍ (3 الملک)
    همان کسى که هفت آسمان را بر فراز یکدیگر آفرید; در آفرینش خداوند رحمان هیچ تضادّ و عیبى نمى بینى! بار دیگر نگاه کن، آیا هیچ شکاف و خللى مشاهده مى کنى؟!_„_3
    ثُمَّ ارْجِعِ الْبَصَرَ کَرَّتَیْنِ یَنقَلِبْ إِلَیْکَ الْبَصَرُ خَاسِأً وَهُوَ حَسِیرٌ (4 الملک)
    بار دیگر (به عالم هستى) نگاه کن، سرانجام چشمانت (در جستجوى خلل و نقصان ناکام مانده) به سوى تو باز مى گردد در حالى که خسته و ناتوان است! 4
    جناب آقای عبادی طبق فرموده این آیات یک نگاهی به اطراف بیندازید و جستجو کنید هرگز در خلقت خدا نقصی نمی توانید پیدا کنید دوباره نگاه کنید به همه جا چشم بدوزید چشمتان ناامید و خسته بسوی خودتان بازخواهد گشت
    چگونه توانستید ادعا کنید مخلوقی را یافته اید که خلقتش ناقص و بی فایده باشد؟
    البته من نمی گویم خودم با فایده هستم اما خلقتم همانند سایر موجودات ناقص نبوده و بیهوده خلق نشدم
    این خودم هستم که شاید خود را بیفایده کنم یا خدای ناکرده مضر باشم
    در این صورت زن با مرد فرقی ندارد مردانی هم هستند وجودشان بی فایده بلکه مضر است نه اینکه خدا بی فایده آفریده باشد.

    نوشته اید:
    از زنان بد بپرهیزید و ” از زنان خوب حذر کنید ” و کار نیک را به خاطر اطاعت از آنان انجام ندهید ، تا به کارهاى زشت طمع نکنند …
    ——————-
    خانم نرگس مجتهد نجفی زن خوبی است اما چون بنا به فرمودهء حضرت علی عقلش ناقص است و ایمانش هم ناقص است و وجودش هم ناقص است ( یعنی بود و نبودش در دنیا خیلی فرقی نمی کند! ) ،
    جواب:
    1- گفتیم این خطبه بعد از جنگ جمل اتفاق گفته شده است و منظور زنان خاصی هستند
    2- در یادداشت های قبلی گفتم این خطبه با آیات قران در تعارض است که یا باید طوری معنا کرد که تعارض از بین برود (که همین طور است) یا اینکه باید این قسمت از خطبه 80 را بخاطر مخالفت با قران مردود شمرد
    در یادداشت های قبل دربررسی های دلالی این خطبه را حدی ارائه دادم

    نوشته اید:
    از ایشان حذر می کنم چون حضرت علی فرموده اند که حتی از زنهای خوب هم حذر کنید .
    جواب:
    اگر از من حذر می کنید اشکالی ندارد و باید انسان همیشه در حذر باشد و مواظب باشد این کاملا بدیهی است

    حضرت علی علیه السلام فرمودند باید از خیلی چیزها در حذر باشیم
    بنابر فرمایش حضرت علی علیه السلام هر شب باید با حذر بخوابیم
    بنابر فرمایش حضرت علی علیه السلام باید از خداوند در حذر باشیم
    بنابر فرمایش حضرت علی علیه السلام باید از دنیا در حذر باشیم
    بنابر فرمایش حضرت علی علیه السلام در نهج البلاغه باید از خلی چیزها در حذر باشیم که بنده مواردش را نیاوردم
    موارد زیادی هم در سایر روایات آمده است
    بنابر فرمایش حضرت علی علیه السلام باید از زنان در حذر باشیم خیلی بی مورد نیست
    نوشته اید:
    کسانی هم که با زبان عربی آشنا هستند می دانند که اصطلاح “علی حذر” ی که حضرت علی دربارهء زنهای خوب! بکار برده اند فقط به عنوان هشدار از روبرو شدن با مار سمی ، عقرب جراره ، ببر بنگال ، اژدهای هفت سر ، سرب مذاب ، آتش سرخ و زنهای خوب! به کار می رود .
    جواب:
    در تمام نهج البلاغه یک بار در باره زنان خوب آمده است که از آنان بر حذر باشید
    اما در کل نهج البلاغه فراوان این عبارت و مشتقات آن بکار رفته است
    اما با کمی دقت در همین نهج البلاغه می بینیم در غیر این موارد هم بکار رفته است مثلا حذر از خداوند تبارک و تعالی جناب آقای عبادی شما که عرب زبان هستید آیا خداوند تبارک و تعالی را نعوذ بالله کنار مار سمی قرار می دهید؟
    آیا خداوند تبارک و تعالی را نعوذ بالله عقرب جراره قرار می دهید؟
    آیا خداوند تبارک و تعالی را نعوذ بالله کنار ببر بنگاله قرار می دهید؟
    آیا خداوند تبارک و تعالی را نعوذ بالله کنار ازدهای هفت سر قرار می دهید؟
    آیا خداوند تبارک و تعالی را نعوذ بالله کنار سرب مذاب قرار می دهید؟
    آیا خداوند تبارک و تعالی را نعوذ بالله کنار آتش سرخ قرار می دهید؟

    ببینیم چقدر خود حضرت علی علیه السلام از همسرش گرامیشان در حذر بوده اند؟
    حتما حذر از زن این بوده که از قراق حضرت زهرا سلام اله علیها بیهوش شوند
    حتما حذر از زن اینهمه عبارات زیبا در باره حضرت زهرا سلام الله علیها است
    نمونه هایی از حذر از زنان را عملا در زندگی حضرت علی علیه السلام نشان بدهید
    به چند مورد کار برد “حذر” در نهج البلاغه
    حضرت علی علیه السلام در خطبه 23 نهج البلاغه: (از خداوند حذر کنید)
    …. فَاحْذَرُوا مِنَ اَللَّهِ مَا حَذَّرَکُمْ مِنْ نَفْسِهِ وَ اِخْشَوْهُ خَشْیَةً لَیْسَتْ بِتَعْذِیرٍ وَ اِعْمَلُوا فِی غَیْرِ رِیَاءٍ وَ لاَ سُمْعَةٍ ……
    ….. پس حذر کنید) از خدا ، حذر کنید از آن چیزها که خدا شما را از آنها بیم داده است . و بترسید ، ولى نه از آنگونه که عذرخواه گناهانتان باشد . کارهاى نیک به جاى آورید ولى نه به قصد خودنمایى که مردم ببینند یا از دیگرى بشنوند .
    حشرت علی علیه السلام در خطبه غراء می فرماید از خداوند حذر کنید آنگونه که خود خواسته از او در حذر باشید

    [ 82 ] و من خطبة له ع و هی الخطبة العجیبة تسمى الغراء
    … فَاتَّقُوا اَللَّهَ تَقِیَّةَ مَنْ سَمِعَ فَخَشَعَ وَ اِقْتَرَفَ فَاعْتَرَفَ وَ وَجِلَ فَعَمِلَ وَ حَاذَرَ فَبَادَرَ وَ أَیْقَنَ فَأَحْسَنَ وَ عُبِّرَ فَاعْتَبَرَ وَ حُذِّرَ فَحَذِرَ وَ زُجِرَ فَازْدَجَرَ…
    … فَاتَّقُوا اَللَّهَ عِبَادَ اَللَّهِ جِهَةَ مَا خَلَقَکُمْ لَهُ وَ اِحْذَرُوا مِنْهُ کُنْهَ مَا حَذَّرَکُمْ مِنْ نَفْسِهِ وَ اِسْتَحِقُّوا مِنْهُ مَا أَعَدَّ لَکُمْ بِالتَّنَجُّزِ لِصِدْقِ مِیعَادِهِ وَ اَلْحَذَرِ مِنْ هَوْلِ مَعَادِهِ التذکیر بضروب النعم …
    … أُوصِیکُمْ بِتَقْوَى اَللَّهِ اَلَّذِی أَعْذَرَ بِمَا أَنْذَرَ وَ اِحْتَجَّ بِمَا نَهَجَ وَ حَذَّرَکُمْ عَدُوّاً نَفَذَ فِی اَلصُّدُورِ ….
    …. وَ حَذَّرَ مَا أَمَّنَ و منها فی صفة خلق الإنسان …
    … عِبَادَ اَللَّهِ أَیْنَ اَلَّذِینَ عُمِّرُوا فَنَعِمُوا وَ عُلِّمُوا فَفَهِمُوا وَ أُنْظِرُوا فَلَهَوْا وَ سُلِّمُوا فَنَسُوا أُمْهِلُوا طَوِیلاً وَ مُنِحُوا جَمِیلاً وَ حُذِّرُوا أَلِیماً وَ وُعِدُوا جَسِیماً اِحْذَرُوا اَلذُّنُوبَ اَلْمُوَرِّطَةَ ….
    و فی الخبر أنه ع لما خطب بهذه الخطبة اقشعرت لها الجلود و بکت العیون و رجفت القلوب و من الناس من یسمی هذه

    82 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) آن را خطبه غرّاء نامیده‏اند که از خطبه‏هاى شگفت‏انگیز آن حضرت (ع) است.
    ترجمه آیتی
    82 خطبه‏اى از آن حضرت (ع) آن را خطبه غرّاء نامیده‏اند که از خطبه‏هاى شگفت‏انگیز آن حضرت (ع) است.
    …. پس از خداى بترسید …..
    …. چون اندرزش دادند، اندرزها را پذیرا آمد و چون بر حذرش داشتند، حذر نمود …..
    …..پس اى بندگان خداى، از خداى بترسید و آن کنید که شما را براى آن آفریده است و از او در حذر باشید بدان حد که شما را از خود حذر داده است. تا شایسته آن نعمت جاوید شوید، که براى شما مهیا کرده است تا وعده‏اى که به بندگان خود داده برآورد، که وعده او همواره راست است، و از بیم رستاخیز او در حذر باشید.
    … و از آنچه ایمنى داده بر حذر دارد.
    در خبر است که چون آن حضرت این خطبه ادا مى‏کرد، مستمعان را تن مى‏لرزید و چشمها مى‏گریست و دلها در اضطراب بود.

    خطبه 161 حضرت علی علیه السلام بندگان خدا از دنیا حذر کنید
    [ 161 ] و من خطبة له ع فی صفة النبی و أهل بیته و أتباع دینه و فیها یعظ بالتقوى الرسول و أهله و أتباع دینه
    ….. وَ وَصَفَ لَکُمُ اَلدُّنْیَا وَ اِنْقِطَاعَهَا وَ زَوَالَهَا وَ اِنْتِقَالَهَا فَأَعْرِضُوا عَمَّا یُعْجِبُکُمْ فِیهَا لِقِلَّةِ مَا یَصْحَبُکُمْ مِنْهَا أَقْرَبُ دَارٍ مِنْ سَخَطِ اَللَّهِ وَ أَبْعَدُهَا مِنْ رِضْوَانِ اَللَّهِ فَغُضُّوا عَنْکُمْ عِبَادَ اَللَّهِ غُمُومَهَا وَ أَشْغَالَهَا لِمَا قَدْ أَیْقَنْتُمْ بِهِ مِنْ فِرَاقِهَا وَ تَصَرُّفِ حَالاَتِهَا فَاحْذَرُوهَا حَذَرَ اَلشَّفِیقِ اَلنَّاصِحِ وَ اَلْمُجِدِّ اَلْکَادِحِ وَ اِعْتَبِرُوا بِمَا قَدْ رَأَیْتُمْ مِنْ مَصَارِعِ اَلْقُرُونِ قَبْلَکُمْ قَدْ تَزَایَلَتْ أَوْصَالُهُمْ وَ زَالَتْ أَبْصَارُهُمْ وَ أَسْمَاعُهُمْ وَ ذَهَبَ شَرَفُهُمْ وَ عِزُّهُمْ وَ اِنْقَطَعَ سُرُورُهُمْ وَ نَعِیمُهُمْ فَبُدِّلُوا بِقُرْبِ اَلْأَوْلاَدِ فَقْدَهَا وَ بِصُحْبَةِ اَلْأَزْوَاجِ مُفَارَقَتَهَا لاَ یَتَفَاخَرُونَ وَ لاَ یَتَنَاسَلُونَ وَ لاَ یَتَزَاوَرُونَ وَ لاَ یَتَحَاوَرُونَ فَاحْذَرُوا عِبَادَ اَللَّهِ حَذَرَ اَلْغَالِبِ لِنَفْسِهِ اَلْمَانِعِ لِشَهْوَتِهِ اَلنَّاظِرِ بِعَقْلِهِ فَإِنَّ اَلْأَمْرَ وَاضِحٌ وَ اَلْعَلَمَ قَائِمٌ وَ اَلطَّرِیقَ جَدَدٌ وَ اَلسَّبِیلَ قَصْدٌ
    .. . دنیا نزدیکترین پایگاه به خشم خدا و دورترین جایگاه از خشنودى اوست . پس اى بندگان خدا ، چشم بپوشید از اندوهها و گرفتاریهاى آن ، زیرا به مفارقت از او و دگرگونى حالاتش یقین کرده‏اید . و از آن حذر کنید ، آنسان ، که آن مهربان خیرخواه و آن کوشنده رنج بنده حذر مى‏کند .

    خطبه 193 یا خطبه متقین یا خطبه همام افراد متقی باید شب را با حذر بسر برند بخاطر حذر از غفلت
    …..وَ هُوَ عَلَى وَجَلٍ یُمْسِی وَ هَمُّهُ اَلشُّکْرُ وَ یُصْبِحُ وَ هَمُّهُ اَلذِّکْرُ یَبِیتُ حَذِراً وَ یُصْبِحُ فَرِحاً حَذِراً لِمَا حُذِّرَ مِنَ اَلْغَفْلَةِ وَ فَرِحاً بِمَا أَصَابَ مِنَ اَلْفَضْلِ وَ اَلرَّحْمَةِ …
    پرهزکاران کسانی هستند که: ….
    …. دلش بیمناک است . سپاسگویان روز را به شب مى‏آورد و ذکرگویان شب را به روز مى‏رساند . شب را در عین هراس (و حذر) مى‏گذراند و شادمانه دیده به دیدار صبح مى‏گشاید . حذر و هراسش از غفلتى است که مبادا گریبانگیرش شود و شادمانیش از فضل و رحمتى است که نصیبش گشته . ..

    خطبه 230 نهج البلاغه مردم از دنیا در حذر باشید
    ….. فَاحْذَرُوا اَلدُّنْیَا فَإِنَّهَا غَدَّارَةٌ غَرَّارَةٌ خَدُوعٌ مُعْطِیَةٌ مَنُوعٌ مُلْبِسَةٌ نَزُوعٌ لاَ یَدُومُ رَخَاؤُهَا وَ لاَ یَنْقَضِی عَنَاؤُهَا وَ لاَ یَرْکُدُ بَلاَؤُهَا و منها فی صفة الزهاد کَانُوا قَوْماً مِنْ أَهْلِ اَلدُّنْیَا وَ لَیْسُوا مِنْ أَهْلِهَا فَکَانُوا فِیهَا کَمَنْ لَیْسَ مِنْهَا عَمِلُوا فِیهَا بِمَا یُبْصِرُونَ وَ بَادَرُوا فِیهَا مَا یَحْذَرُونَ تَقَلَّبُ أَبْدَانِهِمْ بَیْنَ ظَهْرَانَیْ أَهْلِ اَلْآخِرَةِ وَ یَرَوْنَ أَهْلَ اَلدُّنْیَا یُعَظِّمُونَ مَوْتَ أَجْسَادِهِمْ وَ هُمْ أَشَدُّ إِعْظَاماً لِمَوْتِ قُلُوبِ أَحْیَائِهِمْ
    …..پس از دنیا حذر کنید . دنیا مغرور کننده و فریبنده است . نیرنگ باز است . به دستى مى‏دهد و به دستى منع مى‏کند . به دستى بر تن شما جامه مى‏پوشد و به دستى جامه از تنتان به در مى‏کند . آسودگیش بر دوام نیست و رنجهایش را پایان نباشد و بلایش را آرامش نیست .
    کلمات قصار حضرت علی علیه السلام شماره 30 حذر حذر
    وَ قَالَ ع اَلْحَذَرَ اَلْحَذَرَ فَوَاللَّهِ لَقَدْ سَتَرَ حَتَّى کَأَنَّهُ قَدْ غَفَرَ
    و فرمود ( ع ) : حذر ،حذر ، به خدا سوگند ، که گاه چنان گناه را مى‏پوشاند که پندارى آن را بخشیده است .
    کلمات قصارشماره 246 حضرت علی علیه السلام در نهج الیلاغه از رمیدن نعمت ها در حذر باشید
    وَ قَالَ ع اِحْذَرُوا نِفَارَ اَلنِّعَمِ فَمَا کُلُّ شَارِدٍ بِمَرْدُودٍ
    و فرمود ( ع ) : از رمیدن نعمت حذر ، بسا که رمیده باز نگردد .

    کاربرد حذر در موضوعات مختلف در روایات حتی مانند حذر از خداوند بقدری فراوان است که نمی شود در این جا ذکر کرد اما چند مورد را از خود نهج الیلاغه برایتان مثال آوردم تا بدانید حذر فقط در آن موارد نیست
    اصلا انسان با تقوا همیشه در حذر باید زندگی کند همیشه هشیار و هشدار باش که غفلت او را نگیرد لذا در خطبه متقین حضرت علی علیه السلام به همام می فرماید انسان با تقوا شب را با هشدار باش و با حذر می خوابد یعنی غافل نمی شود
    یا حذر از دنیا که به معنای فریفته نشدن است که زن نماد دنیا است که از طرفی وسیله برای رسیدن به آخرت است و از طرفی باعث غفلت است فرورفتن در دنیا یکی از مهمترین جلوه هایش شهوت است که باعث نابودی انسان و غفلت می شود
    بله با توجه به خصوصیات زنان باید از هر جهت دیگران در حذر (هشدار) باشند از جهت رعایت نکردن حقوقشان همان طور که در باره خداوند تبارک و تعالی باید در حذر باشیم که همان معنای تقوای الهی است
    و نیز از زنان باید در حذر (هشدار)باشیم از گمراه کردن و گراه شدن و فتنه های جنسی که بر کسی پوشیده نیست
    و باید از زنان در حذر باشیم (هشدار) که احساسات آنها باعث به خطا افتادن نشویم (فکر بد نشود) منظور کارها و تصمیم گیریهای مهم است مانند جنگ و….
    که در جنگ جمل اتفاق افتاد

    نوشته اید:
    لذا بنده فرار را بر قرار ترجیح میدهم!
    جواب:
    چه بهتر
    بنده نیز تمایلی به ادامه بحث ندارم و قصد آزار کسی را هم ندارم اما نمی توانم جواب شبهاتی که به اسلام وارد می کنید ندهم اگر شما ادامه ندهید بنده نیز ادامه نخواهم داد

    موفقیت و سعادت شما و همه را از درگاه خداوند خواستارم

  68. بسم الله الرحمن الرحیم
    به جناب آقای دانش
    البته عفت کلام را می توان شامل دروغگو خواندن و دغل باز خواندن و…. هم دانست اما اگر حضرتعالی یا خونندگان دیگر برداشت دیگری از قرار دادن نام شما در کنار دیگران شده
    از شما عذر خواهی می کنم و به همه اعلام می کنم که شما بیش از 90 بار بنده را دروغگو خواندید و نیز چند بار دغل کار و چیزهایی از این قبیل اما عفت کلام خدای ناکرده به معنای هرزه گویی و رکیک گویی نه و من شما را از این گونه سخن گفتن نسبت به خودم مبرا می دانم و اگر چنین سوء تفاهمی شده از شما عذر خواهی می کنم و اعلام می کنم منظورم همان نسبتهای دروغگویی بوده و نه چیز دیگر
    هرچند شما هم به سئوالات و ادعاهای خودتان هیچ پاسخی ندادید مثلا اینکه از کجا گفتید خانم ساندرا جرات نکردند حرف از خیابان بزنند و نیز اینکه در پارک هیچ درختی کاشته نشده و نیز مصوبات شهر ونکوور مبنی برکاشت درختان میوه بدون تصویب مجلس و دولت بریتیش قانونی نیست و 10 ها سئوال و مدعا که خودتان مدرک آنهارا ارائه ندادید
    در حالیکه مرا تحت فشار قرار دادید از بنده مدرک خواستید
    ضمنا بنده با چند دار الترجمه در قم تماس گرفتم و گفتند ما نمی توانیم صحت قوانین دولت بریتیش را بررسی کنیم و شماره تلفن رایزنی و سفارت ایران در کانادا را از اینترنت گرفتم چند بار گرفتم اما جواب ندادند
    به دنبال راهی هستم که صحت یا عدم صحت تصویب قانون مورد اشاره از نظر دولت بریتیش کلمبیا را بررسی کنم و نیز میزان اعتبار پایگاه
    https://vancouver.ca/parks
    و
    https://vancouver.ca
    اما متاسفانه راهی پیدا نکرده ام و خودتان هم می دانید اطلاع بنده از شهر ونکوور اندک است و نیز به زبان انکلیسی وارد نیستم
    و چون اقامت و سفرهای خارجی نداشتم نمی دانم صحت قوانین مصوب در یک کشور دیگر را چگونه می توان رسمی بدست آورد
    اگر خودتان راهی سراغ دارید که از آن راه صحت و عدم صحت تصویب این قانون و نیز مقدار اعتبار مصوبات هیئت پارکهای ونکوور از نظر دولت بریتیش کلمبیا که خواسته بودید و نیز میزان اعتبار این پایگاه را بشود بدست آورد بفرمایید تا اقدام کنم
    خودتان ملاحظه فرمودید بارها و بارها تکه هایی از مطالب را قرار دادم و از کاربران خواستم حداقل مقداری از ترجمه صحیح آن را بنویسند اما متاسفانه هیچکس این کار را نکرد

  69. به تمام دوستان عزیزی که بحث های من و خانم نجفی را پیگیری نموده اند
    _______________________________

    داستان از آنجا شروع شد که ایشان در یکی از کامنتهایشان مرقوم فرموده بودند “…تا جاییکه در شهرهای کانادا مانند ونکوور تصویب شده است در خیابانها درختان میوه کاشته شود”. و من که خود بیش از سیزده سال است در ونکوور زندگی میکنم و از صبح تا شب در خیابانهای اینجا در رفت و آمد هستم, چنین چیزی به چشم ندیده بودم و این موضوع برایم بسیار تعجب آور بود. من محض اطمینان, بلافاصله شروع به تحقیق کردم و به این نتیجه رسیدم که این سخن یعنی کاشت درختان میوه در خیابانهای ونکوور دروغ محض است و چنین چیزی مطلقا” وجود ندارد.

    من بر اساس حضور طولانی مدت در ونکوور و همچنین تحقیقاتم, خانم نجفی را دروغگو خطاب کردم و به دنبال آن بحث های طاقت فرسا و طولانی در گرفت و ایشان که نتوانسته بودند برای اظهارات خود, سندی ارائه دهند, با اضافه کردن دروغهای جدید, سعی در برون رفت از زیر بار این اتهام داشتند. در ادامه, خانم نجفی لینک سایتهایی را گذاشتند که مطلقا” جنبه ی رسمی و قانونی نداشته و فقط تعدادی فایل پی دی اف بود که گروهی علاقمند به کاشت درختان میوه در ونکوور پیشنهاداتی داده بودند که هیچگونه پیگیری بعدی از سال 2004 تاکنون نشده بود و هیچگونه تصویبی هم در این مورد به انجام نرسیده بود.

    در ادامه, خانم نجفی اظهار داشتند که به مستندات جدیدی در باره ی تصویب کاشت درختان میوه در خیابانهای ونکوور دست یافته اند و منهم چون به دروغ بودن این مطلب آگاهی داشتم, در تاریخ پنجشنبه سی و یکم تیر ماه, یعنی دو هفته قبل از طریق آقای درویش به ایشان پیشنهاد دادم که “…آقای درویش, در خاتمه اعلام مینمایم, اگر خانم نجفی مصوبه ی رسمی کاشت درختان میوه در خیابانهای ونکوور را که به تأیید دولت استانی بریتیش کلمبیا رسیده باشد ارائه نمایند و مورد تأیید شما و یا هر دارالترجمه رسمی قرار گیرد, ضمن پوزش بابت اتهام دروغگویی به ایشان, مبلغ ده هزار دلار نیز بابت اعاده ی حیثیت به ایشان پرداخت خواهم نمود. در غیر اینصورت, ایشان که معتقد هستند منابع مورد استفاده را پیدا نموده اند, باید ظرف دو هفته, و به صراحت اعلام نمایند که دروغ گفته اند و بابت این کارشان از من عذر خواهی نمایند.”

    دوستان عزیز, مهلت دو هفته ای به خانم نجفی امروز خاتمه یافته و ایشان میبایستی تا به حال, یک سند رسمی دولت استانی بریتیش کلمبیا که مسئولیت اموز کشاورزی در ونکوور را بعهده دارند, ارائه نموده و ده هزار دلار بابت اعاده حیثیت و اتهام دروغگویی از من دریافت دارند, که تا کنون هیچ سندی از سوی ایشان ارائه نشده, بنابراین امید است که ایشان از موضع قبلی خود مبنی بر “تصویب کاشت درختان میوه در خیابانهای ونکوور” عدول نموده و بابت این دروغگوئی که به عمد و یا سهوا” ابراز گردیده, از من عذر خواهی نموده و در همینجا اعلام نمایند که به این بحث بیهوده پایان خواهند داد.

  70. آقای دانش
    خانم مجتهدی چون شرط بندی را حرام می دانند این مدارک را رو نکردند و گرنه می توانستند همچون پوکر بازی ماهر ورق آس خود را رو نمایند
    ……شما هم بهتر است بروید به پارک سر کوچه قدمی بزنید و به غازهای کانادایی پاپ کورنی بدهید و استغفار بفرمایید بعد از استغفار هم تشریف ببرید یک ساندویچ مای سالمون ( آزاد ) با شیب زمینی سرخ شده و هر نوشیدنی که مایل بودید ( تاکید دارم نر نوشیدنی با هر رنگ و مزه که مایل بودید ) میل بفرمایید…..خوب نوشیدنی را نوشیدید؟ نوش جان!!حالا به بالای سر خود نگاه کنید چه می بینید؟انواع صیفی جات را متصل به درختان می بینید که بر اثر وزش باد در خال تکان حوردن به شیوه موزون ( همان هنر زیبای رقص ) می باشند

  71. به پلیس سوار کانادا (آر سی ام پی)

    قربانت گردم, ده هزار دلار و یک عذر خواهی رسمی بابت دروغ خواندن کار ایشان, کم پولی نیست و شرط بندی هم نبود, ولی وجدانا” اگر ایشان آن مدرک را ارائه میدادند,‌ بلافاصله آن پول را برایشان حواله میکردم. آنطور که نوشته اند, ایشان هنوز میخواهند از طریق سفارت ایران در کانادا, آن مدرک را ارائه دهند که مطمئنا” چنین چیزی وجود ندارد و مهلت ایشان نیز به سر آمده است.

    به هر حال از لطفی که کردید و برایم کامنت گذاشتید, بسیار ممنونم. پیشنهادات شما را هم سر فرصت انجام خواهم داد.

  72. آقای درویش عزیزم…

    اگر شما فکر میکنید خانم نجفی میتوانند ظرف دو هفته ی آینده, آن مدرک را ارائه دهند, باشد, من به احترام شما, آن مهلت را تا دو هفته ی دیگر تمدید مینمایم ولی به شرطی که اگر ایشان نتوانستند ظرف این مدت نیز, آن مدرک را که نشان میدهد “کاشت درختان میوه در خیابانهای ونکوور به تصویب نهایی دولت استانی رسیده است”, را ارائه دهند, شما از ایشان بخواهید که از من معذرت خواهی نمایند. بنابراین آخرین مهلت ایشان به درخواست شما, تا پنجشنبه بیست و هشتم مرداد ماه تمدید میگردد.

    آقای درویش, از حسن نظر شما بسیار سپاسگزارم. کاش همه شهامت اینرا داشتند که وقتی اشتباه میکنند, با یک معذرت خواهی ساده,‌ قال قضیه را بکنند تا اینهمه به دردسر نیفتند و متهم به دروغگویی نشوند.

    1. من دارم مشاهده می کنم که خانم مجتهد نجفی گرامی می کوشد تا به نحوی آن مدرک را گیر آورده و در دارالترجمه رسمی هم برگردانش را ارایه دهد. امیدوارم با توجه به پیگیری و اراده ای که در ایشان سراغ دارم و داریم، بتواند این کار را انجام دهند.
      سپاسگزارم که درخواست مرا زمین رها نکردید.
      درود …

  73. آقای درویش عزیز…

    آن مدرک به هیچ عنوان وجود ندارد و تا به حال حتی یک درخت میوه در خیابانهای ونکوور کاشته نشده. هر چه بوده, تلاش گروههایی همانند خانم نجفی بوده که سالها قبل دوست داشتند در خیابانها, درخت میوه بکارند ولی پیشنهاداتشان به هیچ عنوان به مراحل بالاتر راه نیافت و به تصویب نهایی در مجلس استانی نرسیده است. بگذارید خانم نجفی هر جه دلشان میخواهد بگردند, ولی به نظر من ایشان دارند آب در هاون میکوبند.

    1. شاید همین سماجت و پیگیری ایشان، سبب گشوده شدن مناظر جدیدی برای نگریستن در ایشان و همه ی ما شود.
      به نظرم، خانم نجفی امروز، به هیج وجه با خانم نجفی دو ماه پیش برابری ندارد! دارد؟
      درود …

    1. واقعاً همینگونه هست. شک نکنید.
      خدمت همسر محترم و فرزندان برومند و نیک نهادتان سلام مخصوص فرستاده و باز هم اخذ مدرک دانشنامه دکترا توسط دختر عزیزتان را تبریک می گویم.
      به امید شنیدن موفقیت های بیشتر و والاتر و نیز به امید پذیرایی از شما و خانواده محترم تان در تهران.
      درود …

  74. بسم الله الرحمن الرحیم
    1- خدمت جناب آقای درویش از اینکه خواستار مهلت شده اید و از یانکه تذکری به کاربر محترم “پلیس سوار کانادا گفته است : ” داده یاد متشکرم

    2- بازهم می گویم بنده هرگز نگفته بودم در خیابانهای ونکوور درختان میوه کاشته شده است
    مانند شهرهای مختلف دیگر جهان که گفته ام می گویم و فراوان تصاویرش را هم دارم
    مانند شهر سئول پایتخت کره (درختان سیب و خرمالو در خیابان هایش)
    شهر آتن یونان (مرکبات در خیابان هایش)
    شهر توکیو چین (خرمالو در خیابان هایش)
    شهر یوشی چین (فراوان خرمالو در خیابان هایش)
    استان یون نان بخصوص شهر نانینگ (انواع درختان انبه و چک فروت و هلوی تخت)
    شهر تورفان چین (داربستهای انگور)
    شهرهای مختلف اسپانیا (کوردوبا گرانادا و… انواع مرکبات زیتون)

    فقط گفته ام در شهر ونکوور کاشت درختان میوه در فضاهای عمومی از جمله خیابان تصویب شده است

    کجا گفتم ام در خیابانهای شهر ونکوور درختان میوه کاشته شده
    فقط بعدا خبر جوانان اسماعیلی را با دادن آدرس قرار دادم
    حال اگر چیزی تصویب شده باشد بعدا عوض شده یا اینکه بهردلیلی نخواستند قانون را اجرا کنند
    و بعدا درختان کاشته شدند یا نشدند دیگر ربطی به بنده ندارد
    البته بدیهی است بازهم تکرار می کنم بنده مطالب خامی را برای ایجاد سئوال کارشناسان و دست اندرکاران مطرح کردم طبیعی است بنده درصدد نبودم در باره کاشت درختان میوه در خیابانهای ونکوور تحقیق کنم که ایشان اینگونه استناد و تصویب در محلس را از من می خواهند

    3- بنده هرگز نگفته ام کاشت درختان میوه در مجلس و یا دولت استانی بریتیش تصویب شده است
    بلکه گفتم در شهر ونکوور تصویب شده است قانونی که در مجلس ها و دولتها تصویب می شود کمتر اختصاصی شهر خاصی می شود و معمولا کشوری و برای تمام شهرها تصویب می شود نه فقط برای یک شهر
    طبیعی است اگر قرار باشد کاشت درخت میوه در شهری تصویب شود معنا ندارد در مجلس و دولت مطرح شود بلکه در شهرداری و یا سازمان پارکها تصویب می شود
    پس کاملا بنده با قید تصویب کاشت درختان میوه در شهر گفتم اما جناب اقای دانش از بنده می خواهند که مدارک تصویب کاشت درختان میوه در دولت و مجلس استانی بریتیش کلمبیا را ارائه دهم
    با این حال به دنبال بررسی صحت و عدم صحت تصویب کاشت درختان میوه در فضاهای عمومی شهر ونکوور از جمله خیابانهایش هستم

    4- کاش تفاوت با دوماه قبل را یک مقداری باز می کردید

    5- از خبر موفقیت دختر عزیز جناب آقای دانش خوشحال شدم و موفقیت بیشترشان و سعادت بیشترشان را از خداوند خواستارم
    رجاء واثق دارم تمامی هموطنان عزیزمان ساکن سایر کشورها باعث سربلندی و افتخار ایران عزیز هستند امید وارم در تمام مراحل زندگی خوشبخت و سعادتمند و موفق باشند ان شاءلله

    1. درود بر خانم مجتهد نجفی گرامی:
      1- وظیفه بود؛
      2 و 3- شما لطفاً همان مدرک مربوط به تصویب کاشت درختان میوه در خیابان های ونکوور را با ترجمه و تأییدیه رسمی ارایه فرمایید.
      4- به نظر می رسد در طول دو ماه گذشته، بررسی های گسترده تری در حوزه محیط زیست داشته و اطلاعات بیشتری بدست آورده اید.
      5- دختر جناب آقای دانش، دارای مدرک دکترای حقوق هستند و در حرفه وکالت مشغول به کار.

  75. بس الله الرحمن الرحیم
    اتفاقا از اینکه نمی توانم به خودم این اجازه را بدهم که بی دلیل دروغ بگویم نمی توانم بگویم چنین چیزی نیست
    دیدید که در باره اشتباهم در باره ترجمه 5 کلمه به جنگل فوری عذر خواستم و تصحیح کردم و نیز دیدید در باره اشتباهی که در باره “زدن” از مطلب آقای عبادی کرده بودم صریح تصحیح کردم و عذر خواهی از آقای عبادی کردم

    اما آقای دانش م یگویند من بگویم در ونکوور کاشت درختان میوه در خیابانها تصویب نشده است من هیچ گاه تا یقین نکنم چننی حرفی را نمی توانم بزنم گر اینکه واقعا از جانم بترسم
    لذا اینهمه وقت خودرا صرف تحقیق کردم و می کنم تا صحت و عدم صحتش را بدست بیاورم
    بنده گفتم کاشت درختان میوه در خیابانهای شهر ونکوور تصویب شده است و واقعا در این حد بوده
    اما تصویب در مجلس و دولت را ادعا نکردم و نمی کنم
    و نیز نمی توانم بگویم کاشت درختان یوه در خیابانهای ونکوور توصیب نشده است

    من هم چندین بار در باره چند مدعایشان از جناب آقای دانش دلیل خواستم اما ایشان هیچ دلیلی بر مدعایشان ارائه نکرده اند

  76. بسم الله الرحمن الرحیم

    1- ممنون و متشکر

    2- به دنبالش هستم اما ظاهرا تایید قوانین سایر کشورها انگار خیلی راحت نیست و هنوز نتوانستم راهش را بدست آورم
    البته جناب آقای دانش هم می توانند برعکسش را ثابت کنند یعنی مدرکی از مقامات دولت بریتیش کلمبیا بیاورند که قانونی در ونکوور تصویب نشده و یا اگر تصویب شده از نظر آنها مردود است
    بدیهی است با توجه به اقامت ایشان در ونکوور ایشان بهتر دسترسی دارند
    ونیز مدرکی از مقامات ونکوور یا مقامات دولت استانی بریتیش ارائه دهند که پایگاه
    https://vancouver.ca/commsvcs
    https://vancouver.ca/parks
    https://vancouver.ca
    مورد تایید انان نیست و مطالب آن غیر قابل اعتماد است

    البته اگر خودم هرزمان به عدم صحت آن برسم قطعا اینجا منعکس خواهم کرد برای بنده حقیقت مهم است
    اینکه تا بحال از نظرم پایین نیامده ام فقط به این خاطر است که با مقدار فهم کمی که از متون انگلیسی دارم فکر می کنم چنین چیزی در ونکوور حقیقت دارد
    هر زمان خلافش برای من ثابت شود خواهم گفت هرچند تا همین حد خیلی از نکات یقینی است
    مثلا جناب آقای دانش می گفتند فقط خانم ساندرا پیشنهاد کاشت درختان میوه در پارکها را داده و حتی جرات هم نکرده حرف از خیابانها بزند و هیچ کس هم حرف اورا جدی نگرفته و اعتنا نکرده
    یا اینکه ایشان اول صریحا می گفتند در سایت ها کوچکترین مطلبی به نفع شما نیست
    بهرحال خیلی از مطالبی که ایشان ادعا می کردند اصلا وجود ندارد واقعا هست
    تا ببینیم چه می شود

    3- قطعا همین طور است و در این دو ماه مطالب بیشتری را بدست آورده ام و مطالعات بیشتری داشته ام
    لذا بعدا بهتر می توانم مطالبم را تنظیم کنم

    ولی شاید بهترین مطالب همان مطلب جناب آقای سلطانی
    بود که همانطور که دوست دارم در محیطی کاملا بی طرفانه نظر مرا نقد کرده بودند که این نقدها بسیار می تواند سازنده باشد
    موفق و سعادتمند باشید

    1. مساله آنقدرها هم پیچیده نیست! هست؟
      راست آن است که جناب دانش، مردی که تقریباً جای پدر شما هستند و 18 سال از عمرشان را در ونکوور زندگی کرده اند، می گویند در خیابان های این شهر درخت میوه ای وجود ندارد و کاشت درخت میوه در معابر عمومی این شهر هم به تصویب نرسیده است. بنابراین، شما که ادعا دارید خلاف این موضوع درست است، باید مستندات محکمه پسندتان را ارایه فرمایید و تمام.
      درود …

  77. بسم الله الرحمن الرحیم
    البته خودمانیم ایشان نیز خیلی چیزها را قاطعانه رد کردند در حالیکه واقعا هست
    و متاسفانه دلایل و مدارک و جواب خود را نگفتند
    ایشان ابتدا وجود این مطلب در تمام سایتها را بکلی منکر شدند بعد هم گفتند مطلقا این ساینها مورد تایید نیستند
    من واقعا تعجب می کنم چگونه سایت https://vancouver.ca مطلقا مورد تایید مقامات ونکوور نیست
    و نکات خیلی فراوان هستند
    لذا بنده مانده ام میان حرف ایشان و آن سایتها
    همین یکی را که بارها پرسیدم جواب ندادند که از کجا فهمیدند خانم ساندرا جرات نکرده است حرف از خیابان بزند و دیگران هم حرف اورا جدی نگرفته اند و به حرف او اعتنا نکرده اند در حالیکه اگر تصویب قانون هم نباشد حداقل این که کسانی جرات کرده اند حرف از تصویب درختان میوه در خیابان بزنند یقینی است
    و نیز حداقل اعتنا کردن و جدی گرفتن این حرف بین مردم و برخی مقامات هم یقینی است برخلاف حرف آقای دانش
    بنده برای جناب آقای دانش و خانواده محترمشان و همچنین دخترشان احترام قائلم و موفقیقت و سلامت و سعادتشان را از خداوند تبارک و تعالی خواستارم
    ولی تا جایی که بتوانم صحت و عدم صحت آن را بررسی می کنم هرنتیجه ای برسم منعکس خواهم کرد ان شاءالله

  78. آقای درویش عزیز…

    به نکات جدیدی که اخیرا” خانم نجفی فرموده اند خوب توجه فرمایید:

    1- “…البته جناب آقای دانش هم می توانند برعکسش را ثابت کنند یعنی مدرکی از مقامات دولت بریتیش کلمبیا بیاورند که قانونی در ونکوور تصویب نشده و یا اگر تصویب شده از نظر آنها مردود است.”
    آقای درویش, آیا تا به حال مشابه ی چنین حرف سخیفی را در هیچ کجای دنیا دیده اید؟ ایشان به دروغ حرفهایی زده اند و حالا بعد از یکماه که نتوانسته اند مدرکی برای آن اظهارات پیدا کنند از من میخواهند که خلافش را ثابت کنم. (اینهم لابد جزو قوانین قضایی ایران است.)

    2- “…بنده گفتم کاشت درختان میوه در خیابانهای شهر ونکوور تصویب شده است و واقعا در این حد بوده
    اما تصویب در مجلس و دولت را ادعا نکردم و نمی کنم”
    آقای درویش, خانم نجفی با سخنان ضد و نقیض خود سعی در به انحراف کشاندن موضوع و همچنین افکار عمومی را دارند. خوب توجه کنید, مگر میشود موضوعی در یک شهر معروف کانادا به تصویب برسد ولی نه مجلس و نه دولت از آن اطلاع نداشته باشند. با این حساب مثل اینست که ایشان میخواهند بگویند این موضوع یعنی کاشت درختان میوه در خیابانهای ونکوور, توسط بچه های توی کوچه به تصویب رسیده است. (اینجا ایران نیست)

    3- “…اینکه تا بحال از نظرم پایین نیامده ام فقط به این خاطر است که با مقدار فهم کمی که از متون انگلیسی دارم “فکر می کنم”!! چنین چیزی در ونکوور حقیقت دارد. هر زمان خلافش برای من ثابت شود خواهم گفت هرچند تا همین حد خیلی از نکات “یقینی”!! است.”
    آقای درویش, ملاحظه میکنید, ایشان باز هم دچار ضد و نقیض گویی شده اند تا در موقع مناسب بگویند من “…فکر میکردم” چنین بوده و ننوشته ام “یقین” داشته ام.

    4- “…بنده هرگز نگفته ام کاشت درختان میوه در مجلس و یا دولت استانی بریتیش تصویب شده است بلکه گفتم در شهر ونکوور تصویب شده است. قانونی که در مجلس ها و دولتها تصویب می شود کمتر اختصاصی شهر خاصی می شود و معمولا کشوری و برای تمام شهرها تصویب می شود نه فقط برای یک شهر” (اینجا ایران نیست). طبیعی است اگر قرار باشد کاشت درخت میوه در شهری تصویب شود معنا ندارد در مجلس و دولت مطرح شود بلکه در شهرداری و یا سازمان پارکها تصویب می شود”. (اینجا ایران نیست و همه چیز معنا دارد)
    آقای درویش, با اینکه من سیستم دولت فدرال کانادا و مسئولیتهای دولت مرکزی و استانها و امور شهری را توضیح دادم, خانم نجفی فکر میکند که اینجا هم ایران است و این مسائل برایشان بی معنا میباشد. سازمان پارکها که یکی از زیر مجموعه های شهرداری میباشد, وظیفه دارد پیشنهاداتی را که توسط مردم و پرسنل آن اداره دریافت میکند, بررسی نموده و نتیجه را به مدیران سازمان پارکها ارائه نماید. سپس اگر مورد موافقت آنها قرار گرفت, آنرا به مدیر کل هایی در شهرداری که سازمان پارکها زیر نظر آنان قرار دارد ارجاع مینمایند و اگر باز هم مورد موافقت آنان قرار گرفت, در یک کمیسیونی که شهردار هم در آن شرکت نموده است به بحث گذاشته میشود, و اگر در آنجا مورد موافقت قرار گرفت به تصویب شهرداری میرسد, ولی این مصوبه ی شهرداری مطلقا” جنبه ی قانونی و اجرایی ندارد و به هیئت دولت ارسال میشود که خود بحث مفصلی است و تا به مرحله ی تصویب در مجلس استانی برسد, باید ار هفت خوان عبور کند. آقای درویش به خانم نجفی بفرمایید که اینجا ایران نیست و سیستم مدیریت کشور, صد و هشتاد درجه با سیستم آنجا فرق دارد.

    5- “…و نیز مدرکی از مقامات ونکوور یا مقامات دولت استانی بریتیش ارائه دهند که پایگاه
    https://vancouver.ca/commsvcs
    https://vancouver.ca/parks
    https://vancouver.ca
    مورد تایید انان نیست و مطالب آن غیر قابل اعتماد است.”
    آقای درویش, اینهم یک دروغ دیگر, شما اینهمه کامنت های مرا خوانده اید, در کجا نوشته ام که این سایت یعنی ونکوور دات سی آ, مورد تاًیید آنان نیست و مطالب آن غیر قابل اعتماد است؟ این سایت توسط شهرداری ونکوور راه اندازی شده تا اخبار مربوط به شهر ونکوور را به اطلاع عموم برساند. این سایت ممکن است اخبار استانی را هم پوشش دهد ولی مصوبات سازمانهای تحت نظارت شهرداری, مثل سازمان پارکها, به هیچ عنوان جنبه ی اجرایی ندارند و بایستی پس از ارجاع به دولت و مجلس استانی به تصویب نهایی برسند (اینجا ایران نیست). آقای درویش, اگر خانم نجفی اظهارات مرا باور ندارند, میتوانند این موضوع را بررسی نمایند تا خود به این حقیقت دست یابند.

  79. بسم الله الرحمن الرحیم
    همگی کاربران محترم
    سلام علیکم
    ببنیم آیا نظر جناب آقای عبادی درست است و از نظر اسلام مردان می توانند مادران و خواهران و همسران و دختران خودرا بزنند و حتی بکشند!!!!!!!!!!!!!!

    چند روایت جالب و لطیف در باره دختران

    https://www.mighaat.mihanblog.com/

    دختر در فرهنگ اسلامی از ویژگی ها و جایگاه خاصی برخوردار است.
    در منابع اسلامی با تعبیرات جالبی چون:
    ریحانه(گل)
    قواریر( بلور)
    حسنات(نیکی ها)
    و بهترین فرزندان از دختر یاد شده است.

    (1) پیامبر گرامی اسلام درباره دختر نازنین خود فاطمه زهرا فرمود:
    (( ریحانة أشمها ؛ ریحانه ای است که او را می بویم . ))

    (2)امام سجاد(ع) در تعبیر جالب و لطیفی فرمود
    (( هن قواریر لا تکسروهن ؛ دختران و زنان بلورند، آنها را نشکنید. ))

    (3)نیز فرزند بزرگوارش صادق آل محمد(ص) فرمود:
    (( البنات حسنات و البنون نعمة و انما یثاب علی الحسنات و یسئل عن النعمة ؛ دختران حسنات و نیکی اند و پسران نعمت، همانا بر حسنات ثواب شود و از نعمت سوال می شود. ))

    (4)و پیامبر اکرم(ص) فرمود:
    (( خیر اولادکم البنات ؛ بهترین اولاد شما دخترانند. ))

    (5)امام رضا(ع) فرمود:
    (( ان الله الاناث ارق منه علی الذکور ؛ خداوند بر زنان و دختران نسبت به مردان و پسران مهربانتر است. ))

    (6)پیامبر(ص) فرمود:
    (( خیر لکم خیرکم لنسائه و لبناته ؛ بهترین شما کسی است که برای زنان و دختران بهترین باشد.))
    نیز فرمود:
    (( هر کس دو خواهر یا دو دختر داشته باشد، به آنان احساس نماید، من و او در بهشت همانند دو انگشت (سبابه و وسطی) در کنار هم خواهیم بود. ))

    (7)خود پیامبر آنقدر به دخترش، حضرت فاطمه(س) احترام می گذاشت که مردم تعجب می کردند و با تمام مقامی که داشت، دست دخترش را می بوسید و به هنگام مراجعت از سفر، نخستین کسی که دیدار می کرد دخترش فاطمه بود و هنگامی که می خواست به سفر برود، از آخرین خانه ای که خداحافظی می کرد، خانه فاطمه(س) بود.(8)

  80. آقای درویش عزیز…

    همانطور که ملاحظه میفرمایید, دومین مهلت دو هفته ای پیشنهادی شما برای خانم نجفی جهت ارائه ی مدرک در مورد دروغی که راجع به ونکوور اظهار داشته بودند, تمام شده و علیرغم اینکه من صراحتا” عنوان کرده بودم در صورت ارائه ی مدرک مذکور, مبلغ ده هزار دلار به ایشان پرداخت کنم, بعد از یکماه و خورده ای, هنوز نتوانسته اند آن مدرک را ارائه نموده و از اتهام دروغگویی, خود را تبرئه نمایند.

    آقای درویش, با توجه به اینکه خانم نجفی نتوانستند مدرک آن مصوبه را ارائه نمایند و همچنین بابت دروغهای بسیار زیادی که بمن نسبت داده بودند, چنین به نظر میرسد که از خجالت, حاضر به ادامه ی حظور در این وبلاگ نمیباشند, بنابراین همانطور که در موقع تمدید مهلت دو هفته ای به ایشان صحبت شد, اگر بخواهند مجددا” حظور پیدا نمایند, امیدوارم از ایشان بخواهید بخاطر همان دروغها از من عذر خواهی نمایند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا