اروند درویشخاطرات روزانه

بدون شرح!

اروند و تارا - زمستان ۱۳۸۱- روي عكس كليك كنيد.

اروند پس از 10 روز مسافرت از بيجار برگشته و حالا پس از يك روز استراحت كامل، پدر بهش مي‌گه: اروند جان، پسرم … نمي‌خواي بري دنبال تارا (دختر همسايه) با هم بازي كنيد؟ آخه تو اين مدت كه نبودي طفلكي چند بار اومد سراغت و مدام مي‌پرسيد: اروند هنوز نيومده؟!
اروند: نه! نمي‌رم دنبالش!!
پدر: چرا پسرم؟
اروند: واسه اينكه خودش مي‌آد دنبالم!
و يك ساعت بعد، وقتي زنگ در خونه رو زدند، اروند پيروزمندانه گفت: نمي‌خواد در را بازكني، خودم مي‌رم باز مي‌كنم!
مي‌دونيد پشت در كي بود؟!!

اروند و تارا و اميرحسين - مردادماه ۱۳۸۶

اروند درویش

دقیقاً ۲۰ دقیقه از ساعت ۱۱ صبح روز ۱۰ مهر سال ۱۳۷۹ گذشته بود که در زایشگاه اقبال تهران به دنیا آمدم و فکر می‌کنم از همان لحظه – یا شاید هم قبل از آن! – به سلطان بلامنازع سرزمینی تبدیل شدم که هرچند بزرگی‌اش از یک‌صدم هکتار بیشتر نبود و تعداد ساکنینش هم فقط دو نفر بودند! اما به هر حال تقریباً مطمئنم که قلب آن سرزمین کوچولو و آدم‌های اندک اما مهربانش، با پوم‌تاک قلب من هماهنگ است و فکر می‌کنم هیچ‌چیز در دنیا ارزشمندتر از این نیست که آدم‌هایی باشند که تو را فقط و فقط به خاطر خودت و بدون هیچ منت و چشمداشتی دوست داشته باشند. و تو با حضور آن‌ها و لمس لرزش دلشان، احساس کنی... عمیقاً احساس کنی که «زندگی، ضرب زمین در ضربان دل ماست ...»

نوشته های مشابه

6 دیدگاه

  1. این عکس را یادمه… بی نظیره… یادم میاد اون اوایل که تازه شناخته بودمت برات می نوشتم که این ماشین آبی برام نقش ماشین زمان را داره و باهاش به کودکی ها سفر می کنم… اما اعتراف می کنم که کودکی من به شیطنت های شیرین تو نبود به خصوص قصه ای مثل بازی با تارا…

    چند روزی بود که دلم خیلی خیلی برایت تنگ شده بود.

  2. :)) آخرم خود تارا اومد دنبالت؟ … چه دختر با معرفتی ه ها ! …
    اوخی این عکسو ببین :)) اروند چقد جِقِله بودی :دی هنوزم تو این ماشینه جا میشی؟ … یه عکس الانی با تارا بذار … : )

  3. اروند جانم خوبی؟ میدونم خاله بی وفایی شدم …یه کم سرم شلوغه ! ولی حالا اومدم و هر چی رو که عقب مونده بودم خوندم گل پسر. نقاشیهات روز به روز زیباتر و پخته تر میشن . از همه آدم بزرگانه تر هم که برخورد با تارا !!! ای شیطون … هوای دخترکها رو داشته باش !‌آخه دلاشون مثل برگ همون گلایی که دوست داری نازکه و زودی غصه می خورن !!!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا