اروند درویش
-
روزی که پدر از من عذرخواهی کرد!
شنبه شب گذشته جای شما خالی رفته بودیم پیتزا 8 در سعادت آباد تا دلی از عزا درآوریم! وقتی نوبت فیش ما شد، من رفتم…
-
فیگور اروند در آستانه 13 آبان 1388
همینجور الکی نمیدونم چرا از این روز خوشم اومده و از پدر خواستم تا ثبتش کنه! به هر حال هر چی باشه روز ماست دیگه!…
-
فیگور اروند در آستانه 13 آبان 1388
همینجور الکی نمیدونم چرا از این روز خوشم اومده و از پدر خواستم تا ثبتش کنه! به هر حال هر چی باشه روز ماست دیگه!…
-
زنده باد ماه منیر هوایی!
امروز به دیدن نمایشگاهی از نقاشیهای یک دختر 13 ساله رفتم به نام ماه منیر هوایی در محل موزه دکتر سُندوزی. نقاشیهای خوشگلی کشیده بود…
-
طنابكشي در ادارهي پدر!
اين عكسها هم البته بايد خيلي زودتر منتشر ميشد تا آيندگان بدانند كه اروند از همون كوچولويي مثل معني نامش، پهلوان بوده و هر طرف…
-
نامه اروند به خدا
در هفتمین روز از مهر ماه 1388، خانم فرح باطبی، معلم دوست داشتنی و عزیز من از بچههای کلاس خواست تا هر یک نامهای به…
-
سانس فران سیس کو!
شب، داخلی؛ قبل از شروع سریال مسافران: اروند: پدر، سانس فران سیس کو یعنی چه؟ پدر (در حالی که مشغول دون کردن انار روستای چشمه…
-
خوش به حال جراحان!
میدونم که خیلی وقته این خونه سوت و کوره. اما باور کنید، تقصیر من نیست. اتفاقاً من شاید هیچوقت اینقدر که این روزها شاد…
-
پیام یک هندوانه کوچولو!
پرورش اولین هندوانه زندگیم در گلدان! 24 شهریور سال 1388 روز بزرگی در زندگی من است؛ زیرا توانستم عملاً به پدر ثابت کنم که…
-
بابابزرگ هم رفت …
خیلی نامردیه … همین تازهگی ها بود که داشتم به پدر میگفتم: دلم واسه مامان بزرگ تنگ شده … چرا اونقدر او زود رفت؟! حالا،…