اروند درویشخاطرات روزانه

گردش در كنار رودخانه‌ي كرج

در كنار رودخانه كرج - ۱۴ خردادماه ۸۶در ميان آب!منظري زيبا از آبشار پارك چمران كرج

     بعدازظهر با ماماني و پدر رفتيم پارك شهيد چمران كرج كه امسال برخلاف سال‌هاي گذشته يه فرق اساسي داشت! اونم اين كه رودخونه‌اي كه از كنارش رد مي‌شد، هنوز پرآب بود، تازه چه آب زلال و يخي هم داشت! واسه همين هم خيلي از كرجي‌ها، به جاي اين كه در خيابان‌هاي پارك بچرخند، اومده بودند مثل ما و در كنار رودخونه‌ي كرج نشسته و آب بازي مي‌كردند. البته يه چيزاي بدي هم بود! مثلاً خيلي‌ها اشغالاشونو ريخته بودند كنار رودخونه يا علف‌هارو آتيش زده بودند كه اصلاً كار خوبي نبود.

اروند درویش

دقیقاً ۲۰ دقیقه از ساعت ۱۱ صبح روز ۱۰ مهر سال ۱۳۷۹ گذشته بود که در زایشگاه اقبال تهران به دنیا آمدم و فکر می‌کنم از همان لحظه – یا شاید هم قبل از آن! – به سلطان بلامنازع سرزمینی تبدیل شدم که هرچند بزرگی‌اش از یک‌صدم هکتار بیشتر نبود و تعداد ساکنینش هم فقط دو نفر بودند! اما به هر حال تقریباً مطمئنم که قلب آن سرزمین کوچولو و آدم‌های اندک اما مهربانش، با پوم‌تاک قلب من هماهنگ است و فکر می‌کنم هیچ‌چیز در دنیا ارزشمندتر از این نیست که آدم‌هایی باشند که تو را فقط و فقط به خاطر خودت و بدون هیچ منت و چشمداشتی دوست داشته باشند. و تو با حضور آن‌ها و لمس لرزش دلشان، احساس کنی... عمیقاً احساس کنی که «زندگی، ضرب زمین در ضربان دل ماست ...»

نوشته های مشابه

7 دیدگاه

  1. وای چقدر این اقا اروند بزرگ شده میدونی اروند جان اگر همه بابا ها مثل ژدر شما به مجیط ریست ایران اهمیت می داادند وهمین مسائل کوچک را رعایت می کردند ما یکی از قشنگترین طبیعت های دنیا را داشتیم هر چند که هنوز هم داریم فقط با به هم دیگر یاد بدیم که چه جوری حفظش کنیم کار بزرگی که ژدر شما دارد می کند ماهم داریم تمیرین می کنیم

  2. اروند جونی میدونی وجود شماها خیلی خیلی ما آدم بزرگ ها را به نشاط میاره… قبل از اومدن یلدا همیشه ترجیح می دادم جمعه ها توی خونه خودمون آروم و ساکت و بیشتر مشغول استراحت باشیم. اما من هم مثل خانواده تو و همه اون آدم هایی که روز تعطیل را بیرون میان، مدتی است که به عشق هیجان دلبرکم از اون حس استراحت میگذرم و میرم از نشاط کلوچه خانم انرژی می گیرم… می دونم بابایی تو هم همچین حسی داره و از وجودت داره سیراب میشه…

  3. با این نوشته اروند عزیز یاد گردشهای ایرانی افتادم . ما این ور دنیا به عشق کباب درست کردن میریم بیرون . ولی فقط یک پارکهای خاصی هست که روش یه تعدادی مکان خاص روی یک پایه بلند برای روشن کردن آتش تعبیه شده ! و فقط باید از اونها اسثفاده کرد . اگر جای دیگری آتش بر پا شود جریمه دارد
    راستش همیشه فکر کرده ام در کشور ما که هم اهل کباب درست کردن هستند چرا چنین پیش بینی نمیشود !‌میدانم که محدودیت و هزینه هست . ولی لااقل اینگونه شاهد سوختن ها نخواهیم بود !‌اگر فرصتی بود حتما عکسی تهیه خواهم کرد و خواهم فرستاد.

  4. سلام خوب هستيد

    از زحمات شما ممنونم و وبلاگ جالبي رو گردآوري كرديد

    ——————————————————–

    هنر ايراني

    براي اموزش حضوري مكاتبه اي و خصوصي در كرج و حومه در خدمت شماست . 09123659667

    در ضمن اگه مايل بوديد ميتونيد منو با نام هنر ايراني لينك كنيد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا