چالش‌های فراروی توسعه پایدار طبیعت‌گردی در ایران

    پورنگ پورحسینی را همه‌ی آنها که دستی در نجوم و به ویژه صنعت نوپای بوم‌گردی وطن دارند، می‌شناسند؛ کارشناس کاربلدی که با تمام وجودش همچون دوست عزیزش – عباث جعفری – به تورگردانی عشق می‌ورزد و باورش این است که راه پاسداری و حمایت سزاوارانه از مواهب ناهمتای طبیعت ایران‌زمین از مسیر اکوتوریسم پایدار و درخور می‌گذرد.
    او برای تبیین دیدگاه‌های ارزنده‌اش، یادداشت پیش رو را در اختیار نگارنده قرار داده تا تجربیات و دانستگی‌هایش را با خوانندگان طبیعت‌دوست مهار بیابان‌زایی به اشتراک نهد.
    باشد که از این منظر بتوانیم راهی روشن و امیدبخش‌تر را بیابیم که به شادابی و نشاط سرزمین مادری و یکان یکان ِ زیستمندان ارزشمندش ختم شود.

ایران طبیعتی دارد بی نهایت زیبا و گونه‌گون

    طبیعت زیبا و تنوع زیستی ایران به شدت در معرض خطر است و در صورت نیاندیشیدن تمهیدات لازم در کلیه سطوح، به دور از تعارفات معمول، به زودی شاهد بروز یک فاجعه زیست محیطی در کشورمان خواهیم بود که با تخریب برگشت ناپذیر زیستگاه‌ها و انقراض گونه‌ها آغاز و با غیر قابل زیست‌شدن بخش‌های عمده‌ای از سرزمین ایران به اوج می‌رسد.
    – در حال حاضر بهره برداری لازم و پایدار از منابع طبیعی کشور ما صورت نمی‌گیرد.
    تقریبا همگی ما بر سر صدق گزینه‌های فوق هم عقیده هستیم و توسعه‌ی اصولی و پایدار طبیعت‌گردی را یکی از اصلی‌ترین راه‌های حفظ طبیعت زیبای کشورمان می‌دانیم. اما مطابق یک رویه‌ی معمول، زمانی که کار از مرحله کلی‌گویی خارج می‌شود و وارد ارایه راهکارها و روش‌های اجرایی می‌شود، با مشکل مواجه می‌شویم.
    در این مکتوب نگارنده کوشش می‌کند با توجه به تجربیات خود به عنوان یک تورگردان و کارشناس، در حد توان، به بررسی چالش‌های فراروی توسعه پایدار طبیعت‌گردی در ایران عزیز و راهکارهای برخورد مناسب با این چالش‌ها بپردازد. طبعا نمی‌توان از این مقاله انتظار ارایه‌ی نسخه‌ای جامع برای بهره برداری اصولی از ذخایر طبیعت زیبای ایران را داشت، اما شاید بتوان امیدوار بود که مقدمه‌ای باشد برای طرح برخی مسایل و ارایه‌ی راهکارهایی برای حل آنها در حد دانش و تجربه نگارنده.

    زمانی نه چندان دور دولتمردان ما با توجه به افزایش آمار گردشگران در طبیعت، به لزوم ایجاد ساختاری برای مدیریت این زمینه که ماهیتی فرابخشی دارد، پی بردند و در آخرین جلسه هیأت دولت قبل، آئین‌نامه نهادی تحت عنوان کمیته ملی طبیعت گردی را به تصویب رساندند.
    بدین ترتیب کمیته ملی طبیعت‌گردی با ساختاری فرابخشی متشکل از سه دستگاه منابع طبیعی، محیط زیست و گردشگری تأسیس و دبیرخانه آن در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استقرار یافت و این تازه آغازی بود از یک راه طولانی.
    در دولت نهم کار با جدیت دنبال شد و به سرعت وارد بحث‌های چالشی شد. ایجاد هماهنگی لازم بین سه دستگاه، تعریف ادبیات لازم برای توسعه و …  و به زودی مشخص شد کار از آنچه در ابتدا    می‌نمود، دشوارتر است.
    اگر الان از بسیاری از فعالان طبیعت‌گردی بپرسید که چگونه می‌توان زمینه‌ی توسعه پایدار این صنعت را در کشور عزیز ما فراهم کرد، احتمالاً هر یک فهرستی از برنامه‌ها و روش‌ها را ارایه می‌دهند، اما آیا واقعا این برنامه‌ها و روش‌ها توان هدایت ما را به نتیجه مطلوب دارند؟
    تجربیات نگارنده این سطور گویای آنند که باید در این مورد با احتیاط و تامل بیشتری پیش رفت.
    در حقیقت به نظر می‌رسد کار کمی پیچیده‌تر از آن است که در ابتدا فکر می‌کردیم.
    فرض کنید با ایجاد عزمی جزم، هماهنگی کامل بین تمامی سازمان‌های دولتی برقرار شود و این سازمانها با تمام وجود، خود را وقف خدمت به شهروندان محترم ایرانی کنند، امری که دست کم بخش اول آن با وجود کوشش‌های صورت گرفته و به علت ماهیت هر یک از این سه سازمان، هنوز کاملا محقق نشده. در این صورت آیا ما به نتیجه نهایی و مطلوب خود رسیده‌ایم؟
    در اینجا بلافاصله این پرسش پیش می‌آید که نقش جوامع میزبان جاذبه های طبیعی چه می‌شود؟ تجربه نشان داده که هیچ طرح طبیعت‌گردی بدون مشارکت و حضور فعال جامعه میزبان خود امکان موفقیت ندارد. اما میزان این مشارکت چقدر است؟ آیا باید گردشگران را در بدو ورود به جاذبه های طبیعی به این جوامع سپرد یا این جوامع تنها حکم خادمان گردشگران را دارند؟
    در این زمینه با طیف وسیعی از دیدگاه‌ها در میان صاحبنظران مواجهیم که پرداختن بیش از حد به  آنها آشکارا می تواند ما را از حرکت و ادامه راه بازدارد. در اینجا تنها به ذکر این موضوع بسنده می کنیم که ارتقاع سطح زندگی و معیشت پایدار جوامع میزبان جاذبه های طبیعی در سایه توسعه اکوتوریسم، یکی از بهترین راه‌های مشارکت مردم در مدیریت منابع طبیعی و حفاظت و بهره‌برداری پایدار از  این سرمایه های با ارزش طبیعی است.
    این یک واقعیت است که صحبت کردن از توریسم بدون پرداختن به مقوله تورگردانی، آنهم به شکلی کاملا حرفه ای، اشتباهی بزرگ است که انجام آن بسیاری از فعالیت‌های ما را با شکست مواجه کرده. اما نقش تورگردان‌ها در این میان چیست؟ آیا باید از آنها حمایت کرد؟ و اگر پاسخ به این سئول را مثبت فرض کنیم، این حمایت باید چگونه صورت پذیرد؟
    و اما بازگردیم به خود مناطق. آیا بدون سرمایه می توان امکانات و زیرساخت‌های لازم را برای توسعه گردشگری در یک منطقه بکر فراهم کرد؟ سرمایه توسعه یک جاذبه طبیعت گردی از چه منابعی قابل تامین است؟ سرمایه گذار، جامعه میزبان، دولت یا…
    عمده جاذبه های طبیعی ما در مناطق تابع سازمان‌های محیط زیست و منابع طبیعی قرار دارند و این یعنی آغاز چالشی بزرگ با قوانین و دیدگاههای سنتی. در این زمینه پیروان دیدگاه سنتی مبتنی بر حفاظت از منابع طبیعی از طریق ایجاد ممنوعیت ورود گردشگران به این مناطق، با توجه به نگرانی و دغدغه به حق خود از بروز رفتارهای غیر مسئولانه برخی گردشگران در محیط‌های طبیعی، به شکلی ناخواسته مانعی بزرگ در مقابل توسعه اصولی طبیعت گردی به حساب می آیند، امری که اصلاح آن یکی از شروط اصلی توسعه اکوتوریسم در کشور عزیز ما به حساب می‌آید.

    در حقیقت بسیار مهم است که در اسرع وقت شاهد تغییر دیدگاهها در کلیه سطوح و ذینعان موضوع، اعم از بخش‌های حاکمیتی نهادهای متولی تا کلیه رده های کارشناسی و اجرایی سازمانهای مسئول و مراکز علمی و حتی فعالان طبیعت گردی و تورگردانان، از شکل سنتی به سمت پذیرش الگوی توسعه و بهره برداری پایدار از منابع طبیعی در سایه اعمال روشهای اصولی توسعه اکوتوریسم و ایجاد درآمد مستقیم و پایدار از منابع طبیعی برای جوامع میزبان این منابع باشیم.
    حال فرض کنیم در این زمینه در نهایت در زمانی قابل قبول، نهاد متولی توسعه طبیعت گردی بتواند با برقراری تعامل لازم با سازمان‌های مسئول و سرمایه گذاران، زمینه حضور موثر ایشان را در مناطقی که امروز تا حد زیادی حالت منطقه ممنوعه را دارند، محدودیتی که در موارد بسیاری نظیر تخریب پوشش گیاهی و شکار غیر مجاز در مناطق چهارگانه، آشکارا با چالش مواجه است، فراهم کند.
    در این صورت واقعا چه تضمینی وجود دارد که در یک تبانی در منطقه ای دور افتاده بین یک عامل فاسد دولتی و سرمایه گذاری که تنها به منافع کوتاه مدت خود فکر می کند، شاهد نابودی بخشی از ذخایر با ارزش تنوع زیستی کشور عزیزمان نباشیم، امری که در صورت آغاز واگذاری مناطق به متقاضیان سرمایه گذاری با هر دقت ممکن و بدون وجود ابزار کارآمد نظارتی سازمانهای مستقل و مردم نهاد، احتمال آن وجود دارد و شاید همین احتمال موجب شده که گروهی از دلسوزان حفاظت محیط زیست ایران در سازمانهای مسئول، با این امر مخالفت نمایند.
    اما از دیگر سو شواهد موجود گویای آنند که ادامه حفاظت از مناطق تابع سازمانهای محیط زیست و منابع طبیعی با ادبیات و روشهای موجود امکانپذیر نیست.
    و یک سئوال مهم، آیا سازمانهای مردم نهاد امروز در کشور ما اساسا توان لازم  برای نظارت موثر بر دو عامل دولتی و سرمایه گذار خصوصی را دارند؟
    به باور نگارنده این سطور اکنون ما در موقعیتی پیچیده و بعضا  متناقض قرار داریم، بدین معنی که از یک سو مسئولین و  دست اندرکاران توسعه طبیعت گردی ما با توجه به میزان تخریب طبیعت در اثر روشهای بهره برداری غیر اصولی از منابع طبیعی، وظیفه ای جز حرکت سریع و قاطع به سمت مدیریت و بهره برداری پایدار بسیاری از این ذخایر با ارزش تحت قالب طرحهای طبیعت گردی ندارند و از سوی دیگر هنوز هماهنگی و عزم لازم در میان دستگاه‌ها و نهادهای مسئول و پیشرفتگی و توان تاثیر گذاری و نظارت سازمانهای مردم نهاد بر دو بخش دولتی و  سرمایه گذاران بخش خصوصی و البته تجربه تعامل لازم بین کلیه ذینفعان در این توسعه اعم از تورگردانها، جوامع میزبان و در نهایت بازارهای هدف وجود ندارد.
    پس چه باید کرد؟…
    در این راه پر پیچ و خم شاید بتوان با کمی تدبیر و استفاده از تجربیات موجود، به راه حل میانه ای برای مشکلات موجود دست یافت.
    به باور نگارنده این سطور در حال حاضر توپ در زمین ما کارشناسان است که با حمایت مدیران ارشد ستادی و استانی وارد مناطق بشویم.
    در این مسیر شاید آخرین چیزی که برای توسعه مورد نیاز ماست، تامین بودجه های کلان دولتی از سوی کمیته های طبیعت گردی چه در مرکز و چه در استانهاست.
در حقیقت بنا بر تجربیات موجود، اصلی ترین موفقیت هر کارشناس فعال در زمینه توسعه طبیعت گردی را باید در هوشمندی او در شناخت درست ذینفعان هر طرح در هر منطقه و منافع منطقی ایشان و درگیر نمودن منافع آنها در توسعه اصولی طرح مورد نظر، آگاهی از مشکلات و مخاطرات موجود، بخصوص در بخش های اداری و پرهیز از هدایت طرح به سمت این مشکلات دانست.
    این یک حقیقت است که با نشستن در دفاتر گرم و نرم و صدور تصمیمات در جلسات آنچنانی،  نمی توان شاهد توسعه اصولی طبیعت گردی در ایران عزیز بود.
    بهترین شکل کار در این زمینه ترکیبی است از فعالیتهای میدانی و اداری در قالبی ستادی. ما باید حتی المقدور از درگیر نمودن خود در بخشهای مالی و اجرایی اجتناب کنیم. اگر کارشناسی بتواند طرحی را به درستی در میان ذینفعان آن در یک منطقه توجیه کند، به زودی شاهد بسیج کلیه امکانات منطقه در جهت اجرای آن طرح و به شکلی باور نکردنی خواهیم بود. در اینصورت کارشناس مربوطه می تواند حکم یک ناظر اجرایی و حداکثر هماهنگ کننده فعالیت‌ها، آنهم تنها برای مدتی کوتاه را در منطقه داشته باشد.
     طبعا در صورت درگیر نمودن منافع ذینفعان طرح در توسعه اصولی آن، می توان با دقت قابل قبولی به بهره برداری ماندگار از منابع طبیعی منطقه، تا زمان افزایش توانمندی نظارتی سازمان‌های مردم نهاد، امیدوار بود. در این مسیر آنچه بسیار مهم است، احترام به فرهنگ و در نظر گرفتن هنجارها و منافع جامعه میزبان در تعادل با منافع ملی و پرهیز از دادن وعده های غیر ممکن به ایشان است.
    در این راه لازم است از همان ابتدا تعامل لازم را با تورگردانان و بازارهای هدف جاذبه های طبیعی در دست توسعه برقرار نموده و کارشناس یا گروه کارشناسی مسئول توسعه، پذیرای تعهد خود به برقراری و مدیریت ارتباط بازارهای هدف و جامعه و محیط میزبان طرح باشند. طبعا عدم شناخت درست این بازارها و در نظر نگرفتن شرایط و نیازهای این بازارها از مراحل اولیه توسعه طبیعت گردی در هر منطقه، آشکارا می تواند به شکست هر طرح توسعه منجر شود.
    و در نهایت، هرگز نباید فراموش کنیم که دست کم در کشور ما زمانی می توان انتظار کسب نتیجه مطلوب را داشت که شاهد اعمال یک مدیریت قاطع در طرحها و برنامه هایمان باشیم، و البته اعمال یک مدیریت قاطع نباید موجب بروز رفتارهای خودکامانه شود.
    این یک حقیقت است که ما مردم ایران زمین، با توجه به تجربه تاریخی خود به خوبی معنی و ارزش  صداقت را درک می کنیم. پس بسیار مهم است که عامل توسعه ضمن دارا بودن قاطعیت در مدیریت، صادقانه و با تمام وجود و توان وارد هر منطقه شود، چرا که در آنصورت  می تواند به یافتن دوستانی خوب در گستره فعالیت خود امیدوار باشد، دوستانی که در هیچ زمان و تحت هیچ شرایطی دست از حمایت از او بر نخواهند داشت و این یعنی آغاز موفقیت …

   برای آشنایی بیشتر با پورنگ پورحسینی:

   – از روياي پرواز تا فتح ماه /نويسنده : پورنگ پورحسيني، نسرين صالحي.

   – رقابت مسیه از دید پورنگ پورحسینی

   – پيشگامان عصر فضا (2) رابرت گادرد/, نسرين صالحي، پورنگ پورحسيني.

موافق(0)مخالف(0)

۷ Comments

  1. پورنگ عزیز ... آیا اشتغالزایی اکوتوریسمی می تواند متناسب با جمعیت وابسته به طبیعت که روز به روز از توان سرزمینی آن نیز می کاهد باشد و یا اینکه در کنار اکوتوریسم باید فکری هم برای تغییر معیشت آن مردم کرد چراکه به نظر می رسد حجم وابستگی خیلی بیشتر از آن باشد که با اشتغالزایی اکوتوریسمی شاهد قطع آن و پایداری طبیعت در حال ویران مان باشیم. درود ...

    پاسخ:

    درود بر هومان عزیز ... البته پاسخ پورنگ در جای خود محفوظ است؛ اما به گمانم اکوتوریسم نه تنها این توان را دارد تا نیازهای جوامع محلی را جواب دهد، بلکه می تواند به افزایش درآمد سرانه ایرانیان بیانجامد. به شرط آن که با نگاهی علمی و فارغ از مصلحت سنجیهای بازدارنده به آن نگریسته شود.

    موافق(0)مخالف(0)
  2. حسین عبیری گلپایگانی

    جناب درویش
    با توجه به چند برنامه همکاری با ایشان بابت روز ملی دماوند ایشان انسانی بسیار شریف می باشد

    موافق(0)مخالف(0)
  3. حسین جان:
    پورنگ، شریف تر از شریف است ... او چند روز پیش داشت در سوگ گلستان ... در سوگ تنوع زیستی در معرض خطر ما و در سوگ این طبیعت عزیز اشک می ریخت ...

    موافق(0)مخالف(0)
  4. شقایق

    بسیار خوشوقت شدم از آشنایی با ایشان ؛ طرز فکرشان و کتابهایشن.زنده باشند و همین گونه موفق .

    پاسخ:

    حتما همینگونه خواهد بود ... او و همسر بزرگوارش دو یار کوشا برای اعتلای اکوتوریسم در ایران هستند.

    موافق(0)مخالف(0)
  5. پورنگ پورحسینی

    باید اعتراف کنم از لطف دوستان شگف زده شده ام! قویا بر این باورم که ما کاری انجام نمی دهیم جز انجام وظیفه، آنهم در حد توان محدودمان. نتیجه این لطف نیز در نهایت افزایش مسئولیت برای ما خواهد بود در مقابل طبیعت و مردمی که به آنها عشق می ورزیم. باشد که این مهر توانمنان افزون کند... و اما در مورد دیدگاه و دغدغه به جای هومان خاکپور گرامی، این یک حقیقت است که توسعه ماندگاراکوتوریسم در هیچ منطقه ای بدون مشارکت فعال جامعه میزبان امکانپذیر نیست، و البته بدون حفظ طبیعتی که این توسعه بر مبنای آن صورت می پذیرد. گر چه ممکن است گردش مالی اکوتوریسم در ایران عزیز ما در مقایسه با صنایعی همچون نفت و ... ناچیز باشد، اما چون در نهایت این درآمد در شکل درست آن نصیب جامعه میزبان جاذبه های طبیعی که معمولا از قدرت اقتصادی بالایی نیز برخوردار نیستند، می گردد، در جای خود بسیار اثر بخش خواهد بود. در این زمینه در مقابل ناکامی های موجود، نمونه های موفقی نیز وجود دارند که مورد استناد ما هستند، و البته به نظرم ذکر این نکته ضروریست که نمی توان آنچه در محدوده هایی مانند کوههای شمال تهران و ... شاهد انجام آن هستیم را توسعه اصولی اکوتوریسم دانست، اما باور دارم که حتی در چنین نقاطی نیز می توان با اعمال مدیریت مناسب، از نیروی ویرانگر موجود به عنوان فرصتی با ارزش برای توسعه اصولی اکوتوریسم و حفظ محیط زیست استفاده نمود...

    موافق(0)مخالف(0)
  6. درود بر پورنگ عزیز ... من اما باورم این است که گردش مالی اکوتوریسم در این سرزمین می تواند به مراتب بیشتر از مزیت های اقتصادی صنعت نفت هم باشد. همانگونه که امروز درآمد ترکیه از این صنعت بیشتر از درآمد صادراتی ما از نفت است.
    به امید روزهایی بهتر ...

    موافق(0)مخالف(0)

دیدگاه خود را بیان کنید