اروند درویش
-
-
-
-
-
-
يه مرده … ديگه برنميگرده!
امروز يه جوك خيلي كوتاه، امّا توپ توپ واسه ماماني و پدر تعريف كردم كه خيلي حال كردند! گفتم: اينجا هم بگم تا شما هم…
-
تا حالا خودت رو جاي مامان گذاشتي؟!
شب، داخلي، 8 بعدازظهر شنبه، 15 ديماه 86 اين ديالوگ بعد از پايان مشق شب و انجام ديكته توسط مامان به اروند، بين او و…
-
ماجراهاي يك روز برفي
امروز (12 دي ماه 86) برف مياومد، چه برفي … خوشگل، بلوري و از هميشه سفيدتر … اونقدر كه تصميم گرفتم يه برفبازي…
-
اروند در آب!
تقديم به طرفداران خودم! روز ؛ داخلي ؛ آشپزخانه! اروند: مامان اون سه تا خط سفيد چرا تو سرت بوجود اومده؟! مامان( درحالي كه…
-
من چه جوري ، رو بچهام اسم بذارم؟!
دوشنبه هفته پيش داشتيم با مامان از آموزشگاه موسيقي سارنگ برميگشتيم و من سعي ميكردم به هر زحمتي كه هست تابلوي مغازهها رو…