در ستایش پدری که حالا کلیه ندارد ؛ اما همچنان صبا را دارد …

نمی‌دانم چند نفر از شما قصه‌ی پرغصه‌ی صبا کوچولو را خوانده‌اید؛ کودکی که تاکنون بارها به تیغ جراحی سپرده شده و به گفته تیم پزشکی معالجش قرار نبوده که تابستان ۱۳۸۷ را هم درک کند، اما به همت پدر و مادر فداکارش هنوز به زندگی خود – به صورت نباتی – ادامه می‌دهد …
اما پدر صبا دو هفته است که برای تأمین هزینه‌های گران ادامه‌ی زندگی فرزندش، مجبور به اهدای کلیه شده و اینک تنها با آرمان خود – بازگرداندن حیات به صبا – زندگی را به پیش می‌راند …
دلم می‌خواهد همه‌ی آنهایی که این سطور را می‌خوانند از رفیق آسمونی‌شان بخواهند تا برای این پدر و برای صبا معجزه کند …
دلم می‌خواهد همه‌ی انرژی مثبت‌تان را نثار خانواده عزیز صبا کوچولو کنید …
آنها باید بدانند که هنوز مهربانی در این دیار نمرده است …
دوستان عزیزی که مایل به کمک در روند درمان و تأمین هزینه‌های صبا هستند، می‌توانند از حساب‌های زیر استفاده کنند:

شیراز – بانک ملت شعبه جماران کد :۳۹۲۹۷ به شماره حساب: ۱۴۰۵۳۸۶۸۱۵   بنام صبا فروزنده
شماره کارت عابر بانک ملت ۶۱۰۴۳۳۷۱۹۱۲۸۱۵۵۷

همچنین می توانید مستقیماً با پدر صبا به گفتگو بنشینید …

۰۹۱۷۸۸۷۹۱۹۹


71 فکر می‌کنند “در ستایش پدری که حالا کلیه ندارد ؛ اما همچنان صبا را دارد …

  1. شقایق

    از آن روز که صبای عزیز را شناخته ام ؛
    دل نگران ِ دل کوچکش و دل پر درد ِ پدر و مادرش هستم…

    پاسخ:

    در فیس بوک برایش کمک جمع کنید …
    درود …

  2. شقایق

    من فکر می کنم دردناک تر از درد ِ امروز ِ پدر صبا ، درد نادانی تیم پزشکانی است که اول بار این بلا را به سر کودک سالمی آورد که مثل کودک من و شما سالم و شاد می دوید و بازی می کرد.

    پاسخ:

    درست می گویید؛ درد نادانی تیم پزشکی یک فاجعه بزرگ بوده است.

  3. غزاله

    آخی چقدر دلم گرفت 🙁

    ممنون از اینکه اطلاع دادین ، از این دست صباها چقدر در کشورم زیادند و من بازهم چقدر متاسفم که هرینه سبزکردن این جوانه ها و غنچه ها صرف نابودی می شود !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

  4. محمد درویش نویسنده

    درود بر غزاله مهربان … برای آن که معجزه رخ دهد، همه باید بخواهیم و این خبر را بین دوستان و آشنایان خویش باز انتشار دهیم تا آ«ها که می توانند کمک کنند …

  5. کالیراد

    سلامی گرم و مادرانه به صبای نازنین
    دختر گلی که به یقین تمام روح زندگی است
    در این دوران نه می شود دلداری داد و نه شریک این اندوه بزرگ

    سال ۱۳۸۰ یک بیمارستان خصوصی هزینه های سرسام آور و تولد فرشته ای دوست داشتنی
    او پسر دوم خانواده ای بود که تلاش کردند محبت را برای تساوی بودن محبت بین فرزندان مجذور کنند و تقسیم نکنند
    کادر بیمارستان همانها که برای تامین معاش پر فشار چند شیفت کار می کنند و یا برای تامین مخارج خانواده هایشان در اروپا و امریکا بیمار را جزیی از بیمارستان و درآمد خود می بینند و یا دانشجویانی که شب و روز درس خواندند تا لقب خانم یا آقای دکتر رو یدک بکشند(نمی دانم با این جملات در حق چند درصد!!! از کادر پزشکی با وجدان بیمارستانها ظلم شده است)
    یادشان رفت سر سرنگ فرو برده در رگ فرشته کوچولوی قصه ی ما را چک کنند اما یادشان نرفت سه نوبت ویزیت روزانه پزشک اطفال را دریافت کنند
    فرشته کوچولوی قصه ی ما با درد خیلی زود آشنا شد و اتاق عمل را زود تجربه کرد

    نیک می دانم که خانواده صبا کوچولو صدای شکستن شان و فرو ریختن شان را بسیار شنیده اند
    نیک می دانم انتظار مکرر پشت در اتاق عمل چقدر دردآور است
    می دانم دیدن لبخند کودکی که در آغوشش گرفته ای همه ی آرزوی مادرانه است
    و می دانم که یک باصطلاح اشتباه با روزگار آدمی چه می کند
    و دردآور این که می گویند اشتباه پیش می آید!!!!!
    به چه قیمتی نمی دانم
    برای کادر هیچ بیمارستانی و برای هیچ وزیر بهداشتی سخنی ندارم زیرا معتقدم خدایی هست که میتوان بندگان مقصرش را به او واگذار نمود و دادگاهی است که هرگز از عدل دوری نمی کند
    اما به پدر و مادر صبای عزیز
    زندگی شاخه ی یاسی است که آبش دادی
    زندگی لبخند است زندگی امید به دیدن لبخندهاست
    زندگی سادگی لبخندی است که تو انتظارش را می کشی
    کاش او می خندید

    پاسخ:

    اشک مان را درآوردی بانو …
    امیدوارم که او دوباره به خندد و روزی صبا و امیرعلی ها برایمان بگویند که چرا منتخب تحمل این همه درد شدند؟
    درود …

  6. کالیراد

    خوبان دوست داشتنی من
    فقط خواستم بگم وقتی وجدان غریبانه سفر کنه فاجعه در راهه
    نمی خواستم روزی که می شه خورشیدش بود رو ابری کنم متاسفم

  7. مهتا

    الهی بمیرم.. اقلا اگه عدالتی بود و باز هم دردش قابل تحمل تر میشد.. این که حقت بخورن و زبانشون هم دراز باشه بد جور آدم می سوزونه ..
    حقوق بشر اسلامی یعنی این.. چه انتظاری میشه داشت..
    ولی این ویز بهداشت عفریته ای که بر سر کار هست بعید میدونم اصلا دلی داشته باشه که بخواد بسوزه

  8. بانو آنيموس

    باور کنید عمو پاهام سست شده توو دلم ضعف می‌ره…این جریان صبا رو و وبلاگ پدرشو عید دیدم، اون دفعه هم همینجوری شدم. انگار داغی عبور خوون رو تو رگام حس می‌کنم که داره می‌جوشه…

  9. محمد درویش نویسنده

    لطفن تا می توانید موضوع را بازتاب دهید تا شاید خیرین بیشتری متوجه شده و به این خانواده عزیز و دردمند کمک کنند …
    سپاسگزار مهر خالصانه شما هستم …

  10. فلورا

    جناب معجزه و دولت نافخیمه ش به خانواده ی اینطور عزیزان مبلغ ۵۰۰۰۰۰۰ ریال وام قرض الحسنه میده تازه با هزاران دوندگی و گذر از پیچ و تابهای بوروکراسی به سبک ایرانی. چرا اینقدر گیر میدین.
    اما خدا وکیلی بیشتر از کارهای خانم وزیر به ” زن ” بودنش گیر میدن ومیدیم لنکرانی هم که مرد بود بهتر از ایشون کار نمیکرد.

    ممنون از اطلاع رسانی تون آقای درویش
    یکی از بستگان ما جایزه بزرگی تو یه بانک برده و وجهش رو حلال نمیدونه و تو اینطور امور مصرف میکنه شما هم تو این خیر شریکین.

  11. پارسالیلاز

    ای کاش علاوه بر این احساسات وجدان هم دخیل بود تا این بچه به این جا نمیرسید

    امیدورام این مبلغ به دستش برسد

  12. ابوطالب ندری

    درود
    شاید در این زمان که با پدر صبا فقط تلفنی حرف زده ام و ایشان رو به نماینده محترم مردم بندرگز ( گلستان ) اقای نظری مهر ، معرفی کردم و نامه ای به کمیسیون پزشکی و … انجام داده اند ولی همه می دانیم که بروکراسی اداری شاید ماهها باید دوید تازه شاید نتیجه هم نگیری.
    ولی شایسته است که دنبال مقصر نگردیم و به هر طریق ممکن مالی و حتی تماس تلفنی با این پدر ، بیشترین کمک به این خانواده باشد !
    و شاید هم بهترین سفر اخر هفته و مسافرتمان رو برای دیدن این دخترک ۷ ساله که الان باید در مدرسه بازی کند و نمراتش رو به پدر و مادرش نشون بده در گوشه ای از اتاق اجاره ای و قدیمی افتاده و شاید با دیدن شما و انرژی مثبتی که شما بهشون میدید نیرو گرفته و …
    خدا رو چه دیدید …
    بسم الله…

    پاسخ:

    درود بر ابوطالب عزیز …
    روح بزرگی داری مرد.
    همیشه دعایت می کنم …
    به امید دیدار …

  13. کالیراد

    در دنیایی که می دونی برای تغییر نیومدی
    در روزگاری که اومدی فقط برای بودن
    و آنجا که فراموشی امیرِ و سالار شده
    سنگ های درشتی که هرگز برداشتنی نیست می تونند تو رو نگه دارند
    اما باور کنیم
    برای حفظ این زندگی و برای بودن حیف که فراموش کنیم
    داریم از گذرگاهی می گذریم که میتونه زیباترین دالان تاریخ زندگی باشه
    مبداء و مقصد بهانه هایی است برای چشم باز کردن به کنار گذرهایی که یادمون می ره همسفرمون هستند و دیدن انسانهایی که هم مسیرمون هستند
    همه یه روزی به پایان راه خواهیم رسید
    افسوس از لحظاتی که بدون وجدان سپری شده
    و خوشا آنان که از نامشان به نیکی یاد کنند
    سربلند باشید و پر توان

  14. محمد درویش نویسنده

    اما من آمده ام برای تغییر …
    و فکر کنم که تغییر دادن، راحت ترین کار دنیاست …
    اگر هیچگاه به آن نیاندیشی و فقط خودت باشی …
    خود بودن و از خود بودن، راضی بودن، چنان نشاطی در آدمی می آفریند که انرژی حاصل از آن می تواند هر کوهی را به حرکت وادارد، چه رسد به آدمهایی که دوس داری تا حرکت کنند …
    درود …

  15. آنا

    امروز هم بارانی شدم با دیدن این فرشته ی کوچک خفته در بستر .

    ای کاش می شد کاری کرد . ای کاش بشود کاری کرد . ای کاش که این معجزه اتفاق بیفتد . از اعماق قلبم دعا می کنم که خداوند بزرگ دری به روی این خانواده دردمند بگشاید و برسد روزی که صبای کوچک و نازنین ما دوباره بدود و بخندد و عروسک بازی کند .
    من هم به نوبه خود این مطلب را انتشار خواهم داد .

  16. آنا

    خوشحالم …
    من هم در فیس بوک اطلاع رسانی کردم
    دست شما هم درد نکند . امیدوارم به زودی خبرهای خوشی از این گل کوچولو همینجا و از طریق شما بشنویم

  17. سروی

    از ته قلبم آرزو می کنم که حال صبای کوچک ، خوب ِ خوب بشه …

    گرچه فقط آرزو و دعا کافی نیست ، باید بخواهیم و تلاش کنیم برای اینکه جریان های مثبت کائنات رو به سمت خودمون سوق بدیم ..

  18. نیما

    چه سخته تحمل مریض داری اون هم در بیمارستان
    و چه فرسایشی است این روند هم برای مریض و هم همراهان او .
    من هم بر اساس اشتباه پزشکی یکبار تا لب گور رفته و برگشته ام .
    می دانم تلخی آن را
    دو ماه درگیر بیمارستان و تزریقات و مواد شیمیایی آن بوده ام تا اشتباه دکتر را پس بدهم .
    شاکرم خدا رو که امروز روزگار می گذرانم .
    از خدا خواستارم لبخند رو به لبان همه بیماران و خانواده آنها جاری کنه

  19. محمد درویش نویسنده

    ممنون از دعای خیرت نیما جان …
    خوشبختانه خبرها و اتفاق های خوبی دارد رخ می دهد که پس از به ثمر رسیدن کامل، آنها را در همین جا اعلام خواهم کرد …
    فعلن فقط می توانم بگویم: متشکرم خواننده های عزیز دل نوشته های درویش … از ته دل برایتان بهترین ها را آرزو دارم.

  20. هومان خاکپور

    محمدجان امشب خبرهای خوبت از بعضی هموطنان اشک ها را درآورد. هنوز انسانیت و اخلاق در سرزمین کهن مان زنده است …
    درود بر تو رفیق قدیمی که همیشه مایه افتخار و بیدار ماندنمان هستی …

  21. ابوطالب ندری

    درود بر ابر مرد ایران زمین
    اقا چه خبر ؟
    در جریان کار و کمکها ی احتمالی بزارید لطفا

    اهای مردم دنیا …
    این رو بدونید که برای من و شما و بخصوص این کار چقدر اهمیت دارد.
    وقتی که اقای درویش در روز چند پست جدید درج می کنند ولی حالا می بینیم که روی این نوشته ف علرغم مشکلاتی که ر این چند روز پیش امده ف مطلبی رو نیاوردن و نشان از اهمیت موضوع دارد.
    خداوند به شما ها و اقای درویش عزیز که زحمت زیادی کشیدند و می کشند و در اسرع وقت لبیک فرمودند خیر و برکت عطا بفرماید که یقین دارم خداوند هم کار و عمالتان را می ستاید و ناظر بر اعمال هست.
    خدایا این جماعت رو نا امید نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    خدایا ناامیدمان نکن
    شفای عاجل مریض ها

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *