اروند | دل نوشته ها | مهار بیابان زایی | فوتوبلاگ | آلبوم عکس اروند

درباره

ریگ بلند کاشان - شهریور ۸۵ 

     نمی‌دونم دقیقاً از چه زمان، ولی حدسم این است که تقریباً از حدودای تابستون ۱۳۷۹ که روی اسمم به توافق رسیدند، معلوم بود که قراره آدم مهمی بشم!
    و حالا اینقدر آدم مهمی هستم که نگو! دست‌کم مامانی و پدر و مادرجون که اینجوری فکر می‌کنند! تازه من با اینکه هنوز یه عالمه کوچیکم و مدرسه نرفتم، امّا یه عالمه جاهای قشنگ کشورمو دیدم … هم خلیج فارس رو دیدم و هم دریای خزر رو؛ هم جنگل‌های کردستان و بختیاری و یاسوج و دنا را دیده‌ام و هم کویر لوت و میقان و مرنجاب را …
تازه عاشق نقاشی هم هستم و هر وقت که فرصتی پیدا کنم، کاریکاتور شخصیت‌های بزرگ اطرافم را کشیده و می‌کشم!
همیشه هم تا دلتون بخواد حرف برای گفتن دارم … اهل نصیحت کردن هم هستم! بخصوص مامانی و پدر را خیلی نصیحت می‌کنم!
    اینجا قراره از خودم، خاطراتم و چیزایی که به نظرم جالب می‌رسه صحبت بشه … البته باید ببخشید اگه نمی‌تونم درست و درمون به خونه‌های شما سر بزنم … چون که هنوز سواد ندارم! اما مطمئن باشید که بالاخره یه روزی جبران خواهم کرد.



اروند از نگاه پدر با نیروی وردپرس فارسی راه اندازی شده است. اجرا شده توسط مانی منجمی. بخشی از http://mohammaddarvish.com/.