اروند در حال دمیدن به قاصدک در باغ بهادران
کنار زاینده رود
هشت فروردین 1389
“بگذارید امروز، گذشته را با خاطره و آینده را با اشتیاق در آغوش بفشارد”
جبران خلیل جبران
اروند در حال دمیدن به قاصدک در باغ بهادران
کنار زاینده رود
هشت فروردین 1389
“بگذارید امروز، گذشته را با خاطره و آینده را با اشتیاق در آغوش بفشارد”
جبران خلیل جبران
[…] میون همه ی اون بازی ها، من از این یکی بیشتر خوشم می اومد! نمی دونم چرا؟ شما می دونید؟ اصلن از […]
آخ … قاصدک آرزو ها ….. توی حیاط محل کار مادرم پر بود از قاصدک … . من روی چم ها مینشستم و دنبال شبدر چهاربرگ میگشتم….. از آرزو های اون روزهام …. چیز زیادی یادم نمیاد … همین خاطره هاش باقی مونده و … البته کی میدونه … شاید اون آرزو هایی که من یادم نمیادشون …. برآورده شدند.
حتمن برآورده شدن كه حالا احساس سرخوشي داريد بانو! نه؟
دیدگاهتان را بنویسید