احتمال مرگ زنان در بلایای طبیعی، ۱۴ برابر مردان است!

زنان 14 برابر بیشتر از مردان در خطر مرگ در اثر بلایای طبیعی هستند

     تازه‌ترین بررسی‌های صورت گرفته توسط برنامه توسعه سازمان ملل متحد – UNDP – نشان می‌دهد که زنان در مواجهه با حوادث و رخدادهای طبیعی مرگ‌بار، ۱۴ برابر بیشتر از مردان و درست به اندازه کودکان آسیب‌پذیر بوده و جان‌شان در خطر است. این در حالی است که آمارها نشان می‌دهد متوسط عمر زنان در دهه‌های اخیر به مراتب بیشتر از مردان بوده و همچنان این منحنی به سود زنان در حال اوج گرفتن است!
    کسی می‌داند چرا؟

سیل ها و زن ها ... قصه تکراری این سال ها و آن سال ها ...

   من فکر می‌کنم دلیلش را بتوان در این تصویر دریافت …
   حقیقت این است که زنان- اغلب –  بیشتر از مردان به خانواده تعلق خاطر دارند و حاضرند در پای آن خویشتن خویش را نیز سخاوتمندانه به خطر اندازند.
و انسان‌هایی که از خود می‌گذرند، کیفیت بهتر و زندگی سالم‌تری را می‌توانند تجربه کنند.

یک مادر و کودک فیلیپینی گرفتار آمده در سیل

برای همین است که می‌گویم:
نترسیم از آن که روی یک قطره‌ی باران بنویسیم: دریا
یا روی یک برگ بنویسیم: باغ!

روی برگی
تو نوشتی : باغ
روی یک قطره‌ی باران درشت
من نوشتم: دریا دریا دریا
و در آن لحظه
زنی
چشم‌هایش را
به کبوترها
بخشید …
              رضا براهنی

28 thoughts on “احتمال مرگ زنان در بلایای طبیعی، ۱۴ برابر مردان است!

  1. اشکار

    به همین دلیل است که ما آقایان محترم اینقدر به بانوان به هر رنگ و نژاد و قد و رنگ مو (نه البته هر سنی!) ارادتی خاص داریم
    بقول رودکی زن و دندان هردو از بزرگترین نعمت های جهان هستند

    پاسخ:

    با جمله رودکی مشکل دارم! قبل از هر چیز باید یاد بگیریم و عملا نشان دهیم که “زن” یک کالا نیست و نمی شود با قیدهایی که بوی مالکیت می دهد از او یاد کرد. فرق زیادی ندارد که بگوییم: “زن من” یا “زن خوب من” یا “مرد من” یا “کتاب من” یا “بنز من” یا …

  2. شقایق

    خیلی موافقم؛ انسانهای از خود گذشته زندگی با کیفیت تری را تجربه می کنند.

    پاسخ:

    این دنیا یک قانون جادویی دارد: ببخش تا بخشیده بشی؛ محبت کن تا محبت ببینی و جان بر کف باش تا جانت بیمه باشد.

  3. شقایق

    عکس آن مادر و کودک فلیپینی و عکس آن مادری که تا پای جان برای دلبندش مایه گذاشته ؛ خیلی زیبا بودند.

    پاسخ:
    آن عکسی که می گویید گمان برم متعلق به سیل سال گذشته در یکی از ایالتهای جنوبی هند باشد.

  4. شقایق

    در ضمن ؛ خوشحالم که می توانم از پنجره ای که شما برایم گشودید ؛ دنیا را با رنگ انار ببینم… .

    پاسخ:
    انار همه چیزش خوب است! هم طعم های متنوعش، هم رنگهای گوناگونش و هم فواید پرشمارش. درخت انار هم یکی از مقاوم ترین درختان مثمر نسبت به شرایط سخت اکولوژیک است. از این ها گذشته، انار برای من یادآور سرزمین مادری است …

  5. آنا

    در برابر این پست نمی شود سکوت کرد و مراتب تشکر خود را از اظهار نظر صادقانه و منصفانه نگارنده اعلام نکرد .

    پاسخ:

    خوشحالم که سکوت شکن شد این یادداشت! درود …

  6. مهتا

    آخیش خوشم اومد که زن هستم 🙂

    پاسخ:
    اصلاً چرا باید کار به جایی برسد که ما از زن بودن یا مرد بودن خود، خوشمان بیاید یا نیاید؟! مشکل برخی از شما زنها همین است! این که در اغلب اوقات از “زن بودن” خویش راضی نیستید، حتا اگر در ظاهر چیز دیگری نشان دهید! باور دارم که اگر روزی بتوان این احساس نارضایتی جنسیتی را از زنان حذف کرد، بهشت در لحظه آشکار می شود. هم برای زنان و هم البته برای مردان. در آن روز دیگر حتا نیازی نیست تا روزی به نام زن در تقویم داشته باشیم! همانگونه که هرگز لازم نبوده تا روزی به نام تاجر داشته باشیم!

  7. یک وبگرد

    ما مخلص همه خانمهای محترم هم هستیم!!!۰

    پاسخ:
    پس چرا یه موقع‌هایی اونقدر حرصشان را درمی آوری پسر؟!

  8. تكتم بهاردوست

    جناب درویش با سلام

    من خبرنگار روزنامه قدس هستم.می خواستم در صورت تمایل حضرت العالی گفتگویی تلفنی با شما داشته باشم در صورت امکان تلفن تماستان را عنایت کنید.
    با تشکر

  9. کالیراد

    تو خود را نجات داده ای

    زمانی که کودکت را در آغوش می گیری
    تمام حس خوب بودن و حس خوب بودن از آن توست
    وقتی اولین لبخند کودکت را تجربه می کنی
    تمام حس خوب داشتن از آن توست
    وقتی اولین قدم را بر میدارد
    تمام حس خوب بالیدن از آن توست
    وقتی اولین بار مادر صدایت می کند
    بهشت را زیر پایت احساس میکنی
    وقتی احساس می کنی خطری در راه است
    خود را از یاد میبری
    او تمام داشته هایت است
    ورق های زندگیت
    تمام حس خوب بودن و حس زیبا و خوب بودن
    او خود تو است
    تو خود را نجات داده ای
    او آئینه ی تو است
    او خود خود تو است
    ثمره ی زندگیت و قدرت تحمل دردهایت
    تمام داشته هایت را در آغوش می گیری
    ثمره ی بودنت

    پاسخ:
    این جملات خیس، ترجمه ی توانا و بی رقیبی برای آن تصویر مادری است که فقط چشمانش از آب بیرون مانده و می کوشد تا “ثمره ی بودنش” را نجات دهد. ممنون که کلبه مجازی درویش را پرشمار نورانی می کنید …

  10. عسل مهر

    چقدر خوب بود . ممنون از شما و آقای براهنی و خدارا شکر هنوز انسانهائی هستند که این حقایق را می بینند. دیدید آقای وبگرد خانم ها این جوریند.!

    پاسخ:
    او البته دیده است! شک ندارم!! البته گمان دارم که او همه “جورش” را دیده است! ندیده است؟

  11. شقایق

    خانم کالیراد عزیز ,نوشته تان حق مادری را چه شیرین ادا کرده است…قلمتان سبز .

    پاسخ:
    حضور کالیراد، افتخاری است برای دل نوشته های درویش … درود.

  12. یک وبگرد

    بله!ما که گفتیم خانم ها خوب جوریند و ما هم ارادتمند همه عزیزان هستیم!!!

    پاسخ:

    “عزیزان” را خوب اومدی؛ منتها در نگاه اول! چون اگه یکی دوبار آن را بخونی، درمی یابی که یه جورایی حکم اعدامت را هم امضا کرده ای! نکرده ای؟

  13. عمو محسن

    زندگی یافتن سکه دهشاهی در جوی خیابان است
    زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من و تو برود
    زندگی ضرب زمین در ضربان دلهاست

    فراموش نکن این ضرب حاصلش در ماشین حساب ( ببخشید ماشین حساب قدیمی شده ، در کامپیوتر ) نمایان نمی شود.
    اگر می خواهی حاصلش را ببینی کمی از بستر کانالیزه شده تکنولوژیک زندگی بد آ .
    اندکی تامل کن ، اندکی دیگر ،
    و بعد به ذهن هائی بیاندیش که غبار منطق ریاضی را بر روی بستر نرم و روان زندگی گسترانده اند.
    روزی قرار بود منطق ریاضی ، علم ، صنعت در خدمت زندگی قرار گیرد
    اما این روزها ” زندگی ” هامان در خدمت علم و صنعت قرار گرفته است .
    علم و صنعتی که ربایش های عجیب زیبائی بدنبال دارند و از آن سو انگیختگی های بیکرانی که این انواع pc های کم حجم در ” انسان ” فراهم میآورند. ” زن ” و ” مرد ” هر دو از هوشمندی های فراوان برخوردارند مسئله طول عمرشان بر حسب نگرش آنان است به زندگی .
    تو بگیر از دوران ایل و عشیره و زندگی بدوی تا امروز . در این بستر بدور از ” اعتیاد ” به امار و ارقامی که در این راه خیلی برایم پر ارزش نیستند . همواره کهن سالان خانواده ، فامیل ، و جامعه را زنان تشکیل داده ان و هرچه به دوران معاصر نزدیک تر شده ایم این فاصله کمتر شده است اگر چه هنوز سهم زنان بیشتر است . ببین چه تحقیقاتی برای ” بهینه ” نمودن کار انسان ها انجام داده اند . گستره این تحقیقات بسیار گسترده است . حتا از زندگی ساده و مهربانانه اقوامی از هندی ها وام گرفتند تا مشکلات حاصل از بهره گیری انسان از ابزار تکنولوژیک را رفع نمایند . باز هم نشد . آنچه این روز ها بدان آویخته شده اند انگیخته نمودن انسان است در برخورد با گستره کاریش . …………………………… در گریز از این بحث برایت بگویم که راز این تفاوت در بین زنان و مردان انگیزه ذهنی زنان است به زندگی زردی که برای مردان احساسش بیرنگ ئر شده است

    پاسخ:
    بدتر آن که بسیاری از مردان دیگر نه مجال و نه حسش را دارند که “رنگها” را ببینند! چه رسد به این که بخواهند به تحلیل شان پرداخته و در پای شان درنگ کنند. رنگ “زرد” هم یکی از مظلوم ترین رنگها در پیشگاه اغلب مردان است! در صورتی که زرد ؛ یعنی زندگی! درود بر محسن عزیز که هنوز در هیچ قالب آنالیزه شده ای جای نمی گیرد! می گیرد؟

  14. شاهرخ جباری

    استاد سلام

    واقعا” خسته نباشید چون ما این روزها به گرد خواندن مطالب شما هم نمی رسیم، حالا شما با چه وقت و انرژی و پشتکاری به تحقیق و نوشتن و لینک و… می رسید خدا به شما قوت بدهد

    پاسخ:
    درود بر شاهرخ عزیز … ممنون از دلگرمی هایت … همین همراهی هاست که انرژی می آفریند برادر!

  15. کالیراد

    درویش گرامی ،بازم تشکر از سهیم کردن دوستان در دیدن سمبل های عاشقی
    نوشته های بالا از دوستان زمینی قدمی است برای دوباره متولد شدن، دوباره دیدن و زیبایی رو زیبا دیدن و باور اینکه زندگی نقطه ی اوجی است فراسوی زمین.
    بازم مرسی،مرسی،مرسی

    دوستی می گفت:
    همه ی عشق سلامی است به دوست
    گل لبخند سپیدی است به یاس
    قطره اشکی است زلال
    نم باران به زمین
    عشق یک خاطره نیست
    عشق در خاطرهاست
    عشق لبخند سپیدی است به یاس
    یاس هم سمبل یک لبخند است
    گوشه چشمی است به دوست

  16. محمد درویش نویسنده

    یاس؛ سمبل یک لبخند که نه! نشانه ی استواری از نوشخند عطرآگین مادر طبیعت به همه زیستمندانش است. امید که قدر یاس ها را بدانیم و دلیل حضورشان را بفهمیم.

  17. کالیراد

    آنچه این قلم را جوهره ی حرکت می دهد، زیبایی هایی است که در نام شقایق عزیز و نوشته های دلنشین و صادقانه دوستان خوب این وبلاگ یافتنی است. راستی نیرو محرکه اش نوشته های جناب درویش گرامی است.
    بر دیدگانم منت می نهید که حرکت قلمم را می کاوید.
    سپاس بیکران نثار شقایق عزیز

  18. شقایق

    شرمنده شدم…حرکات آهنگین قلم شماست که دل را گاه می نوازد , گاه نهیب می زند و گاه شور می آفریند… .
    خوش حالم که در پس نوشته های مهندس درویش چون شمایی را شناخته ام.
    زنده و پر توان باشین.

    پاسخ:
    من هم خوشحالم … کالیراد از آن دسته آدم هایی است که در محیطی که می شود ضربان دلها را احساس کرد، سونامی می آفریند! کاش آن جور محیط خیسی همیشه برایش مهیا باشد تا هرگز به نقطه پژمردگی نرسد…

  19. سروی

    در سایت شیوا مقانلو مطلبی خواندم درباره ی “روز جهانی عدم خشونت علیه زنان ” .فوق العاده بود . درست مثل مطلبی که شما نوشتید . هم نظر شما و هم نظر خانم مقانلو را قبول دارم.

    مادرم می گوید “مادر بودن” اکتسابی است نه ذاتی.می گوید بعضی زنان می زایند اما پرورش نمی دهند اما بعضی دیگر شاید توان زاییدن نداشته باشند اما بلدند(بلد شده اند) که بپرورانند .

    مادرم می گوید باید یاد بگیری که مادر خوبی باشی…مادرم هیچ وقت دروغ نمی گوید .

    پاسخ:
    خوشحالم که با تمام وجودت درک کرده ای که مادران هرگز – دست کم – به فرزندان شان دروغ نمی گویند. هر چند اگر ظاهراً همه ی واقعیت را هم گاه ترجیح دهند که به جگر گوشه هاشان منتقل نکنند. خوشحالم که قدر مادرت را می دانی … امید که روزی برسد که آدمها اسیر زن بودن یا مرد بودن خود نباشند و به گوهر خویش بیاندیشند … انسانم آرزوست. درود بر سروی عزیز …

  20. کالیراد

    بازم مرسی از اینهمه لطف و صفا

    اگر در این گردستان تیله رنگی
    عاشق شدی نمره ات ۲۰
    عاشق ماندی نمره ات ۱۰۰
    و اگر عاشق رفتی نمره ات شاخه ی مریم
    همیشه عاشق باشید و سربلند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *