سفرنامه
-
یک روز توپ با عمو خوشنویس و دوستان در سیراچال!
تا حالا این همه آدم یک جا ندیده بودم که همهشون مثل پدر «زیست محیطی» باشند و واسهشون درخت…
-
آهای توفان، دست نگهدار؛ ما هنوز ایستادهایم!
درختانی که از دشواریهای سرزمین مادری در خوزستان حکایتها دارد … در آغازین روزهای آخرین هفتهی بهار ۸۷ (۲۵ الی…
-
كاري كردم كارستون!
جمعهي گذشته، من و ماماني و پدر با عمه فريبا و عمو سعيد و امير رفتيم قم تا به…
-
طولانيترين تابلوي نقاشي تمام عمرم!
چند روز پيش – 20 خرداد ماه 86 – مهمان ادارهي پدر (باغ ملّي گياهشناسي ايران) بودم؛ منتها با…
-
اروند ؛ كوهنوردي كه جهان نظيرش را كمتر به خاطر ميآورد!
همين طور كه تو اين عكسها ميبينيد، من از يه جاهايي رفتم كارا كه به عقل جن هم…