پرندگانی که زباله‌های ما را می‌خورند و می‌میرند تا جهان زیباتر به نظر رسد!

چرا کاری می کنیم که به قانون زمین بربخورد؟!

      نظرتان در باره‌ی آن پرنده‌ای که می‌رود تا من و تو در جهانی زیباتر بمانیم چیست؟ نظرتان در باره‌ی این جمله از جبران خلیل جبران چیست؟
     «شما آنگاه خوبید که از خویشتن خویش ببخشید.»

کریس جردن

    بیایید با هم نظری بیافکنیم به مجموعه تصاویری که کریس جردن، یک عکاس معناگرا و طبیعت دوست آمریکایی اخیراً در تارنمایش منتشر کرده است و بیشتر از ذهن وراجم مدد نگیرم!

زباله ها را در درون شکم این پرنده می بینید؟!

     مگر نه این است که «جایگاه انسانیت قلب خاموش اوست، نه ذهن وراجش»؟
    به خدا در مشاهده‌ی این تصاویر، خاموشی بدجوری قلب‌ها را به تسخیر می‌اندازد. نمی‌اندازد؟

7 thoughts on “پرندگانی که زباله‌های ما را می‌خورند و می‌میرند تا جهان زیباتر به نظر رسد!

  1. مهتا

    انگار این به قولی اشرف مخلوقات آفریده شده که جنایت کنه در حق موجودات دیگه 🙁

    پاسخ:
    متاسفانه انگار بی انگار! حتماً!

  2. محمود رضا پولادی

    سلام استاد درویش
    اشرف مخلوقات بودن به این است که ما در حق دیگر موجودات پدری کنیم نه اینکه خود را مالک بلامنازع دنیا و هر آنچه در اوست بدانیم و برای دیگر موجودات ارزشی قائل نباشیم

    پاسخ:
    دمت گرم که حرف حق می زنی … به راستی که دهان گلخانه فکر است.

  3. شقایق

    بعضی وقتها نگاه آدم تلخه ولی حقیقته… .

    پاسخ:
    اون موقع ها بهتره آدم نگاهشو سانسور کنه!

  4. کالیراد

    روباه و زاغ

    و زمین قد دلت می بخشد
    آسمان با کرمت می بخشد
    زاغی قصه ما؛ روزگاریست ندیدست پنیر
    روبهک در پی یک زاغی نیست
    او بدنبال کسی میگردد
    روبه قصه ی ما
    به گمانم شاکی است
    او بدنبال درختی است که رویش زاغی است
    قصه مان گم شده است
    در هیاهوی زمان، یا در اندیشه ی آبادانی
    اتوبانی است در اندیشه ی روباه غریب
    زاغی قصه ی ما،راه را می جوید
    او در اندیشه ی فرداها نیست
    او بدنبال پنیری است که باید باشد
    روبهک جستی زد
    زاغی قصه ی ما چرخی خورد
    اتوبان است رفیق
    نه درختی است نه آبادانی
    قصه مان راه به بیراهی برد
    قصه مان گم شده است در هیاهوی زمان نه در اندیشه ی آبادانی
    روبه قصه ی ما به گمانم شاکی است
    زاغی قصه ی ما راه را می جوید

  5. نگار

    با دیدن این تصاویر، قلب آدم بدجور به درد میاد …
    شاید اغراق آمیز باشه ولی دست خودم نیست یکی از درونم میگه : نباشم روزی که مرگتو، غمتو ببینم پرنده 🙁

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *