کجا رفته اند ماه بانوها و ستاره های شهر؟!

    فراخنای آسمانی که از همه سو ما را احاطه کرده و عجیب تاریک، مرعوب کننده و رازآلود به نظر می‌رسد؛ شاید خیلی هم چیز بدی نباشد! وگرنه چگونه ممکن بود در این پرده‌ی تماماً سیاه، بتوانیم آن همه شعرهای جورواجور و زیبا را در ستایش درخشش ستارگان و نوازش ماه در طول هزاران سال گذشته تا امروز بسراییم؟

    و عجیب آن که انگار همزمان با افزایش دانایی ما از دنیای پیرامون‌مان و عظمت سیاه‌چاله‌هایی که ما را در بر گرفته‌اند، کمتر مجال یافته‌ایم تا بال خیال را چون پدران‌ و مادران‌مان رها کرده و در ستایش ماه و درخشش ستارگان و چشمک‌های الهام‌بخش‌شان بنویسیم و بسراییم و بخوانیم و پای بکوبیم! چرا؟

    چرا دیگر کمتر نام زیباترین دخترکان‌مان را “ستاره” می‌نهیم؟ و چرا ماه بانو، مدتهاست که به افسانه‌ها پیوسته است؟

    من دلم می‌گیرد اگر روزی تعداد ستاره‌های زمین کم و کم‌تر شود؛ در حالی که آن بالا بالاها، همچنان ستاره‌ها دارند به ما چشمک می‌زنند و با طنازی و دلبری، یادمان می‌اندازند که زندگی زیباست …

    برای همین است که از تماشای این کادر هوش‌ربا و پرواز این زوج عاشق در پناه نور ماه لذت می‌برم و فکر می‌کنم که اگر ماه نبود، آن زیبایی وصف‌ناپذیر را چگونه می‌شد اینک با هم‌نوعانم به اشتراک نهم؟

    پسین گفتار:

    و ای کاش نام شکارگر این صحنه را می‌دانستم؛ هنرمندی که بی‌شک او هم عاشق سیاهی شب است و می‌داند فروغ عشق و جبروت بی‌مثال زیبایی مطلق را همچنان باید مدیون این تاریکی و سیاهی پیور دانست.

19 thoughts on “کجا رفته اند ماه بانوها و ستاره های شهر؟!

  1. مسعود

    جوان تر که بودم که کتاب کویر شریعتی را هر از چند گاهی می بلعیدم !
    از تصوری که آدم زمینی ها ؛ پیش تر ؛ از آسمان داشته اند و در ستاره ها و کاه های درخشان ِ راه کشیده بر آسمان (کهکشان) می دیده اند … حیرت می کردم .
    شاید یاد گرفته ایم پشت هر چیزی دو دو تا چهارتایش را بدانیم و وقتی می دانیم ، لذت کم می شود !

    در ضمن ، تصویر هوش ربایی ست استاد ولی عکس ادیت نشده که نیست ؛ هست ؟

  2. محمد درویش نویسنده

    درسته مسعود جان، وقتی می دانیم؛ اغلب لذتش کم می شود. برای همین است که سهراب می گوید: کار ما نیست شناسایی راز گل سرخ …
    اما عکس ادیت نشده و میلیون ها بار در اینترنت منتشر شده و به همین شکل موجود است. منتها من عکاسش را نیافتم.
    در ضمن تبریک می گویم! فکر کنم قبل از این که مادر بچه ها را بیابی، نام دست کم یکی از فرزندان مونثت را یافتی! نه؟

  3. فیروزی

    به راستی تصویر زیباییست و جا دارد دست مریزاد گفت به عکاس با ذوق و هنرمند این تصویر.مطلب شما هم خیلی یادآوری خوبی بود استاد .تلنگری به جا تا شاید شبی سر به آسمان بگیریم و شاید در این آسمان پرغبار و آلوده ستاره ای رو هم دیدم. سپاسگزارم.

  4. فیروزی

    اما استاد احساس کردیم که شدیدن با سیاست فرزند بیشتر زندگی بهتر موافقید؟!
    بچه ها و نام یکی از فرزندان مونث؟!استاد دیگه از شما بعیده!

  5. محمد درویش نویسنده

    درسته … این یادداشت، یکی از حسرت های زمانه ماست که مدتهاست هنگام چشم بر هم نهادن در شب، یادش می رود تا به ستاره ها و ماه بانوی آسمان، شب به خیر بگوید.
    درود بر شما …

  6. محمد درویش نویسنده

    نگران نباشید خانم فیروزی! شاهدش هم این که فقط یک فرزند دارم. منتها من اندکی با مسعود جان شوخی دارم و گفتم بلکه دستی بجنباند!!

  7. سیمین

    یادش بخیر. موقعی که کوچیک بودم بعضی مواقع از سال در حیاط خانه روی تخت های سیمی (که همشهری هایم باهاش آشنایی دارند)، می خوابیدیم و هر شب قبل از خواب در دنیای آسمان و ستارگان سیر می کردیم دب اکبر دب اصغر خوشه پروین … و چه شکل های دیگری با ستاره ها نمی ساختیم. بچه های این دوره زمونه با آسمان در شب بیگانه اند!

  8. سارا

    چقدر خوبه که شما هستید و هر از گاهی زیبایی هایی رو که فراموش کردیم، در این روزگار وانفسای پلید به یادمون میارید. امیدوارم ما هم بتونیم در راه شما قدم بگذاریم.
    از خدا می خوام همیشه پاینده و برقرار باشید اول برای عزیزانتون و بعد برای این مردمی که همواره کامشون از شرنگ روزگار، تلخه…

  9. محمدی بیدهندی

    ممنون جدا عکس زیبایی است بسیار عالی و من هم با نظر سارا خانم موافقم شما یادآوری های به جا و به موقعی دارید امیدوارم تعداد آدم های مثل شما تعداد فکرهایی پاک مثل شما ریاد تر شود ما و ایرانمان نیازمند پاکی شما هستیم .

  10. محمود رضا پولادی

    درود بر شما درویش نازنین
    شوربختانه ما آدم ها عادت کرده ایم که زیبایی طبیعت را فقط در روز روشن و یا فقط در بهار زیبا ببینیم غافل از آنکه آسمان شب نیز گاه به گاه آبستن رویدادهایست که نظیر ان را در پدیده های زمینی نمی یابیم . شب را با همه ی سیاهیش دوست دارم
    راستی محمدجان ما را فراموش نکنید .
    در دیار بلوط های سرسبز برم و پریشان این فیروزه ی خفته و بیمار جنبشی را آغاز نموده ایم . جنبش بلوط کاری
    ما را رهنمون فرمائید

  11. نیما

    زیباست
    درود بر روح لطیف و زیبا شناس درویش عزیزم
    دورادور به شدت از نظر عاطفی به شما وابسته هستم
    خوشحالم برای بودن نعماتی مثل شما
    راستش در وبلاگستان فارسی که مطلب رو به سمت خشک و بی روح نویسی
    پیش میره
    نوشتن در این گونه موارد تلطیف محیطه

  12. محمد درویش نویسنده

    ممنون مسعود جان. مطمئنی؟
    و درود بر سارا، نیما، بیدهندی و سیمین عزیز …
    خوشحالم که خواندن این یادبرگ مجازی، حال تان را بهتر کرده است. چه سعادتی از این بیشتر برای درویش؟

  13. مهدي

    سلام اسم دخترم که ۹ ماهشه ستاره است
    من اسم ستاره رو خیلی دوست داشتم واسه همین اسم دخترم روستاره گذاشتم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *