بایگانی دسته: فقر سیاسی

بزرگواری کنید و دیگر هرگز خرس را نماد نفهمی نخوانید جناب بزرگواری عزیز!

    نخست:

    هفته گذشته، حجت‌الاسلام سید علی محمد بزرگواری، نماینده مردم کهگیلویه، بهمئی، چرام و لنده در مجلس شورای اسلامی، طی سخنانی شگفت‌انگیز خرس را نماد نفهمی معرفی کرده و انتخاب آن را از سوی سازمان حفاظت محیط زیست به عنوان نماد طبیعت استان کهگیلویه و بویر‌احمد، نوعی توهین به مردم شایسته‌ی این خطه دانست و گفت:اجازه نخواهد داد عده‌ای کوته‌بین، اینچنین به مردم استان توهین کنند. بزرگواری همچنین قول داد که موضوع را پیگیری کرده و به سازمان حفاظت محیط زیست تذکر خواهد داد. در انتها هم خواهان معرفی نمادی مناسب برای محیط زیست استان شد که توهین به مردم کهگیلویه و بویراحمد نباشد. ادامه‌ی خواندن

دیپلماسی محیط زیستی؛ راه نجات هامون و سیستان

    حال هامون خوب نیست؛ درست مثل حال بختگان که انگار بخت از او قهر کرده یا حال پریشان که مانند دیگر زیستمندان ساکن در اطرافش، به شدت پریشان حال شده و یا ارومیه که امیدش شاید به آخرین برف سفید در زمستان 92 باشد … با این تفاوت که احتمال درک برف توسط هامون، به مراتب کمتر از ارومیه است؛ با این وجود، امکان احیای دوباره‌ی این پهن‌پیکرترین آبگیر خاوری وطن، بسیار بیشتر از ارومیه است! چرا؟

    برایتان می‌گویم … ادامه‌ی خواندن

از سری حیرت‌انگیزترین سدهای مخزنی جهان در خراسان جنوبی!

    تاکنون از همین قلم به سیاهه‌ای از سدهای شگفت‌انگیز ساخته شده در کشور اشاره شده است؛ سدهایی چون 15 خرداد قم، کریت طبس، گتوند خوزستان، شهید مدنی تبریز و … در یادداشت پیش‌رو هم به بهانه‌ی سفر اخیرم به دیار دوست‌داشتنی طلای سرخ (قاین)، کوشیده‌ام تا از یک سد شگفت‌انگیز دیگر و جانمایی حیرت‌آورش رونمایی کنم … ادامه‌ی خواندن

بیاییم دست به دست هم، از حضور یوزپلنگ آسیایی در ایران و برزیل حمایت کنیم!

یوزپلنگ ایرانی را دریابیم

    جام جهانی فوتبال 2014 برزیل  در راه است و خوشبختانه جوانان توانمند ایرانی، بار دیگر نشان دادند که استحقاق حضور در این مهم‌ترین رویداد ورزشی جهان را دارند؛ رویدادی که شمار بینندگان آن در سراسر گیتی، قابل مقایسه با هیچ رخداد دیگری در حوزه ورزش، سیاست،  هنر و … نیست. باید از این فرصت استثنایی استفاده کرده و توجه جامعه‌ی جهانی را متوجه زیباترین و تیزپاترین گربه‌سان جهان، یوزپلنگ آسیایی کنیم؛ یوزپلنگی که فقط هفتاد قلاده از آن باقیمانده و فقط در ایران.

    به همین بهانه، امروز یادداشتی در خبرآن لاین منتشر کردم و در آن، پیشنهادی را به فدراسیون فوتبال ایران ارایه دادم که امیدوارم به کمک یکدیگر بتوانیم، زمینه‌ی تحققش را فراهم سازیم. در همین ارتباط صبح امروز موضوع را با دکتر زکریا یازرلو، معاون آموزش و پژوهش سازمان حفاظت محیط زیست مطرح کردم که خوشبختانه ایشان به شدت از موضوع حمایت کرده و قول دادند که با همکاری وزارت خارجه و مسئولین ارشد وزارت ورزش، این موضوع را پیگیری کنند. همچنین، هومن جوکار عزیز، مدیر پروژه بین‌المللی یوز در ایران هم حمایت بی چون و چرای خود را از این پیشنهاد اعلام کرد. برخی از خبرنگاران دلسوز و مطرح کشور در حوزه محیط زیست از جمله مژگان جمشیدی و اسدالله افلاکی هم به نگارنده قول دادند بیشینه‌ی تلاش‌شان را خواهند کرد تا این موضوع انعکاسی بایسته‌تر در جامعه بیابد.

    ضمن سپاس از همه‌ی آن عزیزان، همچنان انتظار دارم که بکوشیم دست به دست هم و برای اعتلای نام طبیعت عزیز ایران و نماد شکوهمندش، این پیشنهاد را عملی سازیم.

    ما باید به جهان نشان دهیم که در ایران مردمانی زیست می‌کنند که نگران زندگی گربه‌سانی چون یوز هستند. ما باید ثابت کنیم که حفاظت از زیگونگی حیات (تنوع زیستی) در شمار اصول خدشه‌ناپذیر اغلب ایرانیان طبیعت دوست است. ایرانی، هرگز جنگ‌طلب و برهم‌زننده‌ی امنیت جهانی نبوده و ثابت خواهد کرد که در شمار مسئولیت‌پذیرترین شهروندان جامعه جهانی است. اگر چینی‌ها نگران پانداهای خود هستند، اگر روس‌ها با المپیک زمستانی در صدد هویت بخشی دوباره به پلنگ قفقاز هستند؛ اگر در برزیل مردم می‌کوشند تا به مدد فوتبال، آرمادیلو را از خطر انقراض نجات دهند؛ ما هم نشان خواهیم داد که سزاوار زیستن یوزپلنگ آسیایی – انحصاراً – در ایران هستیم.

    پس لطفا شما خواننده عزیز مهار بیابان‌زایی هم در پرطنین‌تر شدن این درخواست و پیشنهاد محمّد درویش، یاریم کنید.

سپاس …

برای قم نگرانم! شما چطور؟

    قم را دوست دارم … شهر کودکی‌ها و نوجوانی‌هایم بوده است. خدابیامرز، پدربزرگم که “باباگله” صدایش می‌زدیم، یک مزرعه‌ی 12 هکتاری داشت به نام حسین آباد در نزدیکی سلفچگان که در کنارش رودخانه‌ای پر از آب و ماهی هم جریان داشت. در بالادستش هم کاریز حسین آباد، همواره از آب لبالب بود و دلخوشی من این که کی تابستان می‌شود و دوباره می‌توانم به مزرعه باباگله و نزد باغبان مهربانش، حاج عبدالله بروم که خدا رحمتش کند … در آنجا باغ انار و انجیر و جالیز خیار و بادمجان و خربزه بود و عشق می‌کردم از این که اجازه داشتم در آبیاری آن مزرعه کمک کنم و بعدازظهرها هم البته در گرمای سلفچگان، تنی به آب رودخانه بزنیم … برای همین است که هنوز هم، از روی شکل و پیکره‌ی درختان انار، اغلب می‌توانم تشخیص دهم که میوه درخت شیرین است یا ترش یا ملس و یا انار سیاه است …

    یادم هست در نزدیکی‌های پیروزی انقلاب که مدارس هم در همه جای کشور تعطیل شده بودند؛ از نجف آباد اصفهان آمده و مدت زیادی در منزل باباگله در خیابان صفائیه قم ماندگار شدیم و مثل خیلی از بچه‌های هم سن و سالم (آنهایی که 12 یا سیزده بهار بیشتر از زندگی را درک نکرده بودند) به خیابان‌ها می‌ریختیم و فریاد می‌زدیم: اگه خمینی دیر بیاد، سه راهی‌ها از قم می‌آد! و آنگاه وقتی مأمورین گارد به دنبال‌مان می‌دویدند، خود را به رودخانه قم‌رود در پشت منزل پدربزرگ رسانده و متواری می‌شدیم … رودخانه‌ای که آن روزها هنوز آب داشت و ما کلی گل‌بازی می‌کردیم آنجا با خاک رس ماندگار و شکل‌پذیرش، اما حالا نه‌تنها دیگر آبی ندارد، که بدل به یک بلوار دوطرفه هم شده است!

    خلاصه این که این‌ها را نوشتم تا بگویم: چرا قم را دوست دارم و برایم این شهر و مردمانش، یادآور بخشی از شیرین‌ترین خاطرات زندگیم هستند. با این وجود، این‌سال‌ها هرگاه به قم می‌روم، دلم بیشتر از بار قبل و سال قبل‌ترش می‌گیرد و نگران‌تر از آینده‌ی این شهر و مردمانش می‌شود.

    نوشتار پیش‌رو، شرح بخشی از دلایل این نگرانی است … ادامه‌ی خواندن

لطفاً از ساخت سد تنگ سرخ منصرف شوید!

    یک دانشمند نامی وطن با وجاهتی ملّی و اعتباری بین‌المللی اخیراً هشدار داده است که چنانچه همچنان مدیریت آب استان فارس بر ساخت سدی موسوم به تنگ سرخ در بالادست دریاچه مهارلو اصرار بورزد، ممکن است آیندگان دیگر شیراز را خانه‌ی دانش ننامند، بلکه دیار فرزانگانی چون سعدی و حافظ با نام سرای نادانی در حافظه تاریخ ثبت شود! چرا؟ مگر چه اشتباه فاحشی رخ داده است؟ چگونه است که مدیریت حاکم بر آب کشور این اشتباه فاحش را نمی‌بیند؟ موضع مسئولین محلی در این میان چیست؟ نوشتار پیش رو، کوشیده است تا پاسخی ارایه دهد بر همه‌ی این پرسش‌ها … ادامه‌ی خواندن

روزنامه‌ها و فقر محیط زیست!

    روزنامه فرهیختگان در شماره 30 تیر 1392 خود به درج گفتگوی صریح و انتقادی نگارنده با خبرنگار خویش، سرکار خانم سمیه متقی پرداخت که در آن نسبت به لکنت‌های موجود در تیم‌های محیط زیستی روزنامه‌های کشور، به ویژه فرهیختگان اعتراض کرده و مورد نقد قرار داده بودم. ضمن قدردانی از مدیریت روزنامه که سخنان مرا تقریباً بدون حذف منتشر کرده‌اند، در ادامه متن این گفتگو را با هم می‌خوانیم. در ضمن، آرمین منتظری عزیز (دبیر صفحه) هم پاسخی به نقد من داده‌اند که در اینجا می‌توانید آن توضیحات را هم ملاحظه فرمایید.

    به امید آن که روزی را شاهد باشیم که در آن، حضور رکن چهارم دموکراسی به صورتی پویا و تخصصی در جامعه، اجازه فساد و تباهی در بخش محیط زیست و منابع طبیعی را به هیچ مدیر و دولتمردی ندهد. ادامه‌ی خواندن

در برابر این سیلی ، همه باید واکنش نشان دهیم!

    حاج محمود شکری، عصبانی شده و ظاهراً با نواختن چند سیلی و ضرباتی ناهماهنگ به همراه ادبیاتی غیربهداشتی بر رحمت‌اله رحمانی، رحمت واقعی را نشانش داده است! ادامه‌ی خواندن

کدامیک مصیبت است جناب استاندار فارس؟!

    نوشتار پیش رو در صدد طرح یک پرسش ساده است؛ این که چرا اغلب در عالی‌ترین سطوح حکومتی هم ابتدایی‌ترین موازین، راهبردها و آموزه‌های محیط زیستی نه تنها درک نمی‌شود، بلکه با آنها به دیده‌ی موانع سد راه توسعه برخورد می‌گردد! مشکل از کجاست هموطن عزیز من؟

مصیبت واقعی چیست؟

وقتی که محمدی زاده ، صادق خلیلیان را شرمنده می‌کند!

شرح این شرمندگی را در خبرآن لاین بخوانید …

ویژگی‌هایی که فرد شماره یک ساختمان پردیسان باید داشته باشد و نباید داشته باشد؟!

رییس سازمان حفاظت محیط ایران در کابینه یازدهم، هم باید یک سلسله ویژگی‌ها داشته باشد تا سازمانش را به جایگاهی که باید برساند و هم آن که بری از گروهی از ویژگی‌ها باشد تا سبب دور ماندن آن سازمان از مردم نگردد. ادامه‌ی خواندن

باغ گیاهشناسی نوشهر صدها برابر پارک گزی استانبول می‌ارزد! نمی‌ارزد؟

کلیک کنید

    قطع چند اصله درخت در پارک تفریحی گزی در استانبول ترکیه، دولت مقتدر اردوغان را حدود یکماه است که با بزرگترین چالش در طول دوران حیات سیاسی‌اش روبرو کرده و حتا احتمال پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا را از همیشه ضعیف‌تر ساخته است. چگونه است که احتمال تغییر کاربری یک پارک چند هزار متری در استانبول توانسته مردم و فعالان محیط زیست را اینگونه به خیابان‌ها کشد، اما تخریب دیرینه‌ترین باغ گیاه‌شناسی ایران در نوشهر به مساحت 350 هزار متر مربع حتا نتوانسته یک ده هزارم آن واکنش را در نزد مردم نوشهر و مازندران برانگیزد؟!
ما کجای راه را اشتباه رفته‌ایم؟
در باره‌ی این ناسازه‌ی دردناک، یادداشتی نوشته‌ام که می‌توانید در صفحه وبلاگ نخبگان در خبرگزاری خبرآن لاین مطالعه فرمایید.

    هرچند که همچنان امیدوارم با اطلاع رسانی شایسته‌تر، ایرانیان طبیعت دوست هم فردا درس بزرگی به درخت افکنان طبیعت ستیز خواهند داد! نخواهند داد؟