کیست که بداند اینجا کجاست؟!

به این تصویر نگاه کنید و حدس بزنید که محمّد درویش در یادداشت آینده خود می خواهد از کدامین موضوع با شما سخن بگوید؟!
افق در موج اشک و خون نشسته
شرابش ریخته، جامش شکسته

به این تصویر نگاه کنید و حدس بزنید که محمّد درویش در یادداشت آینده خود می خواهد از کدامین موضوع با شما سخن بگوید؟!
افق در موج اشک و خون نشسته
شرابش ریخته، جامش شکسته

این تصویر را امروز شکار کرده ام، در جایی که فکرش را هم نمی کنید! می کنید؟
آیا کسی می تواند حدس بزند که اینجا کجاست؟!
البته یک ساعت بیشتر فرصت ندارید ها!
شاید آب یک مخزنی است که در نهایت به مصرف شرب میرسه!!
درود…
کرج؟
به مرد خاکی و مجتبی:
هر دو به بخشی از واقعیت اشاره کردید! اما عمق بحران بزرگ تر است …
من قبلا چنین صحنه ای مشابه این رو در دریاچه پشت سد دز دیدم .
پاسخ:
بله خوشبختانه یا بدبختانه، یکی از کارکردهای دریاچه های سدهای بزرگ آن است که نامه اعمال مردمان بالادست را آشکار می کند!
سلام جناب درویش
نمیتونم حدس بزنم،البته فکر کنم وقت هم تموم شده باشه.
پاسخ:
خب من یه چند ساعتی واسه شما می تونم پارتی بازی کنم! نکنم؟
سد کرج که آب شرب پایتخت نشینان را تامین میکند
پاسخ:
درود بر هومان عزیز …
اینجا پایتخت دایعه داران مدیریت جهان ، ام القرای جهان اسلام! مرکز پرقدرت ترین حکومت شعار و شور ف همان تهران ما نیست؟
پاسخ:
بله اینجا جزایر مرگ بر روی دریاچه سد کرج است فرشید جان!
https://www.youtube.com/watch?v=Se12y9hSOM0
این را هم به کمک ابزاری که نمنی توان نامش را جاری کرد ببینید
آقای درویش, ما که نتونستیم بگیم. میشه بیست و سه ساعت دیگه وقت رو اضافه کنین تا بشه یک شبانه روز, شاید بتونیم یه حدس هایی بزنیم.
آقای درویش, اینجوری که شما اشاره کردین “عمق بحران بزرگ” تره, خب احتمالا” میتونه آشغالهای روی یکی از نخازن آب تهران باشه.
اگه اینجوری باشه, شاید حالا که نتونستن با ترسوندن مردم از زلزله!, اونها رو از تهران فراری بدن, میخوان به این وسیله اونا رو مریض کنن تا شاید مردم خودشون تهران رو ترک کنن.
پاسخ:
آخه می دونی چیه دانش جان! انگار مردم ما از این چیزا نمی ترسند!!
منظورم مخازن بوده
اب اشامیدنی تهران بزرگ!؟
فکر کنم این عکس هم ادامه ان عکس باشد
https://www.freewebs.com/exhibitionsquad/dirty-water.jpg
پاسخ:
آفرین!
جناب درویش سلام و خسته نباشی بابت کاشت درخت
اینجا بخش از رودخانه کرج در سیرا می باشد به رودخانه کرج می ریزد در ضمن اگر مسابقه صدا و سیما است که یک ساعت وقت می دهی در وبلاگ باید یک روز وقت بدهید برای جواب هر سوالی
پاسخ:
حسین جان پاسخت 100 در 100 درست است. تبریک می گویم!
سلام
امیدوارم سد امیرکبیر نباشه!!!
متأسفم که امیدت را ناامید می کنم محمد جان!
آقا اجازه !
ما بگیم؟
ما بگیم؟
آقا اجازه ما … ما بگیم؟!
😀
یه وقت فکر نکنید تو پست بعدی دیدم هااااا !
تاسف انگیزه…
به شقایق: برو بالاتر …
به سروی: متوجه هستم! آفرین …
سد کرج جناب درویش عزیز ….. دقیقا همین ماجرا در سد لتیان هم به شدت دیده می شود
بله در سد لتیان هم آسمان همین رنگ است جناب شیرازی عزیز!
وای بر ما …
سلام آقای درویش!
متاسفانه از این صحنه ها زیاد دیده می شود که نمونه آن در یاچه عباس آباد بهشهر می باشد.البته با پیاز داغ و فلفل بیشتر!!
ای کاش صدا و سیما به جای تبلیغ پفک نمکی و چیپس کمی هم به ترویج فرهنگ حفاظت از محیط زیست می پرداخت.البته آقایان درگیر اداره جهان هستند و برای این جور بچه بازیها فرصت ندارند!!
جناب تاری عزیز …
اگر امکان دارد تصاویر این ماجرا را در عباس آباد بهشهر برایم ارسال دارید.
سلام
حتما آقای درویش!
یک چاه پر شده خشک یا یک درخت کهنسال بریده شده؟
یا نداریم امیر جان.
فقط یکی را انتخاب کن!
یک درخت کهنسال بریده شده
مطلب را کامل با همه ی کامنت ها خواندم و حکم شما را دیدم
اگر حکمی جر این داشتید که دیگر جای گله نمی ماند و شما را هم از جنس آنان دانسته بودیم
وقتی گله کردم یعنیمی گویم درویش اگر حکمت این است چرا این عیدی اشک بار را به ما دادی
گله ی من را کامل حتما نخواندید
من گله کردم از انتشار این مطلب با آن ادبیات پر شعف
من گله کردم که چرا مردی چون شما بیشتر تفحص نکردو بیشتر نیا ندیشید قبل از آن مطلب کذایی
ترجیح می دهم درخت کهنسال خشک شده را انتخاب کنم. نه؟
به نظر بریده شدن یک درخت می آید!
داریم به نمایشگاه محیط زیست نزدیک می شیم! پیشنهاد یک حرکت اعتراضی از طرف حامیان طبیعت به سیاست های نادرست سازمان محیط زیبست دارم!همفکری کنیم و کاری کنیم…تا شاید صدای اعتراضی مان در مقابل صدها خبرنگار و بازدید کننده و نماینده استان ها به جایی برسد!
درختی که به در خواست اوقاف و مجوز منابع طبیعی گیلان قطع شد
اون پارچه ی سبزش هم هنوز هست!
درختی کهنسالی که به جرم تجربه سا یه اش را باطل کردند گوش کنید.زمزمه گنجشکانی که بر آن خانه اجدادیشان را بنا کرده بودند هنوز به گوش می رسد…
در نامه تاریخ 23/1/89 در خط سوم توجه کنید
(درخت آزاد) که برای معدوم کردنش زمان را تمدید می کنند.
اینجا محل تنه یک درخت است که مردم به خرافات به آن پارچه سبز می بستند که به این مناسبت قطعه شده است .
اینجا قتلگاه یک درخت بی نظیر است که هیچگاه هیچ چیزی نمی تواند جایش را پر کند و بدا به حال آنانکه اینچنین زندگیها را می کشند چرا که زندگی فرزندان خود را تباه می کنند!
مسلخ ِ یک جاندار…
هیچ کدام صحسح است!