وقتی که کبک مهار بیابان زایی ، خروس میخواند!

میخواهم در این یادداشت از رخدادی سخن بگویم که در بسیاری از رسانههای داخلی و خارجی انعکاس یافته و به ویژه برای همهی آنهایی که در حوزهی منابع طبیعی و محیط زیست فعالیت میکنند، میتواند بسیار مهم و الگوبخش باشد. رخدادی که به راحتی میشود آن را برای این تارنما که از 2 هزار روز پیش با نام «مهار بیابانزایی» فعالیتش را آغاز کرده، یک خبر خوش محسوب شود؛ زیرا به فرمان بان کی مون، دهه ی مهار بیابان زایی آغاز شده و تا سال 2020 ادامه خواهد یافت. با این وجود، کوچکترین پژواکی از این خبر بر روی درگاههای مجازی هیچ نهاد دولتی، نیمه دولتی یا مردمنهادی که به نحوی با مهار بیابانزایی، کویر و بیابان درگیر هستند، دیده نمیشود! حالا میخواهد نام آن نهاد، سازمان جنگلها، مراتع و آبخیزداری کشور باشد؛ یا سازمان حفاظت محیط زیست کشور باشد؛ یا مؤسسه تحقیقات جنگلها و مراتع کشور یا مرکز تحقیقات همزیستی با کویر؛ یا پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری؛ یا مرکز تحقیقات کمآبی و خشکسالی در کشاورزی و منابع طبیعی؛ یا وزارت جهاد کشاورزی؛ یا وزارت نیرو؛ یا انجمن علمی مدیریت و کنترل مناطق بیابانی ایران؛ یا دانشکده منابع طبیعی کرج و یا مرکز تحقیقات بینالمللی بیابان باشد! مهم این است که همه انگار به دلیل نیمه تعطیل بودن ادارات دولتی، مشغول بهرهمندی از ثواب معنوی چرت در ایام ماه مبارک رمضان هستند و به همین دلیل، داییجان ناپلئون وبلاگستان به زودی از همهشان یک تشکر ویژه خواهد کرد! نخواهد کرد؟
به هر حال، درگرماگرم این خواب رمضانی! چند روزی است که در دنیا مهارکنندگان بیابانزایی و طرفداران چشماندازهای ناب بیابانی جشن گرفتهاند. زیرا سازمان ملل متحد به وعدهی خود در سال 2006 (سال جهانی بیابان و مقابله با بیابانزایی) عمل کرده و دههای که در آن قرار گرفتهایم، یعنی حد فاصل 2010 تا 2020 را به عنوان دههی “حراست از بیابانها و مقابله با بیابانزایی” معرفی کرده و بان کی مون، نخستین چراغ را خود روشن کرده است.
البته عنوان دقیق این سال عبارت است از:
“The United Nations Decade for Deserts and the Fight Against Desertification”
که معنی لغت به لغت آن همانی است که سبزپرس تیتر زده است. نه آنچه که در اغلب سایتها و روزنامههای فارسیزبان آمده است. از آن جمله روزنامه شرق در شماره پریروز خود اینگونه معنی کرده: “تلاش برای مقابله با گسترش بیابانها و بیابانزایی” که کاملاً غلط است.
برگردان ایسنا از این هم فاجعهبارتر است! زیرا نوشتهاند: “تلاش برای مقابله با گسترش بیابانها و بیابان زدایی”
وضعیت بقیه هم چیزی در همین حدود است و انگار حالا حالاها باید منتظر باشیم تا سرانجام دوستان مطبوعاتی ما بین مفهوم بیابان – به عنوان یک بوم سازگان یا اکوسیستم طبیعی – با بیابان زایی به عنوان یک خطر تهدید کننده و تحدید کننده زندگی تفاوت قایل شوند.
به هر حال، فارغ از این پرانتز تکراری! باز هم گلی به جمال همین مطبوعات وطنی که این رویداد مهم را انعکاس دادند یا رادیو ایران که صبح دیروز یقهی نگارنده را گرفته تا در بارهی این دهه اطلاعرسانی کنم! وگرنه هر چه دست را سایبان چشم کرده و در تارنمای نهادهای مسئول و مرتبط این حوزه سرک کشیدم، کمتر نشانهای از این رویداد مهم یافتم!
یادمان باشد:
همان قدر که حفظ بومسازگانهای بیابانی به منظور احترام به گونه گونی خلاق زمین لازم و خردمندانه است؛
همان قدر هم خطر بیابانزایی جدی است و باید بکوشیم تا آن را مهار کنیم.
اگر میبینیم که دامنههای جنوبی البرز با اندک بارانی شاهد وقوع سیل میشوند؛ اگر دریاچه ارومیه دارد به کویر آذربایجان بدل میشود؛ اگر از بختگان و پریشان و ارژن و گاوخونی و طشک و هامون و … جز نامی و اشکی باقی نمانده است؛ اگر زمین زیر پایمان دارد فرو میریزد و تابش را از کف داده است؛ اگر آبادبومهای روستایی یکی یکی در حال متروکه شدن هستند؛ اگر پردیسهای پرشکوه جهرم به سرنوشت نخلستانهای شورشدهی اروندکنار دچار شده و نابود شدند؛ اگر نمایندگان کرمان و خوزستان بر سر آب کم مانده که با هم گلاویز شوند؛ اگر بیابانزایی تا دامنهی دماوند رونمایی شده است؛ اگر از دشت حاصلخیز قهاوند و کبودرآهنگ عملاً چیزی جز نامشان باقی نمانده است؛ اگر در طول 30 سال گذشته، ایرانیان به اندازهی هزار سال از اندوختههای آب زیرزمینی خود برداشت کردهاند و اگر ریزگردهای عربی دارند جای خود را آرام آرام به ریزگردهای آذری، اصفهانی، سیستانی، شیرازی، اراکی و … می دهند …
همه و همه نشانهی آن است که تراز بومشناختی یا اکولوژیکی این سرزمین منفی شده و کفگیر اندوختههای طبیعی ایرانزمین مدتهاست که به ته دیگ خورده است.
این شاید آخرین فرصت برای ما و بیش از 2.1 میلیارد انسان ساکن در یکصد و ده کشور جهان باشد که مستقیماً از تبعات بیابانزایی متأثر شده و کارمایههاشان – به ارزش 42 میلیارد دلار در سال – در برابر چشمشان دارد به یغما میرود …
مصیبت سیل پاکستان؛ با حدود 2 هزار کشته و 20 میلیون آواره دم دستترین شناسهای است که وخامت بیابانزایی را نشانمان میدهد؛ وخامتی که حالا با جریان تغییر اقلیم و جهانگرمایی به همراه الزامات تبعیت از اقتصاد بازاری ممکن است ابعادی خطرناکتر و برگشتناپذیرتر هم بیابد.
در همین ارتباط «لوک ناساجا» ـ – Luc Gnacadja – مدیر اجرایی کنوانسیون مقابله با بیابان زایی سازمان ملل متحد ـ نیز میگوید: جامعهی جهانی بر سر دو راهی قرار دارد و باید میان دیدگاههای تجاری که اکثراً سبب (افت کارایی سرزمین و) افزایش خشکسالیهای شدید، قحطی، سیل و کم آبی میشود و زندگی آینده یکی را انتخاب کنند، چرا که چالشهای پیش روی آنها به سمت ثبات و پایداری باید سوق یابد.
برای همین است که علاوه بر ناساجا، شخصیتهای بینالمللی متعددی نسبت به خطر بیابانزایی و لزوم اقدامات هماهنگ کشورها در طول 10 سال آینده واکنش نشان دادهاند و البته برای همین است که در ایران همچنان آب از آب تکان نمیخورد! میخورد؟







استاد درویش
در مطالب قبلی گفته بودم که وقتی تشکلهای زیست محیطی و سازمانهای مردم نهاد در حوزه محیط زیست بنا به دلایلی غیر فعال در خواب زمستانی هستند بار مسئولیت آنان بر دوش مطبوعات و دنیای مجازی قرار می گیرد (اینترنت ) و در این ایامی که با دنیای مجازی مخصوصا” وبلاگهای مهار بیانان زائی و یا دلنوشته های شما آشنا شدم خدا را سپاس گفتم که به طریقی این خلاء عدم حضور دوستان فعال محیط زیست در اینجا به صورت دیگر پر شده است .
با آرزوی سلامتی برای شما و اروندجان و همسر محترمتاندر این ماه مبارک رمضان
سلام
امیدوارم که این وبلاگ نیز جای خودش را برای کسب خبر و اطلاعات این حوزه در بین رسانه های جهان باز کرده و به عنوان یک منبع خبری و تحلیلی مهم مورد استفاده قرار گیرد.
بدرود.
ممنون از لطف حسین و ابوحنانه عزیز …
البته به گمانم شرایط ایران و آسیب پذیری بالای طبیعت وطن به نحوی است که اگر در این مملکت 100 هزار وبلاگ محیط زیستی به علاوه 10 هزار تشکل مرتبط مردم نهاد هم فعالیت کند؛ کم است.
در حقیقت ما مدتهاست که به اور شوت رسیده و از آن عبور کرده ایم!
درود …
محمد جان دارمت اساسی.
به نظر می آد کم کم تلنگرهای تو هم تبدیل به اردنگی شده؟ نشده؟
امیر جان از شما چه پنهان برای آنان که خود را به خواب زده اند؛ اردنگی که هیچ، گاه جت “کرار” هم توفیری ندارد! دارد؟
در اینجاست که باید فقط تشکر کرد! نه؟
درود …
کاملا موافقم. هم با کرار هم با تشکر!
از این که موافقی؛ تشکر می کنم!
با این تفاسیری که فرمودید ؛حالا این دهه را
باید تبریک بگوییم یا تسلیت !؟
خودتان چی فکر می کنید؟
چند نکته در این پست برایم خیلی جالب بود ( البته نه این که خوشایند باشد ، فقط توجهام را جلب کرد )
– آمار تکان دهنده،وحشتناک و شرم آور مصرف آب در ایران در 30 سال گذشته
– سکوت احتمالا معنادار سازمان های مثلا مربوطه!
– ترجمهی غلط عنوانی که برای این دهه انتخاب شده
– تشکر ویژهی شما و آقای سررشته داری عزیز و احتمالا سایر دلسوزانی که انگار کم کم دارند ناامید می شوند از شرایط جاری محیط زیست، یا شاید هم نامید شده اند.
محمد جان مجبور شدم از بان کی مون هم تشکر کنم.
https://amirsar.blogfa.com/post-153.aspx
درود بر درویش خستگی ناپذیر وبلاگستان.استاد بزرگوارم خواستم عرض ادبی کنم و خدا قوتی بگم و اینکه خداییش این روزها همه مطالب وبلاگتون داغ داغ و مثل همیشه عالی پیش می روند. تبریک می گم به شما به خاطر تلاش های با ثمرتون و البته در مورد این آخرین فرصت امیدوارم بتواند به دادهای زمین برسد…
درود بر درویش خستگی ناپذیر وبلاگستان.استاد بزرگوارم خواستم عرض ادبی کنم و خدا قوتی بگم و اینکه خداییش این روزها همه مطالب وبلاگتون داغ داغ و مثل همیشه عالی پیش می روند. تبریک می گم به شما به خاطر تلاش های با ثمرتون و البته در مورد این آخرین فرصت امیدوارم بتواند به داد فریادهای زمین برسد…
به ضحا روستا:
سلام و درود بر یار همیشگی و مهربان مهار بیابان زای از استان دوست داشتنی فارس …
.
.
به امیر سررشته داری:
شرمنده که مجبورت کردم!
.
.
به سروی:
نه خوشبختانه یا متأسفانه ناامید نشده ایم! وگرنه که کرکره این خانه مجازی را می کشیدیم پایین!
از قضا اتفاقاً کبک مان هم دارد خروس می خواند! نمی خواند؟
منتها گاه لازم است که آدم غر هم بزند! حتا اگر زن هم نباشد!!
درود …
کبک ما و شما که خروس می خواند ؛
مساله این جاست که خروس مان ناغافلکی بوقلمون نخواند !
خدا نکنه! مگه از جونمون سیر شدیم مسعود جان؟!
من با سروی عزیز در مورد این که این سکوت احتمالن معنادار بوده؛ موافق نیستم
معنایش جهل بوده به نظرم .
بله صددرصد این سکوت معنادار نیست! بیشتر مربوط می شود به خواب ابستانی عزیزان که در روزهای مبارک ماه رمضان بدجوری هم می چسبد! نمی چسبد؟
.
.
الهی آمین.
درود …
سیر که نشدیم ؛ سیرمان نکنند ، یک وقت !
من فکر می کنم ، عزا و عروسی اش ؛ یعنی ببخشین (!)تسلیت و تبریکش به خودمان بستگی دارد ؛
ده سال زمان کمی است برای جبران این همه عقب ماندگی و
زمان کمی نیست برای شروع !
به شقایق:
درسته …
اگر بخواهیم از این بهانه یک فرصت بسازیم و با جلب توجه بیشتر مردم و مسئولین، نمدی برای کلاه طبیعت فراهم آوریم، می توان این دهه را تبریک گفت.
اما اگر خودمان را به خواب تابستانی و پاییزی و زمستانی و بهاری بزنیم، چاره ای نداریم جز آن که تسلیت بگوییم برای یک فرصت سوزی دیگر!
.
.
به مریم خداکرمی:
امید که زین پس بیشتر توجه کنند مترجمان عزیز.
درود بر شما و ممنون از همراهی تان.
سلام ودرود برآقای درویش
بله حتی چنانچه مترجمان این مقاله به اهداف این طرح توجه کرده بودند باید متوجه میشدند که معنی این عنوان حفاظت از توانایی های سرزمینهای خشک یا در راستای نیازهای انسانی است. بنابر این ترجمه آن نمیتوانست آنچیزی باشد که در ایسنا و شرق امده است.
آقا ما رو معذور دارید که هیچ در جریان این تیتر نبودیم در روزنامه وزینمان. مرخصی بوده ایم!
آشپز که چند تا بشه غذا یا شور میشه یا بی نمک ! با ایننننننن همه نهاد دولتی، نیمه دولتی یا مردمنهادی که به نحوی با مهار بیابانزایی، کویر و بیابان درگیر هستند معلومه که باید منتظر یک همچین واکنشی بود ! ( که دست بر قضا از این ور بوم افتادن و در خواب خرسی هستند ).
راستی همه جای دنیا این همه متولی واسه یک مسئله دلشوره دارند یا ما تو کشور به دلیل وسواس زیاد این همه متولی داریم ؟
چون من خبر دارم که آمار متولیان آموزش در کشور هم اخیرا از مرز 16 نهاد دولتی و نیمه دولتی عبور کرده !
درود و سلام . درویش جان و دوستان عزیز برای مهار بیابان زایی بهترین کار در ابتدا حمایت از استاد درویش است لطفا این وبلاک را دست کم نگیرید خوشبختانه دوستان خوبی که در این مجموعه هستند هر یک در یک گوشه کشور هستند و همه صاحب اندیشه و فعال با محوریت استاد درویش خدمان میتوانیم فرهنگسازی خوبی در این موضوع انجام بدیم به عبارتی یک انجیو قوی کشوری ایجاد کنیم
امیدوارم کرکره ی این جا همیشه بالا باشه ، صاحبش سلامت و مشتری های این جا زیاد .
نمی دونم چرا یاد آقای صالح علاء بسیار عزیز افتادم که هر شب ، شاد می شدم با شنیدن صدای لرزان ِ مهربان ِ باحیاش که می گفت :
آسمان سینه ام را چون شمایی مشتری است
باز کن دکان که وقت عاشقی است
جناب درویش عزیز
با تشکر و سپاس از همت و غیرت شما
اغلب مسئولین مرتبط با محیط زیست و منابع طبیعی با اینگونه برنامه ها بیگانه اند.و زمانی متوجه میشوند که دهه روبه پایان است و آن موقع میفرمایند برنامه های خوبی داشتیم که زمان و اعتبار لازم را نداشتیم!
درود
بالاخره ما در یک امری پیشتاز شدیم!!
انصافا دست مریزاد به این افتخارات!!
امیدی نیست بر این قافله در گل مانده!!
به رسول خوارزمی:
البته با در موارد دیگری هم پیشتاز هستیم! چرا بی انصافی می فرمایید برادر؟
مثلاً در نرخ فرسایش آبی ما شش برابر میانگین جهانی شستشوی خاک داریم! نداریم؟
.
.
به م. حسن زاده:
بله ما فوق دکترا در فرصت سوزی داریم!
درود …
.
.
به سروی:
اینجا همیشه برای هنگامه ی عاشقی کرکره هایش باز است …
و فکر می کنم بدون عشق اصلاً نتوان چنین دکانی را 2 هزار روز سراپا نگه داشت!
ممنون از دعای مهربانانه تان …
.
.
به شهریاری بزرگوار و عزیز:
خیلی لطف داری … درویش در جمع عاشقان کارآفرینی چون شما کسی نیست … می کوشم تا شایسته این توجه و محبت ها باشم.
.
.
به عاطفه بنایی:
حقیقت این است که اینها همه همان آفتابه و لگن است! زیرا وقتی به وعده اصلی می رسی، می بینی که خبری نیست! یادمان باشد که هنوز بودجه تحقیقات از تولید ناخالص ملی ما به یک درصد هم نرسیده است و این یعنی فاجعه!
.
.
به نگار حسینی:
چشم معذورتان می داریم خبرنگار سخت کوش شرق و سبزپرس.
.
.
سرفراز باشید …
تبریک به سردمدار مهار بیابان زایی در سرزمین مادری …
https://www.tabiatbakhtiari.com/?p=457
اگر سازمان ملل اعلام کند که بابت مهار بیابان زایی به کشورهای عضو کمک مالی خواهد کرد مطمئن باشید که نه تنها آن ادارات نیمه تعطیل تمام باز می شوند بلکه ده عدد اداره مختلف دیگر هم برای آن تاسیس می گردد و همه از دم بطور مادرزادی بیابان زدا می شوند.
به RS232 (آرش):
همیشه گفته ام که حق تو را به عنوان طنزنویس برتر مطبوعات ایران خورده اند. بی اغراق می گویم که به راحتی با دید دقیق و نگاه طنزآلودی که داری، می توانستی یک فرزند خلف برای مرحوم گل آقا (کیومرث صابری عزیز) به شمار آیی … افسوس که ینگه دنیا دارد حق ما را می خورد و تو را از ما ربوده است! نربوده است؟
.
.
به هومان:
ممنون از حمایت سزاوارانه ات در طبیعت بختیاری.
زنده باشی رفیق.
بله ، یقین دارم اگر عشق مثال زدنی شما به طبیعت نبود ، هرگز این جا با این سبک و سیاق و قدرت اداره نمی شد .
خدا قوت .
(این خواب رمضانی!)…
خیلی جالب بود.ولی کجاست گوش شنوا!!!!!!!!!!!!!!
درود بر سروی و شهناز گرامی و
ممنون از لطف و همراهی تان.
امیدوارم که گوش شنوا هم پیدا شود!
نه آقای درویش خان عزیز, نربوده است بلکه خودم را به زور به آنها ربایوندم! شما آنقدر به بنده مرحمت عنایت فرموده اید که راه رفتن عادی خودم هم یادم رفته است! به قول شعرا این جامه که بر قامت من دوخته ای همی بر تنم لق می زند!
به امید آبادانی و مهار بیابان زایی از سیاره آبی.
هنوز هم که دارد خروس می خواند استاد !
بدو بدو آمدم ، نوشته ی جدید بخوانم .
به آرش:
این “ربایوندن” حرف نداشت پسر! نگفتم تو ذاتاً خلاق و طنازی؟! در ضمن ماجرای بوق زدن هم حرف نداشت! کلی خندیدیم … کاش ما هم از این فیلمهای سه بعدی نصیبمان بشود! نه؟
.
.
به مسعود:
چرا نخواند؟ از این واقعه مهم تر برای مهار بیان زایی دیگر چیست که در خروسخوانش اندکی بیشتر توقف نکنیم؟!
.
.
درود …
با توقف در خروسخوانی موافقم ،
خداکنه همیشه خروس بخواند …
ممنون … و آمین.
با سلام
اساسا برنامه های بلند مدت 5یا ده ساله به ذائقه مدیران ما خوش نمی اید.برای همین است که صبر می کنند تا ببینند چه می شود.
گویا با اتفاقات عجیب و غریبی که در منطقه ماوقاره اسیا در حال وقوع است بوی انقراض نسل ادمی هم می اید.از کودکان گرسنه و بیمار پاکستانی و زمین لغزشهای چینی و اتش سوزی جنگلها و بیابانی شدن کوهپایه ها و سایر بلایای طبیعی به نظر می رسد انسانها یکدیگر را بخورند .ایا به 10سال می رسد؟گرد وخاک و دود ونمک هم که به اندازه کافی موجود است
درود بر بانوی کوشنده ی محیط زیست ایران:
بسیاری از برآوردها و آینده پژوهی ها نشان دهنده ی در پیش بودن سخت ترین دهه برای جهانیان است. گویی فاصله 2010 تا 2020 می تواند گرانیگاهی بنیانکن در تاریخ حیات زمین را رقم زند.
رخدادهایی که اشاره کرده اید، جملگی می تواند شناسه ای از عدم تحمل کره زمین در قبول فشاری بیش از این باشد. کره ای که تنها می تواند از 6 میلیارد انسان پذیرایی کند و اینک بیش از یک میلیارد نفر اضافه بار دارد …
در این باره بیشتر خواهم نوشت …
سرفراز باشید.
سرکار بانو نجفی خوب است شما برای سلامتی آقای دانش در کانادا یک سفره ای پهن نمایید.صواب دارد. خوب است مقداری مربا هم با سلیقه خوبتان درست کرده و همراه با آجیل تواضع تبریز به کانادا بفرستید .
راستی….چرا شماره تلفنی که در اینجا گذاشتید جواب نمی دهد ؟
آقای درویش عزیز و گرامی،
اینبار با بیتی از همشهریم آغاز میکنم.
گفتم ای بخت بخسبیدی و خورشید دمید
گفت با اینهمه از سابقه نومید مشو
حال، امیدوارم که شما نیز نومید نشده و همچنان ادامه دهید.
با سپاس از کوششهایتان و با امید موفقیت و پیروزی برای شما.
فرهنگی – تاریخی – صنعتی
به فرهاد :
سپاسگزار محبت شما هستم و حتم دارد که به پشتوانه ی این همدلی های صمیمانه، مهار بیابان زایی را تا زنده ام استمرار خواهم بخشید …
.
.
به اشکار:
ممنون از ابراز محبتت برای جناب دانش …
لطفاً همه ی دوستان برای سلامتی دانش عالی پور، هموطن گرامی ما در ونکوور کانادا دعا کنند و انرژی مثبت بفرستند …
به اشکار عزیز…
خانم نجفی نتوانست بعد از یکماه, مدرک مورد ادعایش را ارائه دهد, بنابراین ضمن اینکه ایشان همچنان دروغگو باقی ماندند, مبلغ ده هزار دلار پیشنهادی من را هم از دست داد و حالا از خجالت رویش نمیشود اینجا ها آفتابی شود چه برسد به اینکه برای من, مربا هم درست کند.
راجع به شماره تلفن هم, مگر نگفت همسرم دوست ندارد با مردها حرف بزنم, پس چطور توقع دارید با شما حرف بزند؟
آقای درویش عزیز…
ممنون از ابراز همدردی ات.
آقای دانش عزیز
هموطن خوبم
سبز بودن ، سبز ماندن و سبز اندیشیدن تان تا فردا ها آرزوی من است.
دانش عزیز:
همه اینجا با فلورا هم کلام و همدل در آرزوی سبزش برای تو هستیم …
به فلورا و محمد عزیزم…
از راه دور دستتان را میبوسم و برای شما, بهترین ها را آرزو دارم. من خوبم و روحیه ی بسیار بالایی دارم که ضامن پیروزی من و غلبه بر بیماری است, بنابراین مطلقا” جای نگرانی وجود ندارد. سلامت و تندرست باشید.
سالها پیش دیپاک چوپرا گفته بود:

“پیام های دوستی را … عشق را … شاید کسانی که گرداگرد تو هستند، حتا آنان که از همه به تو نزدیک ترند، درنیابند. مهم نیست … پیام ها تنها و تنها به گوش تو راه می یابند، تردیدی به خود راه مده.”
و من امروز می گویم … سیگنال های آن پیام را دارم هم اینک از ونکوور می شنوم و لرزش داغش را حس می کنم …
زنده باشی دانش جان.
.
.
تقدیم به تو … شکوفه های سرزمین مادری …
.
سلام به دولت ِ زیستِ درویش !
لابلای این سطور و مشاهدات اطراف ،زمزمه تشکیل حکومت محیط زیست به ریاست خودِ طبیعت استفهام میشود!
اینهمه قانون الهی طبیعت خود گفت و درویش خواند که …
خداوند هنوز به انسان نگاه ویژه دارد وما به این گزاره امید!
با اینکه عناصر کره سوگلی خداوند پیشبرنده ترند حقیر مایل به بوسه بر دست شماست درویش جان!
و کابینه تان مستدام!
تکذیب می کنیم حسین جان … درویش و چه به تشکیل کابینه؟!!
نمی دونم مهندس . توی آرشیوی که از عکس های سیل گلستان در سال های گذشته داشتم پیداش کرذم . واقعی که هست ولی شاید مال یکی از وقایع جاری شدن سیل در سال های گذشته باشه . از نظرتون ممنون .
درود مجدد بر الهه موسوی گرامی …
اما به نظرم آن دختر نمی تواند جسد یک قربانی سیل باشد! به لباس های کاملاً تمیزش دقت کن!!
با دیده زنده بین شمااین سراب ِدوران آب نشود بیابانش کامل نیست !
یاد پدر گرامی باد!
ممنون حسین جان …
خداوند سایه پدر را همواره برای فرزندانش سبز نگه دارد …
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم تلفن بنده همان است که نوشتم 09125512449 گاهی ممکن است وقت جواب پیدا نکنم ولی بعدا فرصت شود خودم تماس می گیرم
اتفاقا دوست دارم در باره مطالبی که رد و بدل شده اگر کسی سئوالی دارد مطرح نماید
از اینکه آقای اشکار نسبت به مسائلی که بنده دغدغه دارم توجه پیدا کرده اند جای خوشوقتی است
موفقیت ایشان را خواستارم
ضمنا همان طور که در تماس تلفنی یادآور شدم خوب است توجهی به صدها درختان میوه کهنسالی شود که هر روز ذر سراسر کشورمان نابود می شوند و هیچ طرفدار محیط زیستی کوجکنرین توجهی نمی کند
منظور از درخت میوه کهنسال چیست؟
با سلام خدمت استاد بزرگوار جناب آقای درویش
من رضا قنبرزاده کارگردان تلویزیونی از صدا و سیمای مرکز آذربایجان غربی هستم .
الان در مرحله پیش تولید فیلم مستندی در مورد پدیده بیابانزایی در منطقه بورالان ،دامنه کوه آرارات واقع در شهرستان ماکو میباشم. از شما استاد عزیز تقاضا دارم اگر مطلب ، تحقیق و هر نوع اطلاعاتی در مورد این پدیده یا منبعی سراغ دارید منو راهنمایی کنید.
09143410377
ارادتمند شما
رضاقنبرزاده
درود بر جناب قنبرزاده عزیز
در این باره می توانید با آقای مهندس رضا سکوتی اسکویی در مرکز تحقیقات کشاورزی و منابع طبیعی ارومیه تماس بگیرید. ایشان تحقیقات مفصلی را برای ریشه یابی فرسایش بادی در منطقه انجام داده اند.
سرفراز باشید.
سلام آقای درویش
اتقاقا با آقای دکتر سکوتی ارتباط دارم و منبع اصلی کار من تحقیق مفصلی هست که ایشان انجام داده اند .
در هر حال از شما ممنونم باز اگر مطلبی در این باره بود حتما منو راهنمایی نمایید. در موضوعات مربوط باز هم مزاحم شما خواهم شد.
موفق و پیروز باشید.
خواهش می کنم.
در خدمت هستم.
درود …
با سلام
و تشکراز مطالب ارزنده تان
در ارتباط با عوامل اقتصادی- اجتماعی و توسعه شهری و تکنولوژی بیابانزایی ( و شاخص های ارزیابی کمی آن )اگر امکان پذیر است لطف کرده و راهنمایی بفرمایید .(معرفی منابع ,مطالب یا اشخاصی که بتوانند راهنمایی کنند و………)
موفق باشید.
در این رابطه شما می توانید به بخش تحقیقات بیابان در موسسه تحقیقات جنگل ها و مراتع کشور، دفتر امور بیابان در سازمان جنگل ها، مراتع و آبخیزداری کشور و مرکز همزیستی با کویر در دانشگاه تهران مراجعه فرمایید و یا در موتور جستجوی این تارنما، کلمات کلیدی خود را سرچ کنید.
درود …
Great website! I am loving it!! Will be back later to read some more. I am bookmarking your feeds also