بایگانی دسته: ايران

عکس‌هایی که بی اختیار هر حال بدی را خوب می‌کند! نمی‌کند؟

کلیک کنید

    نگاه کنید به قاب زیبایی که حسین اسماعیلی، عکاس خوش ذوق خبرگزاری مهر برای ما انتخاب کرده و لذت ببرید از زندگی در سرزمینی که نامش ایران است و به رغم همه‌ی زخم‌ها و دشواری‌هایی که می‌دانید و می‌دانیم که بر آن تحمیل شده، مردمانی دارد که مترصد یافتن بهانه‌ای برای پایکوبی هستند. ادامه‌ی خواندن

برای امیدی که رفت تا امیدمان زنده بماند …

    حرکت جوانمردانه امید عباسی، روز گذشته با اهدای کلیه و کبد از کالبد بی جانش، کامل شد تا اسطوره‌ای به اسطوره‌های پرشمار وطن افزوده شده و از این که در این بوم و بر می‌زییم؛ در کنار چنین انسان‌های شریفی، بیش از پیش به خود ببالیم و با افتخار ایرانی بودن‌مان را به رخ بکشیم. ادامه‌ی خواندن

یک روز خوب در سیراچال

    مطابق رسم اردیبهشت در این سال‌ها، مردمان نیک نهاد و سبزاندیش فراوانی امروز – ششم اردیبهشت ۱۳۹۲ – هم به دعوت مصطفی خوشنویس عزیز لبیک گفته و خود را به سیراچال رساندند … ادامه‌ی خواندن

لطفاً از مهار بیابان زایی در یک مسابقه جهانی حمایت کنید!

از مهار بیابان زایی حمایت کنید

    به مهار بیابان زایی رفته و دستش را بگیرید تا در یک مسابقه جهانی و از بین سیزده رقیب بین المللی خویش، سربلند بیرون آید.

سپاسگزارم.

حال طبیعت که خوب باشد، بهار را همیشه عشق است!

    چگونه می‌شود به بهاری اندیشید و نوروزی را مجسم کرد که در آن، سبز شدن دوباره‌ی طبیعت، رویش دوباره‌ی گل‌ها و پرواز و نغمه‌خوانی دوباره‌ی پرنده‌های عاشق را نتوان درک کرد؟ شاید برایتان جالب باشد که بدانید تلاش برای یافتن پاسخی بر این پرسش رؤیاپردازانه‌ی کابوس‌وار، سبب شد تا نهضت جهانی مدرن محیط زیست در بیش از نیم قرن پیش توسط بانویی به نام راشل کارسون آغاز شود. به دیگر سخن، نخستین هشدار جدی در باره‌ی رابطه‌ی بهار و نوروز با طبیعت و محیط زیست را ۵۱ سال پیش، یک زیست شناس زن آمریکایی در جهان زنهار داد؛ زمانی که کتاب مشهورش با عنوان بهار خاموش را در سال ۱۹۶۲ میلادی منتشر ساخت و بدین ترتیب، تاریخ محیط زیست جهان را وارد فصلی تازه کرد که همچنان ادامه دارد. چرا که این او بود که برای اولین بار و به زبانی قابل درک و ساده به جهانیان هشدار داد: اگر رویه‌های خود را تغییر ندهند، ممکن است روزی نه چندان دور با بهاری روبرو شوند که کاملاً خاموش باشد؛ بهاری که در آن نه بتوان در کنار ترنم لغزان یک رود نشست و دمی آسایید، نه از آواز هیچ پرستویی اوج گرفت و نه از عطر شکوفه‌های بهارنارنج در هیچ پردیسی مست شد. راشل، البته دو سال پس از انتشار کتابش درگذشت و به دلیل عارضه سرطان، پیکر بی‌جانش به خاک سپرده شد، اما اثری که بر بنیان‌های فکری جوامع انسانی نهاد، به نظر نمی‌رسد که هرگز قابل دفن باشد. ادامه‌ی خواندن

آیا بین شکارچی و شکارکُش تفاوتی هست؟!

     روزگاری نامش پادشاه صخره ها بود … امروز اما انگار به “قلندر” بیشتر می‌ماند تا سلطان یا پادشاه؛ قلندری که هر روز دارد از شمارش بیشتر و بیشتر هم کاسته می‌شود … همان گونه که از شمار قلندرها و لوتی‌های زمان در دنیای آدم‌ بزرگ‌ها هم دارد کاسته می‌شود! نمی‌شود؟ ادامه‌ی خواندن

بهترین هدیه برای کودکان: هیزم شکنی که جنگلبان شد!

روی جلد کتاب

    همیشه گفته‌ام که یکی از مؤثرترین و در عین حال ساده‌ترین و کم‌خرج‌ترین روش‌هایی که می‌تواند به بهبود وضعیت محیط زیست در هر کشوری بیانجامد، آن است که آموزش جذاب و هدفمند گرایه‌های محیط زیستی را به مقاطع دبستان و پیش دبستانی گسترش دهیم. تجربه موفقیت آمیز سه ساله دبستانفرزندم در تهران – فرهنگ سعادت – گواه همین واقعیت است که امیدوارم روزی در سطح همه‌ی دبستان‌های همه‌شهرهای ایران تعمیم یابد.

    در این میان، یکی دیگر از ابزارهای مفید، تشویق نویسندگان توانا به آفرینش آثاری با مضامین محیط زیستی برای کودکان و نوجوانان است. یادم هست، چندی پیش چند داستان کوتاه از خانم مه لقا کاشفی – از اعضای جمعیت زنان مبارزه با آلودگی محیط زیست – را مطالعه کردم؛ داستان‌هایی به غایت اثرگذار و جذاب که دربردارنده‌ی محتوایی غنی از مضامین و پیام‌های محیط زیستی هم بود؛ اما متأسفانه کمتر ناشری هنوز به خود این جرأت را می‌دهد تا با حمایت از انتشار چنین آثاری، برگی زرین از آینده سبز وطن را به نام خود جاودانه سازد.

    امروز اما می‌خواهم، کتابی با عنوان “هیزم شکنی که جنگلبان شد” را معرفی کنم که به قلم سرکار خانم آزیتا پایگانی صومعه سرایی به رشته تحریر درآمده و به همت انتشارات بعثت در تابستان ۱۳۹۱ و در شمارگان ۲ هزار نسخه منتشر شده است. این داستان کوتاه و مصور ۱۲ صفحه‌ای که به قیمت فقط یک هزارتومان هم‌اینک در دسترس همه‌ی ایرانیان است، قصه‌ی هیزم‌شکن نادان و منفعت‌طلبی را روایت می‌کند که به دلیل ماجرایی عبرت‌آموز که برایش پیش آمد، تصمیم می‌گیرد به جای آن که شکارچی درختان باشد، حافظ جان آنها شده و جنگلبان گردد.

    امیدوارم یک روز هم فرزندان این دیار، قصه‌ی شکارچیانی را بخوانند مانند اسکندر فیروز بزرگ که اسلحه را کنار گذاشتند و به شکاربان تبدیل شدند.

پشت جلد کتاب

    پس تا زمانی که کتاب “شکارچی‌ای که شکاربان شد” را برایتان معرفی کنم، از شما هموطنان عزیزم می‌خواهم تا با خرید قصه‌ی این هیزم‌شکن ِ نادم که جنگلبان شد، از انتشار چنین آثاری در جامعه حمایت کرده و مشوقی باشید برای نویسندگانی چون مه لقا کاشفی‌ها و آزیتا پایگانی‌ها.

    شماره تلفن برای سفارش و خرید این کتاب: ۸۸۵۷۴۴۱۲ و ۰۹۱۲۶۵۹۲۲۹۲